ص90-108برنامه ریزی آموزشی چیست؟

برنامه ریزی آموزشی چیست؟

بعد کمیتی برنامه ریزی آموزش و پرورش  به مسایلی می پردازد که جنبه مقداری و شمارشی  دارند ، از قبیل  تعداد افراد مورد نیاز ، در سطوح مختلف دانش و مهارت و تخصص ، برای بخشهای مختلف تولید و خدمات  . تعدا افراد لازم التعلیم  در گروههای مختلف سنی . تعداد شاگردان در دوره های مختلف رسمی عمومی .   تعداد شاگردان در دوره های و رشته های مختلف تخصصی تحصیلات رسمی . تعداد شاگردان در برنامه های مختلف غیر رسمی . تعداد معلمان برای دوره ها ، رشته ها و برنامه های مختلف آموزشی . تعداد مدیران و کارکنان آموزشی . تعداد مدارس و مراکز و تاسیسات مختلف آموزشی . تجهیزات و وسایل آموزشی و ...

برنامه آموزشی(Educational Plan)

برنامه آموزشی طرحی است حاوی سیاست ها،اهداف،راهبرد ها و برنامه عمل مربوط به توسعه یک نظام یا یک نهاد آموزشی در خلال یک دوره زمانی معین که روش های اجرای و ارزیابی و نیز منابع مورد نیاز برای تحقق سیاست ها و اهداف در آن پیش بینی شده است. برنامه ریزی آموزشی فرآیندی است که طبق آن برنامه آموزشی تهیه و تدوین می شود.

مقدمات برنامه ریزی آموزشی

  در اصطلاح نامه مرکز منابع اطلاعات آموزشیEducational Resource Information Centre(EREC) برنامه ریزی آموزشی را فرآیند تعیین اهداف،روش ها، فعالیت ها،منابع و برنامه های موسسات آموزشی تعریف می کنند.و سرانجام فلیپ کومبز مدیر اسبق یونسکو، برنامه ریزی آموزشی را کاربرد روش های تحلیلی در مورد هر یک از اجزای نظام آموزشی به منظور ایجاد یک نظام آموزشی کار آمد می داند.تعریفی که کومبز در دهه ۱۹۷۰ از برنامه ریزی آموزشی کرده است تا به امروز مورد قبول بسیاری از صاحب نظران است و بطور ضمنی در بر دارنده عناصری است که در تعاریف پیشین به آن اشاره شده و در اینجا با قبول این تعریف، مباحث برنامه ریزی آموزشی دنبال می شود.

برنامه ریزی آموزشی(Educational Planning)

از برنامه ریزی آموزشی تعاریف گوناگونی شده است، که از برداشت های متفاوتی صاحب نظران نسبت به مقوله برنامه ریزی آموزشی ناشی می شود. برخی برنامه ریزی را آینده نگری و نقشه کشیدن برای آینده آموزش و پرورش می دانند. عده ای آن را پیش بینی نیاز ها و تخمین منابع برای تحقق اهداف از پیش تعیین شده تلقی می کنند. به تعبیر گروهی دیگر برنامه ریزی آموزشی،یعنی تصمیم گیری در باره آینده آموزش و پرورش هال(۱۹۹۰) به عنوان یکی از صاحب نظران این حوزه،برنامه ریزی آموزشی را روشی برای انتخاب منابع و اهداف طبق یک استاندارد می داند.

مفهوم برنامه ی درسی ، برنامه ریزی درسی و برنامه ریزی آموزشی

علی شریعتمداری، برنامه ی درسی را به عنوان " کلیه ی تجارب،مطالعات ،بحث ها ، فعالیت گروهی وفردی وسایر اعمالی می داند که شاگرد تحت سرپرستی وراهنمایی مدرسه انجام می دهد"تعریف می کند. ا زاین دیدگاه برنامه ی درسی صرفا"محدود به  تجارب و فعالیت های کلاسی دانش آموزان نمی شود. برنامه ی درسی محصول برنامه ریزی درسی است.

برنامه ریزی درسیDevelopment curriculum یا curriculum planning شامل سازماندهی یک سلسله فعالیت های یاددهی و یادگیری به منظور ایجاد تغییرات مطلوب د ررفتار یادگیرنده ها و ارزشیابی میزان تحقق این تغییرات است.

از نظر فیلیپ کومز، کارشناس برجسته ی یونسکو ، برنامه ریزی آموزشی "کاربرد تجزیه و تحلیل منطقی د رآموزش و پرورش به منظور افزایش کار آیی. یعنی کار برنامه ریز آموزشی، تحلیل نظامدار و منطقی مسائل و مشکلات آنی و آتی آموزش و پرورش وتلاش به منظور حل این مشکلات است. برنامه ریزی آموزشی را می توان " سازماندهی یا اصلاح فعالیت ها، تجهیز منابع و امکانات آموزشی برای تحقق بهتر اهداف آموزشی"تعریف نمود.

مقایسه ی برنامه ریزی آموزشی و درسی:

1-برنامه ریزی درسی، ویژه تر و اختصاصی تر از برنامه ریزی آموزشی است.زیرا برنامه ریزان آموزشی د رحوزه ی کلی نظام آموزشی فعالیت می کنند که برنامه ی درسی جزئی از آن حوزه ی کلی است. برنامه ی درسی آموزشی محدود به برنامه ی درسی نمی شود،عوامل و نهادهای دیگری چون عوامل جمعیت شناسانه،عوامل اقتصادی و عوامل سیاسی د رنظام های آموزشی مورد بررسی قرار می گیرند که برنامه ریزی درسی به صورت رسمی و مستقیم توجه کمی به آن ها دارد.

2- برنامه ریزی درسی بیشتر با مبانی روانشناختی ، فلسفی و اجتماعی آموزش و پرورش سروکاردارد و پایه های تئوریک خود را ازاین رشته ها می گیرد ولی برنامه ریزی آموزشی بیشتر با مباحث و مدل های کمی جمعیت شناسانه، خط مشی ها وسیاست های دولت و جنبه های اقتصادی آموزش وپرورش مرتبط است.

3-برنامه های درسی معمولا"برجنبه ی کیفی و محتوایی تأکید دارند وبا جریان ذاتی و فرایند تعلیم و تربیت سروکار دارند. اما برنامه های آموزشی بیشتر جنبه ی کمی داشته و با صورت و ظاهر آموزش وپرورش مرتبط هستند(یارمحمدیان 1389).

تعریف برنامه ریزی درسی:مجموعه فعالیت های یادگیری، یاددهی تحت سرپرستی معلم چه داخل مدرسه و چه خارج مدرسه (معلم باید بار دیگر به دو دانش آموز هم یاد دهد) (مشق شب یک نوع برنامه ریزی است).

 کار برنامه ریزی آموزشی چیست؟

به طور اعم عبارتست از:

-        گردآوری اطلاعات درباره نظام آموزشی

-        تشخیص دقیق منابع آموزشی (بودجه) معلمان، کتب درسی و کتب آموزشی

 در بحث اخص:

کار برنامه ریزی عبارت است از:

الف- محاسبه تعداد دانش آموزان به تفکیک سال و تعداد معلم

ب- تعداد کلاس مورد نیاز و مدارس تجهیزات و فضا

ج- محاسبه هزینه این ارقام

د- چه مواردی باید تدریس شود و چه تعداد معلم و مهندس و پزشک و... باید تدریس شود.

یک برنامه ریز اطلاعات خود را چگونه باید به دست آورد؟

از چه کسی

چه اطلاعاتی

چگونه

سیاستمدار

سیاست­های کلان آموزشی در جهت رشد و توسعه آپ

مصاحبه، تماس مستقیم یا رجوع با اظهارنظرهاشون

افکار عمومی

انتظارات عمومی از مدرسه و آموزش

مصاحبه مقالات روزنامه ها و بیانیه ها

منابع آماری

اطلاعات درباره روندهای اقتصادی و جمعیتی

بررسی های آماری و داده های سرشماری

پژوهشگران

بازده عمومی آموزش

روش های تحلیلی و بررسی کمی و کیفی آموزش

منابع مالی

بودجه و نسبت سرانه آن در چارچوب بودجه کل

سازمان مدیریت و برنامه ریزی

مدیران آموزشی

آمار ثبت نام، نیازها، مشکلات و حتی آمار مردودی ها و ترک تحصیل کننده ها

مصاحبه و گردآوری اطلاعات در سطح منطقه

معلمان

نیازهای آموزشی و کمک آموزشی و سطح تحصیلات

مصاحبه، پرسشنامه

دانش آموز

انتظاراتشان، توقعشان و میزان موقعیت شان

مصاحبه، پرسشنامه

کارفرما

مهارتهای مورد نیاز و کیفیت آموزش حرفه ای

مصاحبه، پرسشنامه

 

مفهوم برنامه ريزي آموزشي

از برنامه ريزي آموزشي تعاريف گوناگوني شده است كه از برداشتهاي متفاوت صاحبنظران نسبت به مقوله برنامه ريزي آموزشي ناشي مي شود. برخي برنامه ريزي آموزشي را آينده نگري و نقشه كشيدن براي آينده آموزش و پرورش مي دانند.عده اي آن را پيش بيني نيازها و تخمين منابع براي تحقق اهداف از پيش تعيين شده تلقي مي كنند. به عقيده گروهي ديگر برنامه ريزي آموزشي ، يعني تصميم گيري درباره آينده آموزش و پرورش.در اصطلاح نامه مركز منابع اطلاعات آموزشي آمده است:برنامه ريزي آموزشي ، يعني فرايند تعيين اهداف، روشها، فعاليتها، منابع و برنامه هاي موسسات آموزشي.سرانجام فيليپ كومز مدير كل اسبق يونسكو ، برنامه ريزي آموزشي را كاربرد روشهاي تحليلي در مورد هر يك از اجزاء نظام آموزشي به منظور ايجاد يك نظام آموزشي كار آمد مي داند(بهرام پور به نقل از فيوضات،1385).

 

طبقه بندي های  برنامه ريزي آموزشي

برنامه ريزي آموزشي را از چند ديدگاه طبقه بندي مي كنند:(خليلي شوريني،1381)

1-    به اعتبار زمان و طول مدت(كوتاه مدت- ميان مدت- بلند مدت)

2-    به اعتبار شيوه اداري نظام آموزش و پرورش.

3-    به اعتبار جامعيت يا محدوديت برنامه ريزي.

4-    به اعتبار رشد كيفي.

5-    برنامه ريزي آموزشي از نظر اهميت دادن به توسعه كمي.

6-    توجه به هماهنگي كمي و كيفي.

7-    به اعتبار ارتباط و ادغام در برنامه توسعه فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي كشور.

8-    به اعتبار ثابت يا موقت بودن برنامه ها.

9-  برنامه هاي راهبردي(استراتژيك يا جامع)و تاكتيكي عملياتي.

برنامه ریزی آموزشی را با توجه نوع برنامه از دیدگاه زمان عمل، حیطه و دامنه عمل، و چگونگی عمل به چند گونه می توان تقسیم کرد(فیوضات،1386).

برنامه ریزی از نظر زمان عمل

1- برنامه کوتاه مدت(از یک تا پنج سال).

2- برنامه میان مدت(بین پنج تا ده سال).

3- برنامه بلند مدت (از بیش ازده سال تا حدود بیست سال).

برنامه ریزی از نظر حیطه و دامنه عمل 

1-برنامه های خرد :یعنی برنامه ریزی در سطح ملی و موسسه ای.مانند برنامه ریزی دانشگاه تهران.

 2- برنامه های ملی : درتمام کشور اجرا می شود و ممکن است جامع باشدمانند:برنامه پنج ساله آموزش و پرورش در کشور.یا متوجه بخش ویژه ای باشد مانند: برنامه تربیت معلم در کشور 3- برنامه های محلی : برای یک استان ،شهرستان،یا تقسیمات دیگر منطقه ای و کشوری تهیه و تنظیم می شود.برنامه های محلی  می تواند از نوع جامع باشد،مانند برنامه آموزش و پرورش همدان؛یا از نوع ویژه باشد،مانند تعلیمات فنی و حرفه ای یزد.

4- برنامه های کلان :برنامه ای جامع که در تمام کشور باید انجام شود.مانند برنامه ریزی آموزش و پرورش ایران در بیست سال آینده.

5- برنامه های جامع :برنامه ای که تمام عوامل و عناصر و اجزای یک واحد آموزش و پروش را در بر می گیرد.برنامه های جامع می تواند در سطح ملی باشد ،مانند برنامه یزی آموزش و پروش ابتدایی کشور؛یا در سطح ملی یا موسسه ای باشد،مانند برنامه جامع دانشگاه تربیت معلم.

6- برنامه ریزی ویژه : برنامه ای که بخش های ویژه ای از آموزش و پرورش و فعالیت های آن را در بر می گیرد، مانند: برنامه ریزی تعلیمات ابتدای- برنامه ریزی تعلیمات دانشگاهی- برنامه ریزی سواد آموزی.

انواع برنامه ریزی (از نظر دامنه عمل) به زعم دکتر(تقی پور ظهیر،1385).

1-    جامع و کلی                          2 – ملی                      3- محلی                       4- ویژه

 

برنامه ریزی از نظر چگونگی عمل

 1- متمرکز- الزامی  این نوع برنامه ریزی در کشورهای سوسیالیستی معمول است.در این کشوها به اقتضای رژیم و ساخت سیاسی و اقتصادی آنها،برنامه ریزی جنبه نهاد پیدا کرده و کانون همه فعالیت های اجتماعی شده است.یعنی برنامه ریزی وارد ساخت و نهاد سیاسی این کشورهاست و تمام دستگاههای اجرایی ملزم به پیاده کردن و اجرای آن هستند.

2- ارشادی- ترغیبی:در کشور های غیر سوسیالیستی متداول است. دراین کشورها، به اقتضای نظام سیاسی و اقتصادی آنها، برنامه ریزی جنبه نهاد ندارد. مثلا ممکن است مالکیت بعضی از ابزار تولید و منابع در اختیار دولت باشد و ملی اعلام گردد و برخی دیگر در اختیار بخش خصوصی بماند. بنابراین برنامه ریزی در اموری که در اختیار دولت نیست، نمی تواند الزامی باشد و حالت ارشاد و ترغیب به خود می گیرد.

3- برنامه ریزی مشکل گشایی- موردی:جامعیت ندارد،دور مدت نیست و تمام نظام آموزش و پرورش را در ارتباط با بخشهای دیگر توسعه ملی در مد نظر ندارد؛ برای رفع مشکلات به صورت موردی و طرحهای کم و بیش مستقل اجرا می شود. بیشتر در کشوهای جهان سوم متداول است . هدفش آن است که نوآوریها و اصلاحاتی را در خرده سیستم های آموزش وپروش به بار بیاود و جنبه گره گشایی ورفع موانع را بر عهده دارد. مثلا اگر احساس شود بی سوادی مانع پیشرفت برنامه های توسعه اجتماعی شده ، طرح هایی برای درمان آن تنظیم می شود.

انواع برنامه ریزی آموزشی(رئیسی دانا و وفایی ،1388).

ا- برنامه ریزی آموزشی از نظر توجه به کمیت و کیفیت: آگاروال و تاکور(2003) از نظر توجه به کمیت ها و کیفیت های های آموزشی،برنامه ریزی را در دو طبقۀ کلان و خرد جای داده اند:

برنامه ریزی در سطح کلان: برنامه ریزی کلان با پدیده های بزرگ که دارای حجم و وسعت زیاد است و با میانگین های بزرگ سروکار دارد، مانند درآمد ملی، درآمد سرانه،سطح اشتغال و غیره.این برنامه ریزی در سطح وسیع با مسائل پایه ای و اساسی سروکار دارد. نقطۀ توجه اساسی در برنامه ریزی کلان کمیت هاست.

برنامه ریزی در سطح خرد:برنامه ریزی خرد با سرمایه گذاری و مصرف خرد در حد موسسه و نهاد، مدرسه و کلاس درس سروکار دارد.در این نوع برنامه ریزی نقطۀ توجه اساسی تامین کیفیت است.

2-برنامه ریزی آموزشی از نظر نوع مسئولیت و سبک کار و نوع مدیریت:از نظر مسئولیت و چگونگی انجام کار برنامه ریزی را می توان در سه سطح طبقه بندی کرد: برنامه ریزی متمرکز؛ برنامه ریزی نیمه متمرکز؛برنامه ریزی غیر متمرکز.

برنامه ریزی متمرکز: قدرت مرکزی در تهیه و تدوین برنامه ها اعمال می شود و اجرای سراسری برنامه ها مورد نظر حکومت مرکزی است.

برنامه ریزی نیمه متمرکز: چارچوب برنامه ها از نظر هدف ها و اصول ساختار توسط حکومت مرکزی تعیین می شود. اما محتوا، انتخاب روش ها و راهبرد ها بر عهدۀ مسئولان منطقه ای یا محلی است.

برنامه ریزی غیر متمرکز: مسئولیت تهیۀ برنامه ها و چگونگی اجرای آنها بر عهدۀ مقامات منطقه ای یا محلی گذاشته می شود. در این نوع از برنامه ریزی نقش مردم در تعیین هدف ها ، روش ها و راهبرد ها بیشتر است.

3-برنامه ریزی از نظر مقیاس:از نظر مقیاس و گسترۀ برنامه ریزی آموزشی سه طبقه ممتاز را می توان بر شمرد: 1- برنامه ریزی ملی: که توسط دولت و حکومت مرکزی در مسیر توسعۀ اقتصادی- اجتماعی کشورها تهیه و تدوین می شود.2 – برنامه ریزی منطقه ای: بیشتر در راستای کشف و بهره گیری از توانمندی ها و ظرفیت های منطقه ای است. 3- برنامه ریزی محلی: در مقیاس خرد اطلاعاتی را از گذشته و حال بدست می دهد که برای پیش بینی برنامه های میان مدت و بلند مدت بکار می آیند.

4- برنامه ریزی از نظر تصمیم گیری و نوع تفکر: برنامه ریزی از نقطه نظر نوع تفکر حاکم بر تصمیم گیری را می توان به سه نوع تقسیم کرد(محمودی و همکاران،1387).

برنامه ریزی عملیاتی یا سنتی: شامل اقدامات مشخصی که به تحقق هدف های مشخصی منجر می شود.این برنامه ریزی بیشتر در قالب برنامه های کوتاه مدت، بخشی و خرد می گنجد.

برنامه ریزی تاکتیکی:شامل تعیین هدف های میان کار و انتخاب ابزار های لازم برای تحقق آنها در میان مدت می شود.

برنامه ریزی راهبردی:شامل چارچوب چگونگی اجرای کلیۀ برنامه ها در تمام سطوح است. این برنامه ریزی به دنبال تغییر است(کافمن و هرمن ترجمه مشایخ و بازرگان،1374).به نظر آنها برنامه ریزی راهبردی در واقع«برنامه ریزی فراکنشی» جایگزینی برای«برنامه ریزی واکنشی» است.

5- برنامه ریزی از نظر رویکرد به مسئله: برنامه ریزی از نظر رویکرد به مسئله به دو طبقه 1-واکنشی یا (درون به برون): در برنامه ریزی واکنشی برنامه ریزان بر مبنای وضعیت حال و داده های موجود تصمیم می گیرند. در این نوع برنامه ریزی تغییر و تحول اساسی و بنیادی جایگاهی ندارد.بنابراین راه حل برنامه ریزان در جهت حل مسائل روز بیشتر به صورت ترمیم و رفع کاستی های موجود است. برنامه ریزی واکنشی از نظر رویکرد فکری، هدف گراست و اخذ نتایج در کوتاه مدت را پی گیری می کند. 2-فراکنشی یا (برون به درون) : در برنامه ریزی فراکنشی برنامه ریزان از دیدگاه بیرونی و با هدف بهبود جامعه ، هم در زمان حال و آینده به مسائل می نگرند و همه عوامل تاثیر گذار در بهبودی مورد نظر را شناسایی کرده و در برنامه ریزی می گنجانند.

انواع برنامه ریزی

برنامه ریزی از جهات مختلف تقسیم بندی شده است برخی از این تقسیم بندی به قرار زیر است (ویسی،غلامرضا ).

1-    برنامه ریزی اساسی(استراتژیک)

2-    برنامه ریزی اجرایی(عملیاتی)

3-    برنامه ریزی تخصصی

4-    برنامه ریزی ثابت و موقت

5-    برنامه ریزی کوتاه،میان و دراز مدت

6-    برنامه ریزی راهبردی و عملیاتی

برنامه ریزی استراتژیک:این برنامه ریزی دور اندیشی سازمان یافته ای است که شامل مراحل زیر می شود:

1)      ‌تعیین ماموریت ها و هدفهای دراز مدت سازمان.

2)      تفکیک ماموریت ها به هدفهای کمی و کیفی کوتاه مدت.

3)     تعیین سیاستها و خط مشی های آینده وکلان سازمان.

4)    برنامه ریزی اجرایی هماهنگ با قصد تحقق اهداف استراتژیک سازمان.

 برنامه ریزی استراتژیک: مشتمل است بر مشارکت همه افراد ذی نفع، ذی ربط و ذی علاقه مبنای باز اندیشی، بازسازی و باز آفرینی در نظام آموزشی است. (مشایخ،1389).

 برنامه ریزی اجرایی:این نوع برنامه ریزی عبارت است از توالی برنامه ریزی عملیاتی به شرح ذیل:

تهیه برنامه کوتاه مدت(تعیین بودجه و زمان انجام آن).

تعیین معیار های عملکرد و موقعیت از لحاظ کمیت ، کیفیت و هزینه.

باز بینی و تهیه موارد انحراف.

تهیه برنامه جدید.

برنامه ریزی تخصص:این نوع برنامه ریزی در هر یک از بخش های سازمان بنا به تخصص آن بخش تهیه می شود. مانند: برنامه ریزی و کنترل تولید، برنامه ریزی پرسنلی و برنامه ریزی مالی.

برنامه ریزی ثابت و موقت:این نوع برنامه ریزی عبارت است از طبقه بندی یک گروه از برنامه ها نسبت به فراوانی کاربرد و استفاده از آنها. برنامه های ثابت و پایدار برنامه هایی هستنند که به دفعات راهنمای عمل مدیران قرار می گیرند. وبه برنامه ریزی در خصوص خط مشی ها ، رویه ها ، روشها و مقرراتی که سازمان ها  به عنوان راهنمای رفتار و فعالیت خود به کار می گیرند. برنامه موقت برای هدف ویژه یا دوره زمانی معینی انجام می شود. و وقتی که هدف تحقق یافت یا زمان سپری شد برنامه متوقف یا مورد تجدید نظر قرار می گیرد. مثل برنامۀ بودجۀ سالانه.

برنامه ریزی کوتاه،میان و دراز مدت:این نوع برنامه بر اساس دامنه زمانی برنامه ها صورت می گیرد.

برنامه ریزی راهبردی و عملیاتی:دارای چهار چوب زمانی نسبتا طولانی و قلمرو وسیع هستند و برنامه های عملیاتی دارای دامنۀ زمانی کوتاه و قلمرو محدود هستند.

 انواع برنامه ريزي آموزشي

برنامه ريزي آموزشي از حيث هدف به دو دسته تقسيم مي شود كه به اختصار مورد اشاره قرار مي گيرد(ويسي،غلامرضا).

1-    برنامه ريزي مبتني بر تقاضاي اجتماعي

2-    برنامه ريزي مبتني بر نيروي كار

برنامه ريزي مبتني بر تقاضاي اجتماعي: بر اساس اين روش برنامه ريزي آموزشي به تقاضاي اجتماعي و درخواست مردم براي توسعهء آموزش و پرورش توجه مي كنند. در واقع هدف در اين نوع برنامه ريزي، حداكثر آموزش براي حداكثر مردم جامعه است.

برنامه ريزي مبتني بر نيروي كار: همكاري كلي و اصلي در اين روش، تامين نيروي انساني در سطوح مختلف، براي بخش هاي مهم اقتصادي ، صنعتي و ... است كه در برنامه توسعه پيش بيني مي شود . اين روش در خدمت برنامه هاي توسعه است. و در اين روش برنامه ريزي بايد مطابق با برنامه توسعه باشد. نتیجه"برنامه ریزی به طور عام و برنامۀ آموزشی به طور خاص در نظام آموزشی یک کشور تاثیر عمیق و مبنایی در تمامی سطوح جامعه دارد و آنچه که می تواند ما را به شکوفایی و پویایی در همه ابعاد زندگی برساند برنامه ریزی مناسب و موثر می باشد.از سوی دیگر برنامه های نامناسب همیشه باعث عقب ماندگی کشورها و ملت ها می گردد که جبران آن نیاز به زمانی طولانی داشته و بسیار مشکل است.بنابرین باید کوشید با برنامه ریزی آموزشی علمی و دقیق مناسب در تمامی ابعاد زندگی وضع مطلوب را به جامعۀ خود ارزانی بخشیم.

 برنامه آموزشي: فرآيند تشخيص وضعيت موجود و مطلوب ، تعيين اهداف نظام آموزشي ، سياستگذاري ، تعيين شاخص ها و رويه ها ، تخصيص منابع و امكانات ، نيروها ، بودجه و روش تحقق آن اهداف ، برنامه ريزي آموزشي ناميده مي شود .

برنامه ریزی آموزشی چیست ؟

فلیپ کومز در کتاب« برنامه ریزی آموزشی چیست ؟» مسایل اساسی برنامه ریزی آموزشی را به پنج قسمت تقسیم می کند :

1-اهداف و وظایف نظام آموزشی چیست ؟ در اینجا برنامه ریزان آموزشی با تکیه بر فلسفه و ارزش های جامعه اهداف نظام آموزشی سطو ح و مقاطع آموزشی و بالاخره اهداف اجتماعی فرهنگی سیاسی و اقتصادی آموزش و پرورش در این قسمت قرار می گیرد.

2-تعیین را ه حلهای ممکن:تعیین راه ها،روش ها و تکنولوژی های مناسب در این قسمت قرار می گیرد.روشن کردن مدت زمان اجرا،عملی ساختن اهداف،تعیین هزینه های نسبی و اثر بخش وظیفه برنامه ریزی آموزشی است.

3-تعیین منابع مورد نیاز:تعیین مقدار منابعی که باید صرف آموزش و پرورش بشود و توزیع مطلوب منابع و بالاخره تامین در آمد کافی برای آموزش های مورد نظر از مسائل اساسی برنامه ریزی آموزشی است.

4-تعیین کسانی که باید هزینه های آموزش و پرورش را بپردازند:این که باید هزینه های آموزش و پرورش از طریق در آمدهای عمومی و ملی توسط دولت پرداخت شود و باید مصرف کنندگان واقعی آن این مخارج را تحمل کنند بر عهده برنامه ریزی آموزشی است.

5-منابع چگونه باید تخصیص داده شود؟تقشیم منابع به سطوح مختلف آموزشی مثل کودکستان،دبستان،راهنمایی، هنرستان،دانشگاه و غیره از وظایف برنامه ریزی آموزشی است.تجهیزات آموزشی از قبیل ساختمان،کتاب،کتابخانه،آزم ایشگاه و نظایر آن در این قسمت می گنجد.

برنامه ریزی آموزشی چیست :بطور خلاصه ، برنامه ریزی عبارتست از تعیین فاصله بین وضعیت موجود ، وضعیت مطلوب و مشخص نمودن راه های رسیدن به هدف(وضعیت مطلوب). در عصر حاضر برنامه ریزی در کلیه موارد ، یکی از ضرورتهای اجتناب ناپذیر برای بقای سازمانها و حتی جوامع بشری است. برنامه ریزی را یکی از ابزارهای بسیار موثر و کارآمد و شاید تنها وسیله برای دستیابی به هر هدفی قلمداد می نمایند. برنامه ریزی مهمترین و اولین وظیفه مدیران و سرپرستان است و مدیران و سرپرستانی که از این امر مهم غفلت می ورزند ، در واقع آسیب پذیری خویش را نسبت به تغییرات محیطی افزایش خواهند داد. در دوران حاضر که تحولات سریع و در ابعاد مختلف علم و تکنولوژی اطراف ما را احاطه نموده است ، بدون برنامه ریزی بویژه در زمینه های آموزش و بهسازی منابع انسانی ، هیچ سازمانی قادر به ادامه حیات وانجام کار ثمر بخش نخواهد بود و بهمین لحاظ است که برخی از صاحب نظران مدیریت ، برنامه ریزی را اساس بقای سازمان قلمداد می نمایند. برنامه ریزی معمولاً در سه سطح کوتاه مدت ، میان مدت و دراز مدت طراحی می شود .برنامه ریزی آموزشی""برنامه ریزی آموزشی به عنوان زیر بنای ایجاد تحولات علمی و تکنولوژی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار می باشد. البته برنامه ریزی آموزشی از زندگی فردی و شخصی انسان شروع به زندگی اجتماعی و کاری او تسری پیدا می کند. در برنامه ریزی های آموزشی باید به جمیع جهات و کلیه ابعاد مذکور توجه شود. بنظر می رسد که علت عدم موفقیت بسیاری از برنامه های آموزشی و بهسازی منابع انسانی را می توان در عملیات آموزش "بدون برنامه ریزی شده" و بدون تفکر و تعمق کافی جستجو نمود. درصورتی که برنامه ریزی های صحیح آموزشی نه تنها آسیب پذیری مدیران ، مسئولان ، کارشناسان و برنامه ریزان آموزشی را تقلیل خواهد داد ، بلکه نیل به اهداف کارکنان و سازمان را هم تضمین خواهد نمود و کار را برای مدیران ساده تر خواهد کرد.تعریف برنامه ریزی آموزشی :عبارتست از تعیین اهداف آموزشی و پیش بینی عملیات و فعالیتهای آموزشی برای رسیدن به اهداف آموزشی از قبل تعیین شده با توجه به امکانات و محدودیت های آموزشی و همچنین نظام ارزشی جامعه.

مراحل برنامه ریزی آموزشی منابع انسانی

1- تعیین اهداف آموزشی

2- تعیین محتوا

3- تعیین مدت اجرای برنامه

4- تعیین شرایط شرکت کنندگان

5- تعیین روشهای آموزشی

6- پیش بینی تسهیلات و خدمات آموزشی

7- انتخاب اساتید مربیان آموزشی

1- تعیین اهداف آموزشی

تعیین هدف و یا اهداف دوره های آموزشی که تعیین محتوای برنامه های آموزشی را نیز بدنبال دارد ، پس از تشخیص و تعیین مشکلات سازمانی و نیازهای آموزشی که مسلماً از وسایل و مشکلات سازمانی و کارکنان سرچشمه گرفته ، اهداف برنامه ها و دوره های آموزشی به طریقی تهیه ، تنظیم و تدوین گردند که مشکل گشای سازمان و کارکنان بوده باشند.در تهیه و تنظیم و تدوین اهداف دوره های آموزشی باید کاملاً مشخص گردد چه نوع دانش ، مهارت و یا رفتار خاص برای موفقیت کارکنان و سازمان لازم است.همچنین در این مرحله لازم است معیارهایی برای سنجش میزان یادگیری شرکت کنندگان و نوع رفتار آنان پس از اتمام دوره آموزشی در نظر گرفته و برای کارآموزان نیز این معیارها و ضوابط سنجش را روشن نمائیم. در تعیین هدفهای آموزشی بایستی بدانیم که شرکت کنندگان در دوره های آموزشی در چه شرایطی باید آموخته های علمی خود را مورد استفاده قرار دهند.

اولین گام اساسی و ضروری در برنامه ریزی و بخصوص در برنامه ریزی های آموزشی ، تعیین هدفهای کلی و هدفهای ویژه آموزشی است. هدفهای کلی آموزشی با توجه به اهداف کلی و در چهارچوب خط مشی سازمان تعیین می گردد. هدفهای کلی آموزشی باید به نحوی تعیین شوند که کارکنان و پرسنل سازمان را در رسیدن به هدفهای کلی و ویژه سازمان یاری نمایند. درحقیقت هدفهای کلی آموزشی باید در ارتباط کامل و متناسب با وظایف و مسئولیتهای سازمان بوده و جهت گیری کلی به فعالیتهای آموزشی سازمان و هدفهای ویژه آموزش بدهد.

هدفهای ویژه آموزشی در چهارچوب هدفهای کلی آموزش سازمان و با توجه به نیازهای آموزشی معین می گردد. هدفهای ویژه آموزشی باید به سه سوال زیر جواب دهد :

1- چه می خواهیم یاد بدهیم یا کارآموز چه باید یاد بگیرد؟ یعنی شرکت کننده در دوره آموزشی بعد از طی دوره دقیقاً چه کاری را باید بتواند انجام دهد ( کار یا عمل)؟

2- عمل یا کاری که فراگیر و شرکت کننده بعد از طی دوره باید انجام دهد ، تحت چه شرایطی باید انجام پذیرد؟ (شرط یا شرایط)

3- معیار و ملاک ما در یادگرفتن با یاد نگرفتن کارآموزان یا شرکت کنندگان چیست؟ به عبارت دیگر موفقیت یا عدم موفقیت خود را در یاددادن با چه ملاک یا مقیاس خواهیم سنجید (معیار)؟

تعیین هدفهای ویژه در جهت رفع نیازهای آموزشی است. اعم از نیازهای آموزشی فردی ، سازمانی و اجتماعی. در تعیین هدفهای ویژه باید هدفهای کلی سازمان ، امکانات و محدودیت ها و علایق فراگیران و افراد ذی نفع را در نظر گرفت و بعد از گذشتن از این صافی ها ، هدف های آموزشی را در کنار هدفهای عملیاتی جهت رفع نیازها مورد توجه قرار داد.

2- تعیین محتوا

محتوا و مواد آموزشی در یک برنامه آموزشی تابع اهداف ویژه ای است که برای آن دوره تدوین شده است. بنابراین درصورتی که هدفها از جامعیت لازم برخوردار باشند ، مشخص کردن رئوس اساسی مطالب مورد بحث در دوره آموزشی تا حد زیادی آسان می گردد. علاوه بر مشخص کردن سرفصلهای اصلی هر درس در یک دوره آموزشی ، ضرورت دارد مسئولین آموزشی درباره مواد و منابع آموزشی دوره نیز تصمیم گیری نمایند. متاسفانه یکی از عواملی که کیفیت دوره های آموزشی را تحت تاثیر قرار می دهد ، عدم تنــاسب و یا تناسب اندک منابع آموزشی دوره با سرفصل های پیشنهـادی است. بزرگسالان شرکت کننده در این دوره ها دارای تجارب و اطلاعات قبلی هستند و انگیزه اصلی آنها برای شرکت در دوره دستیابی به اطلاعات عملی جهت حل مسائل شغلی و کاری است. برای تعیین محتوای آموزشی ، استفاده و نظر خواهی از افرادی که دارای تجارب ارزشمند و از نظر میزان دانش و اطلاعات در سطح بالایی قرار دارند ، می تواند بسیار مفید برای این امر باشد.

3- تعیین مدت اجرای برنامه

مدیران ، کارشناسان و مسئولان برنامه های آموزشی ، برای رسیدن به هدفهای آموزشی باید مدت لازم و کافی را جهت اجرای دوره ها در نظر بگیرند. همانگونه که اگر مدت زمان یک دوره آموزشی کمتر از حدمعقول در نظر گرفته شود ، ما را به هدفهای آموزشی نخواهد رسانید.چنانچه مدت زمان برنامه هم از حد معقول تجاوز کند ، حالت خستگی و کسالت در شرکت کنندگان بوجود خواهد آورد. میزان کمبودها در آموزش ، تعیین کننده مدت زمان اجرای برنامه ها می باشد. یا به بیانی دیگر از میزان و درجه فاصله وضعیت موجود با هدفهای ویژه می توان مدت زمان برنامه ها را تعیین کرد. محتوای برنامه ، نوع آموزشی که متشکل از آموزش های شبانه روزی ، آموزشهای حین کار و آموزشهای ضمن خدمت می باشند ، محل آموزش و نظر خواهی از کارآموزان و سازمانهای ذینفع از عوامل تاثیر گذار در تعیین مدت اجرای برنامه های می باشند.

4- تعیین شرایط شرکت کنندگان

یک واحد آموزشی و مسئولانش هر اندازه به امر آموزش خوشبین باشند ، ناچار از پذیرفتن این واقعیت هستند که به علت امکانات مالی و انسانی محدود ، نمی توانند کلیه افرادی را که به آموزش نیاز دارند ، در محدوده زمانی معینی آموزش دهند. منطقی ترین روش آن است که مساله اولویت تا حدامکان رعایت گردد و در درجه اول به افرادی آموزش داده شود که نیازشان نسبت به دیگران بیشتر است. در مواردی که تعداد خیلی زیاد باشد ، مسئول آموزش می تواند با کمک و مشارکت سرپرست مستقیم این افراد ، تعداد مورد احتیاج را انتخاب و برای شرکت در دوره دعوت نمایند.

 در انتخاب افراد شرکت کننده در دوره های آموزشی بایستی 4 نکته را در آن لحاظ نمود :

الف) تجانس تحصیلی : مسئله رعایت تجانس تحصیلی برای داوطلبان برخی از دوره های آموزشی از این نظر حائز اهمیت است که اختلاف تحصیلی ، بین دامنه پراکندگی اطلاعات اولیه شرکت کننده را تقریباً به حداقل می رساند. با رعایت همسانی تحصیلات شرکت کنندگان ، مدرسان کار خود را با اطمینان بیشتر در جهت کسب نتیجه مطلوب آغاز خواهند نمود.

ب) تجانس شغلی : بدیهی است چنانچه داوطلبان شرکت کننده در یک برنامه آموزشی از لحاظ مشاغلی که دارند ، هماهنگی نداشته باشند ، امکان تهیه برنامه ای که بتواند نیازهای آموزشی همه آنها را بر طرف نماید ، وجود ندارد. کارشناسان و مسئولان برنامه های آموزشی باید حداکثر کوشش خود را بکار گیرند که دقیقاً افرادی را که برای یک برنامه آموزشی انتخاب می کنند ، تجانس شغلی داشته باشند تا در موضوعات مورد آموزش با نظرات گوناگون مواجه نگردند که بتوانند تجلی گاهی از نیازهای و خواستها را فراهم آورند.

ج) تجانس تجربی : رعایت تجانس تجربی نیز از مهمترین نکاتی است که بایستی در انتخاب شرکت کنندگان مورد نظر باشد. محتوای برنامه چه برای افرادی که میزان تجربه و مهارتشان بالاتر از سطح پیش بینی شده در برنامه و چه برای تعدادی که سطح تجربه شان پائین تر از حد رعایت شده در برنامه باشد ، خسته کننده و بی نتیجه و احیاناً غیر قابل درک خواهد بود. مجدداً در موضوع هدفهای آموزشی ، مبحث " میزان فاصله بین سطح مطلوب و سطح موجود " را درخصوص تجارب شرکت کنندگان یادآوری و خاطر نشان می نماید.

د) دوره های آموزشی طی شده که ممکن است مدیران ، کارشناسان و برنامه ریزان آموزشی با رعایت کلیه نکاتی که ذکر شد ، افرادی را برای شرکت در دوره انتخاب و دعوت نمایند. اما در خلال اجرای برنامه با احساس نارضایتی ها از سوی شرکت کنندگان مواجه شود که از علت یا علل این مسئله ، خود نیز آگاه نیست. با تحقیق و بررسی بیشتر به این دلیل است که آنان قبلاً در دوره هایی مشابه دوره در حال اجرا نیز شرکت کرده بودند که از دید مجریان مخفی مانده بود. بنابراین در انتخاب شرکت کنندگان ضروری است اطلاعاتی در زمینه دوره های آموزشی گذرانده افراد داشته باشیم تا از بروز نارسائیهای بعدی جلوگیری بعمل آید.

5- تعیین روش های آموزشی :

موفقیت هـر برنامه آموزشی تـا حد زیادی بستگی بـه روش یــا روش هایی دارد که برای ارائه محتوای تعیین شده انتخاب می شوند در تعیین روشهای آموزشی هفت مورد را بایستی مدنظر قرار دهیم :

الف ) هدف آموزشی : از آنجائیکه اجرای هر برنامه آموزشی برای دستیابی به هدف یا هدفهای معینی است ، بنابراین ، روش یا روشهایی که تعیین می گردند ، بایستی دقیقاً در جهت رسیدن به هدفهای برنامه باشند. در غیر اینصورت منظوری که از اجرای دوره آموزشی مورد نظر است ، حاصل نخواهد شد. بطور نمونه اگر هدف از تشکیل یک دوره آموزشی ، تربیت حسابدار متخصص باشد ، بدیهی است نمی توان بطور کامل از روش سخنرانی همانند یک سمینار بهره گرفت.

ب) مدت و زمان آموزش: مدت هر برنامه آموزشی نیز به این دلیل که می تواند محدودیت هایی در بکار گرفتن برخی از روشهای آموزشی ایجاد نماید ، بایستی در انتخاب روشهای آموزشی مورد توجه قرار گیرد. مثلاً اگر در یک برنامه آموزشی بخواهیم از روش آموزش و پژوهش عملی استفاده کنیم ، مسلماً بایستی دقت بسیار طولانی در اختیار داشته باشیم و درست به همین دلیل ، کاربرد این روش در اغلب دوره ها با محدودیت هایی مواجه است.

ج) بودجه آموزش : از آنجائیکه بکارگیری برخی از روشها مستلزم صرف هزینه های سنگین است ، لذا مدیران ، کارشناسان و مجریان برنامه های آموزشی از بودجه آموزش همواره به عنوان مهمترین فاکتور در تعیین روشهای آموزشی نام می برند. بنابراین ، لازم است مسئولان آموزشی نسبت به رفع مشکلات مالی با سایر مدیران رده بالای سازمانی همکاری نموده و اگر به علت محدودیتهای مالی ، استفاده از بهترین روشها امکان پذیر نباشد ، نباید اجرای برنامه متوقف گردد ، بلکه باید از روشهای مناسب و جایگزین دیگر حداکثر استفاده را برای اجرای دوره آموزشی بکار بست.

د) سطح و تعداد کارآموزان : سطح سازمان شرکت کنندگان و تعداد آنها نیز بدون تردید در انتخاب نوع و روش آموزش تاثیر به سزایی دارد. به عبارت دیگر ، روشهایی که برای آموزش یک عده از مدیران رده بالای سازمانی انتخاب می شود ، الزاماً نمی تواند همان روشهایی باشد که برای گروهی مانند (بایگان) در نظر گرفته می شود. تعداد کارآموزان و فراگیران نیز در انتخاب نوع آموزش و روش آن موثر است. مثلاً روشی که برای آموزش یک اجتماع صد نفری انتخاب می شود ، قابل اعمال برای گروه ده نفری نیست و بالعکس.

هـ ) اساتید و مربیان آموزشی : تعداد اساتید و مربیان و کمک مربیان موجود آموزشی و میزان ساعاتی که می توانند در اختیار یک برنامه آموزشی قرار دهند ، نیز از عوامل نیاز موثر در انتخاب روشهای آموزشی بحساب می آیند. به عبارت دیگر ، برای استفاده از روش گروه بندی فرعی غیر از یک استاد یا مربی ، به تعداد گروههای فرعی کمک مربی نیاز است که در صورت دسترس نبودن استفاده از این روش با مشکل مواجه می گردد.

و) محل آموزش : ساختمان یا مرکزی که آموزش در آن انجام می شود ، کم و بیش در انتخاب نوع روش آموزشی تاثیر می گذارد. مثلاً وقتی یک بنای آموزشی فاقد اتاقهای بزرگ باشد ، استفاده از روشهای آموزشی مناسب گروههای بزرگ امکان ندارد و ناچار باید روش های دیگری را مورد استفاده قرار داد و یا اگر تعداد اطاقهای درس به اندازه کافی نباشد ، استفاده از روش گروه های فرعی و کار در گروههای کوچک امکانپذیر نخواهد بود.

ز) وسایل و لوازم آموزشی : این وسایل که شامل تسهیلات آموزشی ، کلاس درس ، کارگاه و آزمایشگاه و تجهیزات آموزشی از قبیل میز و صندلی و لوازم آموزشی از قبیل جزوات و کتاب و نظایر آنهاست ، بدون تردید کم و بیش در انتخاب روش آموزشی اثر می گذارد. مسئولان آموزشی قبل از اجرای برنامه ، بایستی با هماهنگی مدرس مربوطه ، امکانات و تجهیزات کمک آموزشی لازم را پیش بینی نمایند تا در حین تدریس دچار نارسایی نشوند.

6- پیش بینی تسهیلات و خدمات آموزشی

تسهیلات و خدمات آموزشی لازم برای اجرای برنامه های آموزشی در توفیق اینگونه برنامه ها تاثیر فراوان دارد. این تسهیلات و خدمات آموزشی را باید حتی الامکان متناسب با اهداف دوره های آموزشی ایجاد نمود و چه بسا در بسیاری از موارد مشاهده می گردد که کلیه امور مربوط به آموزش بصورت کامل مورد توجه قرار می گیرد ، غیر از تسهیلات و خدمات آموزشی لازم که در آن صورت سایر مسائل را هم تحت الشعاع قرار خواهد داد و روی آنها اثرات سوء بجای خواهد گذاشت. در امر تسهیلات و خدمات آموزشی بایستی به نکات ذیل دقت نمائید :

الف ) جا و مکان : اجرای یک برنامه آموزشی بصورت سمینار ، کنفرانس ، دوره و کلاس نیاز به محل مناسبی در مرکز آموزشی مورد نظر دارد. محل مذکور باید از نظر نور ، وسایل سردکننده و گرم کننده ، هوای کافی و سایر وسایل مناسب بوده و برای انواع برنامه های آموزشی تجهیزات لازم را دارا باشد.

ب ) خوابگاه : بعضی از برنامه های آموزشی تمام وقت ایجاب می کنند که شرکت کنندگان بطور شبانه روزی در مرکز آموزشی حضور داشته باشند تا کارهای اداری و خانوادگی ، فراغتشان را بهم نزند و بتوانند مدتی را با آرامش به برنامه های آموزشی اختصاص دهند. معمولاً توصیه می شود که خوابگاههای چنین مراکز آموزشی شبانه روزی بایستی در محیطی دور از شهر و برکنار از غوغا و سروصداهای معمول شهری ایجاد شوند تا نتایج مطلوب تری از آموزش حاصل گردد.

ج ) جلسات معارفه : به منظور آشنایی بیشتر شرکت کنندگان با یکدیگر و همچنین آشنایی آنان با مدیران و مسئولان و مربیان آموزشی ، شرکت در یک جلسه آشنایی اولیه مفید و موثر خواهد بود. در این زمینه می توان فهرستی از مشخصات کلی شرکت کنندگان و همچنین سوابق تحصیلی و شغلی آنها را قبلاً تهیه و در جلسه معارفه برای آشنایی بیشتر آنان توزیع نمود.

د ) تجهیزات کلاس ها و سالن های آموزشی : مدیران و کارشناسان و مسئولان دوره های آموزشی باید دقت کافی را در مورد تجهیزات کلاسها و سالنها بعمل آورند تا از لحاظ نارسایی وجود نداشته باشد. اغلب اتفاق می افتد که اهمیت ندادن ، ناچیز شمردن برخی از این مسائل از سوی مسئولان آموزشی در حین اجرای دوره ، نارضایتیها و اشکالات عمده ای تولید می کند که شاید فرصت رفع آنها دیگر فراهم نباشد. مانند فضای مناسب ، نور کافی ، عدم وجود سرو صدای مزاحم ، درجه حرارت مناسب ، دستگاههای گرم کننده و خنک کننده ، صندلیهای مناسب و کافی و وسایل سمعی و بصری متناسب با دوره آموزشی از جمله این موارد می باشند.

ص79-89انواع برنامه درسی

انواع برنامه درسی

به طور کلی برنامه درسی به دو بخش رسمی (آشکار) و غیر رسمی (پنهان) تقسیم می گردد. برنامه درسی رسمی یا آشکار به برنامه ای اطلاق می شود که در مدارس در حال اجرا بوده و هر لحظه می توان از کم و کیف آن اطلاع حاصل کرد. مانند محتوای درسی ریاضی سال سوم راهنمایی که مقدار ساعت آن در هفته و کتاب آن، معلم آن، مدرسه آن و ...، همه مشخص است.

برنامه درسی پنهان بخش پیچیده برنامه یادگیری فرد را تشکیل می دهد. به هیچ وجه نمی توان از مقدار و کم و کیف آن در زمان و مکان اطلاع پیدا کرد. می توان گفت که آدمی بیشتر از طریق برنامه درسی پنهان می آموزد. دانش آموزان وقتی به گرد هم جمع می آیند، از هر دری سخن می گویند، آنان در واقع تجربیات یادگرفته خود را به صورت غیر مستقیم در اختیار یکدیگر قرار می دهند. بنابراین:برنامه درسی رسمی:برنامه درسی رسمی شامل موضوعات درسی و آموزش های مدرسه ای تلقی می شود.

برنامه درسی پنهان:

برنامه درسی پنهان شامل تعاملات روان شناختی، هنجارها، پویایی گروه، احساسات، تجربیات، نگرش ها و علایق بین معلمان و دانش آموزان می باشد.

مقایسه برنامه درسی ـ آموزش ـ تدریس

به طور کلی، برنامه درسی طرحی است برای فراهم آوردن فرصت های یادگیری.

آموزش، ابزار یادگیری یادگیرندگان در جریان یادگیری است. در واقع آموزش فرصت طرح های یادگیری تلقی می گردد. بنابراین آموزش یعنی اجرای برنامه درسی یا عملیاتی نمودن برنامه درسی است. در هر جایی که برنامه درسی باشد، آموزش معنا می یابد و هر جایی که آموزش هست، حتماً برنامه درسی وجود دارد. یک آموزش خوب نیاز به یک برنامه درسی خوب هم دارد.تدریس فعالیتی هدفمند است که به دنبال تحقق یادگیری می باشد.

 آموزش شامل هر نوع فعالیت یادگیری در زمان ها و مکان است. فرد وقتی روزنامه می خواند در واقع تحت آموزش نویسنده روزنامه قرار گرفته است. همین طور تمام فعالیت های انسان در طول زندگی او، مفهوم آموزش را به صورت غیر مستقیم به دنبال دارد. یعنی در طول زندگی خود تحت آموزش است و ممکن است از آن اطلاع نداشته باشد. ولی تدریس، آموزشی خاص و آگاهانه است که به وجود حداقل دو انسان نیاز است. یک نفر یاددهنده و یک نفر یادگیرنده.بنابر آنچه گفته شد، می توان دریافت که آدمی در تمام عمر در حال آموزش و یادگیری است و بخشی از عمر خود در حال تدریس (به معنای خاص یادگیری) است. آموزش و تدریس هر دو لایه هایی برای برنامه درسی تلقی می شوند. باید توجه داشت که آموزش و تدریس را برنامه درسی به یکدیگر پیوند می دهد. در مقایسه کلی، عالم هستی، برنامه درسی است و آدمی آموزش های متفاوتی را از این برنامه دریافت مــی دارد. آمــوزش های اختصای آن شامل مدرسه و کلاس و دانشگاه است. شکل زیر نسب برنامه درسی، آموزش و تدریس را نشان می دهد.

مقایسه برنامه ریزی آموزشی و برنامه ریزی درسی

برنامه ریزی آموزشی :عبارت است از سازماندهی فعالیت های آموزشی، تجهیز منابع انسانی و غیر انسانی به منظور تحقق اهداف آموزشی (سخت افزار)

برنامه ریزی درسی :عبارت است از سازماندهی فعالیت های یاددهی و یادگیری به منظور ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار یادگیرندگان (نرم افزار)

به طور کلی برنامه ریزی درسی، جزیی از برنامه ریزی آموزشی حساب می شود. برنامه ریزی آموزشی محدود به برنامه ریزی درسی نمی شود، بلکه تمام جامعه را در بر می گیرد. برنامه درسی بیشتر در مدرسه و کـلاس و محیط های آموزشی رسمی مورد استفاده است. بنابراین برنامه ریزی درسی بیشتر جنبه های کیفی (نرم افزاری) را شامل می شود و برنامه ریزی آموزشی (سخت افزاری) بیشتر جنبه های کمی فرآیند تعلیم و تربیت را در بر دارد.

تعریف آیزنر از برنامه درسی :برنامه درسی یک مدرسه با یک درس ،با یک کلاس درسی را می توان مجموعه ای از فعالیتهای  قبل پیش بینی شده دانست ،که به قصد دستیابی به نتایج آموزشی تربیتی برای یک یا بیش از یک دانش آموز در نظر گرفته شده اند .

او چند ویژگی را برای تعریف خود بیان می کند .

 1-برنامه درسی باید مجموعه ای از تدبیر ها و وقایع را در بر گیرد

2-برنامه درسی بنا به ضرورت با فعالیت برنامه ریزی همراه است .هرچند تصمیم ها می تواند به شکل مختلف باشد

3-قصد برنامه ریزان با ماهیت سند مکتوب برنامه درسی باید آموزشی تربیتی باشد .

رابطه میان رشته برنامه درسی با سایر علوم تربیتی

رشته برنامه درسی با رشته های طراحی آموزشی ،برنامه ریزی آموزشی و فلسفه تعلیم و تربیت ارتباط مستقیم با سایر رشته ها ارتباطی با اهمیت کمتر دارد .

1-رابطه میان رشته برنامه درسی با آموزش طراحی آموزشی :ارتباط این دو رشته در نظریه های موجود می باشد

2-رابطه رشته برنامه درسی با رشته برنامه ریزی آموزشی

قلمرو برنامه ریزی آموزشی : این قلمرو معطوف به وضع شاخص های کمی (هدف های کمی )برای نظام آموزشی در سطوح مختلف از خرد تا کلان و ارزیابی میزان تحقق آن از از منظر کمیت هاست .

قلمرو برنامه ریزی درسی :این قلمرو معطوف به کیفیت هدف های کیفی ،تربیتی ،آموزشی در نظام آموزش در سطوح مختلف است .به عبارت دیگر ترجمان هدف ها ی آموزشی تربیتی نظام آموزشی و مهمترین ابزار تحقق آن این هدف هاست .

بحث برنامه درسی بیان دیدگاه ها ،مفهوم پردازی ها یا ایدئولوژی های برنامه ریزی درسی است .ایدئو لوژی ها با دیدگاه ها در واقع نظریه های فلسفی برنامه درسی هر چند فلسفه های کلاسیک تعلیم و تربیت مورد نظر نیست اما این نظریه ها به دلیل ماهیت تجویزی خود همچون اندیشه ها ی فلسفی جلوه می نماید که در تعیین اصالت و و اعتبار آنها باید به ملاک های مطرح شده در حوزه اندیشه فلسفی تمسک جست . هر یک ازاین دیدگاه ها در بطن خود نظریه ای در باب هستی ،انسان ،معرفت و ارزش را نهفته دارد که با تحلیل هر یک می توان مواضع فلسفی را اشکار ساخت.زایس در بحث تعیین حدود و ثغور موضوعی ،به تفصیل ،به موضوعاتی از قبیل طراحی برنامه درسی ،برنامه ریزی درسی ،مبانی برنامه درسی ،اجرای برنامه درسی ،و مهندسی برنامه درسی می پردازد .

مهندسی برنامه درسی :که از آن به عنوان نظام برنامه درسی نیز نام برده شده استن ،شامل مراحل تدوین برنامه ،اجرا و ارزشیابی می باشد که درحقیقت معرف مجموعه فعالیت هایی است که برنامه درسی مدرسه را پویا نگه می دارد .

برنامه ریزی درسی:برنامه ریزی درسی شامل سازماندهی یک سلسله فعالیت های یاددهی - یادگیری به منظور ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار یادگیرنده و ارزشیابی میزان تحقق این تغییرات است .

در واقع برنامه ریزی درسی به هشت سوال زیر باید پاسخ دهد :

1- چرا آموزش دهیم ؟     2- چه کسی آموزش دهد ؟   3- چه کسی را آموزش دهیم ؟   4- چه چیزی را آموزش دهیم ؟5- چگونه آموزش دهیم ؟      6- چه موقع آموزش دهیم ؟ 7- کجا آموزش دهیم ؟ 8- چگونه آموزش را ارزشیابی کنیم ؟

مراحل برنامه ریزی درسی:

برای برنامه ریزی درسی مراحل مختلفی ذکر شده است که ذیلاً به دو مورد از آنها اشاره می شود ،دکتر قورچیان مراحل زیر را برای برنامه ریزی درسی معرفی نموده است :1- تعیین جهت دهی ارزشی ، اهداف و آماده سازی رئوس برنامه   2- تعیین استانداردهای آموزش  3- انتخاب و سازماندهی محتوا   4- طرح ریزی عناصر برنامه ریزی  5- برنامه ریزی عناصر برنامه درسی  6- اعتبار بخشی به ماده درسی     7- اجرای برنامه درسی   8- ارزشیابی برنامه درسی    9- بازنگری و بازتاب .

انواع برنامه ریزی در آموزش و پرورش

1 . طرح ریزی  آموزش و پرورش:   به تهیه برنامه ای اطلاق میشود که هدف کاملا مشخص و قابل اندازه گیری وارزشیابی داشته و محدوده زمانی اجرائی ان معلوم باشد همچنین منابع مالی وانسانی وفنی مورداستفاده دربرنامه نیز بطور مشخص تعیین شده است . مثال: طرح تهیه کتابهای درسی  ـ طرح مبارزه با بیسواد

2 . برنامه ریزی نیروی انسانی : شامل برنامه هایی برای تربیت عموم کارکنان از کارگران نیمه ماهر و ماهرگرفته تا تکنسینها ،مهندسان ،پزشکان ،معلمان ،استادان و سایر متخصصان میباشد . هدف آن تربیت افرادی است که چرخهای اقتصادی کشور را به حرکت درمی آورند

3 . برنامه ریزی آموزشی : کلیه ارکان و ابعاد آموزش و پرورش را در بر میگیرد و تمام آموزش و پرورش چه اجتماعی ،اقتصادی ،ابتدائی ،راهنمائی ،متوسطه یاعالی ،چه رسمی وغیر رسمی ،جه توسط سازمانهای اموزش و پرورش یا موسسات و سازمانهای دیگر ،همه را شامل می شود.

برنامه ریزی آموزشی عبارت است از : «کاربرد روشهای تحلیلی در مورد هریک از اجزاء نظام آموزشی و هدف آن استقرار یک نظام آموزشی کارآمد است ».

سطوح برنامه ریزی آموزشی عبارتند از  : الف : سطح فراسوی کلان         ب: سطح کلان            ج: سطح خرد

4 . برنامه ریزی درسی: برنامه ریزی درسی به یادگیری و طراحی عناصر و عوامل مختلف آن مربوط میشود فرایندیادگیری با عوامل گوناگونی ارتباط دارد گه هریک از آنها در جریان چگونگی یادگیری موثر است استعدادها وتوانائی های فراگیرنده، محتوای برنامه درسی ،نقش معلم ،ارتباط متقابل دانش اموزان ،فضای یادگیری ووسایل اموزشی ،هرکدام بنوعی در یادگیری موثر هستند این عوامل باید بصورت یک مجموعه بهم پیوسته عمل کنند و هرعامل جزئی از کل محسوب شود .

تعاریف برنامه ریزی :  عبارت است ازآنچه آموخته میشود نظیر،انتقال تجربیات وانتقال اطلاعات مواد » . « تجربیات آموختنی ونتایج موردنظر بصورت طرحریزی وهدایت شده که از طریق بازسازی منطقی معرفت وتجربه بمنظوررشد دائمی یادگیرنده در زمینه شخصی و اجتماعی ،تحت نظاذت مدرسه تدوین شده است »

تانروتانر: «برنامه درسی عبارت است یادگیرنده در زمینه شخصی واجتماعی ،تحت نظارت مدرسه تدوین شده است » .

بوبیت : « فعالیتهایی که کودکان و نوجوانان باید انجام دهند تا توانائی انجام فعالیتهای ضروری برای زندگی بزرگسالی در آنها بوجود آید » .

تابا: «برنامه آموزشی بیش از هر چیز به نحوه آماده سازی نسل جوان یک جامعه بصورت افرادی سازنده ومفید برای آن جامعه تلقی میشود  » .

الف لوی : « همه فعالیتهای یادگیری فراگیرنده ،انواع وسایل آموزشی ،پیشنهادهائی در مورد راهبردهای یادگیری و شرایط اجرای برنامه  »

برنامه درسی شامل همه تجربه های بچه ها ست که مدرسه مسئولیت آن را پذیرفته است »

برنامه درسی رسمی : « آنچه در قالب هدفهای معین به دانش آموزان ارائه میشود وقصد این است که فراگیران در پایان یک دوره آموزشی معین به انها نایل گردند برنامه درسی رسمی است  » .

برنامه درسی غیر رسمی : آنچه دانش آموزان از فرهنگ خانواده ،وسایل ارتباطجمعی ،ارتباط دوستان و همسالان و رفتارمعلم وغیره کسب میکند به برنامه درسی غیر رسمی مربوط میشود وچون این بخش از برنامه در کنترل برنامه ریز وفراگیر نیست گاهی برنامه درسی پنهان نیز به آن گفته میشود .این نوع برنامه گاهی تقویت کننده و گاهی مانع و مخرب برنامه درسی میباشد .برنامه درسی بایستی  بتواند فاصله برنامه درسی آشکار و پنهان راکم کند ومعلم هم تلاش کند عوامل داخل مدرسه را با هدفهای  برنامه درسی هماهنگ نماید .بنابراین میتوان گفت : « برنامه درسی به محتوای رسمی و غیررسمی ،فرایند محتوا ،آموزشهای آشکار و پنهانی اطلاق میگرددکه بوسیله آنها فراگیر تحت تاثیر هدایت مدرسه ،دانش لازم رابدست میآورد مهارتها را کسب میکند و گرایشها،قدرشناسی ها وارزشها را در خود تغییر میدهد » . گفتنی است « آنچه برنامه ریزان درسی باید تفکر ،مطالعه،طراحی کنند همان  برنامه درسی آشکار است  » .

در مورد برنامه درسی،تعریف واحدی مورد توافق نیست نگرشهای اساسی به مفهوم و تعریف برنامه درسی عبارتند از :

1 . دیدگاه رشد وتوسعه فرایندهای ذهنی عقلی : برنامه ریزی درسی ازجهت رشد وتوسعه فرایندهای ذهنی نگریسته میشود از نظرمدافعان این دیدگاه مهمترین نقش وکارکرد مدارس عبارتند از :

الف : کمک به دانش اموزان برای اینکه چگونه یادگرفتن را بیاموزند .

ب: فراهم آوردن فرصتهای یادگیری بمنظور تقویت انواع مهارتهای وتوانائیهای ذهنی براساس این دیدگاه انسان مجموعه ای از توانائیها و استعدادهای نسبت مستقل از یکدیگر ، مانند قدرت استنباط ، قدرت تحلیل ، قدرت پیش بینی ،قدرت حل مسئله ، قدرت حفظ کردن وغیره تشکیل شده وفعلیت بخشیدن به این قوا توان برخورد مناسب را با مسایل به فرد اعطا میکند .حامیان این دیدگاه مخالفان سرسخت انتقال اطلاعات و دانش به دانش آموزان هستند . دراین دیدگاه به عوض محور قرار دادن محتوا به فرایندها توجه کرده و آنها را محور تعلیم و تربیت قرار میدهد . معلم نقش راهنما ،تسهیل کننده فرایندیادگیری وغنی سازی محیط آموزشی را بر عهده دارد .

2 . منطق گرائی علمی : از نظر این دیدگاه کارکرد اصلی مدرسه عبارت است از تقویت و رشد قوای ذهنی دانش آموزان در آن دسته از موضوعاتی که ارزش بالای یادگیری دارند و برخلاف دیدگاه قبلی برمحتوا تاکید دارد ومعتقد است مدارس مکانهای خاصی هستند که رسالت آنها به عنوان نهادهای اجتماعی نباید بروز واکنش برای پاسخگویی به هرگونه شکل اجتماعی یا هوسها و احساسات شخصی یا گروهی باشد پاسخگویی به مسایل اجتماعی واینکه موقعیت اجتماع چه چیزهائی را اقتضا ءمیکند به هیچ عنوان ملاک تصمیم گیری در این دیدگاه نیست دراین دیدگاه کارکرد مدارس ، پرورش عقلی فرد ازطریق انتقال میراث فرهنگی و فراهم کردن زمینه فراگیری قویترین و غنی ترین دستآوردها و اثارعقلی بشر است .

3 . تحقق خود:  در این دیدگاه دانش آموز محور ومنبع اطلاعات وتصمیمات برنامه درسی است ومعلمان باید برنامه درسی خود را با هماهنگی و همفکری دانش آموزان تهیه کنند تا نیازها وعلایق دانش آموزان مد نظر باشدبعبارتی برنامه درسی زائیده ی کنش وواکنش دوستانه میان معلم ودانش آموز است که فرایند برنامه ریزی موسوم به «معلم  ـ دانش آموز »راتشکیل میدهد.

4 .  بازسازی اجتماعی یا تطابق اجتماعی : دراین دیدگاه نیازهای جامعه برنیازهای فرد مقدم است دو نظریه در این دیدگاه وجود دارد :

الف: نظریه حال نگر که معتقد است تعلیم و تربیت باید برای تطبیق وضعیت موجود اجتماع سوق داده شود  .

ب: نظریه ی آینده نگر که معتقد است درعین اینکه برنامه های درسی باید برمبنای نیازهای اجتماع بنا شود اما لازم است درعوض جامعه ی حاضر ، به نیازهای جامعه ی مطلوب و آرمانی توجه کرد .

تحلیلی برنگرش ها و تعاریف برنامه درسی:

 در برنامه درسی نه اصالت به نیازها وخواهشهای فرد است ونه اجتماع اصالت دارد ونه فرایندهای ذهنی ،باید تنها محور برنامه قرار گیرد ونه میراث فرهنگی وانضباطها تنها دلیل وجودی مدارس را تشکیل میدهند بلکه با ایجاد اعتدال بین این اباد و عوامل باید زمینه ای را برای رشد و اعتلای همه جانبه ی شخصیت خود فراهم نمود .

بخش اول : طراحی برنامه درسی   و فصل دوم :  متخصصان حوزه برنامه درسی ،به منظور تحقق بخشیدن به فعالیتهای خود وکسب موقعیت درتهیه برنامه های درسی مناسب ،مجموعه فعالیتهای برنامه درسی را بدو بخش "طراحی"و " برنامه درسی "تقسیم میکنند . در برنامه درسی "موضوع محور " یادگیری مکانیکی است هدفهاو مراحل یادگیری قدم به قدم از قبل تعیین میشوند و برنامه درسی از قبل تعیین و سازماندهی میگردد روش خطی است و بر حجم مطالب ومحتوا تاکید بیشتری میشود تا بر فرایند یادگیری . دربرنامه های درسی "دانش آموز محور "ویژگیها ونیازهای یادگیرنده مورد توجه قرار میگیرد و آموزش بنا به ویژگیهای یادگیرنده انفرادی تر میشود . دربرنامه های درسی "جامعه محور " اصلاح و توسعه جامعه هدف اصلی است محتوای برنامه درسی از زندگی گرفته میشود ودر فرایند یادگیری ،روش حل مسئله مورد نظر است .

عناصر مورد توافق برنامه درسی عبارتند از : اهداف ـ محتوا ـ موادآموزشی ـ راهبردهای یاددهی،یادگیری ـ زمان ـ فضا ـ ارزشیابی

سطوح هدفها : یونسکومراحل زیر زا برای سطوح هدفها پذیرفته است  :

هدفهای آرمانی : که فیلسوفان و ایدئولوگهای جامعه ارائه میدهند مانند تاسیس یک جامعه اسلامی یا تربیت یک ملت عادل یا تحقق فرصتهای مناسب و مساوی برای همه .

مقاصد آموزشی : کلیت آنها از کلیت هدفهای آرمانی کمتر است و میان مدت میباشند وبطور مستقیم به هدفهای آموزشی مربوط میشوند مانند تاسیس مدارس فنی و حرفه ای .

هدفهای جزئی: که وظایف ویژه ،مختص فرایند یاددهی  ـ یادگیری را بیان میکنند و دارای سطوحی هستند مثل مدرسه معین ،دروس خاص یا افراد روستا .

سیلور و الکساندر سطوح زیر را تعیین کرده اند:  مقاصد- هدفهای کلی ـ هدفهای جزئی ـ هدفهای عینی ـ هدفهای عینی خاص. با توجه به نظام آموزشی کشور خود که شکل متمرکز دارد وباتوجه به وجود یک نظام اعتقادی همه شمول سطوح زیر را برای هدفها می پذیریم : هدفهای غایی (آرمانی ) ـ مقاصد آموزشی ـ هدفهای کلی آموزشی  .

هدفهای کلی آموزشی خود دارای سه سطح است : هدفهای دوره های تحصیلی ـ هدفهای یک درس در یک دوره ـ هدفهای یک واحد تدریس .

منابع تعیین هدفها:عبارتند از:  نظام اعتقادی و ارزشی ـ ماهیت یاد گیرنده ـ ماهیت جامعه ـ ماهیت دانش ـ ماهیت یادگیری.

الف: نظام اعتقادی و ارزشی:

در این فصل برنامه ریزی را از دیدگاه های مختلف تعریف می کند یکی از جامع ترین تعریف های برنامه ریزی فراگردی است مداوم ، حساب شده و منطقی ، جهت دار و درونگر ، به منظور ارشاد و هدایت فعالیّتهای جمعی برای رسیدن به هدف مطلوب می باشد . همچنین آموزش و پرورش را نیز مورد برسی قرار داده وآن را به عنوان فعالیّتی مداوم ،جامع وبرای همه ،برای رشد و تکامل انسان ،غنای فرهنگ و تعالی جامعه تعریف می کند . ورابطه ی آن را توسعه ی اقتصادی فروابط اجتماعی بیان می کند و دیدگاه سیاست گزاران و متفکران اجتماعی رادر مورد مفید یا غیر مفید بودن آن بیان می کند .

فصل دوّم : سیر تحول و تکامل برنامه ریزی آموزشی و پرورشی

در این فصل ابتدا برنامه ریزی آموزشی وپرورشی را از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار داده و تعریف لکت را به عنوان جامع ترین تعریف بیان می کند . «فراگردی است برای تعیین کردن هدف های مناسب ،تشخیص دادن مسائل و نیازها و امکانات و محدودیت هایی که برای رسیدن به آن هدف ها موجود است یا محتملاً وجود خواهد یافت ،و تنظیم کردن فعالیت ها و برنامه هایی که برای رسیدن به آن لازم است .» وسپس انواع برنامه ریزی را بیان می کند . سپس برنامه ریزی را از نظر زمان عمل ،حیطه و دامنه عمل و چگونگی عمل تقسیم می کند و انواع آن را بیان می کند . سپس تاریخچه تحول برنامه ریزی آموزشی و پرورشی را در ایران وجهان و کمبود های آن را بیان می کند .

کارکردها یا  وظیفه برنامه ریزی آموزشی چیست ؟

1-    توسعه ی اقتصادی

2-    توسعه ی سیاسی

3-    توسعه ی اجتماعی

4-    توسعه ی فرهنگی

منشاء اهداف برنامه ریزی آموزشی

 اهداف برنامه ریزی آموزشی از ارزش های اجتماعی، فرهنگی و ساختار سیاسی هر جامعه مایه می گیرد . در اهداف برنامه ریزی آموزش ملی عناصر و اجزا مختلفی باید مورد توجه قرار داده شود.

دو عامل مهم در تعیین اهداف برنامه ریزی جامع آموزشی در عرصه ملی نقش اساسی دارند:

1- مجموعه نیازهای کمی و کیفی نهادها و سازمانهای سیاسی ، اقتصادی و تولیدی ، نظام اداری ، نظام علمی – فنی و فرهنگی و بخصوص نیازهای امروز به تحولات جمعیتی کشور است که در اهداف برنامه ریزی آموزشی اثر تعیین کننده دارند.

2- مجموعه ضرورت ها ، کمبودها و نیازهای درونی نظام آموزش و پرورش می باشد . نگرشی کلی به مجموعه یاد شده در عرصه یک جامعه و تلفیق و تنظیم و هماهنگی کلیه پارامترها و ضرورت ها و نیازهای یاد شده شیوه و اسلوب علمی و دقیق، برای تعیین چارچوب اهداف برنامه ریزی آموزشی می باشد .

تحول برنامه ریزی آموزشی کمی است یا کیفی:

در طی سه دهه ی گذشته (1980-1950) بیشتر متوجه گسترش کمّی نظام آموزش بوده است.طی سال های اخیر، در کشورهای در حال توسعه، توجه از توسعه ی کمّی به گسترش کیفی معطوف شده است. مانند توجه به نابرابری های منطقه ای، نابرابری های ناشی از طبقات اجنماعی و جنسیت، توسعه ی فرهنگی، حفظ هویت فرهنگی، ارزیابی های تکوینی وپایانی و ...

مراحل رشد فرایند برنامه ریزی آموزشی:

1- مرحله ی آگاهی ( بعد از جنگ جهانی دوم )

2- مرحله ی توجه به برنامه ریزی ویژه و خرد ( 1960-1950)

3- مرحله توجه به اصل جامعیِّت و به هم پیوستگی( طول زندگی، محیط زندگی، فعالیت های زندگی )

4- مرحله توجه به اصل مداومت و ارزیابی

5- مرحله توجه به اصل هماهنگی برنامه ریزی آموزش و پرورش با برنامه های عمرانی ( هم وسیله و هم هدف )

6- مرحله ی توجه به اصل بهبود کیفیت آموزش و پرورش ( از نیمه دوم دهه ی 1970-1960 )

7- مرحله توجه به برنامه ریزی دراز مدت

تعاریف برنامه ریزی آموزشی

از برنامه ريزي آموزشي تعاريف گوناگوني شده است كه از برداشت هاي متفاوت صاحبنظران نسبت به مقوله برنامه ريزي آموزشي ناشي مي شود.

- کوان تسو  فیلسوف چینی قرن سوم  پیش از میلاد  گفته است :اگر  برای  یک  سال  برنامه ریزی می کنید،  گندم بکارید، اگر برای  ده  سال  برنامه ریزی  می کنید  نهالی  بنشانید ولی اگر برای  یک عمر می اندیشید به تعلیم و تربیت انسان ها بپردازید.

-  برخي برنامه ريزي آموزشي را آينده نگري و نقشه كشيدن براي آينده آموزش و پرورش مي دانند.

عده اي آن را پيش بيني نيازها و تخمين منابع براي تحقق اهداف از پيش تعيين شده تلقي مي كنند.

 به عقيده گروهي ديگر برنامه ريزي آموزشي ، يعني تصميم گيري درباره آينده آموزش و پرورش.

-   در اصطلاح نامه مركز منابع اطلاعات آموزشي آمده است: برنامه ريزي آموزشي ، يعني فرايند تعيين اهداف، روش ها، فعاليت ها، منابع و برنامه هاي موسسات آموزشي.

- سرانجام فيليپ كومز مدير كل اسبق يونسكو ، برنامه ريزي آموزشي را كاربرد روشهاي تحليلي در مورد هر يك از اجزاء نظام آموزشي به منظور ايجاد يك نظام آموزشي كار آمد مي داند.

- برنامه ریزی آموزشی ، مجموعه ی تمامی فعالیت های نظام آموزشی برای دستیابی به اهداف تعیین شده است.

- لئونارد لکت برنامه‌ریزی آموزشی را به معنای کاربرد روش های  فرایندی  می داند  برای مشخص نمودنِ اهداف، درک نیاز ها، فرصت ها و امکانات و بالاخره محدودیت هایی که در  دستیابی  به  اهداف  وجود دارند و در نهایت تلاش و رسیدن به اهداف مورد نظر.

ص65-78 تفاوتها و تشابهات برنامه ریزی درسی و آموزشی

وجه مشترک برنامه ریزی آموزشی و برنامه ریزی درسی:

1. برنامه ریزی آموزشی و برنامه ریزی درسی دارای مبانی مشترک نظیر مبانی فلسفی، روان شناختی و غیره هستند.

2. برنامه ریزی آموزشی و برنامه ریزی درسی را می توان تحت نظام برنامه ریزی متمرکز یا غیرمتمرکز، طراحی کرد.

3. برنامه ریزی آموزشی و برنامه ریزی درسی، هر دو تحت تأثیر عوامل و عناصر بیرونی و درونی هستند.

4. برنامه ریزی آموزشی و برنامه ریزی درسی، هردو دارای مراحل طراحی چرخه ای و عناصر مشترک هستند.

وجه تفاوت بین برنامه ریزی آموزشی و برنامه ریزی درسی:

1. برنامه آموزشی یک کل است در صورتی که برنامه درسی یک جزء از اجزای برنامه آموزشی خاص است.

2. برنامه آموزشی بلندمدت و شامل انواع برنامه های درسی مورد لزوم و انواع فعالیت های پرورشی مکمل است.

3. همانطور که ذکر شد هردو برنامه ریزی، دارای عناصر مشترک« هدف، روش، وسایل و غیره» هستند. اما در برنامه آموزشی، عناصر ماهیت آموزشی دارند و در برنامه درسی، عناصر ماهیت درسی دارند.( پروند،1380،صص 32-33، به نقل ازطالبی و همکاران،1389،صص 4-5).[1]

۴. برنامه ریزی آموزشی با آینده سروکار دارد و از تجربیات گذشته نیز بهره می گیرد.

تعریف برنامه ریزی درسی  :برنامه ریزی جریانی است مداوم-حساب شده و منطقی جهت دار و دورنگر به منظور ارشاد و هدایت فعالیت های جمعی جهت رسیدن به هدفهای مطلوب

برنامه ریزی به مفهوم ساده اش یعنی ؛ نقشه کشیدن برای نیل به مقصد ، برای دستیابی به خواسته ها (فیوضات 87 ص 16)

برنامه ریزی: یعنی پیش بینی و تدارک وسایل برای آینده

برنامه ریزی:یعنی رعایت راه و روش تعیین شده آینده است.

برنامه ریزی: عبارت از بکاربردن امکانات و استفاده از منابع به مناسب ترین روش جهت رسیدن به اهداف مطلوب

مفاهیم موجود در برنامه ریزی:

1-مفهوم جریان و مداومت

برنامه ریزی جریانی مداوم ،مستمر و دائمی که نقطه  پایان ندارد. بدین معنا که در هیچ مرحله ای نمی توان آنرا خاتمه یافته تلقی کرد. زیرا در آخرین مرحله از برنامه ریزی (ارزشیابی) ناگریزیم دوباره به مرحله اول برگردیم.و هدفها را مورد بررسی و بازبینی قرار دهیم  و بر اساس نتایج حاصله از ارزشیابی به اصلاح ،تعدیل و حتی تعبیر هدفها بپردازیم و اشکالات موجود در همه مراحل را رفع نماییم.

2--مفهوم تفکر و عقلانیت در برنامه ریزی:

برنامه ریزی فرایندی است که مبتنی بر انتخاب اولویت هاست بنابراین جریانی حساب شده و منطقی است زیرا به دلیل محدودیت منابع و امکانات سعی می کند از میان نیازها و خواسته های گوناگونی که مطرح می شود فقط برخی از خواسته ها و نیازها را برآورده سازند بدین منظور باید دست به انتخاب بزنند و از میان نیازهای مختلف برخی را به ترتیب درجه اهمیت برگزینند. اصولا این گزینش باید حساب شده و مبتنی بر مطالعه و بررسی و تحقیق باشد

3- -مفهوم آینده نگری و هدف گیری در برنامه ریزی

برنامه ریزی فرایندی است که مستلزم آینده نگری می باشد در آینده ممکن است مشکلات مختلفی وجود داشته باشد . تغییر و تحولات گوناگونی اتفاق بیفتد و شرایط خاصی بوجود آید. آگاهی نسبتا دقیق از وضعیت آینده به تدوین یک برنامه ریزی اصولی و واقع بینانه کمک می کند و به بسیاری از برنامه ریزی ها جهت می دهد.و در مجموع باید گفت که برنامه ریزی فعالیتی است جهت دار و آینده نگر از این رو با توجه به اهداف مورد نظر آینده را به تصویر می کشد.

4-مفهوم ارشاد و هدایت

برنامه ریزی فرایندی است که استعداد ها ، تواناییهای و فعالیت های جمعی را در جهت رسیدن به هدفهای تعیین شده هدایت می کند. بسیج کلیه عوامل و عناصر مادی و انسانی به منظور تحقق هدفهای برنامه یکی از کارکردهای مهم برنامه ریزی است به طور کلی باید گفت که برنامه ریزی متضمن ارشاد یا هدایت و مداخله در فعالیت جمعی است و بدین سبب بسته به چگونگی اعمال نفوذش شکلهای مختلفی به خود می گیرد. مانند برنامه ریزی متمرکز و غیر متمرکز

برنامه درسی:

برنامه درسی ،این واژه ریشه لاتین دارد و به معنای فاصله و راهی است که هر شخص باید آنرا طی کند تا به هدف و مقصود خود دست یابد( حسن ملکی 1384 ص 21 )

 در معنای دیگر (میدان مسابقه یا میدانی برای دویدن است و اما در تفسیر معنی دوم باید خاطر نشان کرد که این لفظ(میدان مسابقه) جنبه تمثیلی و استعاری دارد و نشان دهنده دو ویژگی در برنامه درسی است .

الف) به مانند میدان مسابقه ابتدا و انتهای مشخص دارد .

ب) و به مانند میدان مسابقه دارای موانع می باشد و هر چه جلوتر می رویم عبور از موانع دشوارتر خواهد شد. ( دکتر مهر محمدی 1388)

برنامه درسی محصول برنامه ریزی درسی است.

برنامه ریزی درسیcurriculum planning  یا curriculum development  شامل سازماندهی یک سلسله فعالیتهای یاد دهی و یادگیری  به منظور ایحاد تغییرات مطلوب در رفتار یادگیرنده ها و ارزشیابی میزان تحققق این تغییرات است.

بنابراین فرایند برنامه ریزی درسی شامل سازماندهی فعالیت ها و ارزشیابی می باشد و هدف آن ایجاد تغییرت مطلوب و محور آن یادگیرنده است.

برنامه ریزی درسی قلب نظام تعلیم و تربیت است و ابزاری در جهت تحقق اهداف آموزش و پرورش است 0 (فتحی واجارگاه ،86ص 9)

تعریف برنامه ریزی آموزشی

برنامه ریزی آموزشی شامل کاربرد منظم روش های تحلیلی در مورد هر یک از اجزای نظام آموزشی بوده که هدف آن استقرار یک نظام آموزشی کار آمد است(مشایخ ،76ص9).

لئونارد لکت (Leonard Lecth) در تعریفی جامع و کامل تر از برنامه ریزی آموزشی معتقد است برنامه ریزی آموزشی فراگردی است جهت تعیین کردن هدفهای مناسب ، تشخیص مسائل ، نیازها و امکانات و محدودیتهایی که برای رسیدن به آن هدفها وجود دارد.یا احتمالا وجود خواهند داشت و تنظیم کردن فعالیتها و برنامه هایی که جهت رسیدن به هدفها لازم است.

ماهیت برنامه ریزی درسی :

چگونگی تدوین هدف های آموزشی و مشخص کردن هدف های برنامه درسی ،انتخاب محتوای برنامه ریزی و مفاهیم اساسی ،انتخاب راهبرد های یاددهی و یادگیری ،برنامه نویسی درسی و تهیه متون آموزشی ،سازماندهی و اجرای برنامه ،تجدید نظر و کنترل کیفیت برنامه درسی (مشایخ ،76 ص 9) 

مفهوم برنامه درسی:

برنامه درسی به عنوان مجموعه ای از دروس یا برنامه ای برای مطالعه .

- برنامه درسی به عنوان فهرست رئوس مطالب درسی . (تعریف سنتی )

برنامه درسی به عنوان یادگیری شیوه یادگیری

برنامه درسی به عنوان برنامه زمانی برای تدریس

- برنامه درسی به عنوان محتوای یک درس یا مجموعه ای از دروس .

-برنامه درسی به عنوان برنامه زمانی معین برای تدریس و یادگیری دروس .

-  برنامه درسی به عنوان مجموعه ای از اهداف و مقاصد .

-   برنامه درسی به عنوان مجموعه ای از تجارب و فعالیتهای یادگیری (غفلت از برنامه درسی پنهان )

برنامه درسی به عنوان یک طرح

در این تعاریف 1- تأکید بر اهداف و غایات در مقابل تأکید بروسایل و محیط و روش

2- تأکید بر عامل درونی (فراگیر ) بر عامل بیرونی (محیط )

هر یک از تعاریف به یک یا چند عنصر از عناصر برنامه ریزی توجه کرده و تمام این تعاریف می تواند مجموع عناصر را مد نظر قرار دهد

عناصر برنامه ریزی درسی : اهداف – محتوا – موضوعات درسی – فعالیت ها – تجربیات یادگیری – روش تدریس – ارزشیابی 

تاریخچه برنامه ریزی درسی

الف)دوران غیر رسمی

 1- قدمت برنامه درسی قدمت انسان

2- پیش از قرون وسطی (محتوا جنبه مدنی وخانوادگی )

3- در قرون میانه (اعتقادات دینی )

4-بعد از رنساس (بر اساس نیاز های فنی جامعه های سنتی )

ب) دوران رسمی :تولد رسمی آن به سال 1918 باز می گردد .که نخستین کتاب مستقل برنامه درسی نوشته فرانکلین بوبیت انتشار یافت .

الف )دوره غیر رسمی حوزه برنامه درسی

در این دوران که با پیدایش انسان شروع شده ،و به موازات تمدن انسان هم قدمت یافته است ،. پروفسور ویلیام هنری شوبرت مولف کتابهای برنامه درسی  می نویسد پیشینه برنامه درسی غیر رسمی به زمانی برمی گردد که انسانها در جستجوی آموزش میراث گذشتگان به جوانان بوده اند

ب ) دوران رسمی حوزه برنامه درسی

برنامه درسی در سطح تخصصی ، و به عنوان یک رشته مستقل ، مرزهای معین خود را در قرن بیستم پیدا کرد و رشد نمود ، کتاب برنامه درسی فرانکلین بوبیت (1918  ، استاد دانشگاه شیکاگو) نخستین کتاب جدید و اساسی برنامه درسی است .پروفسور شوبرت آثار منتشر شده در دوران رسمی برنامه درسی را از سال 1900 تا پایان 1979 گردآوری کرده و با عنوان کتابهای برنامه درسی :هشتاد سال نخست انتشار داده است .

ارکان برنامه درسی

1ـ انتخاب اهداف2ـ انتخاب محتوا3ـ سازماندهی محتوا4ـ انتخاب روشهای یادگیری ـ یاددهی5ـ ارزشیابی

در واقع برنامه ریزی درسی به هشت سوال زیر باید پاسخ دهد

1- چرا آموزش دهیم ؟     2- چه کسی آموزش دهد ؟

 3- چه کسی را آموزش دهیم ؟4- چه چیزی را آموزش دهیم

5- چگونه آموزش دهیم ؟      6- چه موقع آموزش دهیم ؟  

 7- کجا آموزش دهیم ؟ 8- چگونه آموزش را ارزشیابی کنیم ؟

مراحل برنامه ریزی:

1-تعیین و تصریح هدفها یعنی پاسخ به این سوال که برای چه چیز باید برنامه ریزی شود.

2-تهیه طرحها و تعیین فعالیتها در این مرحله طرحهای رسیدن به هدفها به دقت تهیه و تنظیم می شود و بر اساس آن فعالیتهای مربوطه بطور دقیق پیش بینی و مشخص می شود.

3-انتخاب روشها از میان شقوق مختلف هماهنگ کردم هدایت مسیر فعالیتها به سوی هدفهای تعیین شده

4-تنظیم برنامه زمانی جهت فعالیتها

5-به مورد اجرا گذاردن یا به مرحله عمل درآوردن طرحها

6-ارزشیابی از نتایج فعالیتها و تعیین میزان هدفها و مشخص کردن موانع و نارساییها و استفاده از ارزشیابی به عنوان بازخورد در برنامه ریزیهای بعدی

سه نظام اجرای برنامه درسی  :

1- نظام اجرای مومنانه و وفادارانه : /نظام اجرای ضد معلم اجرای هدایت شده برنامه درسی  

2- نظام اجرای نیمه  سازگارانه : سازگاری محدود /معلم با توجه به کلاس می تواندبرخی از دخل و تصرف ها را در مقام مجری اعمال نماید

3- نظام اجرای سازگارانه :معلم برنامه درسی را با نیاز و علایق و توانایی کلاس و فراگیر تعدیل می کند به دو شیوه

الف) نظام برنامه ریزی مدرسه محور محدود :انتخاب از میان برنامه های محدود

ب)نظام برنامه ریزی مدرسه محور گسترده :معلم برنامه را انتخاب /طراحی /تدوین /اجرا /ارزشیابی می کند

تمرکز و عدم تمرکز:

میزان تمرکز برنامه درسی به صورت طیفی است که یک سر آن تمرکزگرایی مطلق و سوی دیگر آن عدم تمرکز کامل است. و برنامه‌های درسی کشورهای مختلف در حالتی بین این دو وضع است. در تمرکز مطلق که ممکن است در سطوح متفاوت سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، آموزشی و نظایر آن وجود داشته باشد، تمام اختیارات در دست حکومت مرکزی است و هیچ گونه حق تصمیم‌گیری به واحدهای موسسه‌ای پایین‌تر داده نمی‌شود و همگی، مجری سیاست‌های حکومت مرکزی هستند. در سر دیگر طیف، یعنی در عدم تمرکز مطلق، حکومت مرکزی تمام اختیارات را به واحدهای موسسه‌ای پایین‌تر واگذار می‌کند.

در نظام برنامه ریزی درسی متمرکز، معمولاً برنامۀ درسی را نهاد مرکزی تهیه می کند و مناطق و مدارس به اجرای وفادارنۀ آن ملزم می باشند.

در نظام برنامه ریزی درسی غیر متمرکز، تمامی اختیارات به سطوح پایین تر واگذار می شود و هر یک از واحدها آزادی و اختیار عمل دارند. در نظام برنامه ریزی درسی نیمه متمرکز، سیاست ها و چارچوب ها را نهاد مرکزی تدوین می کند و بخشی از اختیارات به مناطق و مدارس واگذار می شود و نظارت و کنترل از سوی نهاد مرکزی اعمال می شود.

مزایای نظامهای متمرکز :

1-  نیازهای بخش های مختلف سازمانی تعادل ایجاد می شود

۲- تمرکز می تواند هزینه ها را کاهش دهد زیرا تصمیم های اساسی را مدیران اتخاذ می کنند،

۳- وقتی موقعیت بحرانی ایجاد شود، تمرکز اطمینان می دهد که مدیران با تجربه تصمیمات بزرگ را اتخاذ خواهند کرد و ملاحظات مهم را در نظر خواهند داشت.

۴- چون تصمیم‌گیری توسط عدّهی محدودی انجام می‌گیرد ، تصمیم‌ها سریع‌تر گرفته می‌شوند.

۵- چون تصمیم‌های اتخاذشده درباره تهیه و تنظیم برنامه و مواد آموزشی بعد از تصویب قابل اجرا در تمام مدارس کشور می‌باشند مشکلات و مسایل اجرائی مشابه ومعدودی وجود خواهد داشت.

۶- چون کتاب‌‌‌‌‌‌‌های درسی و مواد آموزشی برای تمام مدارس کشور به‌طور یکسان تهیه می‌گردد در مخارج چاپ کتاب‌‌‌‌‌‌‌ها و تهیه و تنظیم مواد آموزشی صرفه‌جوئی به‌عمل خواهد آمد.

۷- تربیت و تأمین مدیران و معلمان برای مدارس کشور آسانتر است .

۸- چون همه استان‌‌‌‌‌‌‌ها و مناطق کشور از نظر مالی وابسته به مرکز هستند از بودجه و امکانات مالی نسبتاً یکسانی بهره‌مند می‌گردند  و از دیدگاه کلی‌تر در ایجاد و حفظ وحدت ملّی مؤثر است.

۹-پوشش تعداد بیشتری از فراگیران

۱۰- ایجاد وحدت ملی

۱۱- ایجاد عدالت آموزشی برای همه مناطق

بعضی از معایب نظام برنامه‌ریزی درسی متمرکز:

۱- شرایط و امکانات محلّی نادیده گرفته می‌شوند.

۲-  چون تصمیم‌گیری غالباً توسط کسانی انجام می‌گیرد که عملاً از محیط کلاس و مدرسه بدورند و با نیازها و شرایط و امکانات موجود در کلاس و مدرسه و منطقه آشنائی ندارند

۳- درصورت وجود هرگونه نقص یا نقایصی در برنامه‌ریزی آموزشی یا محتوای کتب و یا ماهیت مواد آموزشی ضرر و زیان شامل تمام مدارس کشور می‌گردد.

۴- مجریان برنامه‌های آموزشی به‌‌‌‌‌‌‌خصوص معلمان و مدیران در کلاس قادر نیستند که برنامه آموزشی محتوای کتاب‌‌‌‌‌‌‌های درسی یا لوازم و تسهیلات آموزشی را در راه پاسخگوئی به نیازها ، شرایط و امکانات محلی تغییر بدهند.

۵- چون امکان تبادل‌نظر و ارائه نظرات اصلاحی و راه‌حل‌ها و پیشنهادها جهت رفع مشکلات و کمبودها و نقایص برنامه‌ها و مواد آموزشی از سطوح پائین‌تر به سطوح بالاتر وجود ندارد ، برنامه‌های آموزشی از لحاظ کمی و کیفی تغئیر چندانی نمی‌کنند.

۶- چون از نظر مالی و اداری مدارس در هر منطقه کشور تابع مقامات در مرکز هستند میزان آزادی عمل در برآوردن نیازهای محلی و حل و فصل مسائل مالی و اداری برای مجریان برنامه‌های آموزشی در محل بسیار کم است و در نتیجه می‌بایست به‌طی مراحل اداری و کسب اجازه و ابلاغ دستور از مرکز تن دردهند.

۷- برنامه آموزشی ، محتوای کتب درسی و ماهیت مواد و وسایل آموزشی معمولاً قبل از تصویب نهائی و ابلاغ به تمام مدارس کشور  در یک مدرسه آزمایشگاهی اجرا ، بررسی و آزمایش نمی‌شوند.

۸- عدم توجه به ویژگیهای مناطق مختلف کشور

۹- تناسب نداشتن برنامه ها با واقعیت ها

۱۰- عدم انعطاف پذیری در اجرای برنامه ها

۱۱- کاهش خلاقیت درمعلمان ودانش آموزا

۱۲- کاهش انگیزه در معلمان

معایب عدم تمرکز:

در اثر دخالت مستقیم مردم با نظارت آنان در آموزش و پرورش منطقه، احتمال حضور و نفوذ گروه های متعدد محلی که شاید بعضا نیز ناصالح باشند، زیاد بوده و این دخالت آنان موجب می شود که دستگاه آموزش و پرورش خود وسیله ای برای تحقق اهداف آنان شود.

تکیه و تاکید زیاد بر توجه به نیازمندی های محلی، خود ممکن است هدف های ملی و مقاصد کلی جامعه و کشور را تحت الشعاع اساسی قرار داده، تفرق در برنامه های درسی و فعالیت های آموزشی را پدید آورد.

در شیوه ی غیر مرکزی به علت عدم تشابه برنامه و تفرق در بهره وری از عناصر لازم فرهنگی ممکن است وحدت ملی و فرهنگی مورد تهدید قرار گیرد.

پوشش تعداد کمتری از فراگیران 

افزایش هزینه ها

امکان کمبود متخصصان برای برنامه ریزی ویژه مناطق

محدود بودن دانسته های فراگیران به مناطق خود

مزایای عدم تمرکز:

۱- عدم تمرکز برای مدیران سطح پایین تر امکان کسب تجربه در زمینه ی تصمیم گیری را فراهم می کند .

۲-  در سازمان غیر متمرکز مدیران عالی با تصمیم های خود بار سنگینی بر دوش کسی نمی گذارند و به جای تاکید بر تصمیم ها، بر نتایجی که بر کل سازمان اثر دارد ، تاکید می ورزند .

۳- سازمان های غیر متمرکز به سرعت می توانند به تغییرات محیطی پاسخ گویند، زیرا مدیران محلی با شرایطی که اختیار تصمیم گیری در آن شرایط را دارند، آشنا می باشند و به جای آن که منتظر بمانند تا تصمیم ها از زنجیره ی فرماندهی به آنان ابلاغ شود در زمان مناسب تصمیم های ضروری اتخاذ می کنند

۴- توجه به ویژگیهای مناطق مختلف کشور

۵-  توجه به تفاوت های فرهنگی واجتماعی وجغرافیایی وآموزشی مناطق مختلف

۶- فراهم بودن فرصت مشارکت در تصمیم گیری ها برای مدیران ومعلمان و دانش آموزان

۷- افزایش انگیزه معلمان ودانش آموزان به دلیل دادن فرصت مشارکت به انها در تصمیم گیری ها

۸- تهیه شدن برنامه ها بر اساس واقعیت و آنچه در محیط موجود است

۹- مبتنی بودن برنامه ها بر اساس تغییرات محیطی

وضعیت برنامه درسی ایران:

نظام آموزشی و تولید برنامه های درسی در ایران، در پنجاه سال گذشته، با جهت گیری موضوع مدار و انتقال معلومات و روشهای یک سویه و غیر فعالانه در آموزش، کم و بیش حفظ شده اند (سلسبیلی، 1382). گرچه به باور متخصصان، مکتب خانه ها به عنوان نظام آموزشی دارای نظام غیر متمرکز بوده اند، بعد از دوران مکتب خانه، نظام آموزشی ایران دارای خصوصیات متمرکز گردیده است. به خصوص در دوره متوسطه، آماده شدن برای کنکور و حافظه مداری در آموزش ها و پاسخ مداری به جای مساله مداری و ژرف اندیشی در کنار گرایش های یک سویه انتقال معلومات و باورها، کاملا در این نظام به چشم می خورد. در طراحی نظام آموزشی و برنامه های درسی در ایران، آرمانگرایی و مقاصد غیر قابل دسترس، تلقی فوق العاده آسمانی و غیر واقعی از انسان به چشم می خورد (منطقی، 1381).مطالعات انجام شده و شواهد موجود از نظام برنامه های درسی دوره های آموزش عمومی و متوسطه ایران حاکی از متمرکز بودن نظام طراحی و تولید برنامه های درسی و یکسان بودن برنامه های درسی برای تمام دانش آموزان است (سلسبیلی، 1382). این نوع برنامه های درسی اصولا بسیار به کتاب درسی واحد متکی بوده و محتوا محورند و به تفاوتهای فردی و شناختی دانش آموزان در کلاس درس، تفاوت های اقلیمی، اجتماعی، منطقه ای و محیط آموزشی و از مدرسه ای به مدرسه دیگر چندان توجهی نمی شود و برنامه های درسی و محتوای آنها حالتی ابلاغی، رسمی، همگانی و تجویزی دارند.

مراحل برنامه ریزی درسی:

1ـ آماده سازی رؤس برنامه درسی

2ـ تهیه و تدوین مواد و وسایل آموزشی

3ـ اجرا

مراحل برنامه ریزی درسی: دکتر قورچیان مراحل زیر را برای برنامه ریزی درسی معرفی نموده است :

1- تعیین جهت دهی ارزشی ، اهداف و آ ماده سازی رئوس برنامه .  2- تعیین استانداردهای آموزش .  3- انتخاب و سازماندهی محتوا .     4- طرح ریزی عناصر برنامه ریزی .5- برنامه ریزی عناصر برنامه درسی . 6- اعتبار بخشی به ماده درسی     7- اجرای برنامه درسی .       8- ارزشیابی برنامه درسی   9- بازنگری و بازتاب .

لوی نیز مراحل برنامه ریزی درسی را شامل سه مرحله که هر کدام از چند فعالیت تشکیل شده می داند :

1. آماده سازی رئوس مطالب :(- مشخص کردن هدفهای برنامه درسی    - انتخاب محتوای برنامه درسی. - انتخاب راهبردهای یاددهی – یادگیری)

2. تهیه و تدوین مواد و وسایل آموزشی :(- تهیه مواد درسی - سازماندهی مواد درسی بر حسب دروس مختلف  - آزمایش مواد درسی جدید   - تغییر و اصلاح برنامه بر مبنای نتایج آزمایش . )

3-اجرای برنامه :(توزیع برنامه - برقراری نظام اجرایی- کارآموزی مدرسان -تطبیق با نظام امتحانات کشوری - هماهنگی با مسئولان اجرایی –بازنگری)

چگونه می توان تجارب و فعالیتهای یادگیری را برای آموزش مؤثر سازمان داد ؟

1- تنظیم عمودی مطالب مورد یادگیری به تقسیم بندی یک موضوع بر حسب فواصل زمانی مربوط است .

2- تنظیم افقی مطالب ، از آنجا که همه دروس به طور همزمان به دانش آموزان عرضه می شود باید بین آنها ارتباط و هماهنگی لازم وجود داشته باشد این ارتباط موجب تقویت جنبه های گوناگون یادگیری می شود و در دانش آموزان (( اندیشه نظام دار )) به وجود می آورد .

در سازمان دهی مؤثر فعالیتهای یادگیری 3 ملاک و معیار اصلی باید در نظر گرفته شود که عبارتند از

1- مداومت ، 2- توالی ، 3- وحدت یا یگانگی

1- مداومت یعنی تکرار عمودی عناصر اصلی برنامه درسی

2- توالی بر اهمیت تنظیم هر تجربه بر تجربه قبلی تاکید میشود و فعالیتهای یادگیری هر بار در سطحی بالاتر از سطح قبلی میباشد . ( تنظیم مطالب از آسان به مشکل و از ساده به پیچیده)

3- وحدت و یگانگی یعنی دانش آموز بطور فزاینده ای در بدست آوردن وحدت نظر و رفتار در رابطه با عناصری که با آنها سروکار دارد کمک کند ( ایجاد پیوستگی و ارتباط بین مطالب و با تجارب )

ملاک ها و معیارهای انتخاب محتوا از نظر آیزنر:

ارتباط با هدف/معنی درا بودن محتوا برای مخاطب/تناسب با تجارب قبلی مخاطب/داشتن جذابیت/عملی بودن/تناسب با جنسیت/داشتن اهمیت/متناسب بودن با سطح رشد مخاطب

اصول حاکم بر انتخاب و ارائه محتوا:

1-    رابطه محتوا و هدف

2-  رابطه محتوا و رغبت

3-   رابطه محتوا وتوان مخاطب

4-  رابطه محتوا وزمان

5- رابطه محتوا وسودمندی

معیارهای سازمان دهی محتوا کدام است ؟

1-    توالی : کدام محتوای یادگیری باید در پی کدام مطلب بعدی قرار گیرد ؟ برای پاسخ به این سوال باید اصول توالی محتوا را بشناسیم .

توالی در سازمان دهی محتوا دارای 5 اصل است که عبارتند از :

الف: از ساده به مشکل باشد .

ب: از کل به جزء باشد .

ج: دارای ترتیب زمانی باشد .

د: از معلوم به مجهول حرکت کند .

ه: آموزش همراه با عمل باشد .

2- تداوم : انتقال یک نوع از تجارب آموزشی طی یک دوره زمانی معین

3- وسعت : برنامه درسی دارای گستردگی لازم باشد .

4- تعادل : بین محتوا و توان یادگیرنده

5- ارتباط عمودی و افقی: (در یک درس ، در یک کتاب ، در یک برنامه ، در یک دوره تحصیلی ، در یک نظام آموزشی )

منابع اطلاعات مورد لزوم برای برنامه ریزی درسی :

     1ــ یادگیرندگان ، که آموزش و پروش آنان مطرح است .

     2ــ جامعه ، که مدرسه را به منظور تسهیل آموزش و پرورش کودکان ، جوانان ، و بزرگسالان به وجود آورده است

    3ــ طبیعت ، و ویژگی فرآیند یادگیری .

    4ــ معرفت سازمان یافته و دسترس برای آموزش و پرورش .

منابع فرعی:

   1ــ قوانین و مقررات ، که مدارس مطابق آنها ایجاد می شوند و عمل می کنند .

   2ــ منابع و وسایل مورد لزوم برای اجرای برنامه ها

برنامه درسی محصول برنامه ریزی درسی است. برنامه ریزی درسی curriculum planning  یا curriculum development  شامل سازماندهی یک سلسله فعالیتهای یاد دهی و یادگیری  به منظور ایحاد تغییرات مطلوب در رفتار یادگیرنده ها و ارزشیابی میزان تحققق این تغییرات است. بنابراین فرایند برنامه ریزی درسی شامل سازماندهی فعالیت ها و ارزشیابی می باشد و هدف آن ایجاد تغییرات مطلوب و محور آن یادگیرنده است.    اما از نظر فیلیپ کومز، کارشناس برجسته یونسکو، برنامه ریزی آموزشی ((کاربرد تجزیه و تحلیل منطقی در آموزش و پرورش به منظور افزایش کارآیی ))است.یعنی کار برنامه ریز آموزشی، تحلیل نظام دار و منطقی مسائل و مشکلات آنی و آتی آموزش و پرورش و تلاش به منظور حل  اين مشکلات است. این اقدام نهایتاً بهره وری و کارآیی نظام آموزشی را افزایش خواهد داد و محور آن نظام آموزشی تلقی می شود.

برنامه ریزی آموزشی را می توان ((سازماندهی یا اصلاح فعالیت ها، تجهیز منابع و امکانات آموزشی برای تحقق بهتر اهداف آموزشی )) تعریف نمود.

برنامه درسي : عبارتند از ، يك سلسله وقايع آموزشي طراحي شده كه به قصد نتايج آموزشي براي يك يا چند دانش آموز پيش بيني شده است .برنامه ريزي درسي (راهنما عمل )ص 28)

تعریف برنامه درسی:

برنامه درسی عبارت است از مجموعه ای از تصمیم های از پیش گرفته شده و مسیر شناخته شده ای که یادگیرندگان براساس تشخیص برنامه ریزان باید طی کنند ، تکیه دارد . این مجموعه از تصمیم ها ، در سند برنامه درسی با چهارچوب و راهنمایی برنامه درسی منعکس می شود که برای یک درس خاص ، یک پایه تحصیلی یا یک دوره تحصیلی در نظر گرفته است . برخی تصمیم گیری ها درباره یک عنصر ، نتایج یادگیری و برخی دیگر محتوا را در حوزه کار برنامه ریزان درسی بحساب آورده اند . کلاین نه عنصر را که عبارتند از : هدفها ، محتوا ، فعالیتهای یادگیری ، روشهای تدریس ، مواد منابع یادگیری ، ارزشیابی ، زمان فضا و گروه بندی ، را به عنوان عناصر تشکیل دهنده برنامه درسی معرفی کرده اند .

گودلد ، ایزنر در مجموع برنامه درسی را در برگیرنده تصمیم در خصوص چهارعنصر ، هدف ها ، محتوا ، روش و ارزشیابی قلمداد می کنند.

تعريف برنامه درسي ملي:سندي است كه نقشه‌ كلان برنامه‌ درسي و چارچوب نظام برنامه‌ريزي درسي كشور را به منظور تحقق اهداف آ . پ تعيين و تبيين مي‌نمايد.

مفهوم برنامه درسی:

کلمه برنامه درسی معادل curriculum و معنی آن عبارت است از فاصله و مقدار راهی که فرد باید طی کند تا به هدف یادگیری برسد.

تعاریف برنامه درسی:

 کلیه تجارب، مطالعات، بحث ها، فعالیت های گروهی و فردی و سایر اعمالی که شاگرد تحت سرپرستی و راهنمایی مدرسه انجام می دهد. (شریعتمداری)

 برنامه درسی عبارت است محتوا و جریان رسمی و غیر رسمی که از سوی یادگیرندگاه تحت نظارت مدرسه انجام می گردد. (رونالد دال)

ص51-64مرورکوتاه تاریخچه برنامه‌ریزی آموزشی

مرورکوتاه تاریخچه برنامه‌ریزی آموزشی

1-  برنامه‌ریزی آموزشی به مفهوم جدید آن نخستین بار در سال ۱۳۰۲ در شوروی مورد استفاده قرار گرفت اما عملاً مفهوم معاصر آن در دهه ۱۳۴۰ و در رابطه با ضرورت رشد اقتصادی کشورها مطرح شد و به مرور گسترش یافت.

2-    مقدمات برنامه‌ریزی آموزش و پرورش در ایران از سال ۱۳۲۵ و پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد و از سال ۱۳۲۷ که نخستین برنامه ی عمرانی کشوری اجرا شد برنامه‌ریزی آموزشی نیز مورد توجه قرار گرفت.

3-       ارتباط سیاسی ایران با غرب در زمان تصدی شاهان قاجار، شاید  زمینه ساز  ورود  بسیاری از الگوهای آموزشی و فرهنگی غرب و نیز گام های تدریجی در جهت  پذیرش الگوهای آموزشی غرب به ایران به شمار آید. این  امر در نهایت درتکوین نظام برنامه  ریزی آموزشی ایران نقش مهمی ایفا کرده است.دارالفنون اولین مرکز آموزش عالی در ایران می باشد. (سال 1268)

4-     مؤسسه بین‌المللی برنامه ‌ریزی آموزشی یونسکو:از مؤسسه‌های وابسته به یونسکو است که در زمینه‌­ی برنامه‌ریزی آموزشی و طرح ‌ریزی آموزش و پرورش فعالیت می‌کند.

این بنیاد در سال ۱۳۴۲ در پاریس بنیان گذاشته شد و یک دفتر منطقه‌ای در بوینس‌آیرس نیز دارد. این موسسه با برپایی همایش ها و پرورش متخصصان برنامه‌ریزی آموزش و پرورش و نیز انتشار کتاب ها و نشریات فراوان، کمک بسیاری به وضعیت آموزش و پرورش در کشورهای جهان کرده است.

برنامه ريزي آموزشي در ايران

همزمان با آغاز روابط سياسي ايران با غرب درعصر فرمانروايي پادشاهان قاجار،روابط فرهنگي نيز ميان ايران و اروپا برقرار شد. درنتيجه بسياري از الگوهاي آموزشي و فرهنگي غرب به نظام آموزشي ايران راه يافت. مسئولان مملكتي و فرهنگي به تدريج اقداماتي براي پذيرش الگوهاي فرهنگي و آموزشي غرب به عمل آوردند كه بعد ها زمينه ساز پذيرش روش هاي برنامه ريزي به شيوه ي كنوني شد و در نهايت در تكوين نظام برنامه ريزي آموزشي در ايران نقش مهمي ايفا كرد. برنامه ريزي آموزشي در ايران مانند ساير كشورهاي جهان در قالب برنامه ريزي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي انجام گرفته و مي گيرد.

1-آموزش و پرورش و انواع آن:فرایند کمک به جریان رشد انسان را گویند.در یک تقسیم بندی به سه نوع:

رسمی:متداول ترین آن آموزش مدرسه ای است-تقسیم بندی تحصیلات به سطوح مختلف مانند،پیش دبستانی،دبستانی، متوسطه و عالی-محتوای برنامه ها معمولا در قالب موضوعات درسی معینی ارائه می گردد-زمان شروع و پایان کلاس ها از قبل معلوم است.نیمه رسمی:بیشتر بر مهارت آموزی توجه دارد-طول مدت تحصیل نسبت به رسمی کوتاه تر است-محل آموزش مکانی غیر از دبیرستان،مدرسه یا دانشگاه می تواند باشد-زمان شروع و پایان آموزش انعطاف پذیر است.غیر رسمی:از لحاظ مکان،محتوا،زمان،اهداف و روش آموزش با رسمی و نیمه رسمی تفاوت دارد-اهداف الزاما از قبل تعیین نمی شود-یادگیری در این نوع آموزش ها مادام العمر است و به برهه ی زمانی خاصی از حیات آدمی محدود نمی شود.

2-مفهوم برنامه ریزی درسی:اصطلاح برنامه درسی دارای دو بعد طرح برنامه درسی و برنامه ریزی درسی است

 در طرح برنامه درسی مشخص کردن اجزاء و عناصر برنامه درسی مورد نظر است

در برنامه ریزی درسی،نحوه ی قرار گرفتن این عناصر کنارهم،مورد نظر است.

3-مفهوم برنامه آموزشی و برنامه ریزی آموزشی:

برنامه آموزشی طرحی است حاوی سیاست ها،اهداف،راهبردها و برنامه عمل مربوط به توسعه یک نظام یا یک نهاد آموزشی در خلال یک دوره زمانی معین که روش های اجرا و ارزیابی و نیز منابع مورد نیاز برای تحقق سیاستها و اهداف در آن پیش بینی شده است.

- برنامه ریزی آموزشی فرایندی است که طبق آن برنامه ی آموزشی تهیه و تدوین می شود.

- برنامه ریزی آموزشی را آینده نگری و نقشه کشیدن برای آینده ی آ.پ می دانند یا تصمیم گیری درباره ی آینده ی آ.پ را گویند یا فرایند تعیین اهداف،روش ها،فعالیت ها،منابع و برنامه های موسسات آموزشی را می توان تعریف کرد

-تعریف جامع تر از برنامه ریزی آموزشی:کاربرد روش های تحلیلی در مورد هر یک از اجزاء نظام های آموزشی به منظور ایجاد یک نظام آموزشی کارآمد.

4-انواع برنامه ریزی آموزشی:

به سه دسته:کوتاه مدت(یک تا دوسال)-میان مدت(5تا7سال)-بلند مدت(10تا20)سال

-از لحاظ میران مداخله دولت در برنامه ریزی به دو دسته ی ارشادی و دستوری تقسیم می گردد.

 ارشادی:در این نوع برنامه ریزی،عمدتا پیش بینی منابع مالی مورد نیاز نهادهای آموزشی دولتی و نیز ارائه ی رهنمودهای کلی،در خصوص نیاز بازار کار به نوع و رشته های تحصیلی مطمح نظر است-مختص جوامع غیر سوسیالیستی.

دستوری:مختص جوامع سوسیالیستی که برنامه ریزی توسعه اقتصادی آنها متمرکز است-تلاش می شود که عرضه ی نیروی انسانی تربیت شده بر مبنای تقاضا برای نیروی انسانی صورت گیرد و موسسات آموزشی متناسب با نیازهای جامعه اقدام به تربیت نیروی انسانی بنمایند.

5-ارتباط میان برنامه ریزی درسی،برنامه ریزی آموزشی و برنامه ریزی توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی:

هر یک از این سه نوع برنامه ریزی حوزه ی عمل مشخص دارند و قلمرو فعالیت آنها با هم متفاوت است.هنگامی که برنامه ریزان توسعه،انتظارات اجتماعی،آرمان های دینی و فرهنگی و نیازهای بخش های اقتصادی به نیروی انسانی ماهر را برای یک برهه ی زمانی خاص و در قالب برنامه توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مشخص می کنند.برنامه ریزان آموزشی نیز تا آنجا که به نظام آ.پ مربوط می شود،این انتظارات،آرمان ها و نیازها را در قالب اهداف آموزشی ترجمه و بیان می کنند.آنگاه برای تحقق این اهداف،به برآورد منابع مادی و انسانی دست می زنند و با به کارگیری خط مشی های مناسب و بهره گیری از منابع مادی و انسانی،راه وصول به اهداف مورد نظر را هموار می کنند.برنامه ریزان درسی نیز با الهام از این انتظارات و آرمان ها و نیارهای جامعه و با توجه به اهداف نظام آ.پ به تدوین دانش ها و مهارت ها و نگرش هایی اقدام می کنند که قرار است دانش آموزان و دانشجویان کسب کنند.پس کل جامعه را می توان حوزه ی کار و قلمرو فعالیت برنامه ریزان توسعه اقتصادی اجتماعی فرهنگی به شمار آورد.

ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ آﻣﻮزﺷﯽ ﻃﺮح ﮐﻠﯽ ﺑﺮای ﯾﮏ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ آﻣﻮزﺷﯽ اﺳﺖ    اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﯽ  ﺗﻮاﻧـﺪ ﯾﮏ دوره ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺘﻪ، ﯾﮏ روزه، ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ای و ﯾﺎ ﯾﮏ ﺳﺎﻟﻪ ﯾﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ .ﻃﺮح رﯾﺰی ﯾﮏ دوره آﻣﻮزﺷﯽ ، ﻓﺮآﯾﻨﺪی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻃﯽ آن در ﻣﻮرد ﻧﯿﺎزﻫـﺎی آﻣﻮزﺷـﯽ ﺗﺼـﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮی ﻣﯽ ﺷﻮد اﻫﺪاف آﻣﻮزﺷﯽ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽ ﮔﺮدد، ﻣﺤﺘﻮای آﻣﻮزﺷﯽ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﺗﻬﯿـﻪ ﻣﯽﺷـﻮد، روش ﻫـﺎی آﻣﻮزﺷـﯽ اﻧﺘﺨـﺎب، وﺳـﺎﯾﻞ آﻣﻮزﺷـﯽ ﺗﻌﯿـﯿﻦ و روش ارزﯾـﺎﺑﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽ ﮔﺮدد  .

 ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی آﻣﻮزﺷﯽ ،ﻓﺮآﯾﻨﺪی اﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﺎددﻫﯽ را ﻣﻨﻈﻢ ﻣﯽ ﺗﺮ ﺳﺎزد   . ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن و ﻃﺮاﺣﺎن آﻣﻮ زﺷﯽ  ،  ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت زﯾﺎدی در ﻣﻮرد ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﻣـﺮدم اﻧﺠـﺎم دادهاﻧﺪ .ﺑﻪ  ﻋﻼوه  ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ روش ﻫﺎ را ﺑﺮای ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪﻫﯽ و اراﯾﻪ اﻃﻼﻋـﺎت ﺑـﻪ ﻣﻨﻈـﻮر ﺑـﻪ ﺣﺪاﮐﺜﺮ رﺳﺎﻧﺪن ﯾﺎدﮔﯿﺮی اﺛﺮ ﺑﺨﺶ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺮده اﻧﺪ. ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺜـﺎل :راه   ﻫـﺎ و روشﻫﺎی  ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﺑﺰرﮔﺴﺎﻻن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮐﻮدﮐﺎن ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ  ؛ ﺳﺒﮏ اﻓﺮاد   ﻫﺎی ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ دارﻧﺪ ؛اﺳﺘﻔﺎده از روش ﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺆﺛﺮﺗﺮازﯾﮏ روش ﺑﻪ ﺗﻨﻬـﺎﯾﯽ اﺳﺖ  ؛ وﯾﺎ آﻣﻮزش ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﺸﺎرﮐﺘﯽ ﻣـﺆﺛﺮﺗﺮ از ﺳـﺨﻨﺮاﻧﯽ اﺳـﺖ . اﯾـﻦ ﻣـﻮارد و ﻧﮑﺎت دﯾﮕﺮ در ﻣﻮرد آﻣﻮزش ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ میﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ درطرح رﯾﺰی آﻣﻮزﺷﯽ ﮐﻤﮏ  کند .

تعريف علمي برنامه ريزي آموزشي :عبارتست از بررسي و تجزيه و تحليل هريك ازابعادعناصرو وجوه نظام آموزشي به منظور ايجاديك نظام آموزشي كار آمد و اثر بخش.(هدف برنامه ريزي آموزشي است)

كار آمدي واثربخشي "كار آمدي ناظر است به مقرون به صرفه بودن ازنظر زمان وهزينه(با پول سروكاردارد)كميت و اثر بخشي ناظراست به ميزان نيل به اهداف آموزشي(كيفيت)اهداف آ.پ براساس شوراي عالي آ.پ 8مورد است.

برنامه ريزي درسي: عبارتست از تدارك وتهيه فرصت ها وشرايط ياد دهي ويادگيري به منظور ايجادتغييرات مطلوب در رفتار يادگيرندگان است.««« و هدف برنامه ريزي درسي نيز اين است.»

اهميت وارزش برنامه ريزي آموزشي :ناشي از اهميت خود آموزش است.

چرا آموزش اهميت دارد؟چون آموزش بهترين ،عاقلانه ترين،شجاعانه ترين ،منطقي ترين نوع سرمايه گذاري است.(گزارش توسعه هزاره سوم يونسكو)وآموزش به يك جعبه ابزار،پتانسيل،توانايي ،نرم افزارداردكه نتايج بسيار زيبا وارزشمندي دارد شامل:1-رهايي از تله فقر وبدبختي2-رهايي از بي خبري3-ارتقاء بهداشت4-ارتقاء مشاركت هاي اجتماعي5-افزايش بينش سياسي6-حساسيت نسبت به سرنوشت خود وجامعه7- توانمندسازي افراد(با قول افلاطون زنان نيمي از جامعه را تشكيل مي دهند بايدآموزش داد وتوانمند كرد)8-تحرك اجتماعي وتحرك طبقه اي وبهبودپايگاه اجتماعي افراددر جامعه.

مراحل برنامه ريزي :

1-تعيين هدف Gold setting هدف: نقطه مطلوبي است كه تمام تلاشها وفعاليت ها جهت رسيدن به آن نقطه مطلوب عملي مي گردد.

2-تهيه طرح يا راه حل يا شقوق مختلف براي رسيدن به هدف

3-بررسي وتجزيه وتحليل راه حل ها (نقاط قوت وضعف)

4-انتخاب بهترين راه حل

5- اجراي راه حل و عملي كردن آن

6-قضاوت وارزشيابي راه حل

هرجا هدفي وجود داردارزشيابي وقضاوت هم وجود دارد كه مشخص كند به هدف رسيده يا نه لذا مي گويندارزشيابي هدف مدار است.

انواع برنامه ریزی در آموزش و پرورش

1- طرح‌ريزى آموزش و پرورش

طرح‌ريزى آموزش و پرورش به تهيه برنامه‌ای اطلاق می شود: که هدفی کاملا مشخص و قابل اندازه گیری و ارزیابی داشته و محدودۀ زمانی اجرایی آنها معلوم باشد. همچنین منابع مالی و انسانی و فنی مورد استفاده در برنامه ریزی بطور مشخص تعیین شدده باشد. طرح تهيه کتاب‌هاى درسي، طرح مبارزه با بى‌سوادي، طرح تربيت معلم فنى و حرفه‌اي، طرح تربيت مشاوران دوره راهنمايى و غيره نمونه هایی از طرح های آموزش و پرورش می باشند. (ملکی،1390).

2- برنامه‌ريزى نيروى انسانى

برنامه‌ريزى نيروى انسانى شامل برنامه‌ريزى براى تربيت عموم کارکنان است، از کارگران نيمه ماهر و ماهر گرفته تا تکنسين‌ها، مهندسان، دکترها، معلمان و استادان و ساير متخصصان. برنامه‌ريزى نيروى انسانى مستقيماً با برنامه‌ريزى اقتصادى مربوط است؛ زيرا هدف آن تربيت افرادى است که بايد چرخ‌هاى اقتصاد کشور را به حرکت درآورند. به‌طور کلي، برنامه‌ريزى نيروى انسانى بيشتر به آن جنبه آموزش و پرورش تکيه مى‌کند که به تربيت افراد براى دنياى کار مى‌پردازد، و با ابعاد ديگر آموزش و پرورش از قبيل پرورش اجتماعي، فردى و هنري، مستقيماً سر و کار ندارد. (ملکی،1390).

 3- برنامه ریزی درسی

برنامه ریزی درسی به یادگیری و طراحی عناصر و عوامل مختلف آنها مربوط می شود.فرایند یادگیری با عوامل گوناگون ارتباط دارد که هر یک از آنها در جریان و چگونگی یادگیری موثر است.استعدادها و تواناییهای فراگیرنده ، محتوای برنامه درسی، نقش معلم، ارتباط متقابل دانش آموزان، فضای یادگیری و وسایل آموزشی هر کدام به نوعی در یادگیری موثر هستند. این عوامل باید به صورت یک مجموعه بهم پیوسته عمل کنند و هر عامل جزئی از کل محسوب شود.مجموعه قواعد وضوابطی که به همه عوامل و عناصر یادگیری منطق و سازمان می دهد و به فعالیت های یادگیری نظم می بخشد برنامه درسی است. (ملکی،1390).

 4- برنامه ریزی آموزش و پرورش

برنامه ریزی آموزشی کلیه ابعاد و ارکان آموزش و پرورش را در بر می گیرد و تمام انواع آموزش و پرورش چه اجتماعی، اقتصادی، فردی، ابتدایی، متوسطه یا عالی، رسمی یا غیر رسمی، چه توسط سازمان های آموزش و پرورش یا موءسسات و سازمان های دیگر ، همه را شامل می شود. دامنه برنامه ریزی آموزشی از انواع دیگر برنامه ریزی در آموزش و پرورش وسیع تر است. وسعت و اهمیت برنامه ریزی آموزشی با تحلیل مختصر نظام آموزشی وضوح بیشتری پیدا می کند.برنامه ریزی آموزشی عبارت است از کاربرد روشهای تحلیلی در مورد هر یک از اجزاء نظام آموزشی و هدف آن استقرار یک نظام آموزشی کار آمد است. (ملکی،1390).

وجوه مشترك ميان يك برنامه آموزشي و يك برنامه درسي:

1- برنامه آموزشي و برنامه درسي هر دو داراي مباني علمي مشترك هستند. يعني هر دو داراي  مباني فلسفي ،روانشناسي ،اجتماعي ، فرهنگي و ... هستند .

2- برنامه آموزشي و درسي هر دو داراي مراحل طراحي و چرخه و فرآيند برنامه ريزي و عناصر مشترك هستند كه فقط از نظر ماهيت اولي آموزشي ولي دومي درسي هستند.

3- هر دو نوع برنامه تحت تأثير عوامل و عناصر بيروني و دروني از جمله چتر فلسفي حاكم بر جامعه مربوط هستند

4-همه فعاليتهاي يادگيري كه در هر دو نوع برنامه ملحوظ شده و بايد اجرا گردد از قبل طراحي و مدون و مصوب شده كه در محدوده كلاس و خارج از مدرسه طبق برنامه مصوب اجرا گردد .

5-هر دو نوع برنامه را مي توان تحت نظام برنامه ريزي متمركز يا نظام برنامه ريزي  غير متحرك طراحي و اجرا نمود .

وجود تمايز ميان يك برنامه آموزشي و يك برنامه درسي:

1-يك برنامه آموزشي يك كل است در صورتي كه يك برنامه درسي يك جزء از يك برنامه آموزشي خاص مي باشد.

2-يك برنامه آموزشي بلند مدت شامل انواع برنامه هاي درسي مورد لزوم و انواع فعاليتهاي پرورشي مكمل است.

3- يك برنامه آموزشي از نظر تقدم وجودي و وجوبي يك برنامه درسي مقدم است.

4-عناصر برنامه را هر دو دارند ولي در يك برنامه آموزشي عناصر برنامه مانند هدف ،روش ، وسائل لزوماَ آموزشي يا پرورشي است ولي عناصر يك برنامه درسي همگي ماهيتاَ درسي بوده و با آموزش مرتبط هستند ولي تفاوت دارند.

چگونگي ايجاد ارتباط ميان هدفهاي برنامه آموزشي و برنامه درسي:

وقتي يك نظام آموزشي و پرورشي  تئوريها ، اصول يافته هاي علم برنامه ريزي رعايت شوند هم اجزا و عناصر و زير مجموعه هاي آن با هم تناسب و همخواني و هماهنگي لازم را خواهند داشت . در مقايسه كشورهاي بخصوص كشورهاي پيشرفته علمي و صنعتي برنامه ريزي آموزشي و درسي ، حتي در يك موضوع درس خاص مثل علوم اجتماعي با علوم تجربي هماهنگي و انسجام و تداوم و سلسله مراتب در اهداف و محتوي وجود ندارند .( ولي بدون نظم و جايگاه صرفاَ در كنار هم چيده و ارائه مي شود.)

معمولاَ ارتباط بين هدف ها در يك برنامه آموزشي و درسي در دو جهت ايجاد مي گردند :

در جهت افقي : وقتي كه بين هدف ها  در يك مقطع تحصيلي( عمودي )ولي در دروس مختلف ارتباط و هماهنگي لازم را ايجاد نمائيم مي گوييم بين هدفهاي آموزشي و درسي ارتباطي عمودي برقرار شده است.نتيجه گيري : برنامه ريزي درسي و آموزشي  در سطوح مختلف به وسيله افراد مختلف انجام مي شود بايد مراحل آن هماهنگ و متصل هم باشند . مثل اعضاي كنسرت در حالي كه هر كس سازي متفاوت مي نوازد ولي در كل اين افراد با هم هماهنگي و هم صدايي دارند كه كار مطلوبي ايجاد نمي شود .نمي توان گفت كه برنامه درسي به طور جداگانه و مستقل انجام مي شود بلكه برنامه ريزي درسي و آموزشي به هر صورت كه انجام گيرد بايد داراي جامعيت و هماهنگي لازم و كافي باشد.

تعريف ديدگاه برنامه ي درسي :ديدگاه برنامه درسي عبارت است از يك موضع گيري اساسي درباره ي ياد دهي – يادگيري و ابعاد گوناگون نظري و علمي

ديدگاههاي موجود در برنامه ريزي درسي عبارتند از :

1- ديدگاه رفتاري  2- ديدگاه موضوعي / ديسييپلني 3- ديدگاه اجتماعي 4- ديدگاه فرايند شناختي  5- ديدگاه رشدگرا   6- ديدگاه انسانگرايانه7- ديدگاه ماوراي فردي با كل گرايانه 8- فراديدگاهها يا ديدگاههاي فراگير

 

1-   ديدگاه رفتاري

ديدگاه رفتاري در آموزش و پرورش نفوذ بسياري داشته و از طريق نهضتي موسوم به « تابعيت مدار » اين تأثير استمرار يافته است آموزش و پرورش قابليت مدار بر هدفهاي رفتاري ، اندازه گيري مبتني بر معيار و ساير تدابير ناظر به پاسخگويي تأكيد مي ورزد .

مولفه ي ديدگاه رفتاري عبارتند از : شرطي كنشگر ، شرطي متقابل و آموزش و پرورش قابليت مدار نظريه شرطي كنشگر اسكينر به طور گسترده اي در زمينه ي يادگيري مدرسه اي بكار گرفته شده است او بويژه از يادگيري بر مبناي آموزش برنامه اي همچنين شكل دادن به رفتار دانش آموزان با استفاده از تقويت كننده هاي مثبت حمايت كرده است .شيوه هاي  شرطي متقابل نيز رفتار درماني در كلاس درس استفاده شده  برخي از آنها كانون توجه خود را بر كنترل فشارهاي رواني و ايجاد رفتار جرأت آميز قرار داده اند .آموزش و پرورش قابليت مدار با تأكيد بر هدفهاي رفتاري ، آزمونهاي مبتني بر معيار و شيوه هاي يادگيري درصد تسلط ، برنامه هاي تربيت معلم ، آموزش ابتدائي و متوسطه و همچنين حداقل قابليت هاي ضروري براي فراغت از تحصيل را تحت تأثير قرار داده است.

 2-    ديدگاه موضوعي / ديسيپلني

در اين قسمت دو رويكرد بررسي مي شود يك رويكرد موضوعي كه در آن تمركز بر آن دسته از موضوعها يا مواد درسي است كه بطور سنتي در دوره ي ابتدائي ومتوسطه عرضه مي شود در رويكرد دوم يا رويكرد ديسيپلني ، تأكيد بر قلمروهاي علمي و بخصوص بر روشهاي مورد استفاده ي متخصصان و دانشمندان در هر يك از اين قلمرو ها قرار دارد .در ديگاه  موضوعي برنامه درسي بر اساس چگونگي رشد و توسعه دانش در حوزه هاي گوناگون علمي سازمان دهي مي شوند و ويژگي آن تأكيد بر استفاده از فنون آموزش مستقيم مانن سخنراني و از برخواندن است همچنين برخي از موضوعها اجباري  و برخي ديگر اختياري هستند .براي تدرس در چهار چوب برنامه هاي درسي ، معلمان براي تدريس در يك ماده درسي تربيت مي شوند . بنابراين معلمان از تسلط و توانايي براي تدريس يك موضوع خاص برخوردارند . زمان كلاس ورزشي نيز حول محور موضوعهاي تعيين مي شود.درديدگاه ديسيپلني آرمانهاي تربيتي بر تسلط دانش آموزان بر چهار چوب مفهومي و شيوه هاي پژهش در يك قلمرو علمي تأكيد دارد .در  اين ديدگاه تكيه عمومي بر يادگيري اكتشافي است و طي آن دانش آموزان اصول اساسي يك ديسيپلني را كشف كرده آنها را در شرايط و موقعيت هاي ديگر بكار مي بندد و معلم دانش آموزان را در فرايند اكتشاف كمك مي كند و موقعتي را فراهم مي سازد نا دانش آموزان بتواند درباره آن فرضيه سازي ، بررسي فرضيه ها در سايه ي داده ها و نتيجه گيري بر اساس كاوش به عمل آمده بپردازد . محيط با ديگري نيز شامل موادومنابع يادگيري مرتبط با يك ديسيپلني خاص است . نقش معلم نيز تأمين منابع آموزشي است و به گونه اي كه حكايت از پشتيباني فرايند اكتشاف مي نمايد عمل مي كند .معلم بايد در يك ديسيپلني متخصص بوده براي به نمايش گذاشتن فرايند پژوهش و الگو گرفتن آمادگي داشته باشد معلم حاكم نيست بلكه ترغيب كننده و تسهيل كننده پژوهش و اكتشاف است .تفاوت ديدگاه ديسيپلني با ديدگاه موضوعي را بايد در اين امر جستجو كرد كه ديدگاه ديسيپلني معيار شخصي را براي تشخيص حوزه ها ي علمي مطرح مي نمايد در حاليكه ديدگاه موضوعي از معيارهايي همچنين در مقايسه با ديدگاه موضوعي به يادگيرنده به شكل موجودي فعالتر نگريسته مي شود و اغلب مي پردازد و تأكيد بر كاوش و اكتشاف است و تلاش بر اين است كه دانش آموزان را به شكل فعالتري درگير فرايند يادگيري سازيم تأكيد بروز بر تفكر شهودي نيز با رويكرد اكتشاف في در يادگيري ها فراهم مي شود .

3-   ديدگاه اجتماعي

در اين ديدگاه تأكيد بر تجربه اجتماعي است به فرد در بستر خاص اجتماعي نگرسته مي شود و تلاش بر اين است تا برنامه هايي متناسب با اين بستر و شرايط تدوين شود و چهار چوب اين ديدگاه رويكردها و ديدگاههاي فرعي مختلفي وجود دارد كه نقش هاي گوناگوني براي مدرسه تأمين است .يكي از اين ديدگاهها بر انتقال فرهنگي تكيه دارد و وظيفه مدرسه را انتقال يا القاي ارزشها، سنت ها و اخلاقيات پذيرفته شده به وسيله جامعه به دانش آموزان است .ديدگاه دوم ديدگاه شهروندي و مكراتيك است . در اين چهارچوب وظيفه مدرسه فقط انتقال ارزشها نيست .بلكه از دانش آموزان انتظار مي رود كه استقلال در تفكر پيدا كند .سومين موضع در قالب ديدگاه تغيير اجتماعي است اين رويكرد وجود نابساماني هاي جامعه را تصديق كرده ، بر نقش مدرسه در رفع اين نابساماني ها تأكيد مي نمايد .

4-   ديدگاه رشد گرا .

مفهوم اساسي اين ديدگاه ان است كه رشد و تحول افراد مراحل مشخص و قطعي دارد و برنامه ريزي درسي بايد طوري طراحي شود كه چنين رشد يا تحولي را تسهيل بايد بخصوص محيط هاي يادگيري بايد گونه اي باشد كه موجب توقف باسكون فرد در يك مرحله ي خاص نگردند . نظر به پردازان مؤثر در تبين اين ديدگاه عبارتند از ژان پياژه ، اريك اريكسون و لانس كهلبرگ .

 5-   ديدگاه فرايند شناختي

اين ديدگاه به مطالعه نحوه ي تفكران انسان مي پردازد و برنامه هايي را تدوين مي كنند كه حالتهاي مختلف تفكر ( استدلال ) را تقويت كند . برخي از طرفداران اين ديدگاه معتقدند كه چنين برنامه هايي بايد كانون اصلي توجه نظام آموزشي را تشكيل دهند . براي مثال كارل براتير از تمركز مدارس بر آموزش مهارتهاي موسوم بهR  3 ( خواندن ، نوشتن و حساب كردن ) و مهارتهاي تفكر حمايت كرده است . ديويد آزوبل الگوي « پيش سازمان دهنده » را مطرح ساخته و فلويد رابينسون و همكارانش ( ص مسئله ) اجرائي پروژه اي را با هدف رشد مهارتهاي فكري در دوره ي ابتدائي آغاز كرده اند .هبلداتا با ارائه رويكرد خود موجب تحريك و تقويت قابليت تفكر استقرايي يعني توان تغيير داده و استخراج تعميمها از آنها مي شود .

6 –ديدگاه انسان گرايانه

آموزش و پرورش انسان گرايانه را مي توان تا حدودي معلول زياده روي در ديدگاه ديسيپلني ارزيابي كرد . چرا كه برنامه هاي آموزشي انسان گرايانه سعي در مرتبط ساختن برنامه درسي با معنا و مفهوم شخصي داشتند در آموزش پرورش انسان گرايانه توجه برد و موضوع معطوف است يكي از آنها رشد خود پنداره ي دانش آموزان است ديگري رشد مهارتهاي ميان فردي است .از جمله افراد موثر در ديدگاه گرايانه آبراهام مازلو با طرح مفهوم « خود شكوفايي » است.كارل را جرزشير انديشه  در انسان با كاركرد تمام و كمال را مطرح نموده است .خود شكوفايي هدف هاي اصلي بسياري از برنامه هاي انسان گرايانه است .ارزشهاي و غايات در فضا يا بستر انسان گرايانه اهميت دارند و از نظر انسان گريان تأكيد بر فن آوري آموزش ، كافي نيست در عوض تأكيد اصلي بر كاوش و دستيابي به ارزشهاي فردي و اجتماعي است .

7-ديدگاه ماوراي فردي يا گل گرايانه

آموزش و پرورش ماوراي فردي از آن جهت كه بر اهميت شكوفايي فردي تأكيد ورزد با ديدگاه انسان گرايانه شباهت دارد . اين ديدگاه توجه خود را به مرتبه يا مركز بالاتري از وجود قرار مي دهد كه در آن فرد يگانگي يا ارتباط با ساير شكلها را تجربه مي نمايد و دستيابي به مرحله خود متعالي را به منزله غايت مطلوب و مرحله اي وراي خود كفايي مطرح مي سازد كه در آموزش و پرورش انسان گرايانه هدف انگاشته مي شود و تأكيد بر اهميت تفكر شهودي است ويژگي بارز شهود درك آني و بدون واسطه امور است . برنامه هاي ماوراي فردي بر پرورش قوه ي خلاقيت ، اتخاذ رويكردهاي تازه در حل مسادل و هنرها ، بر اهميت روحانيت يا حيات دروني فرد تأكيد مي كند

  8-  فرادديدگاه ها يا ديدگاه هاي فراگير

اغلب معلمان . مربيان از يك ديدگاه خاص پيروي نمي كنند و بيشتر مايلند تصميم گيريهاي خود را متكي بر چندين ديدگاه نمايند و يا از مجموعه هايي متشكل از دو يا سه ديدگاه استفاده مي كنند . اين فراديدگاه ها عبارتند از :

فراديدگاه دگرگوني و تحول

اين ديدگاه بر تغييرات فردي و اجتماعي تمركز مي نمايد و شامل ديدگاه هاي تغيير اجتماعي ، انسان گرايانه و ماوراي فردي مي شود  در اين فراديدگاه معلم تلاش مي كند مهارتهايي را به دانش آموزان منتقل سازد كه امكان دگرگوني و تحول فردي و اجتماعي را فراهم مي كند فعاليت هاي فريره در برزيل و همچنين الگوي كنش اجتماعي نيومن را مي توان در اين چهار چوب ارزيابي كرد . همچنين فراديدگاههاي برنامه درسي منحصر به سر ديدگاهي كه شرح آن گذاشته نيست معلمان مي توانند تركيب خاص خود از ديدگا هها را بسازند .

پيشنهادات :

1-   ديدگاه ديسيپلني به جهت تأكيد بر حل مسئله و مشاركت دانش آموزان در جريان يادگيري از اهميت خاصي برخوردارست چرا كه لذت اكتشاف دانش آموزان را در مراحل  بعدي حل مسئله ياري خواهد نمود فلذا استفاده از اين روش در يادگيري و تدريس معلمان ، آموزش مؤثر را پديد خواهد آورد .

2-   با استفاده از اين رويكرد « ديسيپلني » مراحل يك تحقيق علمي شكل پيگرد و دانش آموزان يا تحقيقات كوچك در وسعت انديشه و مباني نظري علوم كم كم  به دنياي اكتشافات بزرگتر و همه جانبه تر راه مي يابند .

3-   مي تواند در برنامه ريزي مناسب براي دروس توسط معلمان از الگوهاي تركيبي كه از ديدگاه هاي ديگر آميخته شده با ديدگاه « ديسپيلني باشد بهره جست و فرايند ياد دهي يادگيري را مؤثر تر گردانيد .

4-   شفافيت ديدگاه ديسيپلني راهبر آموزش بوده تأثير عميق و گسترده اي در خودشكوفايي و بكارگيري استعداد ها تهفته دانش آموزان دارد و با مشاركت در اكتشافات سهم فراگيران را بيشتر مي توان حس كرد .

خلاصه و جمع بندي :

در اين مقال تلاش گرديد ديدگاه هاي مختلف موجود  در برنامه ريزي درسي توصيف و نظر گاه هر يك بدرستي تبيين گردد همچنين دانشمندان و صاحبنظران هر ديدگاههاي مؤثر بررسي قرار گيرد . همچنين تعريف مباني از معني و مفهوم ديدگاه برنامه درسي بعمل آمد و اهم ديدگاه ها به قرار زير معرفي گرديد :

تعريف ديدگاه برنامه درسي عبارت از يك موضع گيري اساسي درباره ي يادگيري و و ابعاد گوناگون نظري و علمي

1-   ديدگاه رفتاري با روشهاي خاص يادگيري كه به رفتارهاي مشخص منجر مي شود سرو كار دارد بنابراين مهمترين دل مشغولي معلم شكل دادن به رفتار دانش آموزان و محيط يادگيري با گونه اي سازمان دهي شده است تا دانش آموزان با محركهاي مناسب روبرو گردد

2-   ديدگاه موضوعي / ديسيپلني

بر موضوعهاي درسي شيوه تكوين و سازماندهي آنها تأكيد مي كند از بسياري جهتها در اغلب مدارس به ويژه در مدارس متوسطه و دانشگاه ها اولويت نخست با اين ديدگاه است در اين مدارس ديسيپلن ها يا موضوعهاي درسي در شكل دادن به ساختار كلي برنامه درسي نقش اساسي دارند .

3-   ديدگاه اجتماعي

تأكيد اوليه اين ديدگاه بر تجربه اجتماعي است و گاهي اوقات بر انتقال فرهنگي تأكيد دارد به اين صورت كه به برنامه هاي درسي به منزله عامل جامعه پذير كردن دانش آموزان نگريسته شده و از آنها انتظار مي رود ارزشهاو سنت هاي جاري جامعه را در ايشان جاي گير سازد .

  4-   ديدگاه فرايند شناختي

كانون توجه اين ديدگاه بر رشد و تقويت مهارتهاي شناختي است برنامه درسي فرايندي بر مشاهده تجربه وتحليل ، تركيب ، ارزشيابي و همچنين ساير مهارتهاي ذهني تأكيد مي ورزد .

5-   ديدگاه رشد گرا

ديدگاه رشد گرا حول اين محور سازمان يافته است كه كودكان مراحل مشخص و مجزايي از رشد شخصيت ، شناختي و اطلاعاتي را پشت سر مي گذارند . كانون توجه اين ديدگاه تسريع جريان رشد نبوده بلكه هدف ، محقق ساهتن انديشه ي تلفيق رشد در ابعاد مختلف از قبيل (شخصيتي ، اخلاقي ، شناختي ) و جلوگيري از پسرفت با توقف در جريان رشد است .

6-   ديدگاه انسان گرايانه

از نظر اين ديدگاه شكوفايي فردي مهم بوده و ارزشها و غايات در فضا يا بستر انسان گرايانه اهميت دارند و از نظر انسان گرايان تأكيد بر فن آوري آموزش كافي نيست در عوض تأكيد اصلي بر كاوش و دستيابي به ارزشهاي فردي و اجتماعي است .

7-   ديدگاه ماوراي فردي و كل گرايانه .

اين ديدگاه با ديدگاه انسان گرايانه شباهت زيادي دارد اما از جهاتي نيز متفاوت است در حاليكه تأكيد ديدگاه انسان گرايانهبر نفس يا خود است آموزش و پرورش ماواري فردي كانون توجه خود  را به مرتبه يا مركز بالاتري از وجود قرار مي دهد كه در آن فرد يگانگي با ارتباط با ساير مشكلها را تجربه مي نمايد . و بيشتر بر تفكر شهودي تأكيد دارد .

8-   فراديدگاهها يا ديدگاههاي فراگير .

كه تلفيقي از ديدگاههاي ذكر شده مي باشد كه عبارتند از فراگير سنت گرايي – فراديدگاه پژوهش يادگيري و فراديدگاه دگرگوني و تحول .

ديدگاه ديسيپلني در مقايسه با ديگر ديدگاهها به جهت فعال بودن ذهن دانش آموزان با مسائل يادگيري و سعي در اكتشاف و حل مسئله و درگير بودن علمي جهت وصول به اهداف آموزشي داراي اهميت ويژه اي است چرا كه معلم با نقش هدايتگري خود آموزش را به نقطه هدف كه همانا يادگيري پايدار است هدايت مي كند در فرايند اين نوع يادگيري مسائل آموخته شده در ذهن دانش آموز بالاتر بوده يادگيريهاي بعدي را تسهيل مي بخشند . از طرفي امكان استفاده از ساير ديدگاهها در افزايش كارايي اين ديدگاه براي معلمان فراهم مي گردد .به دلیل آن که متخصصان برنامه درسی در مورد حوزه های مرتبط با برنامه های درسی اتفاق نظر چندانی ندارند و نیز به دلیل آن که نمی توان قلمرو این حوزه را از زمینه های دیگر همانند برنامه ریزی آموزشی و ... جدا کرد، قلمرو مطالعات برنامه درسی بسیار متغیر و متفاوت است.

مطالعه «نظریه برنامه درسی» طرح پیچیده ای است

اولاً قلمرو تحقیق در برنامه درسی به سبب دامنه و گسترش آن بسیار وسیع است. سبب آن است که نظریه های برنامه درسی غالباً به قسمت های خاصی از برنامه توجه می کنند. با وجود محدود شدن نظریه ها به موارد خاص، تلاش هایی که برای ایجاد «دانش نظریه پردازی»انجام پذیرفته آن چنان که «اریک» و «تایلر» (۱۹۵۰) یا «فرای» (۱۹۷۱) در این زمینه انجام داده اند – به صورت اثر بخش تداوم نیافته است. ثانیاً مطالعات تطبیقی و «مطالعات برنامه درسی تعامل فرهنگی»، بسیار کم به چشم می خورد.

برای مثال، معمولاً رویکردهای حوزه دریای مدیترانه، آفریقا و ژاپن به قدر کافی توجهات بین المللی را جلب نکرده است. ثالثاً نحوه تعریف و مشخص کردن هدف، معیار و اصالت علمی نظریه های برنامه درسی، موضوع دائمی مشاجرات علمی است.

مربیانی مانند «بوشامپ» (۱۹۶۸)، «فرای» (۱۹۷۱) همیر (۱۹۸۳) و تایلر (۱۹۸۸) در مورد اصول و ساختار نظریه بحث نموده اند، و حال آن که «کلافکاری» (۱۹۶۳) «رالف» (۱۹۷۴) و «والکر» (۱۹۷۶) در این زمینه متغیرهای دیگری مانند جریان تعیین هدف و انتخاب محتوا را در مواردی بخصوص بیان کرده اند.

هدف این مقاله توصیف گروه ها یا دسته بندی های نظریه برنامه درسی است. همه گروه ها علاقه مند به مجموعه رویدادهایی هستند که به وسیله نظریه احاطه می شود و بازتاب مداومی را مشترکاً فراهم می آورند («اسکابرت»۱۹۸۶)

از این رو، نظریه ها بر حسب این که چگونه بین پدیده ها ارتباط برقرار کنند و چگونه به تعریف مجموعه رویدادها بپردازند و این که قلمرو آنها برای تعریف، تبیین، فرضیه سازی و پیش گویی یا عمل چه اندازه است، با هم تفاوت دارند.

این گونه تفاوت ها ریشه در علایق «روش شناسی و فرانظری» دارند.

نظریه های برنامه درسی نیز با توجه به رابطه موضوعی – ساختاری بیان می شوند. این رویکرد، زمینه ای فراهم می کند تا نظریه ها بر حسب موضوع آنها گروه بندی شوند. تاکید بر این روش بدان سبب است که با کمک آن بهتر می توانیم گوناگونی نظریه ها را تشریح کنیم.

تصورات متعددی درباره موضوعی که نظریه قرار است به آن بپردازد وجود دارد. «فنیکس» (۱۹۶۸) و «تیکوساینر» (۱۹۸۶) به دانش نظام یافته به عنوان یک منبع ارجاعی اصلی برای نظریه پردازی اشاره کرده اند.

برخی مربیان آلمانی بر دیدگاه مذکور تاکید می کنند. (این دیدگاه عالی را «دیدریچ» آلمانی در سال ۱۹۸۸ عرضه کرده است). «بوشامپ» (۱۹۶۸) اولاً برنامه درسی را به عنوان گواه و مدرکی برای توصیف محتوا، اهداف و موقعیت های یادگیری مورد توجه قرار داده و ثانیاً به عنوان نظام برنامه درسی آن را بررسی کرده است و ثالثاً به عنوان قلمرو عملی به برنامه درسی می پردازد. نظریه برنامه درسی همان گونه که بوشامپ تعریف کرده، «مجموعه ای از بیانیه های مرتبط به هم است که با ایجاد ارتباط میان اجزای برنامه درسی مدرسه و جهت دهی گسترش آن و به کارگیری و ارزشیابی برنامه مذکور، به آن معنی می بخشد.»

سایر مؤلفان، نظریه برنامه درسی را به عنوان مجموعه ای از هنجارها و ضوابط تعریف می کنند. نظریه برنامه درسی اسلوبی منطقی برای مدلل کردن تصمیمات برنامه و یادگیری فراهم می آورد (فرای ۱۹۷۱، ۱۹۸۰، کنزلی ۱۹۷۵، ۱۹۸۳، راید ۱۹۷۸، رابینسون ۱۹۷۱). هنجارها و قواعد را باید همه کسانی که در فرایند برنامه درسی دخیل اند تعیین و مسئولیت رعایت آنها نیز تقسیم کنند. ایجاد ضوابطی برای تعامل افراد دست اندر کار در برنامه درسی که کل فرایند برنامه درسی را در بر گیرد، ارزشمند تلقی می شود. از این رو موضوع چنین ضوابطی، مشمول نظریه برنامه درسی است. «لاندگرن» (۱۹۷۲) نظریه برنامه درسی را بر حسب پیوندی نظام دار میان برنامه درسی و برنامه آموزشی تعریف می کند. تحقیق درباره فرایند آموزشی منبع مهمی برای نظریه برنامه درسی محسوب می شود. هر برنامه درسی باید تناسب محتوا را با توجه به روش های یادگیری مراعات کند (والکر ۱۹۷۴)

تفاوت برنامه ریزی درسی وآموزشی

1-  برنامه درسي در برگيرنده تمام تجربيات آموزشي است كه مدرسه عهده دار آن است.

2-  برنامه درسي با تجربيات كودكان بيشتر مربوط است تا با طرح هاي درسي معلمان يا كتاب هاي درسي.

3-  برنامه درسي، فراتر از محتواي آ اموزش است و تنها محتوا نيست كه برنامه درسي را مي سازد.

4-  برنامه درسي، يك امر مهم در هدايت و راهنمايي زندگي فراگيران است.

5-  برنامه درسي يك محيط ويژه يادگيري را به منظور هدايت علائق و توانايي دانش آموزان در جهت مشاركت اثر بخش در زندگي اجتماعي و ملي در برمي گيرد.

6-  برنامه درسي با مسئله بهبود و اصلاح زندگي فردي و اجتماعي سروكار دارد نه صرفاً با موضوعات درسي يا توسعه دانش

7-  برنامه ريزي درسي، ويژه تر و اختصاصي تر از برنامه ريزي آموزشي است. زيرا برنامه ريزان آموزشي در حوزه كلي نظام  آموزشي محدود به   برنامه درسي نمي شود.

8-   برنامه ریزی درسی به عوامل اقتصادی وسیاسی توجه کمتری دارد .

9-  برنامه هاي درسي معمولاً بر جنله كيفي و محتوايي تأكيد دارند و با جريان ذاتي و فرايند تعليم و تربيت سروكار دارند.

10-  برنامه هاي آموزشي بيشتر جنبه كمي داشته و با صورت و ظاهر آموزش و پرورش مرتبط هستند.

11-  برنامه ريزي آموزشي بيشتر با مباحث و مدلهاي كمّي جمعيت شناسانه، خط مشيها و سيايت هاي دولت و جنبه هاي اقتصادي آموزش و پرورش مرتبط است.

12-  برنامه ریزی آموزشی در حوزه کلی نظام آموزشی فعالیت می کند .

13-  برنامه ریزی آموزشی محدود به برنامه ریزی درسی نمی شود .

14-  برنامه ریزی درسی به آموزشی  اقتصادی وسیاسیو خط مشهای سیاست دولت مرتبط است  .

ص33-50برنامه‌ریزی‌ درسی‌،آموزش‌ و پرورش دنیای معاصر

از بعد برنامه‌ریزی‌ درسی‌،آموزش‌ و پرورش دنیای معاصر با سه جریان مواجه بوده است:

1)     برنامه‌ریزی درسی مبتنی بر روان‌شناسی رفتارگرا یا رویکرد انتقالی(تـا ۱۹۶۰)؛

2)   بـرنامه‌ریزی‌ درسـی‌ مبتنی‌ بر روان‌شناسی شناخت‌گرا یـا رویـکرد فـرآیندی(از ۱۹۷۴‌)؛

3)  برنامه‌ریزی‌ درسی مبتنی بر روان‌شناسی ساخت و سازگرا یا رویکرد تعاملی(که هنوز عمومی نشده است)

۱-دیدگاه برنامه‌ریزی درسی‌ مبتنی بر‌ روانـ‌شناسی‌ رفـتارگرا‌

روانـ‌شناسی رفتارگرا،محرک-پاسخی‌ است،چیزی را به فراگیر مـی‌دهیم‌ و در روز مـوعود پس می‌گیریم(امتحان).رفتارگرایان‌ مثل اسکینر،ثورندایک و پاولوف معتقدند، باید رفتارهای بیرونی را دید تا‌ قضاوت‌ کرد‌؛ به عبارت دیگر،انگیزش را بـه عـنوان پاسـخی‌ در برابر محرک‌های‌ بیرونی‌ می‌دانند.این‌ دسته از محققان،عامل بیرونی تـقویت را مهم‌ترین انگیزه برای یادگیری در کلاس‌ درس‌ می‌دانند‌.در‌ این دیدگاه،معلم حرف اول‌ را می‌زند و انتقال داده‌ها از سوی معلم‌ صورت‌‌ مـی‌گیرد‌.در بـرنامه‌ریزی درسـی مبتنی بر این‌ دیدگاه،ابزار عمدتا،کتاب‌های درسی متمرکز هستند و آزمـون‌ها‌ بـسیار‌ تعیین‌کننده‌ می‌باشند. تکرار،پدیده‌ی بسیار مهمی است؛برگزاری‌ کلاس‌های فوق العاده،تقویتی،جبرانی وکه‌ هنوز‌ در‌ بـسیاری از مـدارس ور نـیفتاده‌اند،ویژگی‌ شاخص رویکرد انتقالی است؛اگرچه ماهیت‌بعضی از‌ دروس‌،به‌ گونه‌ای است کـه لزومـا بـاید با تمرین و تکرار آموزش داده شوند و فراگیران‌ اصولا،در‌ آن‌ زمینه شناخت پیدا نمی‌کنند؛ بلکه بـاید آنـ‌ها را حـفظ نمایند؛مثل نام پایتخت‌‌ کشورها‌ یا‌ مواردی از این دست.در این‌ رویکرد،عامل اصلی در یـادگیری دانـش‌آموزان، معلم است.معلم‌ دارای‌ تمام اطلاعات بوده و اوست که منبع و موتور اصلی کـار اسـت.امـا شاگرد‌،همراهی‌ مطیع‌ و شنونده‌ای است که‌ گوش می‌دهد و با نوشتن مطالب در اطلاعات‌ معلم شـریک مـی‌شود.البته این‌ نوع‌ برنامه‌ریزی‌‌ مزایایی هم دارد؛اطلاعات به آسانی و به‌طور مؤثر منتقل مـی‌شوند،مـعلمان بـا‌ این‌ روش‌ مأنوس‌اند و شاگردان در هر مرحله‌ای از آموزش و یادگیری،پذیرای آن هستند انجام آموزش صرفا با‌ تـوضیح‌ دادن صـورت‌ می‌گیرد.اشکال عمده:در این روش معلم‌ واقعا نمی‌داند دانش‌آموزان‌ به‌ کجا رسیده‌اند. «بـچه‌ها بـه تـعطیلی خوردیم؛این‌ صفحات‌ رابخوانید‌؛حفظ کنید و امتحان بدهید»؛جمله‌ای‌ است که‌ بارها‌ از معلمان معتقد بـه دیـدگاه‌ انـتقالی،شنیده شده است.

۲-دیدگاه برنامه‌ریزی درسی‌ مبتنی‌ بر‌ روان‌شناسی شناخت‌گرا یا رویـکرد فـرآیندی‌

از‌ دهه‌ی ۱۹۷۰‌ به‌ بعد‌،این اعتقاد قوت‌ گرفت که هدف‌ آموزش‌ و پرورش،فقط انتقال‌ معلومات و باز پس‌گیری آن در روز امـتحان‌ نـیست.شناخت‌گرایان‌ مثل‌ برونر، پیاژه و،اعتقاد دارند،اگر صرفا‌ رفتار بیرونی را مدنظر‌ قـرار‌ دهـیم، نقش اندیشه،تفکر،استنتاج‌ و محدود‌ می‌گردد.شـناخت‌گرایان مـنشأ انـگیزش آدمی را در درون او و به‌خصوص، در نوع نگرش‌ و اندیشه‌ی‌ او می‌دانند.از نـظر شـناخت‌گرایان‌،برخی‌ نیازهای‌ ایجادکننده‌ی‌ انگیزه‌ی رفتار‌ شامل‌ نیاز به احساس کفایت‌، احساس‌ خود مـختاری،نـیاز به پیشرفت و نیاز به کـنجکاوی مـی‌باشند.از نظر بـرونر، روش آمـوزش‌ سـنتی‌ رفتارگرایی به دلایلی‌ مردود و غیر ثـمربخش‌ اسـت‌:اولا،در‌ این‌‌ روش‌،فراگیر منفعل و بی‌تحرک است‌؛ ثانیا ،انگیزه‌ای برای یادگیری در او مشاهده‌ نـمی‌شود؛لذا مـرتبا نیاز به تقویت‌کننده‌های‌ بیرونی وجود‌ دارد‌؛ثـالثا،دانش در طی‌ نسل‌های مـتمادی‌،بـدون‌ تکامل‌ و تغییر‌ دست‌ به دسـت مـی‌شود‌؛لذا‌ باید یادگیری‌ به صورت اکتشافی انجام پذیرد.ایجاد تنوع‌ در روش‌های تدریس و تنوع در روشـ‌های‌ نـظام‌ ارزش‌یابی‌،ویژگی‌ این رویکرد اسـت.

بـا ایـن دیدگاه تکیه‌ صـرف‌ بـه‌ برگه‌ی‌‌ امتحان‌ پایانی‌ کـنار گـذاشته شده و در ارزش‌یابی تکوینی،استفاده از شیوه‌های‌ انجام تکالیف،به صورت پاسخ در خانه، فعالیت‌های فردی یـا گـروهی مرتبط با درس‌ خارج از کلاس،فـعالیت‌های‌ پژوهـشی، ارزش‌یابی بـاز (open book) ،مـشاهدات‌ تـدریجی رفتار و آزمون‌های عملکردی،هـر کدام بخشی از نمره‌ی نهایی را تشکیل‌ می‌دهند.نقش معلم در این دیدگاه،بررسی مواد و برنامه‌ی درسی و شـناخت مـهارت‌های‌‌ علمی‌ ضروری مانند؛مشاهده،برقراری‌ ارتـباط،طـبقه‌بندی،پیـش‌بینی،فـرضیه سـازی‌ و سازمان دهی آزمـایش اسـت.نقش فراگیرنده شرکت فعال در تجربیات‌ یادگیری تدارک دیده شده به وسیله‌ی معلم‌ و پرورش تمام مهارت‌هاست‌.

نگاه‌ بـه عـلم:از طـریق روش‌های‌ علمی مشاهده،برقراری ارتباط، طبقه‌بندی،پیـش‌بینی،فـرضیه سـازی و سـازمان دهـی آزمـایش‌های مناسب است.

نگاه به یادگیری:یادگیری از‌ طریق‌ مشارکت فعال دانش‌آموز،در پرورش‌ مهارت‌ها‌ صورت می‌گیرد.

مزایا:دانش‌آموزان خیلی فعال‌اند، به جای تکیه بر محتوا،آموزش مهارت‌ها اساس کـار است.

اشکال عمده:محتوا به نفع‌مهارت‌ها و به ضرر دانستنی‌ها‌،کم‌رنگ‌‌ می‌شود.

۳-دیدگاه برنامه‌ریزی‌ درسی‌ مبتنی‌ بر روان‌شناسی‌ ساخت و سازگرا یا رویکرد تعاملی

ساختن دانش و تولید و مصرف آن‌ محور توسعه‌ی انـسانی،تـوسعه‌ی پایدار و جامعه‌ی دانش-محور است.آخرین‌ یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که‌ یادگیری،کلید ورود‌ به‌ جامعه‌ی دانش- محور است.از طریق یادگیری،هر فردی قادر به‌ ساختن دانش و تولید آن است.

از جـمله تـغییرات می‌توان به تأکیدهای‌ زیر اشاره کرد:

از تدریس به یادگیری،از‌ یادگیری‌ سطحی‌ به‌ یادگیری عمقی،از به حافظه سپردن و تکرار و رویدادها به کاربرد،تحلیل،ارزشـ‌یابی‌ و سـازماندهی عناصر در قالب یا‌ ساختاری نـو، از یـادگیری«طوطی‌وار»مطالب،به فهمیدن‌ و به کار بستن‌ مفاهیم‌،شیوه‌ها‌ و اصول،از یادگیری آموزشگاهی ماده‌های درسی جدا از هم،به یادگیری مداوم میان رشته‌ای، از تمرکز بر ‌‌درونـ‌ دادهـای نظام آموزشی به‌ تـمرکز بـه عملکرد و پیامدهای نظام آموزشی؛ از این دیدگاه‌،یادگیری‌،فرآیندی‌ است که‌ طی آن فرد به بازنمایی‌های ذهنی خود بهبود می‌بخشد.در این رویکرد معلمان‌ باید در این جهت اقدام کنند که دانش‌آموز، دانش خـود را در کـلاس‌ بسازد.«البته نه‌ با‌ افراط‌»؛زیرا بعضی مفاهیم قراردادی‌ هستند و فراگیران آن‌ها را نمی‌سازند. همان طور که دیده‌اید،در سال‌های اخیر در کتب ریاضی،لباس کتاب‌ها عوض‌ شده و تمرینات و بحث‌های کار در کلاس‌ طـراحی شـده؛ولی‌ هـنوز هم رویکرد شناختی‌ به‌طور کامل اجرایی نشده است.رویکرد تعاملی،ترکیبی از رویکرد انتقالی و فرآیندی‌ است؛هم بـه محتوا توجه می‌کند و هم به‌ مهارت‌ها.بعضی جاها در کتاب درسی،اطـلاعات‌ را‌ بـه فـراگیر می‌دهد و بعضی جاها، شاگردان را وادار می‌کند به دنبال محتوا بروند.

معلم در این رویکرد امتحان می‌گیرد؛ شبیه رفتارگرایان،تـکرار ‌ ‌هـفته‌ای و ماهیانه در آزمون هم دارد؛اما روش‌‌ دیگری‌ هم به کار می‌برد؛مثلا بچه‌ها را بـه بـاغ مـی‌برد تا طول و عرض ابعاد باغ را اندازه بگیرند یا اشکال هندسی‌ مختلفی را به آن‌ها می‌دهد؛مـثلا وارد کلاس‌ درس‌ شده موضوع درس را هم‌ نگفته،پازل زمین فوتبال را به بچه‌ها می‌دهد؛مثلا پازلی ۳۲ قـطعه‌ای؛ سپس از بچه‌ها می‌خواهد قـطعات پازل‌ را روی یـک بعد میز روی‌ هم‌ بچینند‌. بدون این‌که اشاره‌ای به فرمول‌ کرده‌‌ باشد‌.از آن‌ها می‌خواهد قطعات پازل‌ را روی دو بعد میز مرتب کنند و سپس‌ از آن‌ها می‌خواهد قطعات پازل را روی‌ سطح‌ میز‌ پخش‌ کنند و در نهایت به‌ جـمع‌بندی مساحت می‌رسد.در‌ روان‌شناسی‌ ساخت و سازگرا،بحث‌ تلفیق هم مطرح است؛مثلا در حین‌ خواندن شعر،دین هم آموزش می‌دهیم‌ که با لذت‌ ادبیات‌،یادگیری‌ دینی افزون‌ می‌شود.

انواع برنامه ریزی از دیدگاه فلسفی :

الف )برنامه ریزی براساس مکانیسم بازار :اقتصاد دانهای کلاسیک و نئوکلاسیک معتقد بودند که دست نامرئی ،اقتصاد را به وضعیت بهینه هدایت می کند

ب)برنامه ریزی دستوری :دراین برنامه ریزی ،هدف های کمی مندرج در برنامه ، راهنمایی اجباری بازیگران صحنه اقتصادی است که برای اولین بار در شوروی سابق مورد استفاده قرارگرفت .

ج)برنامه ریزی ارشادی :برنامه ریزی ارشادی که از جمله مدل ها ی غیر دستوری است ،جهت حرکت کلی اقتصاد را مشخص می سازد و بخش خصوص را برای اجرای آن هدایت می کند و هماهنگی های لازم را بین سرمایه گذاری های دولتی و خصوصی به عمل در می آورد. (ثمری ،ص 58)

از نظر جامعیت و بخشهای مشمول آن برنامه ریزی به جند سمت تقسیم بندی می شود (ثمری،ص 59)

- برنامه ریزی غیر جامع (دردوره اولیه برنامه ریزی ملی /درهمه کشورها /فقط چند صنعت راشامل می شود /درکشورهای درحال توسعه این برنامه هارایج است )

- برنامه ریزی جامع (بعد از جنگ حهانی دوم / در شوروی سابق و هلند وشامل کل کشور )

- برنامه ریزی بخشی (بین برنامه ریزی جامع وغیر جامع /برنامه های برای یک بخش خاص مانند برنامه کشاورزی )

- برنامه ریزی پروژه ای (برنامه ای که روش برنامه ای آن از پایین به بالا است برای تدوین پروژه های عمرانی  بکار می رود )

برنامه ریزی از نظر طول دوره زمانی برنامه

برنامه ریزی سالانه :این برنامه با بودجه های سالانه هماهنگ است و اصولاًعملیاتی است

برنامه ریزی میان مدت :طول این برنامه 4تا6 سال است مثلاًبرنامه «مارشال» 4 ساله «کومکون »5 ساله وبرنامه «کلمبو»6 ساله بود

برنامه دراز مدت :این برنامه حدود 15تا20 سال است .هدف های برنامه دورنگر یا میان مدت است

برنامه ریزی میان مدت غلطان :این برنامه میان مدت است ولی در پایان هر سال تجدید نظر می شود .سال پایان یافته را کنار می گذاردو به جزئیات سال بعد می پردازد.وسالی جدید به خود اضافه می کند مثلاًبرنامه دوره 1378- 1374 در پایان سال 1374 به برنامه دوره 1375- 1379 تبدیل می شود .

تقسیم بندی های دیگری نیز برنامه ریزی شده است که از اهم آنها می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

الف- برنامه ریزی ملی:در برنامه ریزی ملی, برنامه ها و سیاست های توسعه ی اقتصادی و اجتماعی یک کشور و نحوه ی اجرای آن مشخص می گردد. برنامه ریزی ملی یا کشوری, هر چند سال یکبار (معمولاً هر 5 سال) برای کل کشور انجام گرفته و شامل کلیه ی سطوح برنامه ریزی کلی, برنامه ریزی بخشی و برنامه ریزی طرح ها می گردد.ب- برنامه ریزی منطقه ای :در برنامه ریزی منطقه ای, سیاست های توسعه ی اقتصادی و اجتماعی یک منطقه (جزئی از کشور), یا چند منطقه و یا کل کشور در قالب چند منطقه, انجام می گیرد.ج- برنامه ریزی شهری د- برنامه ریزی روستایی

برنامه ریزی از نظر حیطه و دامنه عمل

1-برنامه های کلان:برنامه های معمولا جامع اند و باید در تمام کشور اجرا شوند.مانند:برنامه ریزی آموزش و پرورش ایران در بیست سال آینده

2-برنامه های خرد: برنامه ریزی ویژه اند که در سطح محلی و موسسه ای ایجاد می شوند.مانند برنامه ریزی دانشگاه مشهد

3-برنامه های ملی: برنامه هایی هستند که در تمام کشور اجرا می شود و ممکن است جنبه جامع داشته باشد.مانند برنامه های پنجساله آموزش و پرورش در کشور،یا ویژه مانند برنامه تربیت معلم در کشور.

4-برنامه های محلی: برنامه هایی هستند که برای یک استان،شهرستان،یا تقسیمات دیگر تنظیم می شوند.یا جامع هستند مانند:برنامه آموزش وپرورش خراسان و یا ویژه مانند:تعلیمات فنی و حرفه ای

5-برنامه های جامع: برنامه هایی اند که تمام عوامل و عناصر و اجزای یک واحد آموزش و پرورش را در بر گیرد.یا ملی اند مانند:برنامه ریزی آموزش و پرورش ابتدایی کشور،یا آنکه در سطح ملی یا موسسه ای اند مانند:برنامه جامع دانشگاه تربیت معلم.

6-برنامه ریزی ویژه: به تهیه برنامه هایی می گویند که بخشهایی ویژه ای از آموزش و پرورش را در بر می گیرند مانند:برنامه ریزی ساختمانها و تاسیسات آموزشی

سه سطح برای هدفهای آموزش و پرورش مشخص ساخته اند( Krathwohl  and  Payne کرات هاول و پین )

- سطح ملی :در سطح ملی ، هدفهای آموزش و پرورش جنبه مقصود نهایی را دارند و به صورت کلی بیان می شوند .

- سطح دوره های رسمی آموزش و پرورش: در سطح دوره های رسمی ، مثل دوره های دبستان ، راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه ، هدفهای آموزشی مشخص تر و ملموس تر بیان می شود

- سطح درسی :در سطح درسی ، هدف آموزشی به صورت بسیار دقیق مشخص   می شود تا بتوان میزان پیشرفت و نتیجه آموزش را دقیقا ارزشیابی کرد .

 انواع برنامه ریزی از دیدگاه مکانی

Nationalplanningبرنامه ریزی ملیRegionalplanning برنامه ریزی منطقه ایUrban Planning برنامه ریزی شهریRural Planning برنامه ریزی روستایی

برنامه ریزی از نظر زمانی(از دیدگاه دیگر) :

1)برنامه کوتاه مدت(1تا5سال)

2)برنامه میان مدت(5تا10سال)

3)برنامه بلند مدت(10تا20 سال یا بیشتر) (مبانی برنامه ریزی آموزشی،فیوضات،ص38)

برنامه ریزی از نطر چگونگی عمل (مبانی برنامه ریزی آموزشی،فیوضات،یحیی)

1-برنامه ریزی متمرکز-الزامی

در کشور های سوسیالیستی معمول است / هدایت کلیه فعالیتهای جمعی تحت کنترل ونظارت هیأت حاکمه می باشدو طبق برنامه صورت می گیرد.بدین ترتیب برنامه ریزی وارد ساخت و و نهاد سیاسی کشورهاست .

2-برنامه ریزی ارشادی-ترغیبی

در کشور های غیر سوسیالیستی متداول /برنامه ریزی در این کشور ها  جنبه ی نهاد ندارد.تمام فعالیت ها لزوماً از طرف هیأت حاکمه نظارت و هدایت نمی شود مثال در آمریکا به موجب قانون آ.پ جز مسئولیت ها و اختیارات ایالتی است ودولت مرکزی آمریکا ،به موجب قانون ،مسولیت اجرایی در این زمینه ندارد  و هرایالت نیز این مسولیت ها را تقسیم می کنند /چگونگی کنترل و هدایت تعلیمات دانشگاهی ار ایالتی به ایالت دیگر تفاوت دارد .این نوع برنامه مستقل و پراکنده  از نظر تسهیل نوآوری و پویایی فرهنگی دارد (حسن).مشکلاتی از جمله موجب شکاف کیفیت آموزشی بین بخش های غنی و فقیر و گاهی موقع در تعارض بین خط مشی ملی و نظر های محلی است .ولی بهر صورت دولت نمی تواند واحد های آ-پ راملزم کند که برنامه خاصی اجرا کند و ناچار است از راه ارشاد و ترغیب وارد شود.

3-برنامه ریزی مشکل گشایی موردی

این نوع برنامه ریزی جامعیت ندارد ،دور مدت نیست و تمام نظام آ-پ رادر ارتباط با بخش های دیگرتوسعه ملی را در نظر ندارد به صورت موردی و طرح های کم وبیش مستقل اجرا می شود  بیشتر در کشور های در حال توسعه متداول است .جنبه گره گشایی واز میان برداشتن موانع رادارد.برنامه آموزش و تعلیمات فنی و حرفه ای برای رفع کمبود افراد فنی و تکنسین – برنامه مقطعی برای کمبود معلم

آرتور جی . دیویس سطوح برنامه ریزی را به شرح ذیل طبقه بندی می کند:

الف-  برنامه ریزی نظامهای آموزشی در سطح ملی, ایالتی و استانی

ب – برنامه ریزی موسسه ای در مقیاسی وسیع , در سطح واحد های مربوط به مجتمع های آموزشی

 ج – برنامه ریزی طرح یا پروژه

 انواع برنامه ریزی و مواضع برنامه ریزی (ایکاف ):

برنامه ریزی عملیاتی :

-انتخاب وسیله ها برای رسیدن به هدف های کوتاه مدت (از پیش تعیین شده یاازبالا تحمیل شده یا بطور قرار دادی پذیرفته شده )این برنامه ریزی کوتاه مدت غیر فعالان (حال نگر ها)علی رغم نگرش منفی نسبت به برنامه ریزی بطور کلی در گیر برنامه ریزی عملیاتی هستند.هدف این نوع برنامه ریزان حفظ وضع موجود وبایدوسیله انجام این کاررا انتخاب کنند

برنامه ریزی تاکتیکی  :

انتخاب وسیله ها وهدف های کوتاه مدت برای رسیدن به هدف های میان مدت(تعیین شده یا تحمیل شده یا قراردادی پذیرفته شده )

چنین برنامه ای را برنامه میان مدت هم می گویند .ارتجاعیون دست به کار برنامه ریزی تاکتیکی اند

برنامه استراتژیک :

1)     انتخاب وسیله ها /انتخاب هدف های کوتاه مدت و بلند مدت

2)     آرمان ها در این برنامه یا تعیین شده اند یا توسط بالا دست ها تحمیل شده اندیا بطور قراردادی پذیرفته شده اند

3)  این برنامه ها بلند مدت هستند .

4)   فعالان دست به کار برنامه استراتژیک هستند .

5)   این گروه  برنامه ریز ها دوراندیش تر از ارتجاعیون یا غیر فعالان هستند .

 برنامه ریزی هنجاری  :

1)      مستلزم انتخاب صریح وسیله ها ،هدفهای کوتاه مدت و بلندمدت و ایده آل هاست

2)     این برنامه ریزی به طور نامحدودی ادامه می یابد و افق مشخصی ندارد

3)    طرفداران گرایش تعاملی به برنامه ریزی هنجاری می پردازند

4)    آرمان در این برنامه ریزی نقش اصلی را برعهده دارند .

نتیجه ،این 4 نوع برنامه ریزی آشکارا به طور روز افزونی رواج می یابند .برنامه ریزی عملیاتی نه تنها کوتاه مدت ترین است بلکه به سیستم های فرعی کوچک سازمان نظر دارد و جداگانه به آن می پردازد.برنامه ریزی تاکتیکی با چشم انداز میان مدت وبا تعامل میان سیستم های فرعی وارتباط متقابل آن با سازمان سرو کار دارد. برنامه ریزی استراتژیک بلند مدت تر است  نه تنها روابط درونی ،بلکه روابط میان سازمان ومحیطی که با آن در ارتباط مستقیم است و برآن مقداری تأثیر می گذارد رادربرمی گیرد .برنامه ریزی هنجاری به طور نامحدودی ادامه دارد با همه روابط درونی و بیرونی و با سازمان و محیط زمینه ی آن که هیچ تأثیری بر آن ندارد ولی از آن تأثیر می پذیرد سرو کار دارد .

*البته درباره ی سطوح برنامه ریزی بین صاحب نظران اختلاف نظر وجود دارد یکی از دلایل عدم توافق این است که تعریف نهادهای آموزشی در دوره های تحصیل و در کشورهای مختلف یکسان نیست و گستره ی فعالیت های این نهادها با هم متفاوت است.به دلیل سرعت تغییرات بیشتر ،عدم اطمینان نسبت به آینده ،آشفتگی و سایرویژه گی ها ضرورت تدوین چشم اندازها و برنامه های بلند مدت و میان مدت را افزون تر کرده است .در چند دهه اخیر ،تحولات و تغییرات سریع فناوری نشان می دهد که برنامه ریزی های آموزشی بلند مدت از کارایی کمتری برخوردار بوده است .(مشایخ ،1393،ص 75)

دو نظریه از نظریه های برنامه ی درسی (رویکرد موضوعی و دیسیپلینی)

    رویکرد موضوعی و دیسیپلینی

 با سابقه ترین شکل از سازمان برنامه ریزی درسی حول محور وموضوع های درسی وقلمرو های علمی است .د ر دوره ی ابتدایی تمرکز بر مهارتهای r3 (خواندن ،نوشتن ،وحساب کردن )است ودر دوره متوسطه معمولا"موادی مانند علوم تجربی ،ریاضی ،ادبیات ،تاریخ وزبان را در بر می گیرد.این دیدگاه در حال حاضر در نهضتی موسوم به نهضت «بازگشتبه پایه ها »تبلور پیدا کرده است 

دیدگاه موضوعی

آرمانهای تربیتی :تسلط بر مهارتهای پایه (مانند مهارتهای خواندن ،نوشتن ،حساب کردن) دردوره ی ابتدایی وموضوع ها وقلمرو های سنتی (مانند ادبیات ،علوم تجربی ،ریاضیات تاریخ وزبان )در دوره ی متوسطه

تلقی نسبت به فرایند یادگیری : در یادگیری کانون توجه بر یادگیری در حد تسلط مهارتها وبه خاطر سپاری دانش است

تلقی نسبت به یادگیرنده :یادگیرنده فردی در نظر گرفته می شود که باید خود را با یادگیری موضوع سازگار نماید . در این دیدگاه تکیه چندانی بر نیاز ها وعلایق دانش آموزان نمی شود ،بلکه درس بر اساس منطق درونی خودش عرضه می شود .

تلقی نسبت به فرایند  آموزش :آموزش شامل آشکار سازی از طریق سخنرانی ها ،تمرین ومباحثه است

تلقی نسبت به محیط یادگیری : معلم محیط را تحت کنترل خود دارد ومحیط معمولا "دارای ساخت بسته واز پیش تعیین شده است .

نقش معلم: معلم مرجع اصلی است وفعالیت های یادگیری را هدایت می کندبه خصوص در دوره ی متوسطه از معلمان انتظار می رود دانش فراگیری ،دست کم در یک ماده ی درسی خاص ،داشته باشد.

تلقی نسبت به ارزشیابی آموخته ها : تکیه ارزشیابی بر میزان تسلط دانش آموزان بر موضوع درسی است . در بسیاری از موضوع های درسی ،آزمون شامل به خاطر آوردن معلومات وتسلط بر برخی مهارت های پایه است

دیدگاه دیسیپلینی

آرمان های تربیتی :تسلط دانش آموزان بر چهارچوب مفهومی وشیوه های پژوهش در یک قلمرو علمی در مقایسه با دیدگاه موضوعی به یادگیرنده به شکل موجودی فعال تر نگریسته می شود .اغلب دانش یک یک متخصص در مقیاس کوچک تلقی می شود که به پژوهش در یک قلمرو علمی خاص می پردازد .

تلقی نسبت به فرایند یادگیری :این تلقی ممکن است برای دیسیپلینهای مختلف متفاوت باشد ،اما تکیه عمومی بر یادگیری اکتشافی است وطی آن دانش آموز اصول اساسی یک دیسیپلین را کشف نموده آنهارا در شرایط وموقعیت های دیگر بکار می بندد

تلقی نسبت به فرایند آموزش :معلم دانش آموز را در فرایند اکتشاف کمک  می کند معلم موقعیتی را در ابتدا مطرح خواهد ساخت که دانش آموزان می تواننددرباره ی آن به فرضیه سازی ،بررسی فرضیه هادر سایه داده ها ونتیجه گیری بر اساس کاوش به عمل آمده بپردازد

تلقی نسبت به محیط یادگیری:که محیط یادگیری شامل مواد ومنابع یادگیری مرتبط با یک دیسیپلین خاص است برای مثال ،در درس تاریخ دانش اموزان مانند مورخ از منابع اصلی ودست اول برای اجرای یک کاوش تاریخی بهره می گیرند

نقش معلم :معلم منبع اموزشی را تأمین می کند وبه گونه ای که حکایت ازپشتیبانی از فرایند اکتشاف می نماید ،وعمل می نماید .معلم در یک دیسیپلین متخصص بوده برای به نمایش گذاشتن فرایند پژوهش والگو قرار گرفتن آمادگی داشته باشد .معلم حاکم نیست ،بلکه ترغیب کننده وتسهیل کننده پژوهش واکتشاف است

تلقی نسبت به ارزشیابی آموخته ها :ارزشیابی به بررسی چگونگی تسلط دانش اموزان بر اصول پایه وروش های پژوهش در یک دیسیپلین می پردازد . علاوه بر این ارزشیابی برچگونگی استفاده کردن از مفهوم ها و مهارتهای پژوهشی در شرایط وموقعیت های مختلف تأکید دارد .

نقاط قوت دید گاه موضوعی :

1-در این دیدگاه برنامه درسی به شکل نظام مند عرضه می شود

2-در استفاده از دیدگاه موضوعی برای سازماندهی برنامه درسی دو امتیاز اقتصاد وکارایی رعایت شده است .

3-برنامه های درسی این رویکرد سهولت اجرایی دارد .

4-برنامه زمان بندی را می توان به سهولت بر محور موضوع های درسی تنظیم نمود ومدت زمان کلاس ها نیز یکسان هستند

5- این نوع برنامه درسی بر مبنای قدرت سنت استوار است یک چهارچوب مأنوس رابرای معلمان فراهم می سازد

 نقاط ضعف دیدگاه موضوعی :

 1-سازماندهی برنامه ی درسی حول محور موضوع ها چندان مناسبتی با امر برقراری ارتباط میان موضوع های درسی یا مسایل ونگرانی های عمیق اجتماعی ندارد .

2-این نوع برنامه درسی باامر برقراری ارتباط با نیاز ها وعلایق دانش آموزان نیزندارد

3-یادگیری در این برنامه در سطوح نازل است به این معنی که کانون توجه معمولا"بر یادآوری اطلاعات ومهارت های پایه توأم با فرصت اندکی برای مهارتهای سطوح بالا ی تحلیلی ومفهومی است .وبه حیطه ی عاطفی توجهی نمی شود

بسیاری از مطالبی که در دفاع از دیدگاه دیسیپلینی ارایه شد برای حمایت وپشتیبانی از دیدگاه دیسیپلینی نیزمطرح می باشد واین دیدگاه با ساختار کنونی مدارس مطابقت دارد وامکان عرضه ی اقتصادی وتوأم با کارایی مواد آمورشی را فراهم می آورد.یکی از تفاوت های های اساسی میان دیدگاه موضوعی ودیدگاه دیسیپلینی ،تأکید دیدگاه دیسیپلینی بر کاوش واکتشاف در یادگیری است که دانش آموزان به شکل فعال درگیر یادگیری هستند

از برخی معایب دیدگاه  دیسیپلینی می توان این گونه نام برد:

1- این رویکرد برای دانش آموزانی مفید است که قصد ادامه تحصیل در دانشگاه را دارند.

2-دانش آموزان در این دیدگاه باید مانند دانشمندان در دیسیپلین های مختلف رفتار نماید مسأله ساز است

نیل پستمن  (neilpostman)بحث را پایان می  دهیم «مدارس باید تأکید سنتی خود را بر مواد وموضوعات د رسی حفظ کنند واز کوشش برای تربیت همه جانبه کودک دست بردارند .»

فرایند های برنامه ریزی:

   رالف تایلر در کتاب خود تحت عنوان اصول اساسی برنامه آموزشی و درسی برای برنامه ریزی چهار مرحله قائل است.

1)      تعیین اهداف

2)     انتخاب تجارب یادگیری

3)    گسترش فرآیندتدریس

4)    ارزشیابی برنامه آموزش ( تایلر , 1376 , ص 8 )

سیروس منظور نیز در برنامه ریزی آموزش و پرورش 5 مرحله را تشخیص می دهد

1)     مرحله تدوین فعالیت ها(تعیین و تعریف هدف های آموزش و پرورش)

2)     تعیین استراتژی (شناخت مشکلات و امکانات،تعیین اولویت ها و ایجاد تعادل بین نظام آموزشی و نیازندی ها وامکانات ملی و..)

3)  مرحله تدوین برنامه(جنبه فنی برنامه ریزی)

4)   مرحله اجرا

5)   مرحله ارزشیابی و پژوهش(مبانی برنامه ریزی آموزشی،فیوضات،ص117)

درتعریفی دیگر فرآیند نظام برنامه ریزی آموزشی شامل موارد زیر است:

تدوین برنامه /تلفیق برنامه /تصویب برنامه /نحوه اجرا و چگونگی ارزشیابی برنامه( تقی پور ظهیر , 1372 , ص 17)

ونتلینگ (1996) نیز فرآیند آموزش را متشکل از سه جزء اصلی :

برنامه ریزی : تعیین اهداف و چگونگی دستیابی به آنها

اجرا: انجام عملیات ضروری جهت دستبابی به اهداف

ارزشیابی: بررسی میزان موفقیت برنامه در دستیابی به اهداف میداند . او در این مدل نیاز سنجی را جزئی از برنامه ریزی تلقی می نماید ( ونتلینگ , 1995 , ص 24 )

سانی استوت (1993) و مارتاریوس (1996 ) و جاکوبی بامروف مراحل کارکرد آموزش را به شرح زیر بیان کرده اند .

برنامه ریزی آموزشی : طراحی نحوه حل مساله و یا مشکل به وسیله کارآموزان .

اجرا : ایجاد دانش , مهارت ویا نوع رفتار لازم درکارکنان .

ارزشیابی: ارزشیابی اثرات دوره و عملکرد کارآموزان به ویژه در محیط واقعی کار( به نقل از عباس زادگان وترک زاده , 1379,ص 43)

هیات هادی آموزش و بهسازی انگلستان (1992) که یک سازمان سیاست گذار دولتی در زمینه های فعالیتهای آموزش و بهسازی است ، مدل استانداردی برای آموزش و بهسازی کارکنان ارائه نموده است .در این مدل مراحل چرخه آموزش وبهسازی بیانگر حوزه های فرعی و فعالیت های هر یک مطرح شده که به زعم حوزه های T. D. L. B شایستگی و مهارتی است که آموزش وآموزشگران باید از آن برخوردار باشند .این الگو یک مرحله مهم را به مراحل اصلی آموزش و بهسازی افزوده است . این مرحله پشتیبانی های اطلاعاتی وعملیاتی است که نقش بسیار مهمی در پیشرفت روال کار و سطح آموزش و بهسازی در سازمان دارد .

الف – شناسایی نیازهای آموزش و بهسازی :

شناسایی الزامات سازمانی /شناسایی نیازهای یادگیری افراد و گروهها

ب – طرح ریزی استراتژیها و برنامه های آموزش و بهسازی

طراحی استراتژیها و برنامه های آموزش و بهسازی در سطح سازمان

طراحی استراتژی برای کمک به افراد و گروهها

شناسایی الزامات سازمانی /شناسایی نیازهای یادگیری افراد وگروهها

طراحی و تولید مواد آموزشی برای یادگیرنده

ج – ارائه فرصتهای یادگیری , منابع و پشتیبانی

اکتساب و تخصیص منابع برای اجرای طرحهای آموزش و بهسازی

ارائه فرصت های یادگیری و پشتیبانی لازم برای توانمند کردن افراد و گروه ها در رسیدن به اهدافشان

د – ارزشیابی اثربخشی آموزش

ارزشیابی اثربخشی آموزش و بهسازی

ارزشیابی موفقیت فرد و گروه بر اساس اهداف تعیین شده

ارزشیابی موفقیت با توجه به گواهی عمومی

ه – پشتیبانی آموزش و بهسازی

تلاش ومشارکت برای پیشرفت آموزش و بهسازی

ارائه خدمات لازم برای پشتیبانی عملیات آموزش و بهسازی ( عباس زادگان , 1379, ص 14)

مدل پارکر: 1- تشخیص نیازهای آموزشی/2- تعیین اهداف آموزشی /  3- طراحی برنامه های آموزشی/4- طراحی و انتخاب روشهای/ ارزشیابی  روشهای آموزش5- روند طراحی    / 6- اندازه گیری نتایج /   7- هدایت و رهبری   

مراحل برنامه ریزی آموزشی از دید گاه مالان

مالان برنامه ریزی آموزشی را مجموعه ای نظامند از فرایند های فنی ،عقلانی و اجتماعی توصیف کرده است:

1- تشخیص موقعیت یک نظام آموزشی ونتایج آن 2- تعیین هدف 3- سیاستگذاری 4- برآورد منابع مورد نیاز 5- انتخاب شاخص ها 6- مشارکت گروهها 7-تأمین لوازم ساختاری و اداری8- تعیین و تعریف هدف عملیاتی و اجرایی و..9- نظارت بر عملیات و ارزشیابی و بازنگری

گروه کارشناسان سازمان ملل مراحل برنامه ریزی توسعه را در 5 مرحله بیان می کنند:

1- استنباط شخصی از فرایند توسعه 2- ارزیابی راههای مختلف توسعه  3- راهبرد توسعه 4- اجرای برنامه 5-ارزشیابی پس از اجرا

مرحله ی اول تبیین وضع موجود نظام آموزشی( گردآوری اطلاعات همراه با تجزیه و تحلیل داده ها )

مرحله ی دوم تدوین برنامه های آموزشی( با توجه به چشم اندازهای بلند مدت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی )

مرحله ی سوم تصویب و اجرای برنامه ی آموزشی.

برنامه ریزی از دیدگاه ایکاف به 5 مرحله تقسم شده است:

مرحله اول ،نظم بخشیدن به آشفتگی : سیستم تهدید ها و فرصت هایی که سازمان در برابر دارد .

مرحله دوم ،برنامه ریزی هدف ها : تأکید برهدفهایی که باید پیگیری شوند .در این مرحله از برنامه ریزی است که یک آینده دلخواه طراحی می شود .

مرحله سوم، برنامه ریزی وسیله ها :انتخاب یا خلق وسیله ای برای رسیدن به هدف ها در این مرحله ی برنامه ریزی است که راههای تخمین و برآورد آینده ی دلخواه کشف می شود .

مرحله چهارم، برنامه ریزی منابع : تعیین منابع لازم و زمان نیاز و چگونگی بدست آوردن منابعی که در دسترس نمی باشند .

مرحله پنجم ،اجرا و کنترل : تعین نوع ،زمان و مکان فعالیت هر کس و چگونگی کنترل اجرا و پیآمدهای آن ،یعنی نگه داشتن آن در مسیر درست .(ایکاف ،ص 87).

نتایج بررسی فرایندها:بنابراین , با توجه به مدلهای گوناگون ارائه شده درباره مراحل و فرایند های آموزش درسازمان , فرایندی را که در سازمانهای مختلف تقریبا همه گیر است وجامعیت دارد واجرا می شود به قرار ذیل است :الف : تشخیص نیاز  ب : تدوین اهداف ج : تعیین محتوای مورد نیاز برنامه آموزشی د : انتخاب روشها د : اجرای برنامه ه : ارزشیابی برنامه و بازنگری

جمع بندی: تمامی فرایندها با نیاز سنجی و تعین اهداف آغاز گردیده است .

فرایند ها با تعیین اولویت ها آغاز و با ارزشیابی وبه بازنگری ختم می گردند .

اجرای برنامه ها با توجه به نوع برنامه ،طول زمان ،گستره جغرافیایی و نوع سازمان و اهداف متفاوت می باشد .

اکثر این روش های و فرایند های برنامه ریزی سنتی هستند یعنی برنامه ریزان حرفه ای برای دیگران انجام می دهند مشارکت مستقیم ذی نفعان و ذیربطان و همه کسانی که تأثیر برنامه هستند (در تعیین /اجرا و ارشیابی ) دخالت کامل ندارند (نیازمند برنامه ریزی تعاملی هست ).مراحل و فرایند های برنامه ریزی متعدد باید با توجه به مناسب و نامناسب بودن مورد ارزیابی و استفاده قرار گیرد نه بد و خوب بودن و...با توجه به عدم قطعیت و پیپیدگی و عدم اطمینان و عصر تضاد ها ئ تناقض ها اصل انعطاف پذیری در برنامه و فرایند برنامه ریزی باید مد نظر قرار گیرد .

طبق نظر کافمن در برنامه ریزی آموزشی باید از هردودیدگاه واکنشی (حفظ و قبول وضعیت موجود )و فراکنشی (افق ها و پاسخ های نو-وضعیت مطلوب ) استفاده کرد .

انواع برنامه ریزی آموزشیبرنامه ریزی آموزشی با توجه به ابعاد وگستره آن از نظرهای متفاوت ،گوناگون است.

الف:برنامه ریزی از نظر مدت زمان اجرای کار

1- برنامه کوتاه مدت(از یک تا پنج سال)2- برنامه میان مدت(بین پنج تا ده سال)3- برنامه بلند مدت (از بیش ازده سال تا حدود بیست سال)

 ب :برنامه ریزی از نظر حیطه ودامنه کار

برنامه ریزی آموزشی در دوطبقه بزرگخردوکلانقابل طبقه بندی است.برنامه ریزی کلان کل نظام آموزش وپرورش یک کشور را در بر می گیردوبرنامه ریزی خرد در حیطه منطقه ومحله وموسسه طراحی می شود.یونسکوطبقه برنامه ریزی میانه را هم اضافه کرده وآن را به برنامه ریزی در سطح استان محدود کرده است.

ج: برنامه ریزی آموزشی از نظر توجه به کمیت وکیفیت

برنامه ریزی در سطح کلان:با پدیده های بزرگ که دارای حجم و وسعت زیاد است وبا میانگین های بزرگ سروکار دارد،ماننددر آمد ملی،در آمد سرانه،هزینه های ملی از نظر مصرفی یا سرمایه گذاری.نقطه توجه اساسی در برنامه ریزی کلان کمیت هاست.برنامه ریزی در سطح خردبا سرمایه گذاری ومصرف خرد در حد موسسه ونهاد،مدرسه وکلاس درس سروکار داردنقطه توجه اساسی تامین کیفیت است.

د:برنامه ریزی آموزشی از نظر نوع مسئولیت وسبک کار ونوع مدیریت

در برنامه ریزی متمرکز:قدرت مرکزی درتهیه وتدوین برنامه ها اعمال می شودواجرای سراسری برنامه هامورد نظر حکومت مرکزی است.در برنامه برنامه ریزی غیر متمرکز:مسئولیت تهیه برنامه هاوچگونگی اجرای آنها برعهده مقامات منطقه ای یا محلی گذاشته می شود.در این نوع برنامه ریزی نقش مردم در تعیین هدف ها،روش هاو راهبردهابیشتر است.

در برنامه ریزی نیمه متمرکز:چارچوب برنامه هااز نظر هدف هاواصول وساختار توسط حکومت مرکزی تعیین می شوداما محتوا ،انتخاب روش ها و راهبردها برعهده مسئولان منطقه ای یا محلی است.

و:برنامه ریزی از نظر مقیاس

برنامه ریزی ملی:فعالیتی است که توسط دولت وحکومت مرکزی در مسیر توسعه اقتصادی - اجتماعی کشور ها تهیه وتدوین می شود وهمه سازوکارهای اجرایی را در بردارد.

برنامه ریزی منطقه ای:بیشتر در راستای کشف وبهره گیری از توانمندی ها وظرفیت های منطقه ای است واقدامات در جهت رشد وتوسعه منطقه ای را سامان می دهد.

برنامه ریزی محلی:در مقیاس خرد اطلاعاتی را از گذشته وحال به دست می دهندکه برای پیش بینی برنامه های میان مدت وبلند مدت به کار می آیند.

برنامه ريزي آموزشي:

خداوند متعال را سپاسگزاريم كه به انسان نعمت وجود عقل، منطق، فرهنگ و فراگيري را عطا فرمود و راه تكامل و ترقي را بر پايه كاوش فرد براي ياد گيري هدفمند قرار داد. در اين صورت تكامل والاي جامعه انساني و رشد و توسعه آن بر يادگيري موثر،اثر بخش و خلاق افراد آن جامعه استوار است.در عصري كه دامنه علم و دانش در تمام عرصه هاي علوم گستري فزاينده اي دارد، شكوفايي مستمر انسان خردمند كنوني در دستيابي به علوم در محدوده عمر انسان بدون برنامه ريزي هوشمندانه امكان پذير نخواهد بود.لذا، براي دستيابي به جايگاه شايسته و متعالي لازم است همه دستاورد هاي علمي و تكنيكي را چون ابزاري در خدمت توان بالقوه افراد قرار گيرد تا مسير پويايي و تكامل انسان را با اطمينان طي كند(يار محمديان،1387).

برنامه ريزي آموزشي به مفهوم جديد :

آن شاخه اي از علوم تربيتي است كه نزديك به يك قرن از عمر آن ميگذرد.اين دانش جديد در خلال چند دهه اخير كاربردي گسترده در آموزش و پرورش كشور ها يافته است؛ به طوري كه امروزه جزء لاينفك مديريت آموزشي و پرورش رسمي تلقي مي شود.برنامه ريزي آموزشي از سويي مديران و مسئولان نظام هاي آموزشي را در اداره و اصلاح دستگاه تعليم و تربيت مدد مي رساند و از سوي ديگر، شيوه ها و الگوهايي را در خصوص توسعه وآموزش و پرورش به منظور تامين نيروي انساني مورد نياز جامعه ارائه مي دهد؛ به عبارت ديگر، برنامه ريزي آموزشي داراي دو وجه دروني و بيروني است؛ يعني آنجا كه تجزيه و تحليل، پيش بيني و نحوه تامين نيازهاي نظام آموزش و پرورش مطرح است، اصول و روش هاي برنامه ريزي دروني به كار گرفته مي شود. اما هر وقت ايجاد پيوند بين آموزش و پرورش و نياز هاي جامعه به نيروي انساني مطمح نظر باشد، برنامه بيروني مورد نظر است؛ از اين رو در برنامه ريزي آموزشي ، تعليم و تربيت با اقتصاد، جامعه شناسي، جمعيت شناسي، آمار، روانشناسي، مديريت و غيره گره مي خورد و دانشي ميان رشته اي به وجود مي آورد كه كاربرد آن مي تواند در استقرار يك نظام آموزش و پرورش كار آمد موثر واقع شود(محسن پور،1385).بيان مساله

در علم مديرت«برنامه ريزي به عنوان يك نگرش و يك راه زندگي است كه متضمن تعهد به مبناي انديشه، تفكر آينده نگر و عزم راسخ به برنامه ريزي منظم و مداوم مي باشد» بتابراين مديريت و برنامه ريزي به هيچ وجه قابل انفكاك نبوده ،در هر كاري بدون برنامه ريزي تحقق اهداف ناممكن  و يا با مشكلات متعددي روبرو خواهد شد.بنابر اين ضرورت برنامه ريزي ، براي رسيدن به كلي ترين تاجزئي ترين اهداف ، يك واقعيت انكار ناپذير است.امروزه آموزش در سازمان ها از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار است .چراكه هماهنگي منابع انساني در سازمان با پيشرفت سريع و برق آساي تكنولوژي آموزشي نيز بدون برنامه ريزي محقق نخواهد شد.از آنجایي كه برنامه ريزي در آموزش و پرورش و انواع آن از اهميت ويژه اي برخوردار است .اكنون در اين بحث به دنبال اين مساله هستيم كه برنامه ريزي آموزشي چيست؟و انواع برنامه ريزي آموزشي كدام است؟

اهمیت برنامه ریزی آموزشی:

ضرورت برنامه ريزي براي هر سازمان و موسسه به اندازه اي روشن است كه نياز به تبيين و توجيه ندارد و برنامه ريزي براي سازمان به اندازه تنفس براي يك موجود زنده اهميت دارد . برنامه ريزي بدون رعايت اصول برنامه ريزي معنايي ندارد چرا كه اين اصول راهنماي عمل بوده و در جريان تهيه و اجراي برنامه هاي آموزشي تاثير زيادي دارد.امروزه برنامه ریزان آموزشی با دنیای پیچیده و نامطمئنی مواجه هستند. هم اکنون مدارس به صورت بی سابقه ای با تغییرات عمدۀ اجتماعی و سیاسی که شرایطی پویا ، جامع و غیر قابل پیش بینی ایجاد کرده ، مواجه شده اند. این شرایط مستلزم استفاده از تعدادی استراتژی جانشین و مفاهیم حمایتگر است تا در حل مسائل حال و آینده به برنامه ریزان کمک کند(کا رلسون،رابرت،1933).در دنياي اسلام نيز برنامه ريزي آموزشي و يا آموزش و پرورش بر اساس مكتب و نيازهاي مسلمانان و جامعه اسلامي تنظيم گرديده است و پيشرفت علم و دانش در جامعه اسلامي كه حتي پيشرفت خود دين مبين اسلام مرهون پيشرفت هاي آموزش و پرورش و برنامه ريزي سنجيده و دقيق بوده است .زيرا كه يكي از مهمترين اهداف مهم رسالت پيامبر اسلام (ص) آموزش و پرورش ( تعليم و تربيت ) بوده است . چنانچه خداوند در سوره جمعه آيه 2 مي فرمايد : « هو الذي بعث في الامين رسولاً منهم تيلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين ». در همان آغاز اسلام نيز بر تعليم و تربيت تاكيد شده و در جريان جنگهاي صدر اسلام پيامبر اكرم (ص) فديه (آزادي اسرا به شرط تعليم ده نفر)را بر اسراي كفار تعين مي كردند كه نشان از ارزش و اهميت علم در اسلام مي باشد و توانست با تعليمات الهي و برنامه هاي آموزش و پرورش اسلامي جامعه جاهلي اعراب را بر فرهنگ ساير ملل فائق آورده و به بسط و گسترش تعليم و تربيت اسلامي بپردازد.

 پيشينه برنامه ريزي آموزشي

از زماني كه جوامع بشري كوشش نموده اند تا فرزندان خود را چنان تربيت كنند كه جوابگوي هدفهاي معيني در جهت تحقق آرمانهاي جامعه خود باشند، مي توان گفت برنامه ريزي آموزشي به شكل غير رسمي وجود داشته است. اما برنامه ريزي آموزشي در مفهوم جديد آن براي اولين بار در سال 1923 در كشور شوروي سابق مورد استفاده قرار گرفت. اگر چه به طور غير رسمي برنامه ريزي آموزشي داراي سابقه اي بس طولاني است، ولي مفهوم معاصر آن بسيار نوپاست و عملاّ مفهوم جديد برنامه ريزي آموزشي در سطح بين المللي، در دهه 1340 شمسي (1960ميلادي) در رابطه با ضرورت رشد اقتصادي مطرح شد و به تدريج گسترش يافت(يارمحمديان ، 1387)

برنامه ريزي آموزشي به مفهوم عام و كلي آن پيشينه اي ديرينه دارد و شايد بتوان گفت تاريخ آن با تاريخ تعليم و تربيت آغاز شده است.بررسي تاريخ تمدن سرزمينهايي چون ايران، مصر ، چين ، روم و يونان باستان حاكي از آن است كه مردم اين سرزمينها براي اداره امور آموزش و پرورش خود، تدابير ويژه اي انديشيده و با سبك و سياق خاص خود به مسائل تعليم و تربيت پرداخته اند. بنابراين رمز گسترش سواد درميان مسلمانان آن هم در زماني كوتاه حاكي از به كاربستن تدابير خاص و وجود انديشه هاي برنامه ريزي آموزشي است.پس از ظهور دين حضرت مسيح(ع) و گسترش مسيحيت در سراسر اروپا ، كشيشان و روحانيان مسيحي ، به سهم خود متولي امور تعليم و تربيت و عهده دار امور برنامه ريزي آموزش و پرورش شدند. علاوه بر مسيحيان ، مسلمانان نيز از همان آغاز ظهور اسلام ، به گسترش تعليم و تربيت و سازماندهي امور آموزشي ، اهتمام ورزيدند(خليلي شوريني،1381).

ص33-50برنامه‌ریزی‌ درسی‌،آموزش‌ و پرورش دنیای معاصر

از بعد برنامه‌ریزی‌ درسی‌،آموزش‌ و پرورش دنیای معاصر با سه جریان مواجه بوده است:

1)     برنامه‌ریزی درسی مبتنی بر روان‌شناسی رفتارگرا یا رویکرد انتقالی(تـا ۱۹۶۰)؛

2)   بـرنامه‌ریزی‌ درسـی‌ مبتنی‌ بر روان‌شناسی شناخت‌گرا یـا رویـکرد فـرآیندی(از ۱۹۷۴‌)؛

3)  برنامه‌ریزی‌ درسی مبتنی بر روان‌شناسی ساخت و سازگرا یا رویکرد تعاملی(که هنوز عمومی نشده است)

۱-دیدگاه برنامه‌ریزی درسی‌ مبتنی بر‌ روانـ‌شناسی‌ رفـتارگرا‌

روانـ‌شناسی رفتارگرا،محرک-پاسخی‌ است،چیزی را به فراگیر مـی‌دهیم‌ و در روز مـوعود پس می‌گیریم(امتحان).رفتارگرایان‌ مثل اسکینر،ثورندایک و پاولوف معتقدند، باید رفتارهای بیرونی را دید تا‌ قضاوت‌ کرد‌؛ به عبارت دیگر،انگیزش را بـه عـنوان پاسـخی‌ در برابر محرک‌های‌ بیرونی‌ می‌دانند.این‌ دسته از محققان،عامل بیرونی تـقویت را مهم‌ترین انگیزه برای یادگیری در کلاس‌ درس‌ می‌دانند‌.در‌ این دیدگاه،معلم حرف اول‌ را می‌زند و انتقال داده‌ها از سوی معلم‌ صورت‌‌ مـی‌گیرد‌.در بـرنامه‌ریزی درسـی مبتنی بر این‌ دیدگاه،ابزار عمدتا،کتاب‌های درسی متمرکز هستند و آزمـون‌ها‌ بـسیار‌ تعیین‌کننده‌ می‌باشند. تکرار،پدیده‌ی بسیار مهمی است؛برگزاری‌ کلاس‌های فوق العاده،تقویتی،جبرانی وکه‌ هنوز‌ در‌ بـسیاری از مـدارس ور نـیفتاده‌اند،ویژگی‌ شاخص رویکرد انتقالی است؛اگرچه ماهیت‌بعضی از‌ دروس‌،به‌ گونه‌ای است کـه لزومـا بـاید با تمرین و تکرار آموزش داده شوند و فراگیران‌ اصولا،در‌ آن‌ زمینه شناخت پیدا نمی‌کنند؛ بلکه بـاید آنـ‌ها را حـفظ نمایند؛مثل نام پایتخت‌‌ کشورها‌ یا‌ مواردی از این دست.در این‌ رویکرد،عامل اصلی در یـادگیری دانـش‌آموزان، معلم است.معلم‌ دارای‌ تمام اطلاعات بوده و اوست که منبع و موتور اصلی کـار اسـت.امـا شاگرد‌،همراهی‌ مطیع‌ و شنونده‌ای است که‌ گوش می‌دهد و با نوشتن مطالب در اطلاعات‌ معلم شـریک مـی‌شود.البته این‌ نوع‌ برنامه‌ریزی‌‌ مزایایی هم دارد؛اطلاعات به آسانی و به‌طور مؤثر منتقل مـی‌شوند،مـعلمان بـا‌ این‌ روش‌ مأنوس‌اند و شاگردان در هر مرحله‌ای از آموزش و یادگیری،پذیرای آن هستند انجام آموزش صرفا با‌ تـوضیح‌ دادن صـورت‌ می‌گیرد.اشکال عمده:در این روش معلم‌ واقعا نمی‌داند دانش‌آموزان‌ به‌ کجا رسیده‌اند. «بـچه‌ها بـه تـعطیلی خوردیم؛این‌ صفحات‌ رابخوانید‌؛حفظ کنید و امتحان بدهید»؛جمله‌ای‌ است که‌ بارها‌ از معلمان معتقد بـه دیـدگاه‌ انـتقالی،شنیده شده است.

۲-دیدگاه برنامه‌ریزی درسی‌ مبتنی‌ بر‌ روان‌شناسی شناخت‌گرا یا رویـکرد فـرآیندی‌

از‌ دهه‌ی ۱۹۷۰‌ به‌ بعد‌،این اعتقاد قوت‌ گرفت که هدف‌ آموزش‌ و پرورش،فقط انتقال‌ معلومات و باز پس‌گیری آن در روز امـتحان‌ نـیست.شناخت‌گرایان‌ مثل‌ برونر، پیاژه و،اعتقاد دارند،اگر صرفا‌ رفتار بیرونی را مدنظر‌ قـرار‌ دهـیم، نقش اندیشه،تفکر،استنتاج‌ و محدود‌ می‌گردد.شـناخت‌گرایان مـنشأ انـگیزش آدمی را در درون او و به‌خصوص، در نوع نگرش‌ و اندیشه‌ی‌ او می‌دانند.از نـظر شـناخت‌گرایان‌،برخی‌ نیازهای‌ ایجادکننده‌ی‌ انگیزه‌ی رفتار‌ شامل‌ نیاز به احساس کفایت‌، احساس‌ خود مـختاری،نـیاز به پیشرفت و نیاز به کـنجکاوی مـی‌باشند.از نظر بـرونر، روش آمـوزش‌ سـنتی‌ رفتارگرایی به دلایلی‌ مردود و غیر ثـمربخش‌ اسـت‌:اولا،در‌ این‌‌ روش‌،فراگیر منفعل و بی‌تحرک است‌؛ ثانیا ،انگیزه‌ای برای یادگیری در او مشاهده‌ نـمی‌شود؛لذا مـرتبا نیاز به تقویت‌کننده‌های‌ بیرونی وجود‌ دارد‌؛ثـالثا،دانش در طی‌ نسل‌های مـتمادی‌،بـدون‌ تکامل‌ و تغییر‌ دست‌ به دسـت مـی‌شود‌؛لذا‌ باید یادگیری‌ به صورت اکتشافی انجام پذیرد.ایجاد تنوع‌ در روش‌های تدریس و تنوع در روشـ‌های‌ نـظام‌ ارزش‌یابی‌،ویژگی‌ این رویکرد اسـت.

بـا ایـن دیدگاه تکیه‌ صـرف‌ بـه‌ برگه‌ی‌‌ امتحان‌ پایانی‌ کـنار گـذاشته شده و در ارزش‌یابی تکوینی،استفاده از شیوه‌های‌ انجام تکالیف،به صورت پاسخ در خانه، فعالیت‌های فردی یـا گـروهی مرتبط با درس‌ خارج از کلاس،فـعالیت‌های‌ پژوهـشی، ارزش‌یابی بـاز (open book) ،مـشاهدات‌ تـدریجی رفتار و آزمون‌های عملکردی،هـر کدام بخشی از نمره‌ی نهایی را تشکیل‌ می‌دهند.نقش معلم در این دیدگاه،بررسی مواد و برنامه‌ی درسی و شـناخت مـهارت‌های‌‌ علمی‌ ضروری مانند؛مشاهده،برقراری‌ ارتـباط،طـبقه‌بندی،پیـش‌بینی،فـرضیه سـازی‌ و سازمان دهی آزمـایش اسـت.نقش فراگیرنده شرکت فعال در تجربیات‌ یادگیری تدارک دیده شده به وسیله‌ی معلم‌ و پرورش تمام مهارت‌هاست‌.

نگاه‌ بـه عـلم:از طـریق روش‌های‌ علمی مشاهده،برقراری ارتباط، طبقه‌بندی،پیـش‌بینی،فـرضیه سـازی و سـازمان دهـی آزمـایش‌های مناسب است.

نگاه به یادگیری:یادگیری از‌ طریق‌ مشارکت فعال دانش‌آموز،در پرورش‌ مهارت‌ها‌ صورت می‌گیرد.

مزایا:دانش‌آموزان خیلی فعال‌اند، به جای تکیه بر محتوا،آموزش مهارت‌ها اساس کـار است.

اشکال عمده:محتوا به نفع‌مهارت‌ها و به ضرر دانستنی‌ها‌،کم‌رنگ‌‌ می‌شود.

۳-دیدگاه برنامه‌ریزی‌ درسی‌ مبتنی‌ بر روان‌شناسی‌ ساخت و سازگرا یا رویکرد تعاملی

ساختن دانش و تولید و مصرف آن‌ محور توسعه‌ی انـسانی،تـوسعه‌ی پایدار و جامعه‌ی دانش-محور است.آخرین‌ یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که‌ یادگیری،کلید ورود‌ به‌ جامعه‌ی دانش- محور است.از طریق یادگیری،هر فردی قادر به‌ ساختن دانش و تولید آن است.

از جـمله تـغییرات می‌توان به تأکیدهای‌ زیر اشاره کرد:

از تدریس به یادگیری،از‌ یادگیری‌ سطحی‌ به‌ یادگیری عمقی،از به حافظه سپردن و تکرار و رویدادها به کاربرد،تحلیل،ارزشـ‌یابی‌ و سـازماندهی عناصر در قالب یا‌ ساختاری نـو، از یـادگیری«طوطی‌وار»مطالب،به فهمیدن‌ و به کار بستن‌ مفاهیم‌،شیوه‌ها‌ و اصول،از یادگیری آموزشگاهی ماده‌های درسی جدا از هم،به یادگیری مداوم میان رشته‌ای، از تمرکز بر ‌‌درونـ‌ دادهـای نظام آموزشی به‌ تـمرکز بـه عملکرد و پیامدهای نظام آموزشی؛ از این دیدگاه‌،یادگیری‌،فرآیندی‌ است که‌ طی آن فرد به بازنمایی‌های ذهنی خود بهبود می‌بخشد.در این رویکرد معلمان‌ باید در این جهت اقدام کنند که دانش‌آموز، دانش خـود را در کـلاس‌ بسازد.«البته نه‌ با‌ افراط‌»؛زیرا بعضی مفاهیم قراردادی‌ هستند و فراگیران آن‌ها را نمی‌سازند. همان طور که دیده‌اید،در سال‌های اخیر در کتب ریاضی،لباس کتاب‌ها عوض‌ شده و تمرینات و بحث‌های کار در کلاس‌ طـراحی شـده؛ولی‌ هـنوز هم رویکرد شناختی‌ به‌طور کامل اجرایی نشده است.رویکرد تعاملی،ترکیبی از رویکرد انتقالی و فرآیندی‌ است؛هم بـه محتوا توجه می‌کند و هم به‌ مهارت‌ها.بعضی جاها در کتاب درسی،اطـلاعات‌ را‌ بـه فـراگیر می‌دهد و بعضی جاها، شاگردان را وادار می‌کند به دنبال محتوا بروند.

معلم در این رویکرد امتحان می‌گیرد؛ شبیه رفتارگرایان،تـکرار ‌ ‌هـفته‌ای و ماهیانه در آزمون هم دارد؛اما روش‌‌ دیگری‌ هم به کار می‌برد؛مثلا بچه‌ها را بـه بـاغ مـی‌برد تا طول و عرض ابعاد باغ را اندازه بگیرند یا اشکال هندسی‌ مختلفی را به آن‌ها می‌دهد؛مـثلا وارد کلاس‌ درس‌ شده موضوع درس را هم‌ نگفته،پازل زمین فوتبال را به بچه‌ها می‌دهد؛مثلا پازلی ۳۲ قـطعه‌ای؛ سپس از بچه‌ها می‌خواهد قـطعات پازل‌ را روی یـک بعد میز روی‌ هم‌ بچینند‌. بدون این‌که اشاره‌ای به فرمول‌ کرده‌‌ باشد‌.از آن‌ها می‌خواهد قطعات پازل‌ را روی دو بعد میز مرتب کنند و سپس‌ از آن‌ها می‌خواهد قطعات پازل را روی‌ سطح‌ میز‌ پخش‌ کنند و در نهایت به‌ جـمع‌بندی مساحت می‌رسد.در‌ روان‌شناسی‌ ساخت و سازگرا،بحث‌ تلفیق هم مطرح است؛مثلا در حین‌ خواندن شعر،دین هم آموزش می‌دهیم‌ که با لذت‌ ادبیات‌،یادگیری‌ دینی افزون‌ می‌شود.

انواع برنامه ریزی از دیدگاه فلسفی :

الف )برنامه ریزی براساس مکانیسم بازار :اقتصاد دانهای کلاسیک و نئوکلاسیک معتقد بودند که دست نامرئی ،اقتصاد را به وضعیت بهینه هدایت می کند

ب)برنامه ریزی دستوری :دراین برنامه ریزی ،هدف های کمی مندرج در برنامه ، راهنمایی اجباری بازیگران صحنه اقتصادی است که برای اولین بار در شوروی سابق مورد استفاده قرارگرفت .

ج)برنامه ریزی ارشادی :برنامه ریزی ارشادی که از جمله مدل ها ی غیر دستوری است ،جهت حرکت کلی اقتصاد را مشخص می سازد و بخش خصوص را برای اجرای آن هدایت می کند و هماهنگی های لازم را بین سرمایه گذاری های دولتی و خصوصی به عمل در می آورد. (ثمری ،ص 58)

از نظر جامعیت و بخشهای مشمول آن برنامه ریزی به جند سمت تقسیم بندی می شود (ثمری،ص 59)

- برنامه ریزی غیر جامع (دردوره اولیه برنامه ریزی ملی /درهمه کشورها /فقط چند صنعت راشامل می شود /درکشورهای درحال توسعه این برنامه هارایج است )

- برنامه ریزی جامع (بعد از جنگ حهانی دوم / در شوروی سابق و هلند وشامل کل کشور )

- برنامه ریزی بخشی (بین برنامه ریزی جامع وغیر جامع /برنامه های برای یک بخش خاص مانند برنامه کشاورزی )

- برنامه ریزی پروژه ای (برنامه ای که روش برنامه ای آن از پایین به بالا است برای تدوین پروژه های عمرانی  بکار می رود )

برنامه ریزی از نظر طول دوره زمانی برنامه

برنامه ریزی سالانه :این برنامه با بودجه های سالانه هماهنگ است و اصولاًعملیاتی است

برنامه ریزی میان مدت :طول این برنامه 4تا6 سال است مثلاًبرنامه «مارشال» 4 ساله «کومکون »5 ساله وبرنامه «کلمبو»6 ساله بود

برنامه دراز مدت :این برنامه حدود 15تا20 سال است .هدف های برنامه دورنگر یا میان مدت است

برنامه ریزی میان مدت غلطان :این برنامه میان مدت است ولی در پایان هر سال تجدید نظر می شود .سال پایان یافته را کنار می گذاردو به جزئیات سال بعد می پردازد.وسالی جدید به خود اضافه می کند مثلاًبرنامه دوره 1378- 1374 در پایان سال 1374 به برنامه دوره 1375- 1379 تبدیل می شود .

تقسیم بندی های دیگری نیز برنامه ریزی شده است که از اهم آنها می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

الف- برنامه ریزی ملی:در برنامه ریزی ملی, برنامه ها و سیاست های توسعه ی اقتصادی و اجتماعی یک کشور و نحوه ی اجرای آن مشخص می گردد. برنامه ریزی ملی یا کشوری, هر چند سال یکبار (معمولاً هر 5 سال) برای کل کشور انجام گرفته و شامل کلیه ی سطوح برنامه ریزی کلی, برنامه ریزی بخشی و برنامه ریزی طرح ها می گردد.ب- برنامه ریزی منطقه ای :در برنامه ریزی منطقه ای, سیاست های توسعه ی اقتصادی و اجتماعی یک منطقه (جزئی از کشور), یا چند منطقه و یا کل کشور در قالب چند منطقه, انجام می گیرد.ج- برنامه ریزی شهری د- برنامه ریزی روستایی

برنامه ریزی از نظر حیطه و دامنه عمل

1-برنامه های کلان:برنامه های معمولا جامع اند و باید در تمام کشور اجرا شوند.مانند:برنامه ریزی آموزش و پرورش ایران در بیست سال آینده

2-برنامه های خرد: برنامه ریزی ویژه اند که در سطح محلی و موسسه ای ایجاد می شوند.مانند برنامه ریزی دانشگاه مشهد

3-برنامه های ملی: برنامه هایی هستند که در تمام کشور اجرا می شود و ممکن است جنبه جامع داشته باشد.مانند برنامه های پنجساله آموزش و پرورش در کشور،یا ویژه مانند برنامه تربیت معلم در کشور.

4-برنامه های محلی: برنامه هایی هستند که برای یک استان،شهرستان،یا تقسیمات دیگر تنظیم می شوند.یا جامع هستند مانند:برنامه آموزش وپرورش خراسان و یا ویژه مانند:تعلیمات فنی و حرفه ای

5-برنامه های جامع: برنامه هایی اند که تمام عوامل و عناصر و اجزای یک واحد آموزش و پرورش را در بر گیرد.یا ملی اند مانند:برنامه ریزی آموزش و پرورش ابتدایی کشور،یا آنکه در سطح ملی یا موسسه ای اند مانند:برنامه جامع دانشگاه تربیت معلم.

6-برنامه ریزی ویژه: به تهیه برنامه هایی می گویند که بخشهایی ویژه ای از آموزش و پرورش را در بر می گیرند مانند:برنامه ریزی ساختمانها و تاسیسات آموزشی

سه سطح برای هدفهای آموزش و پرورش مشخص ساخته اند( Krathwohl  and  Payne کرات هاول و پین )

- سطح ملی :در سطح ملی ، هدفهای آموزش و پرورش جنبه مقصود نهایی را دارند و به صورت کلی بیان می شوند .

- سطح دوره های رسمی آموزش و پرورش: در سطح دوره های رسمی ، مثل دوره های دبستان ، راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه ، هدفهای آموزشی مشخص تر و ملموس تر بیان می شود

- سطح درسی :در سطح درسی ، هدف آموزشی به صورت بسیار دقیق مشخص   می شود تا بتوان میزان پیشرفت و نتیجه آموزش را دقیقا ارزشیابی کرد .

 انواع برنامه ریزی از دیدگاه مکانی

Nationalplanningبرنامه ریزی ملیRegionalplanning برنامه ریزی منطقه ایUrban Planning برنامه ریزی شهریRural Planning برنامه ریزی روستایی

برنامه ریزی از نظر زمانی(از دیدگاه دیگر) :

1)برنامه کوتاه مدت(1تا5سال)

2)برنامه میان مدت(5تا10سال)

3)برنامه بلند مدت(10تا20 سال یا بیشتر) (مبانی برنامه ریزی آموزشی،فیوضات،ص38)

برنامه ریزی از نطر چگونگی عمل (مبانی برنامه ریزی آموزشی،فیوضات،یحیی)

1-برنامه ریزی متمرکز-الزامی

در کشور های سوسیالیستی معمول است / هدایت کلیه فعالیتهای جمعی تحت کنترل ونظارت هیأت حاکمه می باشدو طبق برنامه صورت می گیرد.بدین ترتیب برنامه ریزی وارد ساخت و و نهاد سیاسی کشورهاست .

2-برنامه ریزی ارشادی-ترغیبی

در کشور های غیر سوسیالیستی متداول /برنامه ریزی در این کشور ها  جنبه ی نهاد ندارد.تمام فعالیت ها لزوماً از طرف هیأت حاکمه نظارت و هدایت نمی شود مثال در آمریکا به موجب قانون آ.پ جز مسئولیت ها و اختیارات ایالتی است ودولت مرکزی آمریکا ،به موجب قانون ،مسولیت اجرایی در این زمینه ندارد  و هرایالت نیز این مسولیت ها را تقسیم می کنند /چگونگی کنترل و هدایت تعلیمات دانشگاهی ار ایالتی به ایالت دیگر تفاوت دارد .این نوع برنامه مستقل و پراکنده  از نظر تسهیل نوآوری و پویایی فرهنگی دارد (حسن).مشکلاتی از جمله موجب شکاف کیفیت آموزشی بین بخش های غنی و فقیر و گاهی موقع در تعارض بین خط مشی ملی و نظر های محلی است .ولی بهر صورت دولت نمی تواند واحد های آ-پ راملزم کند که برنامه خاصی اجرا کند و ناچار است از راه ارشاد و ترغیب وارد شود.

3-برنامه ریزی مشکل گشایی موردی

این نوع برنامه ریزی جامعیت ندارد ،دور مدت نیست و تمام نظام آ-پ رادر ارتباط با بخش های دیگرتوسعه ملی را در نظر ندارد به صورت موردی و طرح های کم وبیش مستقل اجرا می شود  بیشتر در کشور های در حال توسعه متداول است .جنبه گره گشایی واز میان برداشتن موانع رادارد.برنامه آموزش و تعلیمات فنی و حرفه ای برای رفع کمبود افراد فنی و تکنسین – برنامه مقطعی برای کمبود معلم

آرتور جی . دیویس سطوح برنامه ریزی را به شرح ذیل طبقه بندی می کند:

الف-  برنامه ریزی نظامهای آموزشی در سطح ملی, ایالتی و استانی

ب – برنامه ریزی موسسه ای در مقیاسی وسیع , در سطح واحد های مربوط به مجتمع های آموزشی

 ج – برنامه ریزی طرح یا پروژه

 انواع برنامه ریزی و مواضع برنامه ریزی (ایکاف ):

برنامه ریزی عملیاتی :

-انتخاب وسیله ها برای رسیدن به هدف های کوتاه مدت (از پیش تعیین شده یاازبالا تحمیل شده یا بطور قرار دادی پذیرفته شده )این برنامه ریزی کوتاه مدت غیر فعالان (حال نگر ها)علی رغم نگرش منفی نسبت به برنامه ریزی بطور کلی در گیر برنامه ریزی عملیاتی هستند.هدف این نوع برنامه ریزان حفظ وضع موجود وبایدوسیله انجام این کاررا انتخاب کنند

برنامه ریزی تاکتیکی  :

انتخاب وسیله ها وهدف های کوتاه مدت برای رسیدن به هدف های میان مدت(تعیین شده یا تحمیل شده یا قراردادی پذیرفته شده )

چنین برنامه ای را برنامه میان مدت هم می گویند .ارتجاعیون دست به کار برنامه ریزی تاکتیکی اند

برنامه استراتژیک :

1)     انتخاب وسیله ها /انتخاب هدف های کوتاه مدت و بلند مدت

2)     آرمان ها در این برنامه یا تعیین شده اند یا توسط بالا دست ها تحمیل شده اندیا بطور قراردادی پذیرفته شده اند

3)  این برنامه ها بلند مدت هستند .

4)   فعالان دست به کار برنامه استراتژیک هستند .

5)   این گروه  برنامه ریز ها دوراندیش تر از ارتجاعیون یا غیر فعالان هستند .

 برنامه ریزی هنجاری  :

1)      مستلزم انتخاب صریح وسیله ها ،هدفهای کوتاه مدت و بلندمدت و ایده آل هاست

2)     این برنامه ریزی به طور نامحدودی ادامه می یابد و افق مشخصی ندارد

3)    طرفداران گرایش تعاملی به برنامه ریزی هنجاری می پردازند

4)    آرمان در این برنامه ریزی نقش اصلی را برعهده دارند .

نتیجه ،این 4 نوع برنامه ریزی آشکارا به طور روز افزونی رواج می یابند .برنامه ریزی عملیاتی نه تنها کوتاه مدت ترین است بلکه به سیستم های فرعی کوچک سازمان نظر دارد و جداگانه به آن می پردازد.برنامه ریزی تاکتیکی با چشم انداز میان مدت وبا تعامل میان سیستم های فرعی وارتباط متقابل آن با سازمان سرو کار دارد. برنامه ریزی استراتژیک بلند مدت تر است  نه تنها روابط درونی ،بلکه روابط میان سازمان ومحیطی که با آن در ارتباط مستقیم است و برآن مقداری تأثیر می گذارد رادربرمی گیرد .برنامه ریزی هنجاری به طور نامحدودی ادامه دارد با همه روابط درونی و بیرونی و با سازمان و محیط زمینه ی آن که هیچ تأثیری بر آن ندارد ولی از آن تأثیر می پذیرد سرو کار دارد .

*البته درباره ی سطوح برنامه ریزی بین صاحب نظران اختلاف نظر وجود دارد یکی از دلایل عدم توافق این است که تعریف نهادهای آموزشی در دوره های تحصیل و در کشورهای مختلف یکسان نیست و گستره ی فعالیت های این نهادها با هم متفاوت است.به دلیل سرعت تغییرات بیشتر ،عدم اطمینان نسبت به آینده ،آشفتگی و سایرویژه گی ها ضرورت تدوین چشم اندازها و برنامه های بلند مدت و میان مدت را افزون تر کرده است .در چند دهه اخیر ،تحولات و تغییرات سریع فناوری نشان می دهد که برنامه ریزی های آموزشی بلند مدت از کارایی کمتری برخوردار بوده است .(مشایخ ،1393،ص 75)

دو نظریه از نظریه های برنامه ی درسی (رویکرد موضوعی و دیسیپلینی)

    رویکرد موضوعی و دیسیپلینی

 با سابقه ترین شکل از سازمان برنامه ریزی درسی حول محور وموضوع های درسی وقلمرو های علمی است .د ر دوره ی ابتدایی تمرکز بر مهارتهای r3 (خواندن ،نوشتن ،وحساب کردن )است ودر دوره متوسطه معمولا"موادی مانند علوم تجربی ،ریاضی ،ادبیات ،تاریخ وزبان را در بر می گیرد.این دیدگاه در حال حاضر در نهضتی موسوم به نهضت «بازگشتبه پایه ها »تبلور پیدا کرده است 

دیدگاه موضوعی

آرمانهای تربیتی :تسلط بر مهارتهای پایه (مانند مهارتهای خواندن ،نوشتن ،حساب کردن) دردوره ی ابتدایی وموضوع ها وقلمرو های سنتی (مانند ادبیات ،علوم تجربی ،ریاضیات تاریخ وزبان )در دوره ی متوسطه

تلقی نسبت به فرایند یادگیری : در یادگیری کانون توجه بر یادگیری در حد تسلط مهارتها وبه خاطر سپاری دانش است

تلقی نسبت به یادگیرنده :یادگیرنده فردی در نظر گرفته می شود که باید خود را با یادگیری موضوع سازگار نماید . در این دیدگاه تکیه چندانی بر نیاز ها وعلایق دانش آموزان نمی شود ،بلکه درس بر اساس منطق درونی خودش عرضه می شود .

تلقی نسبت به فرایند  آموزش :آموزش شامل آشکار سازی از طریق سخنرانی ها ،تمرین ومباحثه است

تلقی نسبت به محیط یادگیری : معلم محیط را تحت کنترل خود دارد ومحیط معمولا "دارای ساخت بسته واز پیش تعیین شده است .

نقش معلم: معلم مرجع اصلی است وفعالیت های یادگیری را هدایت می کندبه خصوص در دوره ی متوسطه از معلمان انتظار می رود دانش فراگیری ،دست کم در یک ماده ی درسی خاص ،داشته باشد.

تلقی نسبت به ارزشیابی آموخته ها : تکیه ارزشیابی بر میزان تسلط دانش آموزان بر موضوع درسی است . در بسیاری از موضوع های درسی ،آزمون شامل به خاطر آوردن معلومات وتسلط بر برخی مهارت های پایه است

دیدگاه دیسیپلینی

آرمان های تربیتی :تسلط دانش آموزان بر چهارچوب مفهومی وشیوه های پژوهش در یک قلمرو علمی در مقایسه با دیدگاه موضوعی به یادگیرنده به شکل موجودی فعال تر نگریسته می شود .اغلب دانش یک یک متخصص در مقیاس کوچک تلقی می شود که به پژوهش در یک قلمرو علمی خاص می پردازد .

تلقی نسبت به فرایند یادگیری :این تلقی ممکن است برای دیسیپلینهای مختلف متفاوت باشد ،اما تکیه عمومی بر یادگیری اکتشافی است وطی آن دانش آموز اصول اساسی یک دیسیپلین را کشف نموده آنهارا در شرایط وموقعیت های دیگر بکار می بندد

تلقی نسبت به فرایند آموزش :معلم دانش آموز را در فرایند اکتشاف کمک  می کند معلم موقعیتی را در ابتدا مطرح خواهد ساخت که دانش آموزان می تواننددرباره ی آن به فرضیه سازی ،بررسی فرضیه هادر سایه داده ها ونتیجه گیری بر اساس کاوش به عمل آمده بپردازد

تلقی نسبت به محیط یادگیری:که محیط یادگیری شامل مواد ومنابع یادگیری مرتبط با یک دیسیپلین خاص است برای مثال ،در درس تاریخ دانش اموزان مانند مورخ از منابع اصلی ودست اول برای اجرای یک کاوش تاریخی بهره می گیرند

نقش معلم :معلم منبع اموزشی را تأمین می کند وبه گونه ای که حکایت ازپشتیبانی از فرایند اکتشاف می نماید ،وعمل می نماید .معلم در یک دیسیپلین متخصص بوده برای به نمایش گذاشتن فرایند پژوهش والگو قرار گرفتن آمادگی داشته باشد .معلم حاکم نیست ،بلکه ترغیب کننده وتسهیل کننده پژوهش واکتشاف است

تلقی نسبت به ارزشیابی آموخته ها :ارزشیابی به بررسی چگونگی تسلط دانش اموزان بر اصول پایه وروش های پژوهش در یک دیسیپلین می پردازد . علاوه بر این ارزشیابی برچگونگی استفاده کردن از مفهوم ها و مهارتهای پژوهشی در شرایط وموقعیت های مختلف تأکید دارد .

نقاط قوت دید گاه موضوعی :

1-در این دیدگاه برنامه درسی به شکل نظام مند عرضه می شود

2-در استفاده از دیدگاه موضوعی برای سازماندهی برنامه درسی دو امتیاز اقتصاد وکارایی رعایت شده است .

3-برنامه های درسی این رویکرد سهولت اجرایی دارد .

4-برنامه زمان بندی را می توان به سهولت بر محور موضوع های درسی تنظیم نمود ومدت زمان کلاس ها نیز یکسان هستند

5- این نوع برنامه درسی بر مبنای قدرت سنت استوار است یک چهارچوب مأنوس رابرای معلمان فراهم می سازد

 نقاط ضعف دیدگاه موضوعی :

 1-سازماندهی برنامه ی درسی حول محور موضوع ها چندان مناسبتی با امر برقراری ارتباط میان موضوع های درسی یا مسایل ونگرانی های عمیق اجتماعی ندارد .

2-این نوع برنامه درسی باامر برقراری ارتباط با نیاز ها وعلایق دانش آموزان نیزندارد

3-یادگیری در این برنامه در سطوح نازل است به این معنی که کانون توجه معمولا"بر یادآوری اطلاعات ومهارت های پایه توأم با فرصت اندکی برای مهارتهای سطوح بالا ی تحلیلی ومفهومی است .وبه حیطه ی عاطفی توجهی نمی شود

بسیاری از مطالبی که در دفاع از دیدگاه دیسیپلینی ارایه شد برای حمایت وپشتیبانی از دیدگاه دیسیپلینی نیزمطرح می باشد واین دیدگاه با ساختار کنونی مدارس مطابقت دارد وامکان عرضه ی اقتصادی وتوأم با کارایی مواد آمورشی را فراهم می آورد.یکی از تفاوت های های اساسی میان دیدگاه موضوعی ودیدگاه دیسیپلینی ،تأکید دیدگاه دیسیپلینی بر کاوش واکتشاف در یادگیری است که دانش آموزان به شکل فعال درگیر یادگیری هستند

از برخی معایب دیدگاه  دیسیپلینی می توان این گونه نام برد:

1- این رویکرد برای دانش آموزانی مفید است که قصد ادامه تحصیل در دانشگاه را دارند.

2-دانش آموزان در این دیدگاه باید مانند دانشمندان در دیسیپلین های مختلف رفتار نماید مسأله ساز است

نیل پستمن  (neilpostman)بحث را پایان می  دهیم «مدارس باید تأکید سنتی خود را بر مواد وموضوعات د رسی حفظ کنند واز کوشش برای تربیت همه جانبه کودک دست بردارند .»

فرایند های برنامه ریزی:

   رالف تایلر در کتاب خود تحت عنوان اصول اساسی برنامه آموزشی و درسی برای برنامه ریزی چهار مرحله قائل است.

1)      تعیین اهداف

2)     انتخاب تجارب یادگیری

3)    گسترش فرآیندتدریس

4)    ارزشیابی برنامه آموزش ( تایلر , 1376 , ص 8 )

سیروس منظور نیز در برنامه ریزی آموزش و پرورش 5 مرحله را تشخیص می دهد

1)     مرحله تدوین فعالیت ها(تعیین و تعریف هدف های آموزش و پرورش)

2)     تعیین استراتژی (شناخت مشکلات و امکانات،تعیین اولویت ها و ایجاد تعادل بین نظام آموزشی و نیازندی ها وامکانات ملی و..)

3)  مرحله تدوین برنامه(جنبه فنی برنامه ریزی)

4)   مرحله اجرا

5)   مرحله ارزشیابی و پژوهش(مبانی برنامه ریزی آموزشی،فیوضات،ص117)

درتعریفی دیگر فرآیند نظام برنامه ریزی آموزشی شامل موارد زیر است:

تدوین برنامه /تلفیق برنامه /تصویب برنامه /نحوه اجرا و چگونگی ارزشیابی برنامه( تقی پور ظهیر , 1372 , ص 17)

ونتلینگ (1996) نیز فرآیند آموزش را متشکل از سه جزء اصلی :

برنامه ریزی : تعیین اهداف و چگونگی دستیابی به آنها

اجرا: انجام عملیات ضروری جهت دستبابی به اهداف

ارزشیابی: بررسی میزان موفقیت برنامه در دستیابی به اهداف میداند . او در این مدل نیاز سنجی را جزئی از برنامه ریزی تلقی می نماید ( ونتلینگ , 1995 , ص 24 )

سانی استوت (1993) و مارتاریوس (1996 ) و جاکوبی بامروف مراحل کارکرد آموزش را به شرح زیر بیان کرده اند .

برنامه ریزی آموزشی : طراحی نحوه حل مساله و یا مشکل به وسیله کارآموزان .

اجرا : ایجاد دانش , مهارت ویا نوع رفتار لازم درکارکنان .

ارزشیابی: ارزشیابی اثرات دوره و عملکرد کارآموزان به ویژه در محیط واقعی کار( به نقل از عباس زادگان وترک زاده , 1379,ص 43)

هیات هادی آموزش و بهسازی انگلستان (1992) که یک سازمان سیاست گذار دولتی در زمینه های فعالیتهای آموزش و بهسازی است ، مدل استانداردی برای آموزش و بهسازی کارکنان ارائه نموده است .در این مدل مراحل چرخه آموزش وبهسازی بیانگر حوزه های فرعی و فعالیت های هر یک مطرح شده که به زعم حوزه های T. D. L. B شایستگی و مهارتی است که آموزش وآموزشگران باید از آن برخوردار باشند .این الگو یک مرحله مهم را به مراحل اصلی آموزش و بهسازی افزوده است . این مرحله پشتیبانی های اطلاعاتی وعملیاتی است که نقش بسیار مهمی در پیشرفت روال کار و سطح آموزش و بهسازی در سازمان دارد .

الف – شناسایی نیازهای آموزش و بهسازی :

شناسایی الزامات سازمانی /شناسایی نیازهای یادگیری افراد و گروهها

ب – طرح ریزی استراتژیها و برنامه های آموزش و بهسازی

طراحی استراتژیها و برنامه های آموزش و بهسازی در سطح سازمان

طراحی استراتژی برای کمک به افراد و گروهها

شناسایی الزامات سازمانی /شناسایی نیازهای یادگیری افراد وگروهها

طراحی و تولید مواد آموزشی برای یادگیرنده

ج – ارائه فرصتهای یادگیری , منابع و پشتیبانی

اکتساب و تخصیص منابع برای اجرای طرحهای آموزش و بهسازی

ارائه فرصت های یادگیری و پشتیبانی لازم برای توانمند کردن افراد و گروه ها در رسیدن به اهدافشان

د – ارزشیابی اثربخشی آموزش

ارزشیابی اثربخشی آموزش و بهسازی

ارزشیابی موفقیت فرد و گروه بر اساس اهداف تعیین شده

ارزشیابی موفقیت با توجه به گواهی عمومی

ه – پشتیبانی آموزش و بهسازی

تلاش ومشارکت برای پیشرفت آموزش و بهسازی

ارائه خدمات لازم برای پشتیبانی عملیات آموزش و بهسازی ( عباس زادگان , 1379, ص 14)

مدل پارکر: 1- تشخیص نیازهای آموزشی/2- تعیین اهداف آموزشی /  3- طراحی برنامه های آموزشی/4- طراحی و انتخاب روشهای/ ارزشیابی  روشهای آموزش5- روند طراحی    / 6- اندازه گیری نتایج /   7- هدایت و رهبری   

مراحل برنامه ریزی آموزشی از دید گاه مالان

مالان برنامه ریزی آموزشی را مجموعه ای نظامند از فرایند های فنی ،عقلانی و اجتماعی توصیف کرده است:

1- تشخیص موقعیت یک نظام آموزشی ونتایج آن 2- تعیین هدف 3- سیاستگذاری 4- برآورد منابع مورد نیاز 5- انتخاب شاخص ها 6- مشارکت گروهها 7-تأمین لوازم ساختاری و اداری8- تعیین و تعریف هدف عملیاتی و اجرایی و..9- نظارت بر عملیات و ارزشیابی و بازنگری

گروه کارشناسان سازمان ملل مراحل برنامه ریزی توسعه را در 5 مرحله بیان می کنند:

1- استنباط شخصی از فرایند توسعه 2- ارزیابی راههای مختلف توسعه  3- راهبرد توسعه 4- اجرای برنامه 5-ارزشیابی پس از اجرا

مرحله ی اول تبیین وضع موجود نظام آموزشی( گردآوری اطلاعات همراه با تجزیه و تحلیل داده ها )

مرحله ی دوم تدوین برنامه های آموزشی( با توجه به چشم اندازهای بلند مدت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی )

مرحله ی سوم تصویب و اجرای برنامه ی آموزشی.

برنامه ریزی از دیدگاه ایکاف به 5 مرحله تقسم شده است:

مرحله اول ،نظم بخشیدن به آشفتگی : سیستم تهدید ها و فرصت هایی که سازمان در برابر دارد .

مرحله دوم ،برنامه ریزی هدف ها : تأکید برهدفهایی که باید پیگیری شوند .در این مرحله از برنامه ریزی است که یک آینده دلخواه طراحی می شود .

مرحله سوم، برنامه ریزی وسیله ها :انتخاب یا خلق وسیله ای برای رسیدن به هدف ها در این مرحله ی برنامه ریزی است که راههای تخمین و برآورد آینده ی دلخواه کشف می شود .

مرحله چهارم، برنامه ریزی منابع : تعیین منابع لازم و زمان نیاز و چگونگی بدست آوردن منابعی که در دسترس نمی باشند .

مرحله پنجم ،اجرا و کنترل : تعین نوع ،زمان و مکان فعالیت هر کس و چگونگی کنترل اجرا و پیآمدهای آن ،یعنی نگه داشتن آن در مسیر درست .(ایکاف ،ص 87).

نتایج بررسی فرایندها:بنابراین , با توجه به مدلهای گوناگون ارائه شده درباره مراحل و فرایند های آموزش درسازمان , فرایندی را که در سازمانهای مختلف تقریبا همه گیر است وجامعیت دارد واجرا می شود به قرار ذیل است :الف : تشخیص نیاز  ب : تدوین اهداف ج : تعیین محتوای مورد نیاز برنامه آموزشی د : انتخاب روشها د : اجرای برنامه ه : ارزشیابی برنامه و بازنگری

جمع بندی: تمامی فرایندها با نیاز سنجی و تعین اهداف آغاز گردیده است .

فرایند ها با تعیین اولویت ها آغاز و با ارزشیابی وبه بازنگری ختم می گردند .

اجرای برنامه ها با توجه به نوع برنامه ،طول زمان ،گستره جغرافیایی و نوع سازمان و اهداف متفاوت می باشد .

اکثر این روش های و فرایند های برنامه ریزی سنتی هستند یعنی برنامه ریزان حرفه ای برای دیگران انجام می دهند مشارکت مستقیم ذی نفعان و ذیربطان و همه کسانی که تأثیر برنامه هستند (در تعیین /اجرا و ارشیابی ) دخالت کامل ندارند (نیازمند برنامه ریزی تعاملی هست ).مراحل و فرایند های برنامه ریزی متعدد باید با توجه به مناسب و نامناسب بودن مورد ارزیابی و استفاده قرار گیرد نه بد و خوب بودن و...با توجه به عدم قطعیت و پیپیدگی و عدم اطمینان و عصر تضاد ها ئ تناقض ها اصل انعطاف پذیری در برنامه و فرایند برنامه ریزی باید مد نظر قرار گیرد .

طبق نظر کافمن در برنامه ریزی آموزشی باید از هردودیدگاه واکنشی (حفظ و قبول وضعیت موجود )و فراکنشی (افق ها و پاسخ های نو-وضعیت مطلوب ) استفاده کرد .

انواع برنامه ریزی آموزشیبرنامه ریزی آموزشی با توجه به ابعاد وگستره آن از نظرهای متفاوت ،گوناگون است.

الف:برنامه ریزی از نظر مدت زمان اجرای کار

1- برنامه کوتاه مدت(از یک تا پنج سال)2- برنامه میان مدت(بین پنج تا ده سال)3- برنامه بلند مدت (از بیش ازده سال تا حدود بیست سال)

 ب :برنامه ریزی از نظر حیطه ودامنه کار

برنامه ریزی آموزشی در دوطبقه بزرگخردوکلانقابل طبقه بندی است.برنامه ریزی کلان کل نظام آموزش وپرورش یک کشور را در بر می گیردوبرنامه ریزی خرد در حیطه منطقه ومحله وموسسه طراحی می شود.یونسکوطبقه برنامه ریزی میانه را هم اضافه کرده وآن را به برنامه ریزی در سطح استان محدود کرده است.

ج: برنامه ریزی آموزشی از نظر توجه به کمیت وکیفیت

برنامه ریزی در سطح کلان:با پدیده های بزرگ که دارای حجم و وسعت زیاد است وبا میانگین های بزرگ سروکار دارد،ماننددر آمد ملی،در آمد سرانه،هزینه های ملی از نظر مصرفی یا سرمایه گذاری.نقطه توجه اساسی در برنامه ریزی کلان کمیت هاست.برنامه ریزی در سطح خردبا سرمایه گذاری ومصرف خرد در حد موسسه ونهاد،مدرسه وکلاس درس سروکار داردنقطه توجه اساسی تامین کیفیت است.

د:برنامه ریزی آموزشی از نظر نوع مسئولیت وسبک کار ونوع مدیریت

در برنامه ریزی متمرکز:قدرت مرکزی درتهیه وتدوین برنامه ها اعمال می شودواجرای سراسری برنامه هامورد نظر حکومت مرکزی است.در برنامه برنامه ریزی غیر متمرکز:مسئولیت تهیه برنامه هاوچگونگی اجرای آنها برعهده مقامات منطقه ای یا محلی گذاشته می شود.در این نوع برنامه ریزی نقش مردم در تعیین هدف ها،روش هاو راهبردهابیشتر است.

در برنامه ریزی نیمه متمرکز:چارچوب برنامه هااز نظر هدف هاواصول وساختار توسط حکومت مرکزی تعیین می شوداما محتوا ،انتخاب روش ها و راهبردها برعهده مسئولان منطقه ای یا محلی است.

و:برنامه ریزی از نظر مقیاس

برنامه ریزی ملی:فعالیتی است که توسط دولت وحکومت مرکزی در مسیر توسعه اقتصادی - اجتماعی کشور ها تهیه وتدوین می شود وهمه سازوکارهای اجرایی را در بردارد.

برنامه ریزی منطقه ای:بیشتر در راستای کشف وبهره گیری از توانمندی ها وظرفیت های منطقه ای است واقدامات در جهت رشد وتوسعه منطقه ای را سامان می دهد.

برنامه ریزی محلی:در مقیاس خرد اطلاعاتی را از گذشته وحال به دست می دهندکه برای پیش بینی برنامه های میان مدت وبلند مدت به کار می آیند.

برنامه ريزي آموزشي:

خداوند متعال را سپاسگزاريم كه به انسان نعمت وجود عقل، منطق، فرهنگ و فراگيري را عطا فرمود و راه تكامل و ترقي را بر پايه كاوش فرد براي ياد گيري هدفمند قرار داد. در اين صورت تكامل والاي جامعه انساني و رشد و توسعه آن بر يادگيري موثر،اثر بخش و خلاق افراد آن جامعه استوار است.در عصري كه دامنه علم و دانش در تمام عرصه هاي علوم گستري فزاينده اي دارد، شكوفايي مستمر انسان خردمند كنوني در دستيابي به علوم در محدوده عمر انسان بدون برنامه ريزي هوشمندانه امكان پذير نخواهد بود.لذا، براي دستيابي به جايگاه شايسته و متعالي لازم است همه دستاورد هاي علمي و تكنيكي را چون ابزاري در خدمت توان بالقوه افراد قرار گيرد تا مسير پويايي و تكامل انسان را با اطمينان طي كند(يار محمديان،1387).

برنامه ريزي آموزشي به مفهوم جديد :

آن شاخه اي از علوم تربيتي است كه نزديك به يك قرن از عمر آن ميگذرد.اين دانش جديد در خلال چند دهه اخير كاربردي گسترده در آموزش و پرورش كشور ها يافته است؛ به طوري كه امروزه جزء لاينفك مديريت آموزشي و پرورش رسمي تلقي مي شود.برنامه ريزي آموزشي از سويي مديران و مسئولان نظام هاي آموزشي را در اداره و اصلاح دستگاه تعليم و تربيت مدد مي رساند و از سوي ديگر، شيوه ها و الگوهايي را در خصوص توسعه وآموزش و پرورش به منظور تامين نيروي انساني مورد نياز جامعه ارائه مي دهد؛ به عبارت ديگر، برنامه ريزي آموزشي داراي دو وجه دروني و بيروني است؛ يعني آنجا كه تجزيه و تحليل، پيش بيني و نحوه تامين نيازهاي نظام آموزش و پرورش مطرح است، اصول و روش هاي برنامه ريزي دروني به كار گرفته مي شود. اما هر وقت ايجاد پيوند بين آموزش و پرورش و نياز هاي جامعه به نيروي انساني مطمح نظر باشد، برنامه بيروني مورد نظر است؛ از اين رو در برنامه ريزي آموزشي ، تعليم و تربيت با اقتصاد، جامعه شناسي، جمعيت شناسي، آمار، روانشناسي، مديريت و غيره گره مي خورد و دانشي ميان رشته اي به وجود مي آورد كه كاربرد آن مي تواند در استقرار يك نظام آموزش و پرورش كار آمد موثر واقع شود(محسن پور،1385).بيان مساله

در علم مديرت«برنامه ريزي به عنوان يك نگرش و يك راه زندگي است كه متضمن تعهد به مبناي انديشه، تفكر آينده نگر و عزم راسخ به برنامه ريزي منظم و مداوم مي باشد» بتابراين مديريت و برنامه ريزي به هيچ وجه قابل انفكاك نبوده ،در هر كاري بدون برنامه ريزي تحقق اهداف ناممكن  و يا با مشكلات متعددي روبرو خواهد شد.بنابر اين ضرورت برنامه ريزي ، براي رسيدن به كلي ترين تاجزئي ترين اهداف ، يك واقعيت انكار ناپذير است.امروزه آموزش در سازمان ها از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار است .چراكه هماهنگي منابع انساني در سازمان با پيشرفت سريع و برق آساي تكنولوژي آموزشي نيز بدون برنامه ريزي محقق نخواهد شد.از آنجایي كه برنامه ريزي در آموزش و پرورش و انواع آن از اهميت ويژه اي برخوردار است .اكنون در اين بحث به دنبال اين مساله هستيم كه برنامه ريزي آموزشي چيست؟و انواع برنامه ريزي آموزشي كدام است؟

اهمیت برنامه ریزی آموزشی:

ضرورت برنامه ريزي براي هر سازمان و موسسه به اندازه اي روشن است كه نياز به تبيين و توجيه ندارد و برنامه ريزي براي سازمان به اندازه تنفس براي يك موجود زنده اهميت دارد . برنامه ريزي بدون رعايت اصول برنامه ريزي معنايي ندارد چرا كه اين اصول راهنماي عمل بوده و در جريان تهيه و اجراي برنامه هاي آموزشي تاثير زيادي دارد.امروزه برنامه ریزان آموزشی با دنیای پیچیده و نامطمئنی مواجه هستند. هم اکنون مدارس به صورت بی سابقه ای با تغییرات عمدۀ اجتماعی و سیاسی که شرایطی پویا ، جامع و غیر قابل پیش بینی ایجاد کرده ، مواجه شده اند. این شرایط مستلزم استفاده از تعدادی استراتژی جانشین و مفاهیم حمایتگر است تا در حل مسائل حال و آینده به برنامه ریزان کمک کند(کا رلسون،رابرت،1933).در دنياي اسلام نيز برنامه ريزي آموزشي و يا آموزش و پرورش بر اساس مكتب و نيازهاي مسلمانان و جامعه اسلامي تنظيم گرديده است و پيشرفت علم و دانش در جامعه اسلامي كه حتي پيشرفت خود دين مبين اسلام مرهون پيشرفت هاي آموزش و پرورش و برنامه ريزي سنجيده و دقيق بوده است .زيرا كه يكي از مهمترين اهداف مهم رسالت پيامبر اسلام (ص) آموزش و پرورش ( تعليم و تربيت ) بوده است . چنانچه خداوند در سوره جمعه آيه 2 مي فرمايد : « هو الذي بعث في الامين رسولاً منهم تيلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين ». در همان آغاز اسلام نيز بر تعليم و تربيت تاكيد شده و در جريان جنگهاي صدر اسلام پيامبر اكرم (ص) فديه (آزادي اسرا به شرط تعليم ده نفر)را بر اسراي كفار تعين مي كردند كه نشان از ارزش و اهميت علم در اسلام مي باشد و توانست با تعليمات الهي و برنامه هاي آموزش و پرورش اسلامي جامعه جاهلي اعراب را بر فرهنگ ساير ملل فائق آورده و به بسط و گسترش تعليم و تربيت اسلامي بپردازد.

 پيشينه برنامه ريزي آموزشي

از زماني كه جوامع بشري كوشش نموده اند تا فرزندان خود را چنان تربيت كنند كه جوابگوي هدفهاي معيني در جهت تحقق آرمانهاي جامعه خود باشند، مي توان گفت برنامه ريزي آموزشي به شكل غير رسمي وجود داشته است. اما برنامه ريزي آموزشي در مفهوم جديد آن براي اولين بار در سال 1923 در كشور شوروي سابق مورد استفاده قرار گرفت. اگر چه به طور غير رسمي برنامه ريزي آموزشي داراي سابقه اي بس طولاني است، ولي مفهوم معاصر آن بسيار نوپاست و عملاّ مفهوم جديد برنامه ريزي آموزشي در سطح بين المللي، در دهه 1340 شمسي (1960ميلادي) در رابطه با ضرورت رشد اقتصادي مطرح شد و به تدريج گسترش يافت(يارمحمديان ، 1387)

برنامه ريزي آموزشي به مفهوم عام و كلي آن پيشينه اي ديرينه دارد و شايد بتوان گفت تاريخ آن با تاريخ تعليم و تربيت آغاز شده است.بررسي تاريخ تمدن سرزمينهايي چون ايران، مصر ، چين ، روم و يونان باستان حاكي از آن است كه مردم اين سرزمينها براي اداره امور آموزش و پرورش خود، تدابير ويژه اي انديشيده و با سبك و سياق خاص خود به مسائل تعليم و تربيت پرداخته اند. بنابراين رمز گسترش سواد درميان مسلمانان آن هم در زماني كوتاه حاكي از به كاربستن تدابير خاص و وجود انديشه هاي برنامه ريزي آموزشي است.پس از ظهور دين حضرت مسيح(ع) و گسترش مسيحيت در سراسر اروپا ، كشيشان و روحانيان مسيحي ، به سهم خود متولي امور تعليم و تربيت و عهده دار امور برنامه ريزي آموزش و پرورش شدند. علاوه بر مسيحيان ، مسلمانان نيز از همان آغاز ظهور اسلام ، به گسترش تعليم و تربيت و سازماندهي امور آموزشي ، اهتمام ورزيدند(خليلي شوريني،1381).

ص23-32مراحل عمده برنامه ريزي

مراحل عمده برنامه ريزي: کونتز،آدانل و واي هريخ در کتاب مديريت ، مراحل برنامه‌ريزي را به صورت زير آورده‌است:

1-آگاهي از فرصتها (مسائل و نيازها)2-تعيين اهداف کوتاه مدت3- تعيين مفروضات4-تعيين گزينه‌هاي مختلف5-ارزيابي گزينه‌هاي مختلف6- انتخاب يک راه7-فرموله‌کردن برنامه‌هاي فرعي8-کمّي کردن برنامه‌ها به وسيله بودجه‌بندي

بطوريکه ملاحظه مي‌شود برنامه‌ريزي يک جريان مداوم در جهت پيشرفت فعاليّتها براي حصول هدفها و مقاصد از پيش تعيين شده است . از نتايج برنامه‌هاي اجرا شده نقاط ضعف و انحرافات و همچنين نقاط قوت و جنبه‌هاي مثبت بايد به منظور رفع نقايص و بهبود عمليات در آينده استفاده نمود

دربرنامه‌ريزي موثر توجه به موارد ذيل موجب موثر بودن برنامه‌ريزي مي‌گردد :

1- برنامه‌ريزي منطقي بايد داراي‌ مدت زماني باشد که بتواند تکافوي انجام تعهدات ناشي از تصميمات امروزي ما را بکند

2- همه افراد درگير، درک صحيحي از برنامه و چگونگي اجراي آن داشته باشند

3- وجود همفکري و همکاري در امور برنامه‌ريزي

4- ايجاد شرايط مناسب براي برنامه‌ريزي از سطوح بالاي سازمان

5- شروع برنامه‌ريزي از سطوح بالاي سازمان و سازمان يافته باشد.

محدوديت هاي برنامه‌ريزي(محدوديتها و معايب)با وجود محاسن زيادي که برنامه‌ريزي دارد ، محدوديت هايي را نيز به همرا دارد که عبارتند از :

1- برنامه‌ريزي مستلزم صرف هزينه و وقت است

2- سازمانهاي کوچک نمي‌توانند به علت عدم توان مالي و فرصت کافي به نحو مطلوب برنامه‌ريزي کنند

3- برنامه‌ريزي ، مستلزم ايجاد محدوديتهايي است که در کوتاه مدت حرکت را در سطوح متعدد سازمان ، کند و مشکل مي‌سازد

4- برنامه‌ريزي ، بيشتر مبتني بر پيش بيني بر اساس حدس و گمان و احتمالات است و کمتر بر اساس اطلاعات قطعي انجام مي‌گيرد (پس بايد قبل از برنامه‌ريزي به دنبال شناخت وضعيت موجود سازمان باشيم)

گامهاي مهم برنامه‌ريزي موفق:در برنامه‌ريزي موفق ، بر سر راه مدير عالي سازمان، دامهايي هست که اگر دقت نکند در آن گرفتار خواهد شد و منجر به شکست برنامه‌هايش مي‌شود عمده ترين اين گامها عبارتند از :

1- تفويض کردن وظيفه برنامه‌ريزي توسط مدير عالي به ديگران (بگونه‌اي که مديريت عالي درگير نباشد)

2- درگير شدن مديريت عالي در مسائل جاري (روزمرگي) و عدم وقت کافي براي برنامه‌ريزي

3- کوتاهي درامرتدوين و تعريف اهداف(به صورت واضح)

4- کوتاهي در امر درگير ساختن مديران اجرايي مهم در فراگرد برنامه‌ريزي

5- عدم استفاده از برنامه‌ها به مثابه معيار واقعي ارزيابي عملکرد مديران

6- کوتاهي در امر ايجاد و تقويت جوّ موافق و حامي برنامه‌ريزي

7- مجزا پنداشتن فراگرد برنامه‌ريزي از ساير جنبه‌هاي فراگرد مديريت (مثلاً اطلاعات و ...)

8- استفاده از طرحها و برنامه‌هاي پيچيده و انعطاف ناپذير که مانع نوآوري سازمان مي‌شود

9- عدم ارزيابي و بازنگري برنامه‌هاي بلند مدت رؤساي بخشها و مديران توسط مديريت عالي

10- تمايل مديريت عالي به اخذ تصميم‌ها برمبناي احساسات و بينش خود

 عوامل و منابع مهمی که در هر برنامه ریزی آموزشی مطرح می شود عبارت است از:

-        برنامه توسعه

-        انتقادات و خواست های جامعه

-        تغییرات تکنولوژیک (یعنی برنامه ریزی آموزشی باید تلاش کند تا با پیشرفت علم و تکنولوژی تغییر یابد)

-        بودجه (استفاده بهینه از منابع مالی)

-        بازار کار (یعنی هر فرد می خواهد با کسب مهارت و دانش برای انجام کار در اداره جامعه و معیشت خود موفق باشد.

-        نیاز و استعدادها و کمال انسانی در برنامه ریزی باید باتوجه به فطرت اصول و قوانین رشد صورت پذیرد.

-        نیروی انسانی (چه تعداد نیرو و با چه کیفیتی مورد توجه برنامه ریزی آموزشی است)

-        جمعیت (افراد واجب التعلیم)

-        امکانات آموزشی (کلاس درس، زمین بازی، آزمایشگاه، کارگاه کتابخانه و...)

-        اطلاعات، آمار، جمع آوری داده ها یا ارتقاء و تجزیه و تحلیل آنها و بکارگیری

مسائل اساسی برنامه ریزی آموزشی از دید فیلیپ کیم:

- اهداف و وظیفه نظام آموزشی چیست؟ (با تکیه بر فلسفه و ارزش های جامعه)

- تعیین راه حل های ممکن، تعیین راه ها، روش ها و روشن کردن مدت زمان اجرا

- تعیین منابع مورد نیاز و توزیع مطلوب منابع

- تعیین کسانی که باید هزینه آموزش و پرورش را بپردازند.

- منابع چگونه باید تخصیص داده شود(کتاب، تجهیزات، کتابخانه، آزمایشگاه، ساختمان)

رابطه برنامه ریزی آموزشی و توسعه:

توسعه از قوه به فعل درآمدن استعدادها و توانایی هاست. در بخش سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اجتماعی، برنامه ریزی آموزشی شامل پیش بینی های کلان و کمی است که کل نظام تعلیم و تربیت را در بر می گیرد. اما جزیی از برنامه توسعه است. در برنامه ریزی آموزشی تعلیم و تربیت فرایندی مناسب برای آماده سازی افراد به عنوان شهروند شایسته می باشد و لذا نتیجه می گیریم که برنامه ریزی آموزشی جزیی از برنامه توسعه است و برنامه ریزی توسعه نیز باید حتماً برنامه ریزی آموزشی را به عنوان اولویت در بر گیرد.

 نیازسنجی و برنامه ریزی:

وظیفه اساسی هر سازمان آموزشی دست یافتن به هدف های از پیش تعیین شده آموزشی و تربیتی است که ممکن است در حیطه های شناختی، عاطفی و روانی

چارچوب مرجع در تحلیل بخش آموزشی: چهارچوب وضعیت موجود نظام آموزشی است و وضع موجود نظام آموزشی شامل اجزای متشکل نظام یعنی درون داد، فرایند و برون داد.

عوامل موثر بر کم و کیف نظام آموزشی:

1-ویژگی محیطی مثل فرهنگ، تاریخ،اقتصادوتوانمندی های موجود درکشور2-عوامل تاریخی3-  عوامل آموزشی

منابع و محدودیت های آموزشی:

عوامل فرهنگی و تاریخی چگونه می تواند به کم و کیف آموزش اثر بگذارد.هنگامی که در محیطی دانش آموزان باشند که پول بیشتری هست نرخ بی سوادی کمتر است وقتی سطح اطلاع پدر و مادر بالا باشد نرخ بی سوادی کمتر است. هنگامی که معلمی سطح علمی بالایی داشته باشد دانش آموز اطلاع بیشتر دارد.

 هدف ارزیابی اثربخشی نظام آموزشی چیست؟  سنجش میزان دسترسی به اهداف ملی است.

 هدف ارزیابی کالایی نظام آموزشی چیست:سنجش میزان تاثیر منابع مالی و هزینه ها

 کارایی درونی نظام آموزشی:میزان موفقیت های حاصل در درون نظام مانند قبولی دانش آموزان در طی سال یا پایان مقاطع آموزشی باتوجه به اهداف از قبل تعیین شده

 کارایی بیرونی نظام آموزشی:دست یابی به اهداف بلندمدت اقتصادی، اجتماعی، نظام آموزشی با حداقل هزینه

 انواع نظام آموزشی:رسمی (مدرسه) غیررسمی (تلویزیونی)

 توانایی های مالی و مدیریت نظام کلان آموزشی:تحلیل های سنجش به حوزه مالی، توجه داده زیرا میزان آن به افزایش یا کاهش کارایی نظام موثر است.

 تحلیل بخشی:کل نظام است یعنی بخشی نظام آموزش ارزیابی در تحلیل های بخشی متمرکز بر کل نظام آموزشی و کارایی منابع انسانی است.

 زیربخش های نظام آموزشی در تحلیل بخشی آموزش و منابع انسانی:

   آموزش پیش دبستانی-  دبستانی-  متوسطه (فنی و عمومی)- عالی- آموزش موسوم-تربیت معلم

درون دادها در هر بخش از نظام آموزشی:دانش آموز – معلم- کارکنان اداری- برنامه درسی- کمک آموزشی- تجهیزات

هدف از استقرار نظام اطلاعاتی مدیریت آموزشی چیست؟ارسال بهنگام جریان اطلاعات به سوی تحلیلگران

پیچیدگی توسعه آموزش:روند گسترش آموزش موجود نشان می دهد که باتوجه به تغییرات تکنولوژی و دانش و نگرش توسعه آموزش امر پیچیده ای می شود و لذا بیش از پیش نیازمند است تا بین پژوهش تصمیم گیری و اجرا پیوند نزدیکی حاصل شود.

 تحقق عدالت اجتماعی:رشد کمی آموزش و پرورش شانس دستیابی برابر را افزایش می دهد اما اُفت بالای تحصیلی در مقطع ابتدایی بیشتر متعلق به اقشار آسیب پذیر (حکایت از عدم دستیابی این گروه به مهارتهای پایه زبان مادری) می باشد.

 رجعت به بیسوادی:در صورت نبود برنامه های جبرانی و پیگیری دارندگان مدارک پایین علی الخصوص ابتدایی بعد از چند سال به بیسوادی رجعت می کنند.

انواع برنامه ریزی در آموزش و پرورش:

الف- طرح ریزی آموزش و پرورش:

به برنامه ای اطلاق می شود که هم هدف کاملاً معین است هم محدوده زمانی اجرای آن مشخص است و هم قابل اندازه گیری و ارزشیابی است. مثل طرح تهیه کتب درسی یا طرح مبارزه با بیسوادی

ب- برنامه ریزی نیروی انسانی:

یعنی برنامه ریزی برای تربیت عموم کارکنان که مستقیماً با برنامه ریزی اقتصادی در ارتباط است.

ج- برنامه ریزی آموزشی:

کلیه ابعاد و ارکان آموزش و پرورش را شامل می شود. معنای آن کاربرد روش های تحلیلی در مورد هریک از اجزای نظام آموزشی جهت استقرار نظامی کارآمد

د- برنامه ریزی درسی:

مجموعه قواعد و ضوابطی که به همه عوامل و عناصر یادگیری منطق و سزمان می دهد و به فعالیت های یادگیری نظام می بخشد.

ارتباط مفید و موثر برای کارآمدی نظام آموزشی:

الف- ارتباط بین اجزای نظام:ب- ارتباط بین نظام آموزشی با نظام های دیگر جامعه (آنچه در برنامه ریزی آموزشی اهمیت دارد وقوف به ارتباط و تعامل این نظام با نظام کل جامعه است)

سطوح برنامه ریزی آموزشی:

عده ای از مولفان سطوح برنامه ریزی را شامل : کلان , میانه ,خرد و موسسه  می دانند .و برخی دیگر سطح فراکلان را به آنها اضافه می کنند

جری کافمن وجری هرمن در کتاب برنامه ریزی استراتژیک سه سطح برای برنامه ریزی پیشنهاد می کنند"( خرد ،کلان و فراسوی کلان )

برنامه ریزی در سطح خرد : فرد یا گروههای کوچک مانند مدیریت مدرسه یا مربیان

برنامه ریزی در سطح کلان : سازمان آموزشی , مدرسه , و یا نظام آموزشی

برنامه ریزی در سطح فراسوی کلان :برنامه های بلند مدت یا میان مدت در سطح سازمان های بین المللی و منطقه ای  ایسکو

تحقق خود:دانش آموز محور و منبع اطلاعات و تصمیمات برنامه درسی است. برنامه درسی از تعامل دانش آموز و معلم جوشیده و متساعد می شود. فرایند معلم و دانش آموز را تشکیل می دهد. از درون آغاز و به بیرون منتهی می شود.

بازسازی اجتماعی:یعنی نیاز جامعه بر نیاز مقدم شمرده می شود. نام دیگر او تطابق اجتماعی است این دیدگاه معتقد است تعلیم و تربیت باید برای تطبیق وضعیت موجود اجتماع سوق داده شود و به نیازهای جامعه آرمانی و مطلوب توجه کند.

انواع برنامه ریزی درسی:

الف- برنامه درسی رسمی: آنچه در قالب هدف های معین به دانش آموز ارائه می دهد.

ب- برنامه درسی غیررسمی یا پنهان: آنچه دانش آموز از فرهنگ خانواده، وسایل ارتباط جمع، محیط فرهنگی، اجتماعی و... کسب می کند برنامه درسی پنهان می گویند که متاسفانه تحت کنترل معلم و برنامه ریز نمی باشد.

سه هدف عمده پژوهش های آموزشی:

-توصیف که به توصیف پدیده های آموزشی می پردازد (مثل وضع برنامه درسی)

-پیش بینی رفتارها یا پدیده های آموزشی (مثل پیش بینی فضای آموزشی)

-اصلاح یا بهبود (عوامل موثر بر پدیده­ها، برنامه ریزی آموزشی امری ستادی است که در آن دولت، مجلس، قانون اساسی، سازمان پژوهش و برنامه ریزی دولت و وزارت آموزش و پرورش دخیل هستند.

مسائل اساسی برنامه ریزی آموزشی از دید فیلیپ کیم:

- اهداف و وظیفه نظام آموزشی چیست؟ (با تکیه بر فلسفه و ارزش های جامعه)

- تعیین راه حل های ممکن، تعیین راه­ها، روش­ها و روشن کردن مدت زمان اجرا

- تعیین منابع مورد نیاز و توزیع مطلوب منابع

- تعیین کسانی که باید هزینه آموزش و پرورش را بپردازند.

- منابع چگونه باید تخصیص داده شود(کتاب، تجهیزات، کتابخانه، آزمایشگاه، ساختمان)

رابطه برنامه ریزی آموزشی و توسعه:

توسعه از قوه به فعل درآمدن استعدادها و توانایی هاست. در بخش سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اجتماعی، برنامه ریزی آموزشی شامل پیش بینی­های کلان و کمی است که کل نظام تعلیم و تربیت را در بر می­گیرد. اما جزیی از برنامه توسعه است. در برنامه ریزی آموزشی تعلیم و تربیت فرایندی مناسب برای آماده سازی افراد به عنوان شهروند شایسته می باشد و لذا نتیجه می­گیریم که برنامه ریزی آموزشی جزیی از برنامه توسعه است و برنامه ریزی توسعه نیز باید حتماً برنامه ریزی آموزشی را به عنوان اولویت در بر گیرد.

نیازسنجی و برنامه ریزی:وظیفه اساسی هر سازمان آموزشی دست یافتن به هدف های از پیش تعیین شده آموزشی و تربیتی است که ممکن است در حیطه های شناختی، عاطفی و روانی

کارایی درونی نظام آموزشی:میزان موفقیت های حاصل در درون نظام مانند قبولی دانش آموزان در طی سال یا پایان مقاطع آموزشی باتوجه به اهداف از قبل تعیین شده

کارایی بیرونی نظام آموزشی:دست یابی به اهداف بلندمدت اقتصادی، اجتماعی، نظام آموزشی با حداقل هزینه

انواع نظام آموزشی:رسمی (مدرسه) غیررسمی (تلویزیونی)

توانایی های مالی و مدیریت نظام کلان آموزشی:تحلیل های سنجش به حوزه مالی، توجه داده زیرا میزان آن به افزایش یا کاهش کارایی نظام موثر است.

تحلیل بخشی:کل نظام است یعنی بخشی نظام آموزش ارزیابی در تحلیل های بخشی متمرکز بر کل نظام آموزشی و کارایی منابع انسانی است.

زیربخش های نظام آموزشی در تحلیل بخشی آموزش و منابع انسانی:

  آموزش پیش دبستانی- دبستانی- متوسطه (فنی و عمومی)- عالی- آموزش موسوم-تربیت معلم

درون دادها در هر بخش از نظام آموزشی:

دانش آموز – معلم- کارکنان اداری- برنامه درسی- کمک آموزشی- تجهیزات

شش دلیل برای مناسب بودن تحلیل بخشی:

1- گفت و شنود میان بخشی و درون بخشی سبب گسترش دید وزارتخانه ها و نهادها شده و دفاع از برنامه های خودمدار را کاهش می دهد.

2- گفت و شنود سبب اشاعه فرهنگ همکاری در حل مسئله می شود.

3- گفت و شنودها، آرمان ها و اهداف بخش آموزش و توسعه منابع انسانی را روشن می کند و تدوین شاخص ها سنجش هدف ها را ممکن می سازد.

4- گفت و شنودها هدف ها و شاخص ها را مشخص نموده و امکان حسابرسی در نظام آموزشی را میسر می کند.

5- زمینه را برای همیاری و حمایت افراد ذینفع و علاقه مند به تغییر مساعد می کند.

6- گفت و شنود باعث دستیابی به توافق جمعی درباره اولویت های ملی در بخش آموزش و توسعه انسانی می گردد.

کارکرد فرایند تحلیل بخشی:

تحلیل گران بخش هم از اطلاعات موجود استفاده می کنند و هم به اطلاعات جدید دست می یابند بنابراین وسیله ای خواهد شد برای بهبود نظام اطلاعات

هدف از استقرار نظام اطلاعاتی مدیریت آموزشی چیست؟ارسال بهنگام جریان اطلاعات به سوی تحلیلگران

کاستی های رایج گردآوری و استفاده از اطلاعات:1-دوباره کاری2-دقت کم3-نامربوط بودن4- به هنگام نبودن

پیش بایست برای استقرار نظام اطلاعاتی مناسب:1-   تدوین نشانگرهای آموزشی نمایانگر عملکرد نظام2-  تعیین نیازهای اطلاعاتی سیاستگزاران به تفکیک سطوح نظام آموزشی3-  تعیین نیازهای کارکنان و مخاطبان نظام اطلاعات

پیچیدگی توسعه آموزش:

روند گسترش آموزش موجود نشان می دهد که باتوجه به تغییرات تکنولوژی و دانش و نگرش توسعه آموزش امر پیچیده ای می شود و لذا بیش از پیش نیازمند است تا بین پژوهش تصمیم گیری و اجرا پیوند نزدیکی حاصل شود.

تحقق عدالت اجتماعی:رشد کمی آموزش و پرورش شانس دستیابی برابر را افزایش می دهد اما اُفت بالای تحصیلی در مقطع ابتدایی بیشتر متعلق به اقشار آسیب پذیر (حکایت از عدم دستیابی این گروه به مهارتهای پایه زبان مادری) می باشد.

رجعت به بیسوادی:در صورت نبود برنامه های جبرانی و پیگیری دارندگان مدارک پایین علی الخصوص ابتدایی بعد از چند سال به بیسوادی رجعت می کنند.

ارتباط مفید و موثر برای کارآمدی نظام آموزشی:

الف- ارتباط بین اجزای نظام  ب- ارتباط بین نظام آموزشی با نظام های دیگر جامعه (آنچه در برنامه ریزی آموزشی اهمیت دارد وقوف به ارتباط و تعامل این نظام با نظام کل جامعه است)

برنامه ریزی آموزشی را از چند دیدگاه طبقه بندی می کنند:(خلیلی شورینی،1381)

1-    به اعتبار زمان و طول مدت(کوتاه مدت- میان مدت- بلند مدت)

2-    به اعتبار شیوه اداری نظام آموزش و پرورش(متمرکز –نیمه متمرکز –نامتمرکز ).

3-    به اعتبار جامعیت یا محدودیت برنامه ریزی(غیر جامع /جامع /بخشی/پروژه ای )

4-    به اعتبار رشد کیفی.

5-    برنامه ریزی آموزشی از نظر اهمیت دادن به توسعه کمی.

6-    توجه به هماهنگی کمی و کیفی.

7-    به اعتبار ارتباط و ادغام در برنامه توسعه فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی کشور

8-    به اعتبار ثابت یا موقت بودن برنامه ها.

9-  برنامه های راهبردی(استراتژیک یا جامع)و تاکتیکی-  عملیاتی

ویژگی های برنامه ریزی درسی مبتنی بر سه دیدگاه روانشناسی

آن‌چه برفرآیند یاددهی-یادگیری در کلاس درس اثر می‌گذارد،تا حد زیادی،به کار‌ کردهای عناصری از فرهنگ‌ آموزش مربوط می‌شود که در قالب برنامه‌های درسی ارائه مـی‌گردند و معلم و دانش‌آموزان در کلاس درس از آن‌ها استفاده‌ می‌کنند.مثلا این‌که«دانش‌آموزان با چه پیش فرض‌هایی به‌ کلاس‌ درس ریاضی می‌آیند و معلم توانایی‌های آنان را در فهم‌ مسائل ریاضی،چگونه ارزیابی می‌کند؟»پاسخ این سؤال‌ها بر فعالیت‌های آمـوزشی مـعلم در کلاس تأثیر زیادی دارد؛اگر دانش‌آموزان برای حل مسائل‌ ریاضی‌،بر این باور باشند که فقط باید به دنبال یک جواب صحیح رفت،بیش از آن‌که به‌ راه‌حل‌ها و فهم مسئله و چگونگی آن بـیاندیشند،بـه فکر یافتن و بیان پاسخ صحیح‌ خواهند‌ رفت،در این جا سعی داریم به منظور ارتقاء مهارت‌های حرفه‌ای معلمان،شرح مختصری از ویژگی‌های برنامه‌ریزی درسی‌ و روش‌های تدریس،مبتنی بر سه دیدگاه روانـ‌شناسی رفـتارگرا،روان‌شناسی شناخت‌گرا و روان‌شناسی‌ ساخت‌ و سازگرا‌، بیان نماییم.

چند تعریف دیگر از برنامه ریزی ص11-22

چند تعریف دیگر از برنامه ریزی

1)  نقشه کشیدن برای دستیابی به خواسته ها

2) فراگردی دورنگر برای جهت دادن منطقی به فعالیت های جمعی

3) راهی برای هدایت حساب شده فعالیت انسان به سوی منظوری مشخص

4) سازمان دهی فعالیت های لازم برای رسیدن به هدف های مورد نظر

        5)طرح تدابیری که بتوان به بهترین صورت از منابع موجود برای رسیدن به هدف های مطلوب

اﻫﻤﯿﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي:ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي ﺑـﻪ ﻫـﺪاﯾﺖ ﻣﻨـﺎﺑﻊ ﺑـﻪ ﺟـﺎﯾﯽ ﮐـﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺗﺄﺛﯿﺮ را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

تمرکز وتاکید درانواع برنامه‌ها :1- مقاصد/ ماموريتها    2- اهداف    3- راهبردها    4- سياستها (خط مشي)  5- رويه‌ها    6- روشها    7- مقررات و آئين‌نامه‌ها (دستورها) 8- برنامه‌ها (طرحها)   9- بودجه.  

1- مقاصد/ ماموريتها:

مقاصد بيانگر فسلفه وجودي سازمان بوده که متاثر از خواست اجتماعي است به عنوان مثال مقصد دانشگاهها پرورش نيروي انساني است.ماموريتها بيانگر جهت‌دار بودن مقاصد است براي مثال دانشگاهي مقصد روش نيروي انساني را در حوزه علوم انساني و دانشگاهي در حوزه پزشکي انجام مي‌دهد و يا حتي از نظر جنسيتي و مقاطع ممکن است ماموريت دانشگاهها در پرورش نيروي انساني متفاوت باشد.

ماموريتهاي يک سازمان نيازمند به ويژگي‌هاي خاصي به شرح ذيل است:

1- شرح ماموريت بايد مفهوم و روشن باشد.

2- ماموريتها بايد روحيه تعهد و ايثار و علاقه مديران و کارکنان را جلب کند.

3- در ماموريتها بايد هم افزايي يا هم نيرو زايي باشد يعني نتيجه ترکيبي آنها بيشتر از مجموع اجزاي آن باشد.

4- در تنظيم ماموريتها از خلاقيت و نوع‌آوري کارکنان بويژه دريافتن راه حل ها استفاده شود.

5- اهداف دوربرد بايد منشاء ضوابط و اصول کلي سازمان باشد.

2- اهداف:

هر سازماني نياز به يک بيانيه روشن از هدفهاي خود دارد تا بتواند آن را مبناي همه برنامه‌ريزي‌هاي خود قرار دهد و ميزان کارآيي تصميمات اتخاذ شده را براساس آن اندازه‌گيري کند. انجام برنامه بدون رعايت اهداف سازماني موجب پراکنده کاري مي‌شود. بنابراين هدف عبارت است از بيان نتايج مورد انتظار، شامل کار مشخص و قابل اندازه‌گيري در يک محدوده زماني خاص و با هزينه‌اي معين.

عواملي که در تعيين هدف بايد به آنها توجه شود عبارتند از:

الف) نتيجه مورد انتظار قابل اندازه‌گيري باشد.

ب) چگونگي انجام کار مشخص باشد.

ج) محدوده زماني که کار بايد در آن صورت بگيرد.

د) حداکثر هزينه بر حسب واحد پول يا کار و يا هر دو.

3- راهبردها (استراتژيها)

راهبرد، الگويي براي پاسخ سازمان به محيط اطرافش در طول زمان مي‌باشد. در واقع راهبردهاي يک سازمان عامل عمده‌اي جهت نيل به اهداف سازمان در شرايط عدم اطمينان و رقابت محيطي است.

تعاريف زير عمومي ‌ترين کاربردهاي اين واژه‌ را بيان مي‌کند.

الف) طرح هاي مربوط به هدفهاي يک سازمان و تغييرات آن، منابع به کار گرفته شده براي رسيدن به اين هدفها و خط مشي‌ها مربوط به تامين ، استفاده يا عدم استفاده از اين منابع.

ب) تعيين هدفهاي بلند مدت يک سازمان، مشخص کردن دوره‌هاي عمليات و تخصيص منابع لازم براي دستيابي به اين هدفها.

پس استراتژي عبارت است از ارائه تصويري از آنچه موسسه مي‌خواهد با استفاده ازنظام هدفها و خط مشي‌هاي عمده به آن برسد. به اين ترتيب در استراتژيها دقيقاً مشخص نمي‌شود که موسسه چگونه مي‌خواهد به هدفهايش دست يابد. زيرا چگونگي دستيابي به اين هدفها در طرحهاي متعدد کلي و جزئي و پشتيباني در نظر گرفته مي‌شود.

4- خط مشي‌ها ( سياستها):خط مشي معمولاً براي تعيين بهترين انتخاب در زندگي شخص يا سازماني به کار مي‌رود. خط مشي‌ها برنامه‌هايي هستند که تصميمات کلي را در بر مي‌گيرند و به عنوان راهبر يا راهنما يا چارچوب  تفکر و يا انديشه در تصميم‌گيري بکار مي‌روند. سياست يا خط‌مشي، يک برنامه عمومي عملي است؛ به بيان ديگر، نحوه اجراي هدف را بيان مي‌کند و حوزه رفتار مسئولان اجرايي سازمان را تعيين مي‌کند و در عين حال وسيله‌اي موثر براي کنترل عمليات است. خط مشي، راهنما و حدودي است که تصميم هاي آتي، بايد در محدوده آن اتخاذ و معين شوند.

خط مشي بايد از ويژگيهاي ذيل برخوردار باشد: صراحت و وضوح- قابليت اجرا- انعطاف‌پذيري – جامعيت – هماهنگي – مستدل بودن- متمايز بودن از قوانين – مدون و مکتوب بودن.

5-رويه‌ها:رويه‌ها مشخص کننده شيوه عمليات و نحوه انجام کار هستند. رويه‌ها، يک برنامه زمانبندي شده براي انجام فعاليتهاي آتي هستند، در واقع رويه‌ها فقط تعيين کننده شيوه عمل در سطوح مختلف سازمانند و ممکن است هر سطح از سازمان رويه‌اي خاص خود را داشته باشد. رويه‌، راهنماي واقعي عمل است تا تفکر.

6- روشها:روشها نحوه اجراي جدول زمانبندي رويه‌ها را معين مي‌کنند. روشها، جزئيات دقيق چگونگي انجام فعاليتها را مشخص مي‌کنند. به عنوان مثال در بازرگاني، ابتدا چند کارشناس نسبت به اهميت کالا اظهار نظر مي‌کنند؛ در صورتي که قيمتها مطابق با قيمتهاي صادراتي باشد آن را بسته‌بندي و صادر کنند؛ اين توالي اقدامات، رويه ناميده مي‌شود و روشها، نحوه انجام اقدامات مذکور را معيين مي‌کند. براي مثال، به منظور صدور کالاها مي‌توان از روشهاي ارسال با هواپيما، کشتي يا قطار استفاده کرد.

7- دستورها (مقررات و آيين نامه‌ها):مقررات و آيين نامه‌ها لزوم اقدام يا عدم اقدام مشخص را به صورت لازم الاجرا تعيين مي‌کنند و هيچگونه اعمال نظر مشخص را اجازه نمي‌دهند.مقررات ساده‌ترين نوع برنامه‌ها مي‌باشند. از لحاظ تفاوت، مقررات و خط مشي‌ها با هم فرق دارند مقررات بدون ترتيب زماني معين انجام عمليات را راهنمايي مي‌کنند در حاليکه‌، خط مشي‌ها يا روشهاي انجام کار ممکن است عامل زمان را در توالي انجام کار دخالت دهند. در حقيقت خط مشي‌ها به مديران حق انتخاب مي‌دهند ولي مقررات بايد بطور دقيق اجرا شوند و به اين ترتيب از آزادي عمل مدير مي‌کاهد.

8- برنامه‌ها (طرحها):برنامه‌ها مجموعه‌هايي هستند از هدفها، خط مشي‌ها، روشها، و... براي اجراي يک کنش شناخته و معلوم. برنامه‌ها به گونه معمول با بودجه و اعتبار مالي پشتيباني مي شوند. گاهي اجراي يک برنامه مستلزم اجراي چند طرح کمکي ديگر است. علاوه بر اين تمام برنامه‌ها بايد بصورتي هماهنگ و زمانبندي شده و بر اساس اولويت و توالي منطقي به مورد اجرا گذاشته شوند. زيرا هر گونه شکست در اجراي هر يک از طرحهاي کمکي علاوه بر اينکه هزينه‌هاي زائدي به بار مي‌آورد، سبب به تعويق افتادن اجراي طرح اصلي خواهد شد.

9- بودجه‌ها:بودجه‌ها برنامه‌هايي هستند که ميزان درآمد و هزينه‌ مورد انتظار براي يک دوره زماني معين را مشخص مي‌کنند. به عبارت ديگر بودجه صورت مالي نتايج مورد انتظار در قالب اعداد و ارقام است؛ بودجه به عنوان تدابيري براي کنترل نيز به شمار مي‌رود؛ بودجه يک وسيله زيربنايي براي برنامة‌ريزي در بسياري از موسسات است.بنابراين بودجه نوعي برنامه است که در قالب آمار و ارقام بيانگر تعهدات سازمان مي‌باشد. بودجه انواع متعددي دارد؛ برخي از بودجه‌هاي بر اساس ميزان بازدهي سازماني تغيير مي‌کند که به آنها بودجه متغير يا قابل انعطاف‌پذيري مي‌گويند.سازمانيها دولتي اغلب از بودجه‌های برنامه‌اي که در آنها هدفها، جزئيات برنامه براي رسيدن به هدفها و برآورد هزينه هر برنامه مشخص شده استفاده مي‌کنند.نوع ديگري از بودجه که در واقع ترکيبي از بودجه متغير و بودجه برنامه‌اي است، بنام بودجه بر مبناي صفر که در اين روش از بودجه‌بندي فرض مي‌شود که برنامه‌ها از مبناي صفر شروع مي‌شوند.

تعریف برنامه ریزی: یک فرآیندی است مداوم، حساب شده، درونگر و منطقی جهت ارشاد و هدایت فعالیت جمعی در رسیدن به اهداف مشترک در عین حال مطلوب.

 برنامه ریزی آموزشی: کاربرد روشهای تحلیلی درمورد هریک  از اجزاء نظام آموزش به منظور استقرار یک نظام آموزشی کارآمد

دوره (مدت ) برنامه‌ريزي:

يکي از سوالات مهمي که در برنامه‌ريزي مطرح مي‌شود اين است که آيا برنامه بايد کوتاه مدت، ميان مدت يا بلند مدت تنظيم شوند؟ چگونه مي‌توان برنامه‌هاي کوتاه مدت را با برنامه‌هاي ميان مدت و بلند مدت هماهنگ کرد؟ در بعضي موارد ممکن است برنامه‌ريزي ها هفتگي يا چند ماهه و يا چند ساله باشند. اين پرسشها افق هاي چند گانه برنامة‌ريزي را روشن مي‌کنند.

برنامه ریزی از نظر چگونگی عمل به سه دسته تقسیم می شود:

1- برنامه ریزی متمرکز الزامی2- برنامه ریزی ارشادی- ترغیبی3- برنامه ریزی مشکل گشایی موردی

 برنامه ریزی متمرکز الزامی:این نوع برنامه ریزی در کشورهای سوسیالیستی مطرح است. در این کشورها برنامه ریزی جنبه نهاد پیدا کرده و کانون همه فعالیت های اجتماعی است. یعنی برنامه ریزی وارد ساخت و نهاد سیاسی کشور شده است و تمام دستگاه های دولتی ملزم به اجرای آن است.

 برنامه ریزی ارشادی- ترغیبی:مختص کشورهای غیرسوسیالیستی است. جنبه نهادی ندارد و برنامه ریزی تماماً در اختیار دولت نیست. لذا الزامی نمی باشد. حالت ارشادی و ترغیبی دارد.

برنامه ریزی مشکل گشایی موردی:این نوع برنامه ریزی جامعیت ندارد. بلند مدت نیست و تمام نظام آموزش و پرورش را در ارتباط با سایر بخشهای کشور، توسه ملی در نظر نمی گیرد و همان گونه که از اسمش پیداست صرفاً برای رفع مشکل و تنگناها به صورت موردی و مستقل اجرا می شود و بیشتر مختص کشورهای جهان سوم است. مثل رفع مشکل کمبود تکنسین از طریق توسعه تعلیمات فنی و حرفه ای در واقع این نوع برنامه ریزی به مسائل روز مرتبط است.

 برنامه ریزی از نظر زمان عمل به سه دسته تقسیم می شود:

1-کوتاه مدت: 1 تا 5 سال  2- میان مدت: 5 تا 10 سال   3- دراز مدت: 10 تا 20 سال

 برنامه ریزی از نظر حیطه و دامنه عمل به 6 دسته تقسیم می شود: کلان - محلی- خرد- جامع- ملی - ویژه

1- برنامه کلاَن:  به برنامه ای اطلاق می شود که جامع است و در تمام کشور باید اجرا شود. مثل برنامه ریزی آموزش و پرورش ایران در 20 سال آینده.

2- برنامه ملی: برنامه ای است که در تمام کشور  اجرا می شود اما ممکن است جنبه جامع داشته باشد. مثل برنامه 5 ساله آموزش و پرورش در کشور، مثل برنامه تربیت معلم در کشور (می تواند جامع نباشد)

3- برنامه جامع: برنامه ای که تمام عوامل و عناصر و اجزای یک واحد آموزش و پرورش را در بر می گیرد. اما این برنامه ها می تواند جامع و در سطح ملی باشد مثل برنامه ریزی آموزش  و پرورش ابتدایی کشور و یا اینکه در سطح موسسه ای باشد مثل برنامه جامع دانشگاه تربیت معلم

4- برنامه خرد: این برنامه ریزی در سطح ملی و موسسه ای انجام می شود مثل برنامه ریزی دانشگاه مرودشت

5- برنامه محلی: برنامه هایی است که برای یک استان، شهرستان یا تقسیمات دیگر کشوری تهیه و تنظیم می شود. این برنامه ها می توانند جامع باشند مثل برنامه ریزی آموزشی و پرورش فارس یا از نوع ویژه باشد مثل تعلیمات فنی و حرفه ای شیراز

6- برنامه ریزی ویژه: این نوع برنامه ریزی صرفاً بخش های ویژه ای از آموزش و پرورش و فعالیت های آن را در بر می گیرد. مثل برنامه ریزی تربیت معلم، دبیرستان، ابتدایی، کودکستان، فنی و حرفه ای و...

 جهت توسعه و پیشرفت ما به آموزش و پرورش نیاز داریم این نیاز از دو بعد می باشد:   اجتماعی-   اقتصادی

 1- اجتماعی:

الف- کمک به بهداشت جامعه و صرفه جویی در بودجه از باب خرید داروهای خارجی

ب- سالم سازی جو اجتماع و صرفه جویی در ساخت زندان

ج- روحیه شاداب در جامعه و تسهیل روابط از دیگر مزایای اجتماعی است.

د- تصمیم گیری پویا و شرکت در سرنوشت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ...

 2- اقتصادی:

الف- تمام اختراعات، اکتشافات، همه به خاطر آموزش و پرورش است.

ب- تمام فعالیت های انجام شده که به توسعه و پیشرفت منجر می شود همه به خاطر تخصص نیروی انسانی است.

برنامه ریزی چیست ؟برنامه ریزی یعنی نقشه کشیدن ، نقشه کشیدن برای نیل به مقصد ، برای دستیابی به خواسته ها

چند تعریف دیگر برای مفهوم  برنامه ریزی

- برنامه ریزی ، یعنی نقشه کشیدن برای دستیابی به خواستها .

- برنامه ریزی ، راهی است برای هدایت حساب شده فعالیت انسان به سوی منظور مشخص.

- برنامه ریزی ، فراگرد ی است دور نگر برای جهت دادن منطقی به فعالیتهای جمعی .

- برنامه ریزی یعنی نقشه کشیدن برای آینده و پیش بینی راه دستیابی به آن .

مفاهیم برنامه ریزی درتعاریف  برنامه ریزی وجود دارند :

1- جریان و مداومت .2- ارشاد و هدایت .3- دورنگری و هدف گیری .4- تفکر و عقلانیت .

مفهوم جریان و مداومت در برنامه ریزی

برنامه ریزی به نوشتن برنامه ختم نمی شود بلکه فراگردی است که باید مداومت داشته باشد  وبا توجه به بازتاب نتایج فعالیتهای انجام شده ، یافته های جدید، تغییرات تکنولوژی ، پیشرفت دانش  ومعرفت دگرگونی منابع و امکانات و تحول اولویتها ، دائم ارزیابی شده و تکمیل گردد.

مفهوم ارشاد و هدایت در برنامه ریزی

برنامه ریزی متضمن ارشاد ، هدایت و مداخله در فعالیتهای جمعی است و به همین جهت بسته به چگونگی و میزان اعمال نفوذش اشکال گوناگون به خود می گیرد .

مفهوم دور نگری و هدف گیری در برنامه ریزی

برنامه ریزی فعالیتی جهت دارو دورنگراست ، بدین جهت بسته به چگونگی انتخاب هدف ، ممکن است فعالیتی باشد آینده نگر ، آینده ساز ، یا آینده گزین .

- اگر هدف برنامه ریزی فقط پیش بینی آینده باشد ، در این صورت فعالیتی است آینده نگر.

- اگر هدف برنامه ریزی ساختن وشکل دادن به آینده باشد ، در این صورت فعالیتی است آینده ساز.

 - اگر هدف برنامه ریزی انتخاب کردن بین اشکال مختلف آینده باشد ، در این صورت فعالیتی است آینده گزین .

مفهوم تفکر و عقلانیت در برنامه ریزی

برنامه ریزی ، فعالیتی است حساب شده و منطقی ، یعنی باید متکی به اطلاعات دقیق و صحیح باشد . نیازها و انتظارات را تشخیص دهد . محدودیتها ، تنگناها موانع و منابع موجود را محاسبه و پیش بینی کند و براساس آنها طرحهای واقع بینانه برای رسیدن به مقصود تنظیم و ارائه کند .

تعریف برنامه ریزی  برنامه ریزی فراگردی است مداوم ، حساب شده و منطقی ، جهت دار و دورنگر ، به منظور ارشاد و هدایت فعالیتهای جمعی برای رسیدن به هدف مطلوب .

برنامه‌ريزي مبتني بر انديشيدن پيش از عمل است؛ ولي هر چه محيط برنامه‌ريزي نامطمئن‌تر باشد، احتمال نامناسب بودن مفروضات آغازين با پيش‌بيني‌ها و حتي مقاصد اوليه، افزايش مي‌يابد. در چنين محيط‌هايي بطور مستمر مسائل و رخداداهاي غير منتظره رخ مي‌دهند و در نتيجه، تغيير در برنامه‌ريزي را ضروري مي‌سازند؛ بنابراين بهتر است که همواره در موقع برنامه‌ريزي‌ها، پيش‌بيني شود که اگر کارها آنگونه که انتظار داريم پيش نرفت، چه تغييراتي در برنامه‌ها ايجاد شود يا کدام برنامه‌هاي جايگزين آماده شوند تا مدير با مشکل مواجه نشود.به عبارت ديگر هنگامي که بحراني در نقاط پيش بيني شده بروز کند که حاکي از بي اعتباري برنامه باشد، با استفاده از برنامه ريزي اقتضايي امکان اقدام سريع فراهم مي‌آيد.

گام هاي برنامه ريزي :با توجه به تعاريف ارائه شده از برنامه ريزي بايد گامهايي برداشت که پاسخگوي سوالات زير باشد :1- کي      2- چه وقت      3- چرا      4- کجا        5 - چه       6- کدام         7- چطور

انوع برنامه ريزي :

1-   از نظرزماني :  كوتاه مدت3-1 ،     ميان مدت3-5،     بلند مدت 5سال به بالا

2-   ازنظرمكاني:    جهاني(فراملي،مبارزه با فلج اطفال) مثلا تا 2015 بايد آ.ابتدايي در كل جهان گسترش يابد.

3-  ملي ،كشوري در آ.پ(طرح آموزش متوسطه ترمي واحدي)ارزشيابي توصيفي- تعطيلي پنجشنبه ها-6-3-3،تغذيه رايگان)

4-  منطقه اي يا استاني وشهرستاني باشد. (طرح نماز،بازگشايي مدارس)ويژه يا خاص باشد.فني وحرفه اي وكار ودانش)

5-   برنامه ريزي از نظر توجه به آينده: الف) آينده نگر   ب) آينده ساز     ج) آينده گزين

الف) آينده نگر: نوعي برنامه ريزي است كه درآن سعي مي شودوضع موجود در آينده حفظ شود.نه پسرفت كند ،نه پيشرفت.مثلا نسبت 1معلم به 35دانش آموزحفظ شود.

ب) آينده ساز: نوعي برنامه ريزي است كه در آن سعي مي شود وضع موجوددر آينده بهتر شود.تبديل 1/30 به 1به 25آينده سازي است.

ج) آينده گزين نوعي برنامه ريزي است كه با توجه به شرايط وامكانات از ميان برنامه هاي پيشنهادي يكي را انتخاب مي كند.

مثل تربيت استادبراي دانشگاه ها از ميان اعزام به خارج ،تربيت در داخل  باشد ويا دعوت استاد از خارج، يكي بايد انتخاب شود.

ازنظر ماهيت و محتوا:

برنامه ريزي ممكن است اقتصادي باشد.برنامه ريزي ممكن است سياسي باشد.برنامه ريزي ممكن است فرهنگي باشد.

برنامه ريزي ممكن است عمراني باشد.برنامه ريزي ممكن است آموزشي باشد.برنامه ريزي ممكن است درسي باشد.

محاسن برنامه‌ريزي در هر سازمان محاسن زيادي دارد که مهمترين آنها به شرح ذيل است :

1- تحقيق اهداف سازمان

2- برنامه‌ريزي ، به ايجاد فرصت براي اجراي تصميمها کمک مي‌کند

3- برنامه‌ريزي به اجراي منظم طرحها و تحقق اهداف سازمان کمک مي‌کند

4- برنامه‌ريزي عامل تطبيق رشد سريع فن‌‌آوري محيط با سازمان

5- برنامه‌ريزي موجب تسريع رشد ا قتصادي در سطح کلان مي‌شود

6- برنامه‌ريزي مالي و بودجه‌بندي، ابزاري براي کنترل فعاليتها محسوب مي‌شود.

7- برنامه‌ريزي به تقويت روحيه کار گروهي کمک مي‌کند و به افزايش کارآيي سازمان مي‌انجامد

اصول و مباني برنامه ريزي

برنامه‌ريزي، فرآيند آگاهانه تصميم‌گيري در مورد اهداف و فعاليتهاي آينده يک فرد، گروه،واحد کاري يا سازمان است.مدير يا مديران برنامه‌ريزي، برنامه‌ريزي را با يک تحليل موقعيتي آغاز مي‌‌نمايند و درچارچوب محدوديت زماني و منابع، اطلاعات مرتبط با مسأله مورد برنامه‌ريزي را جمع‌آوري و تفسير مي‌‌نمايند؛ سپس با تأکيد بر‌خلاقيت، مديران و کارکنان را تشويق کرده تا بر پايه نگرشي وسيع به امورشان بينديشند؛ آنگاه با توجه به مزايا، مضرات و تأثيرات بالقوه هر‌گزينه، مناسبترين و امکان پذيرترين اهداف و طرحها را برگزيده و مديران و کارکنان را توجيه نموده و منابع مورد نياز را در اختيار آنان گذاشته و به انجام آن تشويق مي‌نمايند. از آنجائي که برنامه‌ريزي، فرآيندي پيش رونده و تکرار شونده است‌، مديران بايد بطور مستمر عملکرد واحدهاي تحت تکفلشان را از جهت تطابق با اهداف و برنامه‌ها تحت نظر داشته باشند.

هدف از برنامه ريزي

1- افزايش احتمال رسيدن به هدف، از طريق تنظيم فعاليتها

2- افزايش منفعت اقتصادي از طريق مقرون به صرفه ساختن عمليات

3- متمرکز شدن بر طريق دستيابي به مقاصد و اهداف و احتراز از انحراف از مسير

4- مهيا ساختن ابزاري بر کنترل

انواع برنامه ريزي برنامه ها براي مقاصد متنوعي تنظيم مي‌شوند وبه فراخور هر وضعيت به گونه‌اي متناسب با آن شکل مي‌گيرند لذا دسته بندي ذيل را براي انواع برنامه ريزي عنوان مي‌نماييم :

1- برنامه‌ريزي تخصصي

گاهي با توجه به ماهيت تخصصي برخي از وظايف مديريت براي انجام آنها برنامه‌ريزي مي‌شود. اين برنامه ريزيها را برنامه ريزي تخصصي مي‌نامند که بر اساس وظايف مديريت در سازمان عنوان مي‌گردد.

الف- برنامه ريزي و کنترل توليد (مديريت توليد): عبارتست از تعيين نيازها و تأمين ابزار و تسهيلات و تربيت نيروي انساني لازم براي توليد محصولات و کالاها با توجه به تقاضاي موجود در بازار و نيازهاي پيش بيني نشده جامعه.

ب- برنامه ريزي نيروي انساني : در اين نوع از برنامه ريزي با تعيين افراد مورد نياز سازمان در سالهاي آينده امکانات و تسهيلات مورد نياز (انتخاب ، آموزش ، ترفيع ، بازنشستگي و ...) تخمين زده مي‌شود. برنامه ريزي نيروي انساني با تهيه نمودار (ساختار) سازماني آغاز مي‌شود و مواردي نظير تهيه نمودار جانشين و ترفيع، تدوين آيين نامه استخدامي و تنظيم برنامه هاي آموزشي ضمن خدمت را در بر مي‌گيرد.

ج- برنامه ريزي مالي و تنظيم بودجه : عبارتست از تعيين ميزان و چگونگي منابع و همچنين تعيين ميزان و چگونگي مصارف مالي به منظور تأمين هدفهاي موسسه و صاحبان و کنترل کنندگان آن مي باشد.

2- برنامه ريزي عملياتي (اجرايي)

برنامه هاي اجرايي براي به اجرا درآوردن تصميمات راهبردي طرح مي‌شوند به عبارت ديگر برنامه هاي اجرايي عبارتند از تصميمات کوتاه مدت که براي بهترين استفاده از منابع موجود با توجه به تحولات محيط اتخاذ مي‌گردند.

مراحل برنامه ريزي عملياتي عبارتند از :

الف- تدوين برنامه هاي کوتاه مدت (مانند تنظيم بودجه و زمانبندي)

ب- تعيين معيارهاي کمي و کيفي سنجش عملکرد و ارزيابي هزينه هاي اجراي عمليات

ج- ارزيابي برنامه ها و تعيين موارد انحراف عملکرد از آنها

د- تجديد نظر در برنامه ها و تهيه برنامه هاي جديد.

3- برنامه ريزي راهبردي(استراتژيک)

برنامه ريزي راهبردي در بر دارنده تصميم گيري‌هايي است که راجع به اهداف راهبردي بلند مدت سازمان مي باشند.دراين نوع از برنامه ريزي مقاصد (مأموريتها) و هدف‌هاي سازمان مشخص و اهداف بلند مدت به هدف هاي کمي و کوتاه که آن را هدف گذاري  مي‌نامند ، تجزيه مي گردد.همچنين سياستهاي کلي (تدوين و تنظيم خط مشي ها) و برنامه هاي عملياتي طرح‌ريزي مي گردد.

برنامه ريزي راهبردي، آينده را پيش‌گويي نمي‌کند ولي يک مدير را مي تواند در موارد ذيل ياري دهد:

الف- فائق آمدن بر مسائل ناشي از مقتضيات آتي

ب- ايجاد فرصت کافي براي تصحيح خطاهاي اجتناب ناپذير

ج- اتخاذ تصميم هاي صحيح در زمان مناسب

د- تمرکز بر انجام فعاليت هاي ضروري براي رسيدن به آينده مطلوب

ديدگاه هاي متداول در برنامه ريزي:

1- برنامه ريزي از داخل به خارج و برنامه ريزي از خارج به داخل

در برنامه‌ريزي از داخل به خارج  برکارهايي تمرکز مي‌شود که سازمان در حال‌حاضر انجام مي‌دهد و تلاش مي‌شود تا آنها به بهترين صورت انجام پذيرد. برنامه‌ريزي به اين شيوه تغييرات عمده‌اي را در سازمان ايجاد نمي‌کند، ولي‌ مي‌تواند براي استفاده بهينه از منابع مفيد و موثر باشد.برنامه‌ريزي از داخل به خارج براي بهتر انجام شدن کارهاي جاري صورت مي‌پذيرد و هدف آن يافتن بهترين شيوه انجام کار است.

 در برنامه‌ريزي از خارج به داخل  ابتدا محيط خارجي بررسي و تحليل مي‌شود و براي استفاده از فرصتها و به حداقل رساندن مسائل ناشي از آن برنامه‌ريزي مي‌گردد. برنامه‌ريزي ازخارج به داخل هنگامي مفيد است که سازمان بخواهد کاري منحصر به فرد انجام دهد و هدف اين برنامه‌ريزي يافتن فرصتهاي محيطي و استفاده بهينه ازآنهاست.

2- برنامه‌ريزي از بالا به پايين و برنامه‌ريزي از پايين به بالا

در برنامه‌ريزي از بالا به پايين  ابتدا مدير مالي هدف‌هاي کلان را تعيين مي‌کند و اين امکان را براي مديران سطوح ديگر فراهم مي‌آورد تا در چهارچوب هدفهاي کلان برنامه خود را تدوين کنند.در برنامه‌ريزي از پايين به بالا  با تدوين برنامه‌هايي شروع مي‌شود که در سطوح عملياتي شکل مي‌گيرند؛ بدون آنکه به محدوديت‌هاي کلي سازمان توجه شود آنگاه اين برنامه‌ها از طريق سلسله مراتب به بالاترين سطح مديريت ارائه مي‌گردد.

3- برنامه ريزي بر مبناي هدف(اهداف فردي و سازماني)

در اين نوع از برنامه‌ريزي مهمترين مسائل سازمان تعريف مي‌شود و سپس با مشارکت کارکنان براي هر قسمت از يک واحد و نهايتاً براي هر فرد شاغل هدف گذاري منظمي انجام مي‌گيرد.برنامه‌ريزي بر مبناي هدف براي ترکيب اهداف فردي و سازماني بکار مي‌رود و بر اين عقيده استوار است که مشارکت توأم رئيس و مرئوس در تبديل اهداف کلي به اهداف فردي ، تأثير مثبتي بر عملکرد کارکنان دارد و تدوين پذيرش دوطرفه اهداف ، تعهد قوي تري را در کارکنان ايجاد مي‌کند ؛ تا اينکه سرپرست يک جانبه هدفگذاري کرده، آنها را به زير دستان تحميل کند.

مراحل برنامه‌ريزي بر اساس هدف و نتيجه عبارتند از:تعيين رسالت و ماموريت2- تعيين نتايج مورد انتظار3- تعريف شاخصهاي ارزيابي4- تعريف هدفهاي عملياتي5- تنظيم برنامه‌هاي عملياتي6- طراحي سيستم کنترل عمليا

4- برنامه ريزي بر مبناي استثناء

برنامه‌ريزي عبارتست از تعيين هدف ، تخصيص منابع و تعيين شاخصهاي عملياتي و واگذاري امور به ابتکار عمل مسئولان واحدها. مديريت عالي سازمان، تنها هنگامي که انحرافات عملکرد واحدي از برنامه پيش بيني شده، از حد معيني تجاوز کند در امور آن واحد دخالت خواهد کرد. ابزارهاي اساسي و متداول در اين روش عبارتند از: بودجه هزينه‌هاي استاندارد و حسابداري مديريت يا حسابداري مراکز مسئوليت (مراکز هزينه، درآمد، سرمايه‌گذاري)

5- برنامه ريزي اضطراري :عبارتست از پيش بيني و معين ساختن عکس‌العمل‌ها و پاسخ مناسب به حوادث يا شرايط جديدي که در اوضاع و احوال سازمان ممکن است اتفاق بيفتد.

6- برنامه ريزي اقتضايي:در برنامه‌ريزي اقتضايي «گزينه‌هاي گوناگون قابل اجرا» شناسايي مي‌شوند و در صورتي که اعتبار برنامه اصلي به دليل تغييرات محيطي، بيش از حد کاهش يابد، يکي از آن گزينه‌ها قابل اجرا خواهند بود .

  مقدمات برنامه ریزی آموزشی 1-10

هوالمحبوب                           مقدمات برنامه ریزی آموزشی

در بحث وظايف مديريت از پنج وظيفه اصلي سخن به ميان آمده است :

1- برنامه ريزي   2- سازماندهي   3- به کار گماردن4- رهبري / هدايت   5- نظارت / کنترل     

البته غير از تقسيم بندي فوق نويسندگان مختلف تقسيم بنديهايي ديگري نيز ارائه داده‌اند براي نمونه لوترگيوليک  وظايف هفت گانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي به شرح ذيل براي مديريت بيان کرده است  :1- برنامه ريزي2 - سازماندهي3- به کار گماردن  4- هدايت5 - هماهنگ کردن   6- گزارش دادن   7- بودجه بندي                       

برچ  در کتاب معروف خود « اصول و تجربه مديريت » مديريت را در چهار عنصر خلاصه مي‌کنند که عبارتند از برنامه ريزي ، کنترل ، هماهنگي و ايجاد انگيزه .

فايول  نيز وظايف پنجگانه اي براي مديريت قائل است که عبارتند از : برنامه ريزي، سازماندهي ، هدايت ، کنترل و هماهنگي .

با توجه به اينکه هماهنگي بيش از آنکه يک وظيفه باشد، هدف مديريت محسوب مي گردد ؛ مي توان وظايف اصلي مديريت را در پنج عامل برنامه ريزي ، سازماندهي ، تأمين نيروي انساني ، هدايت و کنترل خلاصه کرد.آنچه مسلم است ، برنامه ريزي بر ساير وظايف مديريت اولويت داشته و مقدم بر آن است. البته همه وظايف مديريت باهم مرتبط هستند ولي در ميان آنها برنامه ريزي از اهميت و اولويت خاصي برخوردار است .در واقع برنامه ريزي وظيفه اساسي و شالوده مديريت است .(تصمیم گیری قلب مدیریت است)

آیا برنامه ریزی یک مسئه است؟ بله- خیر

بله: در جوامعی که از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی پیشرفته باشند و نسبتاً آزاد باشند چون فرصت های قابل ملاحظه ای برای تحصیل وجود دارد و لذا می بایست از میان امکانات متعدد و متفاوت انتخاب صورت گیرد یک مسئله است.خیر: برای کشورهایی که توسعه نیافته هستند...

 برنامه ریزی : در بخش مدیریت برنامه ریزی مهم ترین حوزه کاری است که راه های ارائه کار را در بهترین شرایط به ما نشان می دهد به واسطه برنامه ریزی است که ما می فهمیم چه موقع چه واکنشی را در برابر چه کنشی باید به پیش ببریم.همانطور که گفته شد برنامه ریزی اوقات فراغت جزو ضرورتهای زندگی امروزی است تنوع مشاغل، تنوع آسیب ها و گرفتاری ها، و نیز تنوع سلایقی که وجود دارد ما را تا جایی پیش می برد که بر اساس یک برنامه منظم پاسخگو باشیم. روحیه های آسیب دیده ابتدا باید از نظر کیفی شناسایی گردند سپس برای هر بخش راه حل مناسب دیده شود که پس از اجرا پاسخ مناسب دریافت کنیم. اینجاست که نقش کارشناسان بصورت دقیق روشن می شود پس نتیجه می گیریم برنامه ریزی در حوزه اوقات فراغت کار عمومی نیست بلکه علم و دانش تخصصی را می طلبد. برخی از آسیب ها با برنامه ریزی کوتاه مدت، برخی با برنامه ریزی میان مدت و برخی با برنامه ریزی دراز مدت رفع می شود.

معرفي نظام آموزشي وابعاد آن Educatnal system

نظام(System)به مجموعه اي از اجزاء به هم پيوسته است كه باهم در ارتباط متقابل بوده وجهت رسيدن به هدف مشترك تلاش مي كنند.

آموزش وهدايت دانش آموزان و رشد وشكوفايي از اهداف نظام آموزشي است. اگر يكي از اجزاسيستم درست كارنكند سيستم دچار اختلال مي شود.

اجزاء(عناصر) نظام هرسيستم 4جزء دارد :1- ورودي        In put 2 پردازش    Proces       3- خروجي          Out put    4- بازخوردFeed back

1-ورودي : هرچيزي است كه وارد سيستم مي شود. مادي وغير مادي(انساني) است.

2-تعريف فرآيند:‌ مجموعه عملياتي كه روي درون داد ها انجام مي گيرد.

3-خروجي آن چيزي است كه از سيستم خارج مي شود(نتيجه يا ميوه وخروجي)

4-بازخورد: بخشي از برون داد است كه مجددا جذب سيستم مي شود وباعث ثبات وماندگاري آن مي گردد.اين قسمت مهم ترين بخش سيستم وادامه حيات سيستم به آن بستگي دارد.                   

ورودي هاي نظام آموزشي: معلمان و کارکنان، با یک میلیون و 13 هزار و 655 نفر -دانش‌آموزان سال تحصیلی جدید با 12 میلیون و 242 هزار نفر-برنامه درسي(محتوا) ،بودجه وپول 25% بودجه كشور- فضاهاي آموزشي كمك آموزشي ورفاهي،قوانين وبخشامه ها ي اداري و...دو نوع محصول یا خروجی در آموزش وپرورش داريم:1-دانش آموختگان 2-ترك تحصيل كنندگان

فرد دانش آموخته بايد داراي ويژگي هاي زير باشد:

1-دانش (معلومات عمومي)2-تخصص3-نگرش نو یا واقع نگر( قدرت قضاوت موضع گيري وتصميم گيري فرد مبتني بر واقعيت باشد.)4-بينش نو(نوع نگاه در مقابل خلقت خداوند وپديده هاي اجتماعي مناسب باشد.5-خود رهبري  يا خود كنترل باشد.6-كار آيي بيروني داشته باشد.(يعني بتواند در بازار كار مفيد واقع شود.)

تمام سيستم ها از يك سيستم بزرگتر از خوددارندكه به آن فراسيستم مي گويند.همه سيستمها يك سيستم كوچكتر از خوددارند كه به آن فرو سيستم مي گويند. مثلا نظام آموزشي از سيستم هاي بزرگتر از خود تاثير مي پذيرد ودر آنها و زیر سیستم های خود تاثیر می گذارد.

تاثير سيستم هاي مختلف برنظام آموزشي

اقتصادي : اگر وضع اقتصادي خوب باشدتاثير دارد مثلا پاداش داده مي شود.

اجتماعي:اگرنگرش مردم نسبت به آ.پ مطلوب باشدآ.پ مطلوب خواهديود.(مثلا بچه ها در خانه به حرف پدر ومادرگوش نمي كنندبه معلم فحش داده مي شود.)

سياسي مثلا نگاه دولتمردان به آپ مطلق باشدوزير مقتدر برسركار مي آورند.

تعاریف مختلفی از سیستم و تفکر سیستمی وجود دارد. اما شاید بهتر باشد به جای تلاش برای دست‌یابی به یک تعریف جامع و مانع از سیستم و تفکر سیستمی، بکوشیم برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک سیستم را که مورد اتفاق نظر عموم نویسندگان و تحلیل‌گران است، با هم مرور کنیم:سیستم از اجزای مختلف تشکیل می‌شود. به عبارت دیگر یک قطعه به تنهایی سیستم نیست. اجزای سیستم با هم در ارتباط و تعامل هستند. تا وقتی تعامل وجود ندارد صرفاً یک مجموعه داریم و نه یک سیستم. بسیاری از شرکتها و سازمانها، مجموعه‌ای از آدمها هستند نه یک سیستم انسانی. شاید شما هم دیده باشید که در برخی سازمانها، کارکنان پس از مدت طولانی کار کردن در آنجا هنوز نمی‌دانند که همکاران دیگر آنها چه کاره هستند و چه می‌کنند.

  سیستم ها عموماً مرز دارند (مگر اینکه تمام عالم هستی را یک سیستم بگیرید). مرز سیستم یک واقعیت بیرونی نیست. بلکه ما انسانها مرزها را تعریف می‌کنیم. ممکن است پدر یک خانواده، مرزهای سیستم خانواده‌ی خود را، چاردیواری خانه تعیین کند و به فرزندان خود هم بیاموزد که آنچه بیرون از این خانه می‌بینید محیط است و چنین شود که فرزندان، وقتی زباله‌ها را از خانه بیرون بردند، احساس می‌کنند «مشکل زباله‌ها، در سیستم خانواده حل شده است».(در انگلیس کره زمین را در مقابل جشمان دانش آموز قرار داده و می گویند این کره زمین وطن ماست و ما در اینجا زندگی می کنیم و...)

چنین است که شاید در برخی مجتمع‌ها دیده باشید که ساکنان برای تزیینات خانه‌ی خود، بی حد و حصر هزینه می‌کنند اما برای گلکاری حیاط، حاضر به پرداخت کمترین هزینه نیستند.خانواده‌ی دیگری را هم ممکن است بیابید که مرزهای سیستم خود را مرزهای استان خود بداند و یا مرزهای سیاسی کشور خود یا کره‌ی زمین یا …

سیستم آموزش و پرورش در یک کشور: اجزای این سیستم می‌توانند «مدارس»، «رسانه‌ها»، «خانواده»، «مذهب»، «سنت» و … باشند. این اجزا نیز با یکدیگر در ارتباط هستند و از یکدیگر تاثیر می‌پذیرند.

مجدداً در این حوزه نیز می‌توان راجع به باز بودن و بسته بودن سیستم آموزش و پرورش فکر کرد و نظر داد. طبیعی است که به وجود آمدن ابزارهای نوین ارتباطی نظیر اینترنت، خواسته یا ناخواسته، مرزهای سیستم آموزش و پرورش را در کشورهای مختلف جهان توسعه داده است. به عبارت دیگر، این روزها با محدود کردن نگاه مان به «مرزهای سیستم آموزش و پرورش»، احتمالاً مسئله‌ی آموزش را به شکل نادرست یا ناقصی تحلیل خواهیم کرد.

سیستم بدن انسان: بدن انسان هم یک سیستم است که از اعضای مختلفی تشکیل شده و همه‌ی آنها با یکدیگر در تعامل هستند و روی یکدیگر تاثیر می‌گذارند. مرزهای این سیستم کاملاً مشخص است و تصور آن برای ما چندان دشوار نیست.

تفکر سیستمی:  بعضی سیستم ها با دنیای اطراف خود در ارتباط هستند و یک سیستم باز را شکل می‌دهند. در حالی که ممکن است سیستم هایی را ببینیم که بسته هستند و هیچ رابطه‌ای با دنیای اطراف خود ندارند.سیستم بسته هستند.

نظام آموزشی(Educational system):یک مجموعه  پیچیده است که در آن اجزا ئ متشکله و زیر نظام ها به گونه ای سازمان یافته است تا در اثر تعامل مداوم هدف های از پیش تعیین شده را تحقق بخشد اما امکان دارد که هدف های نظام تحقق نیابند.نظام آموزشی نظامی پویا و پیوسته در حال تحول. در این نظام،اولا انسان نه تنها ماده اولیه محسوب می شود ثانیااستفاده کنند از محصول این نظام و مجری فعالیت های آن نیز می باشد. بنابر این نظام آموزشی با پویایی خود می تواند در آرمان های افراد،انتظارات گروه ها و نهاد های اجتماعی نیز تحول ایجاد نماید.

برنامه ریزی برای کدام نظام آموزشی؟دنیا گرایی بشر امروز کار جهان رابه سمتی سوق داده که اقتصاد بر سایر وجوه حیات انسانی غلبه یافته است. در تفکر امروزی غرب که متأسفانه مقبولیتی عام یافته و در پهنه‌ی زمین اشاعه پیدا کرده است بشر را صرفاً از دریچه‌ی نیازهای مادی و دنیایی‌اش مورد مداقه و بررسی قرار می‌دهند. مهم‌ترین‌فاجعه‌ای که در این نحوه‌ی بررسی اتفاق می‌افتد این است که ماهیت حقیقی و فطرت الهی بشر مورد غفلت قرار می‌گیرد و انسان در مجموعه‌ای از غرایز حیوانی خلاصه می‌شود و وقتی این چنین شد، لاجرم دیگر تکامل و تعالی انسان در بازگشتن به فطرت الهی‌اش نیست، در تأمین هر چه بهتر و بیشتر نیازهای مادی و غریزی اوست.با این مقدمه‌ی مختصر کاملاً روشن می‌شود که چرا برای بشر امروز توسعه‌ی اقتصادی جایگزین تکامل روحی شده است؟ لفظ «توسعه» در فرهنگ جدید بشر به معنای تکامل استعمال می‌شود و اصلاً این سؤال به ذهن کسی خطور نمی‌کند که: «از کجا معلوم است که تکامل و تعالی انسان حتما در توسعه‌ی اقتصادی باشد؟»آیا شما تا به حال در مقالاتی که راجع به توسعه خوانده‌اید به این پرسش یا پرسشی شبیه به این برخورده‌اید؟ لزوم توسعه‌ی اقتصادی، آن‌هم به شیوه‌هایی که امروز مرسوم است، آنچنان مطلق انگاشته می‌شود که گویی هیچ جای تردیدی در آن وجود ندارد. علت این امر این است که در ذهن بشر امروز توسعه و تکامل مفهومی مشترک یافته‌اند و در لزوم تکامل و تعالی هم که کوچک‌ترین تردیدی روا نیست.در معتقدات دینی ما از آنجا که برای روح مجرد و فطرت الهی قائل به اصالت شده‌اند، توسعه و تکامل به یک معنا نیستند. برای ما تکامل و تعالی در رجعت به فطرت الهی یا بازگشت به بهشتی است که از آن هبوط کرده‌ایم ـ بهشت اعتدال ـ و با این ترتیب معلوم نیست که توسعه‌ی اقتصادی، آن‌هم با روش‌هایی که امروزه مرسوم است، در جهت تکامل روحی و بازگشت بشر به فطرت الهی‌اش باشد. بنابراین، برای ما جای این پرسش که در صدر کلام آمد وجود دارد که: «از کجا معلوم است که تکامل و تعالی انسان حتماً در توسعه‌ی اقتصادی باشد؟»

از آنجا که لزوم توسعه‌ی اقتصادی با روش‌های معمول امر مطلقی انگاشته می‌شود، همه‌ی نظامات اجتماعی و نهادهای حکومتی بر همین محور تشکل یافته‌اند و این یکی از بارزترین جلوه‌های غلبه‌ی اقتصاد بر سایر وجوه حیات بشری است. «دیکتاتوری اقتصاد» عبارتی است که شوماخر، نویسنده‌ی کتاب «کوچک زیباست» برای این غلبه یافته بود و ما هم این عبارت را در بعضی از قسمت‌های این جزوه به‌کار بردیم؛ اقتصاد دیکتاتور بلامنازع دنیای امروز است هم اوست که به نظامات و معاملات و مناسبات اجتماعی شکل داده و آنها را بر محور نیازهای خود معنا کرده است و دقت در این امر لازمه‌ی ادامه‌ی بحث ماست.در یکی از کتاب‌های بسیار خوبی که در زمینه‌ی شناخت امپریالیسم نگاشته شده می‌خوانیم: بافت اقتصادی نوین و مقتضیات جدید دولت هائی را مطلوب بورژوازی و یا به تعبیر دیگر، سرمایه‌داری، نمود که بتواند با قدرت بیشتر و هماهنگ با منافع و سودهای حاصله از سوی ثروتمندان انجام وظیفه نماید... اما مهم‌ترین تغییر در ساخت دولت، ادغام کامل سرمایه‌داری با قوای مجریه و یا بهتر بگوئیم، تشکیل هیئت‌های دولت از سوی سرمایه‌داران ذی نفوذ است.نمونه بارز این امر در آمریکا، آخرین کانون عمده امپریالیسم تاریخی بخوبی به چشم میخورد. «جان جی» یکی از نویسندگان قانون اساسی نیویورک و اولین رئیس دیوان عالی ایالات متحده در اولین روزهای تشکیل جمهوری در امریکا به صراحت اعلام داشت که «حکومت باید در دست کسانی باشد که سرمایه‌های کشور در دست آنهاست». ...در زمان «آیزنهاور» هیئت دولت از سوی مطبوعات «جلسه مشاوره‌ی هیئت مدیره صاحبان سهام» لقب یافته بود.این حقیقت را نباید به عنوان یکی از استثنائات موجود تلقی کرد و آن را فقط به نظام حکومتی آمریکا باز گرداند. در پهنه‌ی کره‌ی زمین (به استثنای ایران) همه جا این سرمایه‌داری، یا بهتر بگویم حاکمیت سرمایه است که حیات اجتماعی بشر را شکل داده است. نظام حکومتی روسیه‌ی شوروی نیز از جلوه‌های امپریالیسم است؛ منتهای امر در روسیه سرمایه‌ها در اختیار دولتی است که خود را وابسته به پرولتاریا می‌داند. تمدن امروز تمدنی زاییده از سرمایه‌داری است و نباید توقع داشت که در هیچ گوشه‌ای از دنیا وضع بر خلاف آنچه می‌بینیم باشد.نظام‌های اجتماعی امروز همگی برآمده از غلبه‌ی اقتصاد بر سایر وجوه حیات بشری است.برای تحقیق در صحت این مدعا کافی است که همه‌ی نظامات اجتماعی را در ذهن مرور کنید؛ سیستم‌های حکومتی، نهادهای وابسته به دولت، تأسیسات خصوصی، بازارها، کارخانه‌ها و بانک‌ها و... تنها نقاطی که جای تردید باقی می‌گذارند نظام‌های آموزشی و درمانی است؛ مدارس و دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها. درباره‌ی نظام آموزشی باید گفت که متأسفانه نظام آموزشی این تمدن نیز جلوه‌ای از دیکتاتوری اقتصاد یا حاکمیت سرمایه است.

 «معنای آموزش وپرورش چیست؟»

ما همواره بر مبنای معتقدات اسلامی خویش آموزش را مترادف با تعلیم، و پرورش را مترادف با تربیت می‌گیریم و اینچنین، از «آموزش و پرورش» همان مفهومی را اخذ می‌کنیم که در «تعلیم و تربیت» نهفته است. تعلیم و تربیت از کلماتی هستند که در متون قدیمی ما با مبنای قرآنی و روایی مورد استفاده قرار گرفته‌اند و آموزش و پرورش ترجمه‌ای فارسی از همین دو کلمه است. تعلیم و تربیت در متون قدیمی ما که دارای مبنایی قرآنی و روایی است غایتی تکاملی و کاملاً اخلاقی دارد و مقصود از آن  تکمیل مکارم اخلاق یعنی تخلق به اخلاق الله و اتصاف به صفات الله است. آیا غایت نظام آموزشی غربی نیز همین است؟ اگر اینچنین است، به‌کار بردن الفاظ تعلیم و تربیت درباره‌ی آن اشکالی ندارد، و اگر نه، این الفاظ مسمایی ندارند.مسلماً هدف اصلی نظام آموزشی امروز این نیست، و البته هیچ کسی ما را از اینکه الفاظ را با معانی جدیدی به‌کار ببریم منع نکرده و این کار به دفعات در زبان مصطلح ما رخ داده است. ما اکنون در زبان رایج خویش هیچ یک از الفاظ علم، عقل، اراده، تحقیق، بحث، سیاست، ملت، دولت و... را به معنای حقیقی آن به‌کار نمی‌بریم. بشر همواره الفاظ را با معنای مصطلح روز استعمال می‌کند و فی‌المثل کسی بر مبنای دیکشنرهای چهارصد سال پیش حرف نمی‌زند. اشکال کار نیز در همین جاست ، پس که اگر ما مدعی رجعت به مبانی قرآنی و روایی هستیم ـ و به همین دلیل نیز در دنیا ما را بنیادگرا می‌خوانند ـ باید رفته رفته الفاظ را با معانی قرآنی آن استعمال کنیم، نه با معانی مخدوش و مصطلح. زبان رایجِ جامعه‌ی اسلامی لاجرم باید بر زبان قرآن و روایت انطباق پیدا کند و این کار بلاشک در آینده‌ی اجتماع ما رخ خواهد داد.

آموزش و پرورش چیست ؟ چه می کند ؟ ار آن چه انتظار داریم ؟ و ..

برای پاسخ به این سوالها ، در فلسفه ها و مکتبها و نظامهای مختلف ، پاسخهای گوناگون و متفاوتی پیدا می کنیم . بعضی ها تکیه بر نیازهای پرورشی فرد می کنند ، بعضی دیگر هدفهای اجتماعی را مقدم و اصل می شمارند ، برخی به جنبه آموزشی می پردازند و ..درمیان همه این گرایشها ما بدنبال روشن ساختن دامنه فعالیت و اهمیت و ضرورت حیاتی آموزش و پرورش هستیم .

آموزش و پرورش فعالیتی است مداوم ، جامع ، و برای همه ، برای رشد و تکامل انسان ، غنای فرهنگ ، وتعالی جامعه .

مداوم : به مفهوم زگهواره تا گور ، یعنی در طول زندگی . انسان از بدو تولد تا واپسین دم زندگی می آموزد ، بلوغ پیدا می کند ، و کاملتر می شود . به عبارت دیگر ، آموزش و پرورش مختص دوره و زمان خاصی نیست ، یعنی محدوده زمانی ندارد .

جامع : به مفهوم در برگرفتن تمام نیازهای رسیدن به کمال فردی و جمعی . جامعیت به نیازهای آموزشی و پرورشی نه از یک بعد بلکه از ابعاد گوناگون می نگرد . هم به آموزشهایی که برای رفاه و آسایش مادی است توجه می کند ، هم پرورش ارزشها ، بینشها ، منشها و دانشهایی که بشر را به سوی عدالت و امنیت اجتماعی و خلاقیت و غنای معنوی و فرهنگی رهنمون شود ، می پردازد . به عبارت دیگر هدفش انسان کامل است نه انسان تک بعدی و انسان متخصص ، یعنی محدوده معرفتی ندارد .

همه : به مفهوم فرد فرد و اجتماع . به عبارت دیگر آموزش و پرورش مداوم و جامع ، حقی است مسلم برای تمام افراد . بنابراین نمی تواند در انحصار قرار گیرد ، چه انحصار مدرسه ای ، و چه طبقاتی ، یعنی محدوده طبقاتی و مکانی ندارد .

اگر مفهوم جامعیت آموزش و پرورش را به طور عمیق و با عمق و وسعت بیشتری بررسی کنیم ، می بینیم که آموزش وپرورش باید به نیازهای فردی ، اجتماعی ، اقتصادی  و فرهنگی بشر بپردازد .

 این نیازها را ابعاد چهار گانه آموزش و پرورش نیز نامیده اند .

1 – نیازهای فردی : به مفهوم پرورش توانیها ، بینشها ، خلاقیت ، خود آگاهی و خویشتن یابی .

2 – نیازهای اجتماعی  : به مفهوم پرورش دگر آگاهی ، تعاون و اشتراک مساعی برای ساختن محیط اجتماعی زیست .

3 – نیازهای اقتصادی : به مفهوم پرورش کارایی و بهره وری نیروی انسانی در تامین رفاه و آسایش زندگی و ساختن محیط مادی زیست .

4 – نیازهای فرهنگی : به مفهوم پیش راندن و گسترش مرزهای دانش و معرفت ، فن و هنر ، برای ساختن محیط فرهنگی زیست .

بدین ترتیب می بینیم که آموزش و پرورش نیازی است که هم زیر بنای جامعه است و هم غایت مقصود .

آموزش وپرورش و توسعه اقتصادی

مطالعات بین المللی نشان داده است که بین رشد اقتصادی و توسعه آموزش وپرورش رابطه مستقیمی وجود دارد . سطح آموزش وپرورش در کشورهای غنی و به اصطلاح  پیشرفته بالاست و در کشورهای فقیر و به اصطلاح کم توسعه پایین .یک سوال !آیا بالا بودن سطح آموزش وپرورش موجب رشد و توسعه اقتصاد می شود یا رشد اقتصادی و استغنای مادی است که موجبات توسعه فرهنگ و آموزش وپرورش را فراهم می سازد ؟

چرا در آموزش و پرورش باید برنامه ریزی کرد؟

محدودیت منابع و امکانات و افزایش تقاضا

 با یک حساب سرانگشتی می توان فهمید که برنامه ریزی صحیحی در آموزش و پرورش صورت نگرفته و صرفاً یک گسترش کمی صورت گرفته چون که در آموزش و پرورش متاسفانه بیشترین تاکید بر جنبه اقتصادی او بوده تا جنبه اجتماعی و بر این جنبه تاکید نشده است. در حالی که مهمترین بخش در آموزش و پرورش می باشد. البته در بخش اقتصادی هم متاسفانه توزیع عادلانه بودجه صورت نپذیرفته مثلاً عدم توزیع عادلانه در بین مناطق (شهر و روستا) مقاطع (ابتدایی- راهنمایی و دبیرستان) و رشته ها (تجربی- علوم انسانی و ...)

برنامه ریزی آموزش و پرورش:- ابعاد کمی-ابعاد کیفی

 1- ابعاد کمی:به مسائلی همچون تعداد افراد مورد نیاز در سطح مختلف دانش، مهارت و تخصص برای بخش های مختلف تولید و خدمات، همچنین تعداد افراد لازم التعلیم و تعداد مدیر و کارکنان آموزشی و مدارس، تجهیزات و وسایل آموزشی که جنبه مقداری و شمارشی دارد می پردازد.

 2- ابعاد کیفی:که به محتوای آموزش و پرورش و چگونگی انجام آن سر و کار دارد و لذا با مسائلی از قبیل فلسفه آموزش و پرورش، آرمان ها، مقاصد، اهداف، مواد درسی و ارتباطات در آموزش و پرورش می پردازد. قبلاً در آموزش و پرورش برنامه ریزی ها تک بعدی بود و فقط هدف های کمی و مقداری اصل و اساس بود ولی به تدریج پای مسائل کیفی نیز که جان و روح آموزش و پرورش هستند به میان کشیده شد .

 لذا دو نوع برنامه ریزی در آموزش و پرورش قابل شناسایی است.

 1- برنامه ریزی کمی که مبنای ریاضی دارد:به آگاهی و آمادگی در زمینه¬های آمار و کاربرد آن در اقتصاد، جامعه شناسی، جمعیت شناسی و تعلیم و تربیت دارد.

2- برنامه ریزی کیفی : مبنای فلسفی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی دارد:به آگاهی و آمادگی در زمینه علوم، اجتماعی، انسانی و سیاسی نیاز دارد.

 عوامل موافق برنامه ریزی:

الف- عوامل ایدئولوژیک یک موافق:

-        آموزش و پرورش امری حیاتی است و لذا نمی توان آن را به پیشامدهای منوط دانست.

-        برابری فرصت های مساوی برای آموزش و پرورش همه مردم و برقراری عدالت اجتماعی نیاز به برنامه ریزی دارد.

ب- عوامل اداری و فنی:

-        فعالیت ها را در راستای تحقق اهداف هماهنگ می سازد.

-        متضمن داشتن هدف و بسیج نیروها در جهت رسیدن به هدف است.

-        متضمن افزایش بازده کار و سرمایه است.

-        از اتلاف نیرو و بودجه جلوگیری می شود و همچنین خودرأی بودن مدیر کاسته می شود.

 عوامل مخالف برنامه ریزی:

الف- عوامل ایدئولوژیک مخالف:

-        چون برنامه ریزی در قید کردن، شکل دادن، محدود کردن و حتی انحصاری کردن آموزش و پرورش است لذا مشکل دارد.

ب- عوامل اداری و فنی:

-        نقش مدل های برنامه ریزی (مدل ها تکامل پیدا نکردند)

-        کمبود و نقص اطلاعات آمار (چون محاسبات اطلاعات با آمار دقیق صورت نگرفته)

-        مشکلات پیش بینی آینده (باتوجه به پویا بودن جامعه و تغییر نیازهای محیط و تغییر در امکانات و منابع)

-        تعویض مدیریت (رکن مهم برنامه ریزی مداومت و پیگیری است)

-        اشتباهات برنامه ریز (عدم تخصص – تمایلات شخصی)

-        غلط بودن مفروضات (کار به کاردان باید سپرده شود ولی هیچ وقت نمی توان امید داشت که این اتفاق همیشگی رخ دهد)

 اصل پیتر : تمام کارکنان در نهایت بی لیاقتی و بی درایتی خود در سازمان ارتقاء می یابند.واکسن ضد اصل پیتر: آموزش بدو خدمت

ساختار محتوایی برنامه :

الف) هماهنگی با موضوع مورد هدف (رعایت سن ، رعایت جنس)ب) به روز شدن  ج) قابلیت نقد : تعریف ، ویژگی ، محسنات

v     تعریف نقد : شناسایی  ،  طرح مشکل(محاسن، نواقص)  ،  طرح راه حل  ،  طرح اجرای راه حل جدید

v     ویژگی نقد : باید دقیق باشد،کارشناسی شده باشد ،پدیده زمان رعایت شود،به روز و همراه با ساختار محیط سازمانی و اجتماعی و ...باشد

v     محسنات نقد : راه توسعه را نشان می دهد  ،  استحکام برنامه ها را به همراه دارد  ،  هزینه کم و تسریع را شامل می شود

  جهت پرداختن به نقد و نقد کردن رعایت شرایط ذیل را باید رعایت کرد :

1. تخصص اصل و پایه است.2. نقد کردن با توجه به شرایط زمان ، مکان و امکان قابل انجام است.

اصل: شناساندن طوری که گوینده و شنونده درک واحد از آن داشته باشد. اگر توصیفی باشد ساده است ولی عمق ندارد.

تعریف تعریف: شناساندن یک امری یا چیزی و یا پدیده ای به طوری که هم شنونده و هم گوینده یک درک واحد از آن پیدا کند.  (توصیفی باشد ،تجویزی باشد،تحلیلی باشد)

تعريف برنامه :

- برنامه عبارت است از تعيين هدف کوتاه مدت و راه رسيدن به آن

- برنامه عبارت است از تعهد براي انجام يک سري عمليات به منظور تحقق هدف

ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ  :ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻋﺒﺎرﺗﺴﺖ ازﻧﻘﺸﮥ ﮐﻠﯽ ﻋﻤﻞ •

برنامه(plan): مدرک یا سندی است شامل مجموعه ای از ارقام مربوط به هم که مطلوبترین توسعه را در طول یک دوره معین در آینده پیش بینی می کند(تقی پور ظهیر،۱۳۹۰)برنامه بیان مستند آن چیزی است که در آینده می خواهیم به آن دست یابیم به عبارت دیگر. برنامه محصول فرآیند برنامه ریزی است.

تعریف برنامه در تعریف ساده برنامه می توان گفت؛ انجام دادن کارهایی که قبلاً نوشته شده است. بر اساس این تعریف، اصالت نامه بر نوشتن است.

  برنامه ریزی:

1-  فراگردی درونگر برای  جهت دادن منطقی به فعالیتهای جمعی برنامه.

2- برنامه ریزی یعنی نقشه کشیدن برای آینده وپیش بینی راه دستیابی  به آن .

3-  برنامه ریزی راهی  برای هدایت حساب شده فعالیتهای انسان .

4- سازماندهی فعالیتها ی لازم برای رسیدن به هدفهای مورد نظر  برنامه ریزی یعنی آدرس مقصد.

 5-  طرح تدابیر ی که  بتوان به بهترین صورت از منابع موجود برای نیل به هدفهای مطلوب استفاده کرد .

6- فراگردیست  مداوم فحساب شده  ومنطقی ، جهت دار ودرونگر به منظور ارشاد وهدایت فعالیتهای جمعی  برای رسیدن به هدفهای مطلوب

 ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻧﺠﺎم ﻣـﻨﻈﻢآﻧﻬﺎ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻫﺪف ﯾﺎ اﻫﺪاف ﻣﻌﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﺮدد.

برنامه ريزي:planningبرنامه ريزي محصول عقل ،اگاهي،اراده ،اختيار،اختيار،وتفكر آدمي است.

تعريف برنامه ريزي:

1-يعني نقشه كشيدن طرح ونقشه جهت رسيدن به هدف است.

2-برنامه ريزي يعني طرح تدابيري كه بتوان به بهترين شكل از امكانات موجودوممكن الوجودجهت رسيدن به هدف استفاده كرد.

3- برنامه ريزي يعني اتخاذ تصميماتي جهت انجام اقداماتي در آينده براي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده (جامع تر از بقيه تعاريف)

تصميم گيري اگر براساس اطلاعات درست ،تازه ،قابل دسترس ومطمئن باشدتصميم گيري راحت است.تصميم گيري اگر براساس اطلاعات درست،مطمئن وخوب نباشد تصميم گيري مشكل خواهد بود.

 برنامه ریزی(Planning): برنامه ریزی دریک تعریف ساده عبارت است ازآمادگی برای آینده.آکوف(۱۹۶۹)”برنامه ریزی را عبارت از تصور آینده ای مطلوب و وسیله عملی دستیابی به آن” عبداللهی(۱۳۹۰) برنامه ریزی را فرآیند پیش بینی و جهت دهی به منابع انسانی،مالی ومادی به منظور آمادگی و رسیدن به اهداف مشخصی در آینده است.

تعاريف  دیگر برنامه ريزي براي برنامه ريزي تعاريف متعددي ارائه شده است در ذيل چند مورد از اين تعاريف ارائه شده است :

1- برنامه ريزي عبارت است از تصميم گيري در مورد اينکه چه کارهايي بايد انجام گيرد

2- برنامه ريزي عبارتست از تعيين هدف و يافتن يا پيش بيني کردن راه تحقق آن

3- برنامه ريزي عبارتست تصور و طراحي وضعيت مطلوب در آينده و يافتن و پيش بيني کردن راهها و وسايلي که رسيدن به آن را فراهم کند.

تعريف نسبتاً جامع‌ديگري از سيريل هودسن :برنامه ريزي يعني ارائه طريق بر عمليات آينده که متضمن نتايج معين با هزينه مشخص و دوره زماني معلوم است.

مفهوم برنامه  برنامه از حرف اضافه بر و کلمه نامه تشکیل شده است. مفهوم نامه به چیزی اطلاق می شود که قبلاً ثبت یا نوشته شده است. به عبارت دیگر نامه چیزی نوشته شده و مکتوب را به ذهن متبادر می کند. بنابراین مفهوم کلی نامه یعنی توجه به نوشته ها و مکتوبات.

تفاوت نوشتن و گفتنگفتن ها یا گفته ها فراموش می شوند، نقض می شوند، تکذیب می شوند و تغییر می یابند.

بر گفته ها اعتبار چندانی وجود ندارد، حتی به نسبت زمان، محتوای گفته ها تغییر ماهوی پیدا می کنند و تشخیص دقیق منظور گوینده بسیار دشوار است. این ویژگی برای نوشته ها هم وجود دارد ولی به نسبت کلام و گفته ها، خیلی محدود خواهد بود. بر این اساس نوشته اصالت زیادی داشته و اعتبار آن در زمان و مکان، ماندگاری بیشتری دارد.

مفهوم برنامه ریزی:برنامه ریزی واژه ای مرکب از برنامه و ازمصدر ریختن است. برنامه ریختن هم در تلفظ آسان نیست و هم اینکه ازآن استفاده نشده است. به جای برنامه ریختن از واژه برنامه ریزی که آسانی تلفظ دارد، استفاده شده است. بنابراین در مفهوم کلی، برنامه ریزی به کاری اطلاق می شود که افراد برای اموری خاص و برای رسیدن به هدفی مشخص، اقدام به طرح سازی می نمایند. این طرح که در آن زمان، مکان، امکانات و منابع در آن دیده شده است، برنامه ریزی گفته می شود.