الگوي راهنمايي به عنوان مجموعه خدمات :(1)

اين الگو رايج ترين شكل راهنمايي در مدارس امريكا است كه در سال 1962 ميلادي توسط هويت(2) به منظور حفظ وضع موجود و ايستادگي در برابر تغيير وظايف مشاوران و معلمان ، كه از طرف مسئولان پيشنهاد شده بود ، بوجود آمد. پيشنهاد اين بود كه مشاوران بايد بيشتر به مشاوره بپردازند  كلمه راهنمايي حذف شود ، كارورزي مشاوره براي مشاور شدن اجباري باشد ، نقش و وظايف مشاوران دقيقاً تعيين گردد ، و گذراندن دوره تربيت معلم و داشتن سوابق تدريس ، تنها پيش نياز مشاور شدن محسوب نشود. هويت ضمن مخالفت با پيشنهادات فوق ، اعتقاد داشت كه كلمه راهنمايي بايد همچنان باقي بماند زيرا همه مسئولان و كاركنان مدرسه و نه فقط مشاوران مدرسه  وظيفه راهنمايي را بر عهده دارند و مسئوليت اصلي ، و نه انحصاري ، برنامه راهنمايي با مشاور است ، و مشاور بايد با معلم همكاري نزديكي داشته باشد. به نظر هويت ، مشاوران زماني در كارشان موفق خواهند بود كه اهداف آنان با اهداف آموزش و پرورش هماهنگ و متحد باشد . بدين لحاظ مشاوران بايد خود را مربي بدانند و چه بهتر كه گواهينامه تدريس هم داشته باشند ، تا مورد قبول معلمان و مديران قرار بگيرند . به اعتقاد وي مشاوران مدرسه بايد فعاليتهاي خود را بر سه محور زير متمركز سازند:

1ـ تخصيص نيمي از وقت خود به برقراري ارتباط مستقيم با دانش آموزان .

2ـ صرف يك سوم وقت به برقراري رابطه با كسانيكه به نوعي در انجام جريان پيچيده راهنمايي نقش بسزايي دارند.

3ـ و يك ششم وقت خود را صرف جمع آوري ، بررسي ، تعبير، و تفسير اطلاعاتي بكنند كه براي راهنمايي دانش آموزان ضرورت دارد.

بر اساس اين ديدگاه مشاور مدرسه بايد معلومات و مهارتهاي زير را  حائز باشد :

آگاهي از روشهاي ارزيابي رفتار و اختلالات رفتاري ، اطلاعات تحصيلي و شغلي ، فنون و روشهاي مشاوره ، اطلاع از نحوه ارجاع مراجعان نيازمند نزد موسسات و افراد متعدد براي دريافت كمك  روشهاي راهنمايي گروهي ، اطلاع از روشهاي بررسي و انجام تحقيقات محلي براي شناخت نيازهاي دانش آموزان و آگاهي از امكانات موجود به منظور كمك به مراجعان.

اين الگو مسئوليت تاميني بهداشت رواني دانش آموزان را صرفاً وظيفه مشاورين نمي داند ، بلكه تمام كساني را كه در مدرسه كار مي كنند، عهده دار انجام اين وظيفه مهم مي پندارد و همچنين روابط ياري دهنده به مشاور محدود نمي شود . اين الگو گر چه توسط  معلمان و مديران به سادگي درك و پذيرفته ميشود ولي در عين حال داراي اشكالاتي نيز مي باشد . يكي از اشكالات اين الگو اين است كه مردم چنين مي انگارند كه راهنمايي به معني پند و اندرز و كنترل اعمال0 آنان است ، ديگري آنكه ارزيابي نتايج كار در صورتي كه اهداف مشاور با هدفهاي آموزش و پرورش يكسان تلقي شود بسيار كار مشكلي است. سوم آنكه به مشاوره اهميت چنداني داده نمي شود و در عوض ، اجراي آزمونها و ارائه اطلاعات مورد توجه قرار مي گيرد و نهايتاً اينكه اين الگو فاقد مبناي نظري است .



(1) – Guidance As a cinstellation of servises

(2) - Hoyt

الگوي راهنمايي به عنوان يك نظام انتخابي : (1)

 

در الگوي راهنمايي به عنوان يك نظام انتخابي ، نظرات و روشهاي متعدد با توجه به اقتضاء موقعيت از منابع يا نظامهاي مختلف انتخاب و اجرا ميگردد . اين الگو موسس خاصي ندارد ولي شيوه هاي اجرائي آن در نوشته هاي استرنگ (2)  اريكسون (3)  فروشليچ (4)  دارلي (5)  و تورن (6)  بخوبي مشهود مي باشد . اين الگو نيز همانند الگوي باليني بيشتر يك روش مشاوره است تا راهنمايي و در آن از روانشناسي باليني ، جامعه شناسي ، و نظريه هاي شخصيت    استفاده ميگردد .

استرينگ در آثار خود در سال (1932) راهنمايي را فعاليتي سازنده و مثبت ميداند او معتقد است كه فرد شناسي ، شناخت فرصتهاي تربيتي و كمك به تصميم گيري مناسب از طريق انجام مشاوره و كارهاي گروهي بايد مورد توجه خاصي قرار گيرد . تاكيد زياد در اين الگو بر آن است كه فرد براي خودشناسي و حل مشكلات به كمكهاي تربيتي و كسب اطلاعات درباره موقعيتهاي اجتماعي و خصوصيات شخصيتي خود (نياز مبرم) دارد. در غير اين صورت ، ناگزير خواهد بود براي حل مشكلات به شيوه آزمايش و خطا كه بسيار وقت گير است متوسل شود. مشاوري كه از اين روش تبعيت مي كند در كارش فلسفه و هدف مشخصي دارد. و هماهنگ با آن از فنون و روشهاي مناسب بطور سنجيده و مستدل بهره ميگيرد.

مشاور در اجراي اين الگو آزادي عمل دارد و با توجه به مشكل و علايق مراجع خود مي تواند مناسب ترين روش را انتخاب و اجرا كند. از اين رو ، تشخيص مشكل به منظور مناسب ترين روش كار در اينجا در اينجا ، نقش اصلي را ايفا مي كند . عده اي به غلط تصور مي كنند كه اين الگو ديدگاه زيربنايي مشخصي ندارد، در حاليكه به عقيده طرفداران اين الگو استفاده از يك روش براي حل مشكل همه انسانها شيوه درستي نيست و مشاور در صورت بهره گيري از مجموعه روشها ميتواند در رفع مشكلات و كمك به افراد اقدام كند و مي گويد تعيين ضوابط عمل و ملاكهاي انتخاب روش درست براي مشاور مشكل است و به دانش وسيع و تجربه طولاني نياز دارد.



(1) Guidance as an eclectic system

(2) - Strang

(3) Erickson

(4) Frochlic

(5) - Darley

(6) - Thorne

الگوي راهنمايي بعنوان يك جريان باليني :(1)

 

الگوي راهنمايي به عنوان يك جريان باليني ، اول بار توسط ويتلس (2)  پاترسن ويليامسون مطرح شده است اين الگو، نبايد صرفاً يك مدل راهنمايي تلقي شود زيرا بلكه مستقيماً با يكي از خدمات راهنمايي ، يعني مشاوره ، ارتباط دارد پيدايش آزمونهاي رواني و نياز به سنجش و اندازه گيري  در راهنمايي كه مورد توجه روانشناسان كاربردي بود در ظهور و گسترش الگوي باليني نقش بسزايي داشت .پيروان اين الگو با عدول از ارزشهاي سنتي ، در صدد يافتن فنوني برآمدند كه بدان وسيله بتوانند تحليل جامعي از فرد به عمل آورند و جريان راهنمايي را تابع نظم خاصي يعني تحليل  تركيب ، تشخيص ، پيش بيني ، مشاوره و پيشگيري بكنند . از طريق اين الگو ، متخصص با استفاده از نتايج آزمونهاي رواني و شيوه هاي باليني مي كوشد مراجع  و مشكل او را بهتر و دقيق تر بشناسد در اينجا مشاور براي مراجع تصميم نمي گيرد، بلكه با ارائه اطلاعات و فراهم كردن موقعيتي مناسب به مراجع امكان ميدهد، تا بينش بيشتري درباره علل مشكل خود بدست آورد و مناسب ترين راه حل را با توجه به امكانات برگزيند.

اين الگو بر حل مساله و كاربرد شيوه هاي عيني براي جمع آوري اطلاعات تاكيد ميكند و در حل مشكلات دانش آموزان به عنوان يك وسيله راهنمايي كاربرد زيادي دارد و اهميت كار مشاوران را در حل مشكلات مراجعان مشخص مي سازد. اشكال اين الگو در آن است كه به علت مستقيم بودن روش كار ، بار مسئوليت به مقدار زيادي بر عهده مشاور است و بر كاربرد فنون زيادي تاكيد ميشود و خود فرد به اندازه كافي مورد توجه قرار نمي گيرد و در نتيجه شايد باعث شود كه فرد مشكلش را از خود جدا بداند.

 

 

 



(1) ) Guidance As a clinical Process

(2) - Vitels

الگوي راهنمايي به عنوان تصميم گيري:(1)

 

از كساني كه اول بار اين موضوع را به عنوان تصميم گيري مطرح كردند مي توان جونز(2) وميرز (3)را نام برد . ميدانيم كه در آغاز ، كار راهنمايي متوجه جنبه شغلي بود ولي به تدريج معلوم گرديد كه راهنمايي نبايد به مورد خاصي محدود شود زيرا نيازهاي انسان در يكديگر تداخل دارند و راهنمايي بايد فرد را در اتخاذ تصميم عاقلانه در تمام زمينه هاي زندگي خصوصاً جنبه هاي تحصيلي و شغلي ياري دهد. به نظر پيشگامان و بنيانگذاران اين الگو ، راهنمايي زماني ضرورت مي يابد كه فرد در تصميم گيريها ، تفسيرها  ، يا كسب سازگاري در مواقع بحراني نيازمند كمك باشد. راهنمايي كمكي است كه به انتخابها و سازگاريهاي معقول و نهايتاً حل مشكلات در موقعيتهاي حساس مي انجامد و همچنين باعث تداوم رشد و نيل به خود و رهبري ميگردد . راهنمايي صرفاً با تصميم گيري كه از تعامل ويژگيهاي جسمي و رواني  و ارزشهاي  فرد با محيط حاصل ميشود سرو كار دارد ، در جريان راهنمايي مطالعه ارزشها اولويت دارد و مشاور به دفاع يا رد ارزشهاي مراجع نمي پردازد بلكه به بررسي آنها اقدام مي كند.

طرفداران اين الگو با اعتقاد به وجود تفاوتهاي فردي در زمينه استعدادها و رغبتها ، راهنمايي جوانان براي انتخاب و تصميم گيري را امري ضروري و اجتناب ناپذير مي انگارند . در عين حال از ارائه هر گونه پند و اندرزي خودداري كرده و شيوه اي را پيش ميگيرند كه نهايتاً به خود، رهبري فرد بينجامد. در اين مدل ، انسان موجودي است كه قدرت انتخاب و تصميم گيري دارد، گر چه برخي انسانها به دلايل گوناگوني تمايلي به تصميم گيري ندارند ، با قبول اين الگو راهنمايي فقط در موارد بحراني ضرورت مي يابد در حاليكه راهنمايي فرد در تمام لحظات زندگي اجتناب ناپذير است.



(1) –Strang      

(2) ­­­­- Jones

(3) Myers

الگوي پارسوني :(2)

 

فرانك پارسونز پدر راهنمايي شغلي ، براي اولين بار در سال 1906 يا 1908 ميلادي اصطلاح          " راهنمايي شغلي " را بكار بست . او راهنمايي را با اشتغال كه ضرورتي فردي و اجتماعي است آغاز كرد و مركز راهنمايي شغلي را در بُستُن بوجود آورد . نهضت بشر دوستانه ، اشتياق كمك به بيكاران ، پذيرش ديدگاههاي روانكاوي و توجه عميق به مسايل تربيتي عقب ماندگان ذهني موجبات پذيرش و گسترش افكار پارسونز در آمريكا را فراهم گرديد. وي در كتاب انتخاب يك شغل عقايدش را مطرح كرده است به نظر او براي انتخاب صحيح و مناسب شغل ، توانائيها و امكانات فرد بايد با خصوصيات مشاغل منطبق باشد. بدين لحاظ در راهنمايي شغلي بايد سه فعاليت مهم زير صورت گيرد:

1ـ مشاور بايد مراجع را در تجزيه و تحليل توانائيها و رغبتها و خلق و خوي خود ياري دهد.

2ـ مشاور بايد مراجع را با خصوصيات شغلها ، فرصتهاي اشتغال ، مقررات استخدامي ، و دورنماي

     رشته هاي متعدد شغلي آشنا كند.

3- مشاور و مراجع به مقايسه و انطباق منطقي خصوصيات شخصي با ويژگيهاي شغلي مي پردازند و

     پس از تعيين رابطه بين خصوصيات فردي و ويژگيهاي شغلي ، مشاغلي به مراجع پيشنهاد

     ميگردد.

اعتقاد بر فرد شناسي در اين الگو موجب تهيه تدريجي ابزار سنجش و آزمونهاي عيني گرديد ، اين الگو با محدوديتهايي مواجه بود كه از آن جمله ميتوانيم به استفاده از آن قبل از ارزيابي كافي ، عمل بر روي جمعيتي كم و در زمان كوتاه ، نامشخص بودن محتواي درسي آموزش مشاوران ، تفكيك راهنمايي شغلي از ديگر انواع راهنمايي ، ساده جلوه دادن راهنمايي شغلي در حد ارائه اطلاعات از طريق چند بروشور يا جزوه شغلي ، و ناديده گرفتن ارزشها و انگيزه هاي فرد اشاره كرد.

 

الگوي راهنمايي مشابه با آموزش و پرورش:

الگوي راهنمايي مشابه با آموزش و پرورش اولين بار توسط بروئر (1)  يكي از اساتيد دانشگاه هاروارد مطرح گرديد در سال 1917 ميلادي با دانش آموزان دبيرستان كار ميكرد و براي آموزش مشاوران درسهايي را پيشنهاد كرد. واژه " راهنمايي تحصيلي " اولين بار توسط كلي (2)  در سال 1914 ميلادي بعنوان فعاليتي براي كمك به دانشجويان در زمينه انتخاب رشته ها و برنامه هاي درسي ارائه گرديد . از اين ديدگاه آموزش و پرورش بايد اولاً دانش آموزان را براي مشاركت در فعاليتهاي معني دار زندگي آماده سازد و ثانياً راهنمايي با آموزش و پرورش از نظر هدف ، روش ، نتايج تفاوتي ندارد و هر دو مشابه يكديگر هستند . اگر اهداف آموزش و پرورش شامل تامين سلامت جسمي و رواني  تحكيم مباني خانواده ، كمك به انتخاب شغل مناسب ، استفاده صحيح از اوقات فراغت ، رعايت حقوق ديگران و پرورش سجاياي اخلاقي باشد ، راهنمايي هم درصدد تحقق همين موارد است. راهنما كه انسان مجرب و دلسوزي است فرد را براي حل مشكلات و انجام وظايف يادگيري تجربيات جديد و نهايتاً خود رهبري آماده مي سازد.

قبلاًُ ديديم كه راهنمايي مفهوم محدودي داشت و فقط راهنمايي شغلي را در بر ميگرفت . ارائه اين مدل ، دامنه عمل راهنمايي را گسترش داد و راهنمايي فرد را در كل موقعيتهاي زندگي كه با احتياجات فرد هماهنگ باشد ضروري دانست.

در صورت اجراي اين الگوي موضوعات راهنمايي از طريق برنامه هاي آموزش روزانه در كلاسهاي گوناگون ، همچون ساير دروس ، به دانش آموزان داده ميشود. به نظر برخي متخصصان ادغام فعاليتهاي راهنمايي با جنبه هاي آموزشي و اداري مدرسه موجب ميگردد كه ارائه و ارزيابي اطلاعات به دانش آموزان بطور ناقص انجام پذيرد.

 

الگوي راهنمايي بعنوان توزيع و سازگاري :(1)

الگوي راهنمايي به عنوان توزيع و سازگاري در سال 1920 ميلادي  توسط ويليام پراكتور(2) ـ كه راهنمايي را عامل واسطه اي در كمك به دانش آموز براي مواجه با فشارهاي زندگي و مدرسه       ميدانست بوجود آمد . به نظر او دانش آموزان مدارس متوسطه آمريكا براي انتخاب موضوعات درسي ، فعاليتهاي مكمل برنامه و مدارس فني و دانشكده ها به راهنمايي بيشتر نياز دارند و در سال 1930  ميلادي مفهوم " راهنمايي تحصيلي و شغلي " پذيرفته شد .

در حدود سالهاي 1925 – 1937 پراكتور مفهوم راهنمايي را از عامل واسطه اي تغيير داد و به جريان توزيع و سازگاري از راهنمايي پرداخت . از طريق توزيع و ارائه اطلاعات ، مشاور به دانش آموز كمك مي كند تا اهداف شغلي ، تحصيلي ، و اجتماعي خود را بشناسد و با فرصتهاي تحصيلي و شغلي آشنا گردد. در اين الگو ، از طريق ارائه اطلاعات زياد ، به دانش آموز كمك ميشود تا به خود شناسي وسيعي نايل آيد . در صورتيكه مراجع نتواند با توجه به اهدافش ، بين خصوصيات خويش و محيط تلفيقي بوجود آورد ، براي سازگاري به ياري و كمك مشاور نياز خواهد داشت.

راهنمايي به عنوان توزيع و سازگاري به فرد كمك مي كند تا در فعاليتهاي مكمل برنامه مدرسه  نقش فعالي ايفاء كند و اطلاعات وسيعي درباره استعدادها و رغبتهاي خود ، برنامه ها و فعاليتهاي مدرسه  و فرصتهاي تحصيلي و شغلي جامعه و نهايتاً كسب سازگاري بيشتر ، بدست آورد. اين الگو          دانش آموز را در خودشناسي و شناخت محيط و تصميم گيري درست ياري ميدهد كه براي نيل به اين اهداف ، بازنگري و تغيير مداوم در برنامه هاي آموزشي ضرورت مي يابد. محدوديت اين الگو در آنست كه اكثر دروس برنامه هاي آموزشي ، با استعدادها و اهداف دانش آموزان تناسبي ندارند. همچنين استفاده از آن محدود به زماني ميشود كه دانش  آموز مشكلي داشته باشد و سازگاري او مختل گردد .


(2) - Parsonian

(1) - Brewer

(2)keely

(1) – Guidance As Distribution And Adjustment

(2) Proctor

تعریف مشاوره

ب ـ مفهوم مشاوره :

ـ مشاوره به معناي همكاري كردن و راْْي و نظر ديگري را در انجام كاري خواستن است كه تعريف متعددي براي مشاوره وجود دارد:

1ـ رابينسون (1950) :(1) مي گويد از طريق مشاوره ، سازش مراجعه با خود و ديگران و نيز مسئوليت پذيري و بلوغ عاطفي وي افزايش مي يابد.

2- پپينسكي (1950) :(2) مي گويد از طريق مشاوره ، سازش مراجعه با خود و ديگران و نيز مسئوليت پذيري و بلوغ عاطفي وي افزايش مي يابد.

3ـ رن ( 1951) :(3) مي گويد مشاوره رابطه اي هدفدار و پوياست كه مراجع را در خود شناسي و تصميم گيري مناسب و ارضاي نيازهاي ياري ميدهد.

4- ويليامسون (1954):(4) مي گويد مشاوره يك جريان آموزشي است كه به رشد شخصيت فرد     مي انجامد.

5- مك دانيل ( 1956):(1) مشاوره را يك سلسله  تماس هاي حضوري بين مشاور و مراجع ميداند كه بدان وسيله مراجع به تفكر درباره نگرشها و طرحها و امكاناتش تشويق ميشود و روشهاي سازگاري موثر تر با خود و ديگران را ياد ميگيرد بر طبق اين نظر احترام به مراجع و تشويق او به كسب دانش و بينش جديد به منظور تغيير رفتار وي نقش بسزايي خواهد داشت.

6- گوستاد(1957):(2) مشاوره را رابطه اي آموزشي بين مراجع و مشاور تلقي مي كند كه در آن بر يادگيري تاكيد ميشود . طبق اين تعريف مشاور مي كوشد تا با بهره گيري از صلاحيتهاي علمي و تجارب شغلي خود ، مراجع را در شناخت امكانات و كسب بينش بيشتر در جهت حل مشكلاتش ياري دهد.

7- آرباكل ( 1961) :(3) مشاوره را جرياني تخصصي بين مراجع و مشاور ميداند كه بدان وسيله مراجع با كمك مشاور به بررسي و تحليل مشكل خود اقدام كرده و همچنين بر نكات ناشناخته شخصيت خود آگاهي مي يابد و بر اثر تعامل و رابطه مشاوره اي با مشاور ، به جستجوي راه حل براي مشكلاتش مي پردازد و درهاي دنياي روشن تري را بر خويشتن مي گشايد.

8- تركسلر ( 1970) :(4) معتقد است در مشاوره نبايد صرفاً به حل مشكل آني مراجع پرداخته شود  بلكه نقش اصلي و اساسي مشاوره در ايجاد و توسعه اعتماد به نفس ، استقلال ، افزايش قدرت مبارزه با مشكلات و گسترش رشد فكري مراجع است.

9- دنيك ماير ( 1972) : (5) كه يكي از پيروان روانشناسي فردي است ـ مشاوره را جرياني فعال و پويا بين مراجع و مشاور ميداند كه بدان وسيله مراجع نحوه برقراري ارتباط با ديگران را مي آموزد  اطلاعات وسيع و عميقي درباره خويشتن بدست مي آورد و پس از شناخت اهداف زندگي چگونگي رسيدن به آنها را معين ميسازد . از اين ديدگاه ، اعتقادات و نگرشها و رفتار و نهايتاً شيوه زندگي فرد از طريق مشاوره دگرگون ميشود.

10- استفلر و گرانت (1972) : (1) مشاوره را رابطه ياري دهنده اي ميدانند كه مراجع پس از شناخت خصوصيات خويش نهايتاً تصميم معقول و مناسبي را اتخاذ ميكند.

11- هكني وناي (1972) :(2)  مشاوره را يك جريان تخصصي ويژه اي قلمداد مي كنند كه بدان وسيله مراجع از طريق ارتباط با مشاور به حل مشكلش موفق ميشود.

12- شرترز و استون (1974):(3) مشاوره را يك جريان يادگيري ميدانند كه بدان وسيله مراجع مطالبي را درباره خود و مناسباتش با ديگران ياد ميگيرد.

13- پاترسون (1974) :(4) مشاوره را جرياني ميداند كه در آن وجود ارتباط بين مراجع و مشاور ضرورت دارد . مراجع معمولاً با مسئله و مشكل عاطفي مواجه است و مشاور نيز در ارائه راه حل براي مشكلات عاطفي وي تخصص دارد كه از طريق برقراري رابطه مشاوره اي مشاور به مراجع كمك ميكند تا راه حلي براي مشكلش پيدا كند. وي مشاوره را يكي از خدمات راهنمايي مي شمارد و ارائه اطلاعات صرف پند دادن و تلقين عقايد را مشاوره به حساب نمي آورد. زيرا به عقيده وي در اين موارد ارتباط مشاوره اي كه لازمه درمان است وجود ندارد و مشاور صرفاً افكار و عقايدش را براي ديگران بيان ميكند.

نكته قابل ذكر اينكه مشاوره با راهنمايي و روان درماني تفاوتهايي دارند . راهنمايي مفهوم وسيعي دارد و تمام برنامه ها و فعاليتهايي را شامل ميگردد كه براي كمك به فرد تهيه ميشوند . در حاليكه مشاوره يكي از خدمات و تكنيك هاي خاص راهنمايي و اصطلاحاً قلب آن است. راهنمايي جنبه پيشگيري و مشاوره در وهله اول بعد از درماني دارد. بدين معني كه از طريق راهنمايي از بروز مشكلات جلوگيري ميشود و مشاوره به حل مشكلات كمك مي كند و درباره تفاوت مشاوره و روان درماني نيز ميتوان گفت كه در مشاوره اولاً مسائل عاطفي  حاد كمتر مطرح ميشوند . ثانياً نگرش مثبت بيشتري نسبت به مراجع و نگراني او وجود دارد و ثالثاً مدت درمان مشكل كوتاهتر است.

با توجه به آنچه در تعاريف راهنمايي و مشاوره گفته شد براي شناخت بهتر مفهوم راهنمايي و مشاوره و آشنايي با ديدگاههاي متخصصان امر در زمانهاي گوناگون ابتدا الگوهاي راهنمايي را مورد بررسي قرار داده و بعد به نظريه هاي مشاوره خواهيم پرداخت . در اين بررسي الگوهاي راهنمايي را بطور كلي در سه گروه 1ـ ابتدايي ( پارسوني ، مشابه با آموزش و پرورش )  2ـ بعدي ( توزيع و سازگاري ، جريان باليني ، تصميم گيري ، نظام انتخابي )   3ـ الگوهاي معاصر راهنمايي (عبارتند از مجموعه خدمات ، رشدي ، دانش عملي هدفدار ، بازسازي اجتماعي ، و رشد شخصي ) جاي ميگيرند.(1)



(1) – Robinson                 

(2) – Wrenn                       

(3) – Welliamson              

(4) – Pepinsky                  

 

(1) –Mc Daniel

(2) - Gustad

(3)- Arbukle

(4) -Trexler

(5)- Dinec  Meyyer               

(1) – steffler and grunt

(2) – Hackny and Nye

(3) – Shertzer And Stone

(4) - Patterson

(1) – عبداله شفيع آبادي ، مقدمات راهنمايي و مشاوره و مفاهيم و كاربرد ها ، انشارات پيام نور، تهران ، چاپ دوم ، تابستان 1370 ، صفحات 54تا 72

ادبيات يا پايه هاي تئوريك پژوهش:

 

قبل از پرداختن به چهارچوبهاي نظري برنامه راهنمايي و مشاوره در آغاز لازم است به مفاهيم و تعاريف (1) آنها پرداخته شود چرا كه از نظر علمي و كاربردي بين دو واژه راهنمايي(2) و مشاوره(3) تفاوتهايي وجود دارد كه لازم است روشن شود

 الف ) ـ مفهوم راهنمايي:

در آغاز بهتر است بدانيم ارائه تعريفي جامع و مانع كه بتواند مورد قبول همه علماي اين رشته قرار بگيرد امكان پذير نخواهد بود و هر صاحب نظر بر اساس اعتقاد ، نگرشها و ديدگاههاي خاص خودش راهنمايي را به گونه اي تعريف ميكند. چرا كه راهنمايي به ارزشهاي راهنما بستگي داشته و در ارتباط با نگرشها و اعتقادات وي معني خاص و مشخص پيدا ميكند ، و همچنين شيوه هاي اجرائي راهنمايي براي افراد گوناگون ، حتي آنهايي كه مشكلات به ظاهر مشابهي دارد ، متفاوت است . با توجه به آنچه كه به تجربه ثابت شده ، چه بسا ارائه طريق مشخص به فردي بتواند مشكل او را حل كند ، در حاليكه استفاده از همان روش براي فرد ديگري ممكن است نه تنها مشكل او را حل نكند بلكه براي وي مسايل و ناراحتي هاي جديدي هم بوجود آورد ، دليل اين امر كاملاً روشن است چرا كه ارائه راهنمايي بطور مطلق و با شيوه اي كاملاً يكسان براي همه امكان پذير نيست.

راهنمايي به معني دلالت ، هدايت و رهبري كردن است و به عنوان يك مفهوم نظري ، كمك به فرد در زمينه مشخص و از ديدگاهي معين است و اگر راهنمايي را به عنوان يك فعاليت تربيتي در نظر بگيريم عبارت از مجموعه تلاشها و كوششهايي است كه دانش آموزان را در شناخت خويش ياري ميكند. و اگر آنرا به عنوان يك خدمت تربيتي در نظر بگيريم عبارت خواهد بود از مجموعه روشها و جريان هايي كه با ايجاد يك رابطه منطقي و درست  ياري دهنده كه در نهايت قادر است  مشكل  دانش آموزي را حل نمايد .

البته در اينجا اين سئوال در ذهن تداعي ميشود كه آيا راهنمايي مختص دانش آموز بوده و فقط توسط معلم ارائه ميشود؟ در پاسخ بايد گفت كه خير، چرا كه ابزار و وسايل متعددي از جمله خود كتابها  جداول ، سخنرانيها ، نقشه ها ، و غيره نيز ميتوانند نقش راهنما را ايفا كرده و در نهايت بينش وي را براي تصميم گيري صحيح افزايش دهند،  ولي بهتر است به تعريف ارائه شده از راهنمايي بپردازيم.

1ـ مك دانيل (1956) :(1) مي گويد راهنمايي كمك به فرد است تا بتواند فرصتهاي تحصيلي و شغلي و شخصي را بدرستي و آگاهانه تشخيص دهد و از هر موقعيت بيشترين استفاده و يا بهره ممكن را ببرد.

2ـ تركسلر (1957) (2) راهنمايي را فعاليتي ميداند كه انسان را از توانايي ها و رغبتهاي خودش آگاه ميسازد و موجب ميشود كه فرد پس از شناخت توانائيها و محدوديتهاي خود در مسير زندگي بهتر گام بردارد.

3- شرترز و استون (1974):(3) راهنمايي را تلاش پويايي ميداند كه انسان را در خود شناسي و آشنايي با محيط پيرامون ياري ميدهد.

4- پاترسون (1974) :(1) راهنمايي را كمك منظم به فرد ميداند كه بتواند توانائيها و محدوديتهاي خود را بشناسد ، رفتار و حالاتش را در موقعيتهاي گوناگون متعادل سازد، در حل مشكلاتش توفيق يابد  تصميم مناسبي در زمينه تحصيلي اتخاذ كند ، شغل مناسبي برگزيند و در نهايت در زندگي خود به حداكثر  رشد و كمال برسد.

عبداله شفيع آبادي( 1370): راهنمايي را جريان ياري دهنده اي ميداند كه از طريق يك سلسله فعاليتهاي منظم و سازمان يافته به رشد متعادل و همه جانبه انسان مي انجامد و موجبات بهره گيري از حداكثر توانائيهاي بالقوه فرد را در نظام آموزش و پرورش فراهم مي آورد . از اين ديدگاه راهنمايي و آموزش و پرورش تفكيك ناپذيرند و راهنمايي ، رشد دانش آموزان را تسريع و تسهيل ميكند.

براي روشن شدن موضوع كافي است كه ما به بررسي اجزاء اين تعريف بپردازيم كه عبارتند از:

1ـ راهنمايي يك جريان ياري دهنده است. در جريان تداوم و استمرار وجود دارد و شامل تمام مراحل زندگي فرد ميشود . پس در تمام مقاطع تحصيلي اين جريان ادامه مي يابد و خاص مقطع متوسطه نمي باشد.

2ـ راهنمايي از يك سلسله فعاليتهايي مركب است ، كه توسط خود فرد و يا افراد ديگر انجام        مي پذيرد كه اين خود نيازمند همكاري يك مجموعه است ، نه يك فرد بعنوان راهنما و مشاور يا فقط آموزش و پرورش.

3ـ فعاليتهاي راهنمايي منظم و سازمان يافته هستند. ميدانيم كه تلاشهاي نامنظم و سازمان نايافته هر چند ممكن است در مواردي موفقيت آميز باشند ولي به سادگي قابل تكرار نيستند چرا كه از اصول مشخصي تبعيت نمي كنند در صورتيكه اجزاي راهنمايي تابع نظم و سازمان خاصي بوده و معلوم است كه از كجا آغاز شود ، به چه روشي انجام و چه اهدافي را دنبال كند.

4ـ راهنمايي به رشد متعادل و همه جانبه انسان مي انجامد يعني از طريق راهنمايي در ابعاد مختلف جسمي ، ذهني ، رواني ، اجتماعي ، اخلاقي ، عاطفي و ... به فرد كمك ميشود تا خود را رشد دهد . چرا كه ابعاد وجودي انسان بر يكديگر تاثير دارند و جدا از يكديگر قابل بررسي نيستند.

5ـ راهنمايي و آموزش و پرورش از يكديگر غير قابل تفكيك هستند و استفاده از راهنمايي    آموزش و پرورش را موثر تر و كار آمد تر مي سازد.



(1) – شفيع آبادي ، عبداله ،مقدمات راهنمايي و مشاوره ، مفاهيم و كاربردها ، انتشارات دانشگاه پيام نور ، تهران ، چاپ دو م ، تابستان 1370، صفحات 12 تا 23

(2)– Guidance

(3) - counseling

(1) Mc Daniel

(2) – Traxler

(3) – Shorteer and Stane

(1) - Patterson

تعارف واژه ها و اصطلاحات (1)

 

راهنمايي :

به معني نشان دادن راه و ارشاد و هدايت كردن است . و راهنمايي جريان كمك كننده است كه بوسيله يك سلسله فعاليتهاي منظم و سازمان يافته به رشد متعادل و همه جانبه انسان مي انجامد و موجبات بهره گيري بيشتر از حداكثر توانايي بالقوه را در نظام آموزش و پرورش ( رسمي و         غير رسمي ) را فراهم ميكند.

 

مشاوره :

به معني همكاري كردن و راي و نظر فرد متخصص و آگاه را در انجام كاري خواستن است ـ مشاوره فعاليتي تخصصي ، هدفدار و پويا بين مراجع ( فرد و مشكل دار) و مشاور ( كسي كه در برقراري رابطه حسنه و حل مشكلات رواني تخصص دارد) است كه در آن مراجع در يك جو مملو از تفاهم و همدلي ، آزادانه و صادقانه به طرح مشكل خود با مشاوره مي پردازد و پس از تجزيه و تحليل موضوع و خودشناسي بيشتر و عميق تر ، با كمك مشاور به تصميم گيري مناسب و نهايتاً حل مشكل موفق ميشود.

 

مشاور:

فردي است كه با گذراندن دوره 208 ساعته و اخذ ابلاغ از مديريت اداره آموزش و پرورش ناحيه يك اروميه در يكي از مدارس منطقه مشغول انجام وظيفه است و همچنين شرايط علمي ديگر را نيز دارد.

مشورت:

مشورت را تدبير خواستن ، راي خواستن ، راي زدن ، شور كردن گفته اند.

 

راهنمايي تحصيلي :

جريان ياري دهنده و منظمي است كه دانش آموز را در انتخاب مناسب دروس و رشته تحصيلي اطلاع از قوانين و مقررات آموزشي و انضباطي مدرسه و آشنايي با مهارتهاي تحصيلي كمك ميشوند تا در نهايت بتوانند با محيط مدرسه سازگاري مطلوبي كسب كنند و در تحصيلاتشان موفق شوند.

 

راهنمايي شغلي: جرياني است كه بدان وسيله فرد با شناخت مشاغل متعدد و پي بردن به خصوصيات فردي خود ، شغلي را برميگزيند كه علاوه بر تامين نيازهاي فردي ولي ، براي جامعه نيز مفيد و ضروري است.

 

دوره آموزش ابتدايي :  اولين دوره آموزش رسمي آموزش و پرورش ايران است كه از سن 6 ـ 7 سالگي آغاز شده  و در نظام آموزشي ايران 5 سال به طول مي انجامد.

 

دوره راهنمايي : اين دوره كه دومين دوره در آموزش و پرورش رسمي ايران است پس از دوره ابتدايي آغاز و سه سال به طول مي انجامد.

 

دوره متوسطه :  دوره آموزش متوسطه كه بعد از دوره راهنمايي تحصيلي آغاز شده ، به مدت 4 سال به طول مي انجامد و معمولاً گروه سني 14 تا 17 سال را در بر ميگيرد.

 

 

سئواليه ها: ابزاري هستند كه در جهت خودشناسي دانش آموزان بكار ميرود و بدين وسيله معلمان و مشاوران نسبت به آنان شناخت بهتري پيدا مي كنند به عبارتي بهتر روشي است كه دانش آموزان در مقابل سئوالهايي كه مطرح ميشود پاسخي مشروح و مفصل ارائه ميدهند كه علاوه بر بدست آوردن اطلاعات فراوان براي مشاور موجب ميشود تا دانش آموزان خود را نيز بهتر بشناسند.

سياهه رفتار:  ارائه فهرستي از پرسشها در مورد رفتارهاي مختلف است كه در جمله هاي مثبت آورده ميشود و ساده ترين وسيله براي نظام بخشيدن به مشاهدات ثبت شده است.

مصاحبه:  به  ارتباط دو جانبه بين دو انسان كه براي نيل به هدفي معين است گفته ميشود و منظور ما در اين پژوهش از مصاحبه همان مصاحبه پژوهشي است كه جهت حصول اطمينان و تائيد و تكميل اطلاعات مورد استفاده قرار ميگيرد.

پرونده تحصيلي ( آموزشگاهي):  مجموعه اطلاعاتي است كه چگونگي رشد و تكامل دانش آموزان را در دوره هاي تحصيلي نشان ميدهد و حاوي اطلاعاتي است كه از طريق كاربرد فنون و روشهاي ديگر شناخت دانش آموزان تنظيم ميشود.

مدير برنامه راهنمايي مشاوره :  فردي است كه در مدارس به عنوان معاون پرورشي يا مدير مدرسه از اداره آموز شو پرورش ناحيه يك اروميه ابلاغ دارد و از نظر قانوني در سطح مدرسه ميتواند اين برنامه ها را سازماندهي ، هماهنگي و برنامه ريزي و يا ارزيابي نمايد.

سطوح اجرايي : در اين پژوهش منظور از سطوح اجرايي ، مدارس و كارشناسان مرتبط با واحد هاي آموزشي در سطح ناحيه است.(2)

 



(1) – صافي ـ احمد ، راهنمايي و مشاوره در دوره هاي تحصيلي ، انتشارات رشد ، تهران ، چاپ اول ، زمستان 1379 ، صفحات 63 تا 147

(2) – صافي ـ احمد ، راهنمايي در دوره هاي تحصيلي ـ انتشارات رشد ـ تهران ، چاپ اول ، زمستان 1379 ، صفحات 63 تا  147

ضرورت و اهميت مسئله تحقيق :

 در زمينه ضرورت و اهميت اين پژوهش كافي است به اهداف پيش بيني شده براي برنامه راهنمايي و مشاوره در دوره هاي تحصيلي نگريسته و فاصله آنها با نتايج بدست آمده معلوم كنيم و يا به ضرورت شناخت دقيق موضوع اصلي برنامه يعني دانش آموزان توجه كنيم ، طبيعي است كه آگاهي و شناخت از خصوصيات دانش آموزان و ارزيابي توانائيها و محدوديتهاي تك تك آنان جهت ارائه خدمات راهنمايي و مشاوره بسيار حياتي و ضروري است كه منظور از شناخت دانش آموزان يعني شناختي دقيق از علايق ، هوش ، استعداد ، نيازها ، معلومات ، مهارتها و ديگر خصايص شخصيتي آنان است ، چرا كه بدون داشتن چنين شناخت ،  آگاهي مقدماتي و ضرورت توجه به امر راهنمايي و مشاوره موثر ، نمي توان انتظار توفيق چنداني را داشت.

اهميت و ضرورت توجه به امر راهنمايي و مشاوره در سازمان آموزش و پرورش به عنوان يكي از نهادهاي بسيار مهم اجتماعي ، معلوم است كه بتواند به شكل رسمي و سازمان يافته و در سطحي گسترده در ارتباط با رشد اخلاقي ، فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي و توسعه علمي و صنعتي و اقتصادي دانش آموزان و كشور مطرح شود ، زيرا كساني كه برنامه هاي آموزشي و تربيتي كشور را تهيه      مي كنند در واقع راه زندگي يك ملت را از لحاظ فرهنگي ، سياسي ديني و اقتصادي و اجتماعي تعيين و ترسيم مي كنند.

نگاهي گسترده و سيستمي به نقش آموزش و پرورش بعنوان عاملي موثر در فعليت بخشيدن به امكانات بالقوه و ذاتي افراد ، انتقال اندوختهٌ تجارب گذشتگان ، ارائه ارزشهاي مطلوب ، افزايش معلومات و ايجاد مهارتهاي لازم در افراد براي زندگي انساني و بالاخره تسهيل مسير حركت آدمي بسوي كمال و قرب الي الله ، اهميت امروزه اين نهاد اجتماعي را بيش از پيش نشان ميدهد . گسترش كمي آموزش و پرورش نشانگر گرايش و استقبال همگان به اثر بخشي اين نهاد بوده و گسترش كيفي آن نيز ناشي از توسعه معارف ، علوم و رشد بي وقفه تكنولوژي است ، كه تركيب اين دو بر پيچيدگي و ظرافت جريان آموزش و پرورش روزبروز افزوده است . حال با توجه به نيازهاي متنوع آموزشي و پرورشي ناشي از گسترش كمي و كيفي آموز ش و پرورش در دنياي كنوني و يا تغييراتي  پي در پي جهت تحقق اين نيازها توسط برنامه ريران نظام آموزشي براي تطبيق آموزش و پرورش با تحولات سريع و روزافزون به چشم ميخورد ، روزبروز بر اهميت و ضرورت برنامه هاي موثر راهنمايي و مشاوره در دوره هاي تحصيلي افزوده شده و در همهٌ دوره هاي تحصيلي نه فقط در دوره متوسطه بر ضرورت حضور مشاورين و ديگر متخصصان برنامه راهنمايي و مشاوره تاكيد ميشود. و همچنين از دلايل ديگر كه امروزه در مدارس بر اهميت و ضرورت مديريت بهينه ارائه خدمات راهنمايي و مشاوره موثر مي افزايد مسئله پيچيدگي و تنوع رشته هاي تحصيلي و شغلي موجود و مورد نياز جامعه است كه تحول جامعه نيز از حالت ساده و ابتدايي گذشته به وضعيت بسيار پيچيده و بغرنج امروزي بر شدت آن افزوده است و خود بخود موجب بروز مشكلاتي جدي در زمينه مسائل تحصيلي ، شغلي ، سازشي ، خانوادگي و اجتماعي شده است ، يعني پيچيده شدن زندگي و تحول بسيار سريع آن در جوار منافع بي شمارش ، خود بر تنوع و تعدد مشكلات روزمره زندگي انسانها و خصوصاً دانش آموزان افزوده است. امروزه تصميم گيري در زمينه هاي گوناگون زندگي همچون گذشته ساده و آسان نيست و نياز به اطلاعات بسيار پيچيده و دقيق و جامعي دارد كه بطور قطع از توان هر فرد به تنهايي خارج است . بلي قطعاً دانش آموز در اين دنياي متحول و پيچيده و در عين حال پر از ابهام امروزي ، بدون روشنگري و كمك افرادي آگاه ، دلسوز ، علاقمند و متخصص نخواهد توانست هويت موفقي از خود را شكل داده و به تنهايي از عهده همه مشكلات موجود برآيد لذا در صورت ارائه مديريت مؤثر راهنمايي و مشاوره ، در مدرسه فرد قادر خواهد بود :

اولاً خود را بهتر بشناسد ، ثانياً تصميم گيري منطقي و مناسبي را در زمينه مسايل مربوط به خود اتخاذ نمايد ، ثالثاً در مواقع بروز مشكلات جدي به حل مشكل وي كمك نمايد . پس با افزايش تعداد دانش آموزان مدارس و تحولات اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي ، فرهنگي و اجتماعي و علمي بر نوع و ميزان مشكلات مدارس مدارس نيز افزوده خواهد شد.

و بر همين اساس راهنمايي و مشاوره دانش آموزان مدارس نيز به تنهايي از عهده مشاوران مدرسه خارج است و نياز جدي به كمك ، همكاري و هماهنگي ديگر اعضاي برنامه راهنمايي و مشاوره خواهد داشت. شكي نيست كه راهنمايي يك فعاليت جمعي بوده و براي توفيق در آن همت و تلاش هماهنگ همه دست اندركاران سطوح اجرايي لازم است ، هر چند مسئوليتهاي فني و تخصصي اجرايي اين برنامه بر عهده مشاورين مدارس است ، مسئوليتهايي چون مشورت ، هماهنگي ، ارجاع و پيگيري و ... ولي هماهنگي و برنامه ريزي اصلي بر عهده مديران مدارس و معاونين پرورشي آن     مي باشد.

پس بايد گفت كه فعاليتهاي پراكنده حتي توسط افراد بسيار متخصص نمي تواند در تحقق اهداف برنامه ما را ياري كند ولي فعاليتهاي هماهنگ و سازماندهي شده با افرادي كه تخصص كافي را ندارند در پيشرفت و تحقق اهداف بسيار ارزشمند خواهد بود لذا پژوهشگر عقيده دارد كه اگر مديريت اصولي و منطقي صورت نگيرد ، و همه فعاليتهاي مربوط به برنامه بطور صحيح هماهنگ نشوند ، بعيد است كه به آساني بتوان به اهداف مورد نظر در راهنمايي و مشاوره دست يافت و  اركان اصلي آموزش و پرورش يعني دانش آموز ، معلم و موضوع را ياري و كمك كرد تا به اهداف پيش بيني شده در زمينه هاي گوناگون نايل گردند.

در خاتمه بايد گفت كه ظهور برنامه راهنمايي حرفه اي و سپس راهنمايي تحصيلي و مشاوره به دنبال هم امري اتفاقي نبوده بلكه يك رشته پديده هاي اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و اخلاقي اين امر را در مسير تاريخ ، در سرلوحه زندگي و اشتغالات بشر قرار داده است ، كه از جمله ميتوان به موارد زير اشاره كرد :

دلايل اقتصادي :

بديهي است در جامعه آرام و بي تلاطم ، احتياجات تقريباً هميشه يكسان مي ماند ، ولي با ظهور صنعت و تحولات ماشيني و تكنولوژي و نظام سرمايه داري اوضاع بشر تغيير كرد و تحول و تطور اقتصادي چه در زمينه تعليم و تربيت و چه در زمينه اجتماع موجب تغييرات اجتناب ناپذيري شد طبيعي است چرا كه انسان در تلاش بود تا جلوي كمترين ضرر را بگيرد و اينجاست كه برنامه راهنمايي و مشاهده ضرورت خود نشان ميدهد و به عنوان ابزار خوبي جهت پيشرفت مطرح ميگردد.

 

دلايل اجتماعي :

لزوم راهنمايي به دلايل اجتماعي را بايد در ميل به معرفت اندوزي ، دانش آموزي و فرهنگ پژوهش در عصر حاضر و موظف شدن پدران و مادران به اينكه فرزندان خود را از اين نعمت محروم نكنند و طبقات اجتماعي را بر هم بزنند.

 

دلايل سياسي :

لزوم راهنمايي در رابطه با مسايلي مثل دموكراسي يا حكومت مردم بر مردم مطرح ميشود كه خود مستلزم آموزشي جدي است كه بتواند افراد جامعه را چنان آماده كند كه بتواند هشيارانه سهم خود را در اجتماع حفظ و ايفا كنند و دلايل اخلاقي انساني ديگري كه بعداً به آنها خواهيم پرداخت.

اهداف تحقيق : (1)

اساساً هدف از اين پژوهش نيز مثل ساير موضوعات علوم تربيتي و انساني ، حقيقت يابي، فهم جويي و به عبارتي رسيدن بر كنه مطلب مورد نظر يعني بررسي ميزان موفقيت عملي مديريت ارائه خدمات راهنمايي و مشاوره است . اينكه آيا اقدامات انجام يافته در سطوح اجرايي ، اهداف پيش بيني شده   ( تئوريهاي حاكم بر راهنمايي و مشاوره مدارس ) را برآورده مي كند؟ به عبارتي ديگر فاصله تئوري و عمل در زمينه راهنمايي و مشاوره چقدر است؟ و براي اينكه اهداف برنامه تحقق بيابند چه فعاليتهايي بايد ضمانت اجرايي پيدا كنند؟ ميدانيم كه فلسفه ، اهداف و اصول راهنمايي و مشاوره بطور طبيعي متاثر از جهان بيني و نوع نگرش هر جامعه به انسان و هستي است و اين مهم نيز بر ملاحظات فلسفي ، ارزشي و اخلاقي از يك سو و همچنين بر پيشرفتهاي بدست آمده در زمينه هايي چون روانشناسي ، جامعه شناسي ، زيست شناسي از سوي ديگر مبتني است بطوريكه اين اهداف در قالب نظام آموزشي و پرورشي و به تناسب ساختار نظام آموزشي در هر مرحله از تحصيل مي توانند به اهداف بلند مدت ، ميان مدت و كوتاه مدت تقسيم شوند كه در برنامه راهنمايي و مشاوره اهداف آني و نزديك ميتواند شامل كمك به دانش آموزان در حل مسايل و مشكلات تحصيلي ، خانوادگي  مالي و ياري دادن به دانش آموزان در انتخاب دروس و رشته تحصيلي و كمك به انتخاب حرفه و شغل باشد . و اهداف آتي با دور ميتواند در كمك دادن به فرد كه بتواند به رشد شخصي ، رواني و بلوغ اجتماعي ، بلوغ عاطفي ، بلوغ اقتصادي لازم برسد خلاصه شود.  به عبارتي بهتر به رشد متعادل و همه جانبه فرد ، بسط توانائيهاي او براي خود شناسي و خود رهبري و در نهايت به رشد شخصيت آدمي در جنبه هاي بدني ، عقلاني ، عاطفي ، اجتماعي و اخلاقي بينجامد.

حال با توجه به اشاره مختصر به اهداف راهنمايي و مشاوره انتظار مي رود كه با هماهنگي و     برنامه ريزي خوب از سوي مديريت راهنمايي و مشاوره در سطوح اجرايي زمينه هاي لازم در راستاي تحقق اهداف پيش بيني شده فراهم آيد ، هر چند خود برنامه راهنمايي و مشاوره در    آموزش و پرورش مقوله اي بسيار وسيع است ولي پژوهشگر قصد دارد به زمينه هاي مديريتي و مسايل مرتبط با مديريت اين برنامه بپردازد . يعني اينكه آيا بين ميزان موفقيت عملي مشاورين و ديگر اعضاي برنامه در شناخت ، پيشگيري و حل مشكلات دانش آموزان در راستاي تحقق اهداف مورد نظر برنامه با ميزان تخصص و بضاعت علمي و عملي مشاورين ، نسبت تعداد مشاور به تعداد     دانش آموز  جابجايي و سازماندهي مشاورين ، سهولت اجرا ، تقسيم و بكار گيري انواع آزمونها و ابزار و فنون راهنمايي و مشاوره رابطه اي وجود دارد ، اين موارد و يا مسايل مشابه چه اندازه در روند تحولات و اجراي برنامه هاي راهنمايي و مشاوره تاثير دارند. در اين راستا قصد داريم موارد زير را همواره مد نظر قرار داده و پاسخ لازم را براي سئوالات پژوهش خود را بدست آوريم.

1ـ بررسي  و تجزيه و تحليل (تجربي) شرح وظايف و مسئوليتهاي قانوني مشاورين و ديگر اعضاي برنامه و انتظارات سايرين از آنها.

2ـ بررسي ميزان همكاري هر يك از اعضاي برنامه راهنمايي و مشاوره با مشاورين مدرسه.

3ـ بررسي و مرور تحول تاريخي راهنمايي و مشاوره در ايران و علل شكست برنامه مذكور در سالهاي قبل از سال 58 .

4ـ بررسي مسايل و مشكلات اساسي موجود بر سر راه مديريت ارائه خدمات راهنمايي و مشاوره مدارس .

5ـ بررسي چشم اندازي از برنامه ها و فعاليتهاي آتي راهنمايي و مشاوره جهت تحقق اهداف پيش بيني شده

6ـ ارائه پيشنهادات اجرايي و پژوهشي براي مديران اجرايي تا سطوح سرپرستي و براي پژوهشگران بعدي.

 

پس در واقع اهداف كلي اين تحقيق عبارتند از :

1ـ بررسي و تشخيص عوامل بازدارنده مديريتي كه مانع از ارائه بهينه خدمات راهنمايي و مشاوره ميشوند و در روند اجراي صحيح اين برنامه تاثير نامطلوب مي گذارند.

2ـ ارائه پيشنهادات اجرايي به مديران سطوح اجرايي و مياني و كليه كساني كه در ارتباط با راهنمايي و مشاور فعاليتي را انجام ميدهند و همچنين پيشنهادات پژوهشي براي پژوهشگران آتي جهت رفع عوامل و موانع موجود بر سر راه اين برنامه.

 

سئوالات تحقيق :

1ـ سيرتحول تاريخي و روند شكل گيري برنامه هاي راهنمايي ومشاوره درجهان چگونه بوده است ؟

2- روند شكل گيري و اجراي برنامه هاي راهنمايي و مشاوره در آموزش و پرورش ايران چگونه بوده است؟

3- فعاليتهاي مهم انجام شده در زمينه راهنمايي و مشاوره تا سال 1358 چه بودند و دلايل عدم موفقيت يا شكست برنامه هاي راهنمايي و مشاوره در مدارس ايران چيست ؟

4- آيا بعد از سال 1358 تحولات و تغييراتي در نحوه ارائه خدمات راهنمايي و مشاوره آموزش و پرورش ايران نسبت به گذشته اتفاق افتاد؟

5- فرآيند فعلي ارائه خدمات راهنمايي و مشاوره در آموزش و پرورش رسمي ايران چگونه است؟

6- آيا تاكيد و توجه بيشتر به جنبه هدايت تحصيلي دانش آموزان تاثيري در كاهش چشمگير فراواني مشكلات تحصيلي آنان نسبت به ساير انواع مشكلات رفتاري دارد ؟

7ـ آيا با توجه به شرايط موجود ، تحولاتي در بهبود برنامه هاي راهنمايي و مشاوره فعلي در آموزش و پرورش كشور لازم است ؟

8ـ آيا كمبود نيروي انساني برنامه راهنمايي و مشاوره ، مانع از كاربرد اصولي و منطقي برنامه ها و ارائه بهينه خدمات راهنمايي و مشاوره ميشود؟

9ـ آيا كيفيت پائين نيروي انساني برنامه راهنمايي و مشاوره ، مانع از كاربرد اصولي و منطقي     برنامه ها و ارائه بهينه خدمات راهنمايي و مشاوره ميشود؟

10ـ آيا شيوه نگرش مديران ومشاورين مدارس درتاكيد آنان برابعادمختلف برنامه راهنمايي و مشاوره  خصوصاً ابعاد گوناگون وظايف مشاوران مدارس در ارائه بهينه خدمات راهنمايي و مشاوره دارد؟

11ـآيا نحوه مديريت ارائه خدمات راهنمايي و مشاوره در عملكرد مطلوب مشاورين مدارس در راستاي حل مشكلات دانش آموزان و ارائه بهينه خدمات مذكور تاثيري دارد؟

12ـ براي تقويت وبهسازي برنامه هاي موجود راهنمايي ومشاوره درآموزش و پرورش چه بايد كرد؟

 

قلمرو تحقيق :

در بحث قلمرو تحقيق مورد نظر آنرا از سه بعد مورد بررسي قرار ميدهيم :

الف)- قلمرو مكاني تحقيق  

ب)- قلمرو زماني تحقيق  

ج ) ـ گسترده احتمالي موضوع مورد نظر كه در ذيل به شرح مختصر هر يك مي پردازيم:

الف)ـ قلمرو مكاني اجراي پژوهش مورد نظر كه در منطقه يا حوزه مديريت آموزش و پرورش ناحيه يك اروميه قرار دارد يعني جامعه آماري مورد نظر شامل كليه مديران ، معاونين (پرورشي ، آموزشي ) مشاورين ، معلمين و دانش آموزان ) مدارس شهر اين ناحيه است كه بر اساس تقسيم بندي سازمان آموزش و پرورش استان آذربايجانغربي كليه امور اداري ، آموزشي و پرورشي اين مدارس در حيطه مسئوليت مديريت آموزش و پرورش ناحيه يك قرار دارد.

ب)ـ قلمرو زماني اجراي پژوهش مورد نظر را ميتوان در يك تقسيم بندي به شرح ذيل عنوان كرد:

1ـ درمرحله اول پژوهش بنحو شكلگيري برنامه راهنمايي ومشاوره درجهان وايران خواهيم پرداخت.

2ـ مرحله دوم كه همان بررسي تحولات و تغييرات راهنمايي و مشاوره در دوره هاي تحصيلي تا سال 1358 مي باشد.

3ـ مرحله سوم بررسي تحولات مربوط به راهنمايي و مشاوره در دوره هاي تحصيلي از سال 1358 به بعد مي باشد.

4ـ مرحله چهارم عبارت است از بررسي تحولات و چشم اندازه هاي آتي برنامه راهنمايي و مشاوره در آموزش و پرورش است .

در بررسي آمار و فراواني مشكلات دانش آموزان اين منطقه از سال 1374 تا 1378 مد نظر قرار گرفته است.

ج)ـ گسترده موضوع يا بعد موضوعي پژوهش مورد نظر عبارت است از نحوه مديريت ارائه خدمات راهنمايي و مشاوره در دوره هاي تحصيلي آموزش و پرورش رسمي كشور است ، بديهي است كه اين موضوع بعنوان يك مسئله پژوهشي جزئي بسيار كوچك ، ولي فوق العاده مهم آموزش و پرورش  است كه به عنوان يكي از نهادهاي بسيار حساس اجتماعي محسوب ميشود و گستردگي آن عملاً به ساير نهادهاي اجتماعي نيز كشيده شده است.



(1) – زهره سرمد ـ عباس بازرگان ، الهه حجازي ، روشهاي تحقيق در علوم رفتاري ، انتشارات آگاه ، تهران ، چاپ دوم ، پائيز 1378 صفحه 33 تا 45

مقدمه:   

                                               هيچ عملي مانند پژوهش نيست . حضرت علي (ع)

خداوند متعال جهان خلقت را طوري آفريده كه همواره در مسير رشد و تكامل نهايي خود در حال تغيير و دگرگوني است ، پس در نظام طبيعت ايستادن و در جا زدن به معني فاني و نيست شدن است و تنها نشانه واقعي حيات در عصر كنوني يعني در عصر توسعه انسان ، انفجار اطلاعات ، اضطراب  سازمان ، انتخاب ، عصر دلهاي بي ثبات و آدمهاي شبيه رباط ، براي زنده بودن و زنده ماندن همانا حركت در مسير خلاقيت و نوآوري و ابتكار است . انسان سازماني در عصر سازمان با همان شعوري كه براي خود مشكل آفريده در خيلي از موارد قادر به حل آنها نيست ، پس در واقع خود وي بزرگترين مشكل عصر حاضر است زيرا امروزه مي بينيم كه در اكثر موارد آدمي علم ، صنعت و تكنولوژي را از حالت نعمت و رحمت بصورت نقمت و زحمت تغيير شكل ميدهد.

زندگي در جهان امروزي با توجه به آنچه گذشت به مانند سفره اي رنگارنگ و باشكوه مي ماند كه نادان ترين افراد آن كساني هستند كه بر سر اين سفره نشسته ولي از گرسنگي جان مي سپارند ، آري امروزه ديگر هر خواستني توانستن نيست بلكه خواستني توانستن است كه با آگاهي ، دانش ، تلاش و همت عالي همراه باشد.

پروژه تحقيقاتي را كه ملاحظه خواهيد فرمود نتيجه تلاشهاي علمي و تجربي عضوي كوچك از خانواده سازمان آموزش و پرورش است كه در استان آذربايجانغربي افتخار شغل معلمي را داشته و همواره در پستهاي گوناگون اداري ، آموزشي و پرورشي در مدارس اين منطقه محروم انجام وظيفه نموده است و در جريان ايفاي نقش مشاوره حقير بارها مشاهده كرده كه چگونه همسو نبودن عقايد تربيتي همكاران يا گاهاً تضاد در عقايد و روشهاي تربيتي در مدرسه به مشكلات جدي منجر و باعث بروز برخي چالشهاي جدي گرديده و فرصت هاي بهينه تلاشهاي آموزشي و پرورشي مفيد را سلب كرده است ، يا گاهاً مشاهده ميگرديد دانش آموزاني كه به زعم و عقيده اطرافيان و اولياي مدرسه ظاهراً هيچ مشكلي نداشتند ، ولي به يك باره مشكلات جدي را براي خود و اطرافيان بوجود آورده و در عرض مدت بسيار كوتاهي با خارج شدن از مسير آموزش و پرورش رسمي موجبات بهت و حيرت اطرافيان و اولياي مدرسه را فراهم مي آورده و به زودي توجه همه دست اندركاران را بخود جلب ميكردند و آنان را به تفكر در اين زمينه وا ميداشتند.

طبيعي است در چنين شرايطي هماهنگي و همكاري همه اعضاي برنامه راهنمايي و مشاوره مدرسه بسيار حياتي بوده و در غير اين صورت نمي توان به نتايج تصميم گيريهاي انضباطي ، تربيتي و آموزشي اعضاي شوراي راهنمايي اميدوار بود. يكي از واقعيات مهم اين است كه در نظام آموزش و پرورش ما عملاً تاكيد بر آموزش است و بر ساير مسائل به اندازه آموزش تاكيد نشده است ، در بررسي فراواني مسائل و مشكلات دانش آموزان از سال 1374 تا 1378 مشاهده خواهيم كرد كه عليرغم تاكيد بر مشاوره تحصيلي آمار مشكلات تحصيلي نسبت به ساير انواع مشكلات كاملاً خود را نمايان مي كند ، كه اين مسئله فقط يكي از مشكلات ارائه بهينه خدمات راهنمايي ومشاوره است ، هر چند اين مسئله و مسائل بسياري در فرآيند تعليم و تربيت رسمي كشور مشاهده ميشوند و ممكن است دلايل گوناگوني هم داشته باشند ولي يكي از موارد جدي كه در زمينه راهنمايي و مشاوره در آموزش و پرورش بايد به آن پرداخته شود مديريت ارائه بهينه خدمات راهنمايي و مشاوره است كه در اين پروژه ما قصد پرداختن به اين مسئله در سطوح اجرايي ( مدارس ) را داريم . لذا در اين پروژه ابتدا ضمن بيان مسئله ، اهميت و ضرورت آن و مطرح كردن سئوالات پژوهشي در فصل اول در فصل دوم با مرور زمينه اي ادبيات تحقيق پيشينه تحقيقات انجام شده را مد نظر قرار داده و در فصول بعدي به يافته ها ، نتايج و پيشنهادات اجرايي و پژوهشي خواهيم پرداخت.

چنانچه قبلاً نيز اشاره شد در نظام آموزشي و پرورشي كشور ما در رده هاي آموزش از پيش دبستاني تا آموزش عالي فعاليتها عمدتاً بر محور آموزش مي چرخد و عملاً از ساير جنبه ها از جمله تحقيق و پژوهش در راستاي بهبود آن كمتر بهره برداري ميشود. و ميدانيم كه درصد محدودي از نيروي انساني و منابع مالي ما صرف كارهاي تحقيقاتي و پژوهشي ميشود و در اندك مواردي هم كه تحقيقاتي صورت ميگيرد از دستاوردهاي تحقيقات استفاده درستي نمي شود ، كه نتيجه عملي چنين فرآيندي عقب ماندگي علمي و كندي آهنگ تحرك و عدم پويايي علمي جامعه است . طبيعي است جهت رهايي از اين وضعيت تاسف بار و خسارت آفرين بايد در سطح كلان نگرشهاي كارگزاران و مديران حوزه هاي ستادي تعليم و تربيت خصوصاً برنامه ريزان آموزشي و درسي و در سطوح اجرايي مجريان برنامه ها نسبت به تحقيق و پژوهش تغيير جدي يابد  ، و هم اكنون نيز بسياري از محققان و دانشجويان را ملاحظه مي كنيم كه تحت تاثير نظام فكري نظريه مدار و فارغ از آگاهي به نيازهاي اجرايي و نظريه هاي تحقيقاتي ، اغلب تلاشهاي غير منطقي را انجام ميدهند كه مورد استفاده قرار نمي گيرد. در بررسي تحقيقات انجام شده از سوي پژوهشگران و دانشجويان آنچه بيشتر خود را نشان ميدهد انجام كارهاي تحقيقاتي موازي است كه گاهاً به جهت عدم اطلاع رساني دقيق و ... صورت گرفته اند كه خود بسيار جاي تامل دارد.

در اين پژوهش سعي بر آن بوده كه تا حد امكان از برخي مسائل و مشكلات عنوان شده كاسته شود و يك مديريت موثري در ارائه خدمات راهنمايي و مشاوره معرفي شود كه حتي الامكان فاصله تئوريهاي حاكم در اين زمينه با آنچه كه عملاً مشاهده ميشود كاسته شود . ميدانيم چنانچه در نظام آموزشي ، يك برنامه صحيح طراحي و اجرا شود اما در حين اجرا و بعد از آن ارزشيابي منطقي و هدفمندي صورت نگيرد و نقاط ضعف و قوت شناسايي و تقويت نگردند آن برنامه ناقص بوده و نخواهد توانست ما را در رسيدن به اهداف مورد نظر ياري دهد ولي اگر ارزشيابي دقيقي صورت گيرد و نقاط ضعف و قوت آن بخوبي شناسايي و با دادن باز خورد نقاط ضعف نيز اصلاح شوند ميتوان آنرا يك فرآيند صحيح تلقي كرد و به تحقيق اهداف آن برنامه اطمينان داشت.

بنابراين با توجه به تغييرات پي در پي نظام آموزشي كشور ميتوان گفت كه : برنامه  هاي راهنمايي و مشاوره از مهمترين اجزاء نظام آموزش و پرورش هستند كه هرگونه سهل انگاري در آن شديداً بر جنبه هاي اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي و اخلاقي جامعه زيانهايي وارد ميكند كه تا مدتها نمي توان آنها را ترميم كرد و به اين جهت ارزشيابي هاي مستمر بطور جدي لازم است.

بر اساس اين پژوهش عمده ترين مسايل و مشكلاتي كه به نظر ميرسد بر سر راه برنامه راهنمايي و مشاوره قرار گيرند عبارتند از:

1ـ كمبود نيروي انساني ( خصوصاً مشاورين ) متخصص و با تجربه .

2_ كمبود تعداد ساعات حضور مشاورين براي حضور در مدرسه با توجه به تعداد دانش آموزان تحت پوشش

3ـ عدم دسترسي به موقع دانش آموزان به مشاور در مواقع ضروري.

4ـ تاكيد بر نقش هدايت تحصيلي مشاورين

5ـ امكانات اوليه و ضروري كار راهنمايي و مشاوره .

6ـ عدم همكاري اعضاي برنامه راهنمايي و مشاور در مدرسه و ...

بطور كلي تحقيقاتي كه تاكنون در زمينه راهنمايي و مشاوره صورت گرفته همگي به وجود مسايل و مشكلاتي در اين زمينه راه اشاره دارند و وجود همين مسايل و مشكلات است كه باعث گرديده هنوز برنامه هاي راهنمايي و مشاوره جايگاه شايسته خود را پيدا نكند لذا لازم است كه تحقيقات گسترده بيشتري در اين زمينه صورت گرفته و از نتايج آن نيز به نحو احسن استفاده شود ، تا ضمن شناخت دقيق مسايل و مشكلات در راستاي رفع آنها اقدامات لازم بعمل آيد در تحقيق مورد نظر حقير نيز قصد پرداختن به اين قبيل مسايل را دارد پس :                            چشمها را بايد شست و جور ديگر بايد ديد

         چترها را بايد بست و زير باران بايد رفت

 

تقدیر

تقدير:  

 

              من لم يشكر المخلوق ، لم يشكر  الخالق

                            

بسيار مفتخرم كه از همين رهگذر استفاده كرده و از دانشمند بزرگوار و استاد ارجمندم جناب آقاي پرفسور مير محمد سيد عباس زاده به جهت ارشادات و راهنمائيهاي چندين ساله اش مراتب تمجيد شايسته و امتنان بايسته خود را ابراز دارم . چرا كه ايشان در گردآوري اين مجموعه و موارد ديگر همواره مرا روشنايي شبان تاريك پژوهش گشته و با افادات حكيمانه خود چراغ پرنور راهمان گرديدند ، لذا شايسته است كه از ايشان به نيكي و خوشي ياد  كرده و براي حضرت ايشان طول عمر با عزت ، افتخار و سلامت آرزو كرده و نورافشاني بيشتر به بزم علماء و محفل فضلاء از خداوند كريم مسئلت نمايم، او كه با احاطه و تسلط وافر خويش بر مسائل مديريت آموزشي و ... چون حكيمي فرزانه همواره دست اين رهرو نوپا را گرفته و پدرانه و مهربانانه در عقبه ها و گردنه هاي بسيار دشوار زندگي تحصيلي و تحقيق حقير را همراهي و مشكلاتم را مرتفع نموده و در اين وادي بلندترين همتها ، پاكترين روحها ، استوارترين اراده ها ، عميق ترين افكار و عاليترين معارف را نشانم داده و مرا به شناخت آنها تشويق نمود. لذا در خاتمه با خضوع تمام مراتب تقدير و تشكر خالصانه خود را از استاد راهنما ، رياست محترم و تك تك كاركنان زحمت كش مركز آموزش مديريت دولتي استان آذربايجانغربي، سازمان آموزش و پرورش استان ، مديريت آموزش و پرورش ناحيه يك شهرستان اروميه و همه مديران ، معاونين ، مشاورين ، معلمين و مربيان و دانش آموزان مدارس آن مديريت محترم و همچنين عزيزاني كه در تايپ ، چاپ و ديگر مراحل اين پروژه ما را ياري كردند، تا اين مجموعه با نهايت دقت تدوين شود، صميمانه تقدير و تشكر مي نمايم باشد كه خداوند متعال توفيق عنايت فرمايد در راه رضا و خشنودي وي قدم برداريم و بس

تقديم

تقديم :

 

به پدر و مادرم كه خود باوري ، شهامت ، شجاعت ، صداقت ، صفا و صبر را در برابر طوفانهاي زندگي به من آموختند .

و به همسر خوب ، فداكار ، با گذشت و مهربانم كه همواره سرمايه ارزشمند سعادت و خوشبختي من و يار و ياور خالص و صادق است.

 و فرزندانم كه دو چراغ پرنور زندگي ام هستند و همواره با تحمل و صبر كودكانه خود مرا در اين مهم ياري كردند

و اساتيدي كه سحوري بوده و همواره با دقت و شايستگي هاي فكري خود به ما چگونه انديشيدن آموخته و هرگز نوبتي زن زمانه نشدند و به آناني كه در مسير زندگي انساني پاكترين روحها  بلندترين همتها ، استوارترين اراده ها ، عميق ترين افكار ، عاليترين معارف و نغزترين ادبيات و دل انگيزترين هنرها را پرورش داده اند.

خواهش:

 

از استاد راهنما اساتيد فن و اهل قلم استدعا دارم كه نظرات اصلاحي خويش را از حقير دريغ ننمايند  آري چشم به پاك طينتاني دارم كه فرهيخته و فرزانه اند ، خطاها و كاستي هاي اين پروژه را تذكر داده و يارو ياور حقير ميگردند ، از آناني كه در وادي پژوهش بيش از نگارنده گام نهاده اند و بدون چراغ هم مي توانند در اين راه گام بردارند نيز چشم طمع دارم كه ايشان هم دست حقير را بگيرند و بدانندكه به مصداق ( اَحَبٍ اِخواني مَنْ اَهْدي اِلَّي عُيُوبي واقِفٌ وَ بِه تَصديقٍ مَلْعون مَنْ لَمْ يَنْصح اَخاه ) نيز ايمان قلبي دارم . نظر به اينكه حقير حداكثر تلاش خود را بكار گرفته تا اثري كم نقص ارائه نمايد، ولي شرمسار است كه دستاوردش تهي از لغزشها و كاستي هاي فراوان نيست و از همين روي حتماً به راهنمايي هاي شما صاحبنظران چشم دوخته است.

به اميد اينكه روزي در سايه تلاش و پژوهش مديران و محققان عالم و توجهات حضرت حق شاهد شكوفايي استعدادهاي بالقوه در سازمانها و توسعه و رشد منابع گوناگون آن در كشورمان باشيم. انشاء ا...                                                                                                            خدايا چنان كن سرانجام كار كه تو خشنود باشي و ما رستگار

سپاس

بنام آنكه ما را نام بخشيد   زبان را در فصاحت كام بخشيد

 

 

سپاس:

 

كه دست قدرت لم يزلي تقدير را موافق تدبير رقم زد و توفيق عنايت فرمود، كه پس از كندو كاو بسيار در امر راهنمايي و مشاوره مجموعه حاضر كه پيش روي شما بزرگواران است فراهم آيد  عليرغم تلاش وافر و بذل جهد كامل از ناحيه راقم اين سطور ، استدعا دارم كه به چشم رضا در اين مجموعه بنگريد ، زيرا من بنده نيز بسان ساير خاكيان و ابناي آدمي از لغزش و خطايي كه در نهاد آدمي نهفته  ، بر كنار نيست و چه بسا لغزشي فراوان كه قطعاً بر اين قلم رفته است . زيرا كه پيمودن راهي كه اولين مجموعه در قالب مكتوب است بدون خطا شايد قدري دشوار باشد.