<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>راهنمایی ومشاوره تربیتی از تئوری تا عمل </title>
<link>http://aga.blogfa.com/</link>
<description>ارائه خدمات راهنمایی و مشاوره تحصیلی و تربیتی به مدارس راهنمایی و متوسطه و پیش دانشگاهی ارومیه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Feb 2009 18:30:47 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شهروندان عقل گرا و رسانه های ارتباط جمعی</title>
<link>http://aga.blogfa.com/post-131.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اطلاعات جدیدی که عقیده و نظر افراد را درباره سیاستهای دولت تغییر می دهد می تواند کارایی مورد انتظار این سیاست های را نیز تغییر دهد. این تغییر عقیده به شرطی رخ می دهد که اطلاعات:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1-     واقعاً دریافت شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2-     درک شود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3-     صریحاً مربوط به ارزیابی سیاستهای دولت باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4-     متفاوت از اطلاعات و عقاید گذشته باشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5-     معتبر و قابل اطمینان باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به: (Jaccard 1981. Zaller 198).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتی این شرایط به حد کافی مهیا باشد، اطلاعات جدید می تواند اولویت ها را انتخابهای شهروندان را در مورد این سیاستها تغییر دهد. و اگر این شرایط برای همه یکسان باشد ممکن است چنان تغییری در افکار عمومی جمعی به وجود آید که در نظرسنجی ها محسوس و قابل سنجش باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مثلاً اگر اولویت های شهروندان درباره سیاستهای دولت مبتنی بر عقیده خاصی باشد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چون روس ها در زمینه قدرت نظامی از ما پیشی گرفته اند پس باید بودجه بیشتری را به دفاع ملی اختصاص دهیم. و آنگاه اطلاعات جدید و موثقی که به خوبی در بین مردم اشاعه یافته باشد این عقیده را به چالش بطلبد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گزارشها حاکی از آن است که هزینه ارتش آمریکا به شدت افزایش یافته است و مطالعه CIA هم نشان می دهد که بودجه نظامی شوروی از 1976 به بعد بسیار کاهش یافته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نتیجه این خواهد بود که اشتیاق و علاقه شهروندان به افزایش بودجه ارتش کاهش خواهد یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از آنجایی هم که اکثر مردم انگیزه چندانی ندارند تا وقت و تلاش خود را صرف فراگرفتن زیر و بم سیاست های جایگزین کنند(Downs 1975) پس نباید انتظار داشته باشیم که اطلاعات جدید تغییرات عمده و سریعی در افکار عمومی ایجاد کند. در واقع شواهد حاکی از آن است که کلیت افکار عمومی درباره سیاستهای دولت از ثبات نسبی برخوردار است.(Page and Shapiro 1982). اما  اگر به هر دلیلی بخواهند چیزی در مورد این سیاستها بیاموزند، عمدتاً به ارزان ترین و قابل دسترس ترین منابع متوسل خواهند شد: روزنامه ها، رادیو و تلویزیون- مخصوصاً اخبار شبکه های تلویزیونی- وقتی که اخبار رسانه ها به گوش گستره وسیعی از مخاطبان برسد و پنج شرط فوق نیز مهیا باشد باید منتظر تغییر افکار عمومی عمومی بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اخبار تلویزیون عمدتاً شرط مواجهه را داراست (شرط اول). اکثر خانواده های آمریکایی دارای تلویزیون هستند و هر از گاهی در جریان اخباری که پخش می شود قرار می گیرند. بینندگان ممکن است در حین پخش اخبار توجهی به آن نداشته باشند، در حال قدم زدن صحبت کردن و یا سرگرم بچه ها باشند؛ اما به هرحال هر روز، میلیونها شهروند آمریکایی حداقل نظری اجمالی به اخبار تلویزیون می اندازند، بعضی هم تیترهای روزنامه ها را می بینند و یا چکیده اخبار را از اعضای خانواده یا دوستانشان می شوند. به هر حال پس از چند هفته یاچند ماه اطلاعات جزء دریافت وانباشت اطلاعات صورت می گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دو شرط درک و مربوط بودن (شروط دوم و سوم) هم اغلب مهیا است. رسانه ها به سختی می کوشند تا مطمئن شوند که مخاطبانشان می توانند پیام های ارسالی را درک کنند. آنها مطالبشان را به صورت کوتاه، رسا و ساده ارائه و عکسها و تصاویری به قدرت بعدی بالا ضمیمه آن می کنند به طوری که هر دانش آموز زرنگ دبستانی بتواند به مفهوم آن پی برد. اغلب مطالب هم به عقایدی مرتبط است که هسته و عنصر اصلی ارزیابی سیاستهای دولت را تشکیل می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معتبر و موثق بودن مطالب(شرط پنجم) موضوع پیچیده تری است. شهروندان عقل گرا برخی مواقع ناچارند تحصیل و ارزیابی اطلاعات را به همفکران و عوامل مورد اعتماد خود واگذارند(Downs 1975, 203- 34). رسانه ها اظهارات و کنش های طیف گسترده ای از کنشگران را که به سیاستهای مربوط است پوشش می دهند. از اظهارات و کنش های روسای جمهور محبوب و مفسران خبری مورد احترام گرفته تا اظهارات و کنش های سیاستمداران غیرقابل اعتماد و گروههای ذینفع و خودمدار. اخباری که از چنین منابع متفاوتی نشات می گیرد احتمالاً از میزان متفاوتی از اعتبار و برجستگی (Salience) هم برخوردار است؛ و در نتیجه تاثیرات کاملاً متفاوتی هم بر افکار عمومی خواهد داشت(Hovland and Weiss 1951 -52) . در تحلیل تاثیر رسانه ها بر افکار عمومی نباید این تفاوتها را از نظر دور داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اخبار ممکن است بر حسب میزان متفاوت بودن با اخبار و عقاید گذشته نیز متفاوت باشند (شرط چهارم). اگر اخبار دقیقاً شبیه آنچه باشد که در ماهها یا سالهای گذشته پخش شده و تقویت کننده عقاید و نظرات موجود باشد نباید از آن انتظار داشت که افکار عمومی را تغییر دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما برعکس اگر اخبار و اطلاعات جدید و موثق عقاید و نظرات را زیر سوال برد، تغییر در افکار عمومی دور از انتظار نیست. البته باید میزان تفاوت اخبار و نظرات جدید را با نظرات و عقاید گذشته در تحلیل منظور کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته ما از نظریه ای که مبتنی بر تاثیرات حداقلی محتوای و رسانه های جمعی است آگاهیم(Chaffee 1975, klapper 1960, Karaus and Davis 1976, McGuire 1985, cp. Graber 1984, Noelleneumann 1973, 1980, 1984). به نظر می رسد علی رغم وجود یافته هایی درباره تاثیرات برجسته سازی و اینکه برجسته سازی است که تعیین می کنند چه چیزی مهم شمرده شود، همچنان بر تاثیرات حداقلی رسانه های جمعی تاکید می شود(cook , tyler, Getz, Gordon, protess, lepeand Molotch 1983, Erbning , Goldenborg,and Miller 1980, funkhauser 1973, yengar , peters , and kinder 1982, mc combs and show 1972, Maekkuen 1981.1984).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما بر آنیم که نظریه تاثیرات حداقلی در مورد اولویت گذاری سیاست های صدق نمی کند. مطمئناً دلیل بطلان نظریه تاثیرات حداقلی از چشم پژوهشگران مخفی مانده است چرا که آنها نتوانسته اند افکار عمومی را در دوره های مختلف زمانی و در شرایط طبیعی مورد بررسی قرار دهند و نیز تمایزی میان منابع اخبار قائل نشده اند.مطالعات یک حزب شبه آزمایشی نتوانسته اند اثرات سریع و وسیع [رسانه ها را بر افکار عمومی] بیابند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مطالعات مقطعی هم در جستجوی تفاوت بین دو گروه است: گروهی که در معرض پیام رسانه ها قرار می گیرند و گروهی که در معرض این پیامها قرار نمی گیرند. که البته گروه دوم وجود ندارد، امروزه هر کسی مستقیم یا غیر مستقیم از در معرض آنچه رسانه ها پخش می کنند قرار می گیرد.(Denpsy 1985, 2-4). البته طرحهای تحقیقاتی مناسب تر نتایج متفاوتی به دست خواهد داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;داده ها و روش ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با استفاده از داده های منحصر به فردی که در اختیار داشتیم مطالعه شبه آزمایشی را به مرحله اجرا گذاشتیم که بر بسیاری از محدودیتهای پژوهش های قبلی فائق آمد. این طرح شامل مجموعه داده هایی از چندین جفت پرسش مربوط به اولویت گذاری سیاستها است که در پیمایش های ملی از شهروندان آمریکایی پرسیده شده است. کدگذاری محتوای اخبار تلویزیونی که در فاصله زمانی بین هر دو پیمایش پخش شده بود، هم بخش دیگری از این طرح تحقیقاتی را شامل می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پیش بینی و تبیین میزان تفاوت و جهت تغییر افکار عمومی هم به وسیله تفاوت در محتوای رسانه ها صورت گرفته است.[بدین معنی که تغییر در محتوای رسانه ها  تغییر در افکار عمومی را به دنبال دارد].&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;طرح تحقیقاتی ما استنباط علی را سهولت بخشیده و مقایسه بین انواع موضوعات و دوره های زمانی را نیز میسر کرده است. استفاده از شرایط و موقعیت طبیعی هم بدین معناست که رویدادها و فرایندهای عالم واقع باید در تحقیق تاثیر داشته باشد، از قبیل: رویدادها و واکنش  کنشگران، تفسیر مفسران و غیر مفسران از اخبار، اشاعه اطلاعات از طریق جریان دو  مرحله ای یا چند مرحله ای و شبکه های اجتماعی(cp. Katz and lazaresfeld 1965). بررسی دوره های زمانی نسبتاً طولانی (چند هفته یا چند ماه) هم فرصت کافی در اختیار ما گذاشت تا اینگونه روندهای طبیعی را مطالعه و حتی تغییرات فزاینده –ولی تدریجی – افکار عمومی را مشاهده کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وانگهی این طرح ما را قادر ساخت تا میان منابع مختلف اخبار تمایز قائل شویم و میزان مرتبط بودن اخبار به پرسش های پیمایش ها، درجه تفاوت بین محتوای کنونی و محتوای گذشته  رسانه نیز و میزان اعتبار منابع خبری را بسنجیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به عنوان بخشی از این طرح که در مورد افکار عمومی و دموکراسی بود، ما مجموعه جامعه و منسجمی از داده ها درباره اولویت گذاری سیاستها از نظر شهروندان آمریکایی را گردآوری کردیم. این داده ها شامل فراوانی های نهانی پاسخ های شهروندان آمریکایی به هزاران پرسش مربوط به سیاستهای دولت است که از 1935 به بعد توسط چندین سازمان پیمایشی جمع آوری شده است(Page and Shepiro 1982, 1983 a).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برای پژوهش حاضر 80 جفت پرسش از میان پیمایش های پانزده سال گذشته انتخاب کردیم که به طور متوسط در فاصله زمانی هر سه ماه یکبار تکرار شده بود( پرسشهایی را انتخاب کردیم که داده های اخبار تلویزیونی مرتبط با محتوای آنها در دسترس بود).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته این نمونه هشتاد موردی ما، دقیقاً تمام پرسشهای نظرسنجی های مرتبط با موضوعات  سیاستها را پوشش نمی دهد، بلکه نمونه ای تصادفی را شامل می شود پرسشهای پیمایشی قابل دسترس  انتخاب شده اند. این هشتاد جفت پرسش بسیار گوناگون و متنوع است و انواع متفاوتی از موضوعات مربوط به سیاستهای خارجی و دفاعی (32= n) و سیاستهای داخلی(48=n) را شامل می شود. تقریباً در نیمی از موارد افکار عمومی به طرز معناداری تغییر کرده است( با 95 درصد اطمینان، 6 نقطه درصدی یا بیشتر تغییر یافته است). این نسبت در نمونه ها تقریباً همان نسبتی است که در کل داده ها برقرار است. برای مطالعه بیشتر در خصوص بحثهای جزئی تر روش شناسی و لیست کل موارد مراجعه شود به (Page, Shapiro and Pempsey 1985 a, b).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متغییر وابسته برای هر مورد به طور ساده عبارت است از سطح افکار عمومی در زمان انجام  پیمایش دوم (T2) که شامل درصدی از نمونه پیمایشی است که مهمترین سیاستی را که در پرسش به آن اشاره شده تایید کرده اند( یعنی با حذف کسانی که پاسخ های «نمی دانم» و « بی نظرم» داده اند).  چنان که خواهیم دید، روش ما در استفاده از سطح T2 افکار عمومی به عنوان متغیر وابسته و سطح T1 افکار عمومی (سطح افکار عمومی در زمان پیمایش اول) به عنوان متغییر پیشگو تقریباً همان برآوردی را از تاثیرات رسانه به دست می دهد که اگر از دامنه و جهت تغییرات افکار عمومی به عنوان متغیر وابسته استفاده می کردیم باز هم همان برآوردها حاصل می شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما و همکارانمان با مراجعه به خلاصه اخبار موجود در نمایه اخبار تلویزیونی و آرشیو اخبار تلویزیونی واندر بیلت، اخباری که به نوعی با هشتاد پرسش انتخاب شده ارتباط محتوایی داشت کد گذاری کردیم. بدین صورت که برای هر روز یک شبکه را به طور تصادفی انتخاب کردیم- البته اخبار مرتبط دارای برجستگی خاصی بود هم شبکه هایی که این اخبار را برجسته کرده بودند انتخاب کردیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این اخبار با اینکه بسیار خلاصه و فشرده بود و برای چنین مقاصدی هم تهیه نشده بود. ولی در کل برای ما که به دنبال اطلاعات سرراست و روشنی بودیم رضایت بخش بود. بویژه که این اطلاعات به صورت تدریجی در طی هفته ها و ماهها روی هم انباشته شده بود. ما تمام مطالب خبری که حداقل از لحاظ نحوه بیان و کلمات به کار رفته در آن با پرسش های موجود در نظر سنجی ها مرتبط بودند کدگذاری کردیم و برای اینکه تاثیرات تدریجی و تغییرات محتوایی رسانه ها را هم لحاظ کنیم، از مطالب خبری که درماه قبل از پیمایش T1 پخش شده بود شروع کردیم و مطالب خبری هر روز تلویزیون را  تا زمان انجام پیمایش T1،  و سپس تا T2 کد گذاری کردیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما علاقه مند بودیم بدانیم کنشگران و منابعی که کنش ها و اظهاراتشان در رسانه منعکس می شود چه تاثیری بر افکار عمومی دارند. به همین خاطر میان منابع اصلی مطالب خبری تمایز قائل شدیم. ما این منابع را به ده دسته جامع و مانع تقسیم کردیم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1-     رئیس جمهور&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2-     هوادارن و اعضای کابینه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3-     اعضای حزب مخالف&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4-     گروههای ذینفع و خودمدار که در هیچکدام از دسته های دیگر جا نمی گیرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5-     کارشناسان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;6-     مفسران و گزارشگران خبری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;7-     شخصیت ها و ملتهای دوست و بی طرف خارجی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;8-     شخصیت ها و دولتهای دشمن خارجی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;9-     مقامات قضایی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;10-  شرایط عینی و رویدادهایی که عامل انسانی مشخصی در خود ندارند(بلایای طبیعی، اعمال تروریستی، آمار بیکاران و ...).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متغییر مستقل ما در این پژوهش، اظهارات و واکنش هایی هر کدام از این منابع است که در رسانه ها منعکس شده است. در کدگذاری اظهارات و کنش های منعکس شده از سوی  منابع فوق الذکر این مقولات را استخراج کردیم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1)     درجه ارتباط محتوایی آن به پرسش های مذکور&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;الف) غیرمستقیم مربوط است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ب) مرتبط است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ج) بسیار مرتبط است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2- برجستگی آن در پخش (اولین عنوان خبری هست یا نیست؛ میزان نزدیکی اش به شروع اخبار، زمان اختصاص یافته به آن)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3- جهت گیری خبر نسبت به سیاست مربوطه (که در پرسش به آن اشاره شده است).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;الف) جهت گیری مثبت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ب) جهت گیری منفی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4- محبوبیت رئیس جمهور عنوان شاخصی برای سنجش اعتبار منبع در زمان اظهار نظر یا انجام کنش منعکس شده در رسانه ها( این محبوبیت با استفاده از پرسش های استاندارد گالوپ اندازه گیری شده است).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5- بعضی قضاوتهای مربوط به کیفیت اطلاعات اشاعه یافته که مثل منطق و درجه درستی و نادرستی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تشخیص نوع جهت گیری نهفته در اظهارات و کنش های منابع مختلف بخش کدگذاری بود. ما در این روش که اندکی با پژوهش قبلی مان درباره روزنامه ها متفاوت بود (Page , shapiro, 1983 b,1984) جهت گیری ها را برحسب مقاصد و مواضع جانبدارانه سخنگویان و کنشگران سنجیدیم. در آموزش کدگذاران، نظارات به آنها و بررسی دایمی کارشان نهایت دقت را مبذول داشتیم. دستور العمل های جزئی و مکتوبی فراهم کردیم و درباره قواعد کدگذاری و چگونگی مواجهه با برخی موارد مسئله دار نشست ها و مباحثه های گروهی زیادی برگزار کردیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روایی و اعتبار تمام تصمیمات مربوط به کدگذاری و تصمیمات مربوط به متغییرهایی که مبنای تحلیل بودند توسط یک کدگذار دیگر و نیز توسط یکی از نویسندگان حاضر مورد تایید قرار گرفته است. ما داده های حاصل از نظر سنجی ها را از دسترسی کدگذاران دو نگه داشتیم تا آنها در کدگذاری مطالب خبری تحت تاثیر آگاهی از چگونگی تغییر افکار عمومی قرار نگیرند. ما فقط عین عبارات پرسش های نظر سنجی ها و دوره زمانی مورد بررسی را در اختیار کدگذاران گذاشتیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما مطمئنیم که درنتیجه این تلاشها، داده هایی با کیفیت بسیار بالا تولید شده است. به سهولت دریافتیم که بهتر است اظهارات و کنش های گزارش شده را با استفاده از یک مقیاس مدرج پیج قسمتی کدگذاری کنیم و آن را به مقولات زیر تقیسم کنیم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کاملاً موافق، موافق، بی نظر، مخالف و کاملاً مخالف&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس هرکدام از مقولات را ارزش گذاری کردیم، بدین ترتیب که به مقولات«بسیار مخالف» نمره 2- و به مقوله«بسیار موافق» نمره 2+ دادیم و مقوله« بی نظر» را هم صفر دادیم.در پایان با محاسبه میانگین مجموعه نمرات برای هر دسته ازمنابع خبری جهت گیری هر کدام از منابع را به لحاظ کمی اندازه گیری کردیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مجموع و میانگین کدهای جانبدارانه محتوای اخبار تلویزیونی از T1و T2 متغیر مستقل اصلی این پژوهش را تشکیل می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عمده تحلیل بر مبنای کنش ها و اظهاراتی صورت گرفته که از نظر کد گذران با اولویت گذاری سیاست ها «مرتبط» یا« بسیار مرتبط» بوده است؛ و چون گنجاندن مطالب خبری کمی مرتبط موجب تضعیف رابطه مشاهده شده می شد آن را حذف کردیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روش اصلی ما در تحلیل داده ها، تحلیل رگرسیونی مجذور حداقلی بود که بر اساس آن تاثیر هر کدام از منابع خبری( یا همه منابع با هم) به همراه تاثیر سطح افکار عمومی T1 را بر سطح افکار عمومی T2 برآورد کردیم. ما یکبار همه 80 مورد را با هم و بار دیگر در زیر مجموعه 40 موردی را جداگانه تحلیل کردیم و نیز زیر مجموعه هایی را که بر اساس موضوعات متفاوت تشکیل داده بودیم مثلا زیر مجموعه مربوط به سیاست خارجی، زیر مجموعه های مربوط براساس دوره های زمانی زیر مجموعه هایی براساس سطح اعتبار منبع را تشکیل و آن را مورد تحلیل قرار دادایم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعد از تست کردن فرضیه ها و مطالعه دقیق کل داده ها، موارد فردی تغییر در افکار عمومی نیز و کنش ، اظهارات و سلسله رویدادهایی را که در رسانه ها منعکس شده بود مورد بررسی قرار دادیم، این کار دو هدف را برآورده می کرد: اول، استنباط علی را میسر و تاثیرات کاذب و معکوس را آشکار می کرد؛ دوم، ما را قادر می ساخت را به فرضیه های جدیدی درباره تاثیرات دسته ای منابع خاص بر افکار عمومی دست یابیم که در این تحقیق دقیقاً از هم متمایز نشده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یافته ها:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;براساس تحلیل چنین برآورد شد تفسیرهای خبری(اظهارات گوینده خبر، گزارشگران و مفسران ویژه) که فاصله زمانی بین دو پیمایش T1 و T2 پخش شده قوی ترین تاثیرات را در افکار عمومی گذاشته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مثلاً یک تفسیر خبری که کدگذران آن را «بسیار مرتبط» با اولویت گذاری سیاستها ارزیابی کرده اند تغییر بیش از 4 نقطه درصدی افکار عمومی را به همراه داشته است. چنین یافته ای شگفت انگیز است که یافته ای که به آسانی نمی توان پذیرفت، اما آنچه به پذیرفتن این یافته کمک می کند این است ما در تحقیقات پیشینی خود نیز به همین نتیجه دست یافته بودیم. این یافته هم در مورد تحلیل محتوای سرمقاله های نیویورک تایمز صادق است (Page and Shapiro 1986)؛ هم در مورد تحلیل 40 مورد از اخبار تلویزیونی (Page and Shapiro and penpsey 1984) و هم در مورد 40 خبری تلویزیونی که قبل از اینکه 80 مورد کنونی را با هم تحلیل کنیم آن 40 مورد را جداگانه تحلیل کردیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما هنوز متقاعد نشده ایم که مفسران اخبار به خودی خود چنین پتانسیل بالایی برای بر انگیختن افکار عمومی دارند. چه بسا که مفسران خبری معرف اجماع نخبگان یا عموم جامعه باشند(Hallin 1984, macclasky and zaller 1984, neolle – neu ,ann 1973,1980) و یا اینکه اگر این تفاسیر با مواضع مدیر شبکه  و گرایشات گزارشگران هماهنگ باشد، مثلاً این تفاسیر الگویی برای گزارشگران باشد، می توان نشانگر وجود نوعی سوگیری در پوشش رسانه ای باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و [این سوگیری باعث می شود که رویدادها به گونه ای پوشش یابد که ممکن و موید تفاسیر پخش شده باشد] این سوگیری می تواند شامل انتخاب منابع خبری، نقل قولها تصاویر، زوایه دوربین، و حتی سوالاتی باشد که از مصاحبه شوندگان پرسیده می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دیگر اثرات برآورده نشده بر افکار عمومی نیز مطمئناً مهم هستند، هرچند ممکن است به سطح 05/0 از معنا داری آماری هم نرسند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نکته قابل توجه دیگر اینکه یک اظهار نظر کارشناسان یا پژوهشگران که کد گذاران آن را «مقوله» بسیار مرتبط گنجانده اند، تغییر 3 نقطه درصدی افکار عمومی را در پی داشته است که تغییر قابل توجهی به شمار می آید. همچنین برآورد شد که اظهار نظر«بسیار مرتبط» روسای جمهور تاثیر کمتری (چیزی در حدود سه دهم درصد) بر افکار عمومی داشته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اخباری هم که در خصوص اظهارات یا کنش های حزب مخالف بوده است نیز تاثیرات نسبتاً مثبتی به همراه داشته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از طرف دیگر، یافته ها و شواهدی وجود دارد که نشان می دهد گروههای ذینفع و تا حدودی شاید مقامات قضایی(البته در سالهای اخیر) تاثیرات واقعاً منفی بر افکار عمومی داشته اند. بدین  معنی که افکار عمومی در جهت مخالف اظهارات و کنش های آنها حرکت می کند. البته ما به دلیل بی ثبات بودن ضرایب مختلف آماری در مجموعه این داده ها هنوز مطمئن نیستم که این گروهها واقعاً تاثیر منفی بر افکار عمومی دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به نظر می رسد برخی اخبار هم به طور متوسط تاثیر چندان مستقیمی بر کل افکار عمومی ندارند و یا تاثیرشان بسیار کمتر از آن چیزی است که انتظار می رود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مثلاً وقتی هواداران و اعضای کابینه رئیس جمهور مستقل از خود رئیس جمهور عمل می کنند تاثیر قابل توجهی بر افکار عمومی ندارد. رویدادها و شرایط طبیعی هم ممکن است تاثیر غیرمستقیمی بر افکار عمومی داشته باشند، اما این رویداد ها نیستند که سخن می گویند، بلکه تاثیر آنها ناشی از تفاسیر و واکنش هایی است که دیگر منابع خبری نسبت به این رویدادها بروز می دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این نکته در مورد اظهارات و کنش های کشورها و شخصیت های خارجی ، چه دوست و چه دشمن ، نیز صادق است؛ چرا که شهروندان آمریکایی مخاطب مستقیم این کشورها و شخصیت ها نیستند، بلکه از طریق تفاسیر رهبران افکار عمومی از آنها آگاه می شوند.تمایز آشکار بین انواع اخبار دقیقاً متناسب با این ایده است که اطلاعات بر حسب منابع مختلفی که دارند از اعتبار متفاوتی هم برخوردارند، پس کاملاً پذیرفتنی و معقول به نظر می رسد که افکار عمومی مایل است به مواضع مفسران وکارشناسان بی طرف اعتماد کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعضی منابع مانند گروههای ذینفع و خودمدار که علی القاعده فقط به منافع خود می اندیشند ممکن است منابعی با وجهه منفی تلقی شوند که درمورد موضوعات عمومی و همگانی اظهار نظر کرده اند(Schattschneider 1960, 52-3). اگر روسای جمهور محبوب باشند تاثیر مثبت کمی بر افکار عمومی دارند( اگر چه این برآورد از لحاظ آماری چندان معنادار نیست).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هر اظهار نظری یا کنش «کاملاً مرتبط» رئیس جمهور چندی بیش از نیم نقطه از درصدی افکار عمومی را تغییر می دهد. بدون شک بخشی از این تاثیر موقتی و بخشی دیگر هم تاثیر معکوس است. ظاهراً این تاثیر نمی تواند فقط با وراجی های شخص رئیس جمهور افزایش یابد چرا که گزارشگران و سردبیران به شدت در تلاشند تا موضوعات تازه تری را پوشش دهند. در حقیقت، این یافته ها شواهدی حکایت از آن دارد که یک رئیس جمهور محبوب بر مسند نشسته است که میتواند از قدرت خود سوء استفاده کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به طوری که با تاکید بر موضوعی که برایش مهم است  می تواند در طول چندین ماه به تغییر 5 الی 10 نقطه درصدی افکار عمومی دست یابد(Page and Shapiro 1984).به عکس رئیس جمهوری که نامحبوب دانسته شود، به هیچ وجه تاثیر مثبتی بر افکار عمومی نداد ولی ممکن است مانند گلندار در زمان هنری چهارم ارواح را از اعماق زمین فراخواند، اما هیچ جوابی نشوند( یعنی برای تاثیر گذاری بر افکار عمومی بکوشد اما راه به جایی نبرد).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شواهدی وجود دارد که تاثیرات دیگر منابع خبری نیز ارتباطی دو سویه با محبوبیت رئیس جمهور دارد. تفاسیر اخبار زمانی قوی ترین تاثیر بر افکار عمومی خواهد داشت که رئیس جمهور نامحبوب را به چالش می طلبند. به علاوه به نظر می رسد مقامات کابینه رئیس جمهور در کنگره و جاهای دیگر وقتی مستقل از رئیس جمهور عمل می کنند تاثیر منفی ناچیزی بر افکار عمومی دارند؛ ولی اگر رئیس جمهور نامحبوب باشد و آنها هم مستقل از رئیس جمهور عمل کنند تاثیر مثبتی بر افکار عمومی خواهند داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کمی عجیب است که حزب مخالف وقتی قوی به نظر می ر سد که رئیس جمهور محبوب باشد. به طور خلاصه، ممکن است برخی تفاوتهای اساسی در پویایی تغییرات افکار عمومی بسته به این باشد که آیا رئیس جمهور محبوب است یا خیر.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بحث و بررسی بیشتر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پژوهش ما درباره موارد خاصی از تغییر افکار عمومی اطمینان ما را در خصوص یافته های کلی بیشتر کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تقسیر خبر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جالب ترین یافته... تاثیر قوی تفسیر خبری بر افکار عمومی است. مطالعه ما نشان می دهد که در برخی موارد اظهارات مفسران اخبار و گزارشگران تغییر در افکار عمومی را به دنبال دارد. مثالهایی از این قبیل، تمجید هوارد کی اسمیت از سیاستهای نیکسون و انتقاد او از پیشنهاد عقب نشینی یک جانبه از ویتنام در 1969؛ حمایت روزنامه نگاران از عقب نشینی تدریجی از ویتنام در 70-1969 ؛ تفاسیری که در 75-1974  افزایش تولید داخلی نفت را به کاهش قیمت نفت در قبال توقف حمایت از اسرائیل ترجیح می داد و ...؛ حمایت سه تن از مفسران معروف (اریک سورید، دیوید برینکلی، هوارد اسمیت) از وضع محدودیت هایی در 1973 و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما با همه احترامی که برای مفسران قائلیم مدعی نیستیم که مفسران مانند هوارد اسمیت به خودی خود منبع قوی ترین تاثیرات بر افکار عمومی هستند. اما برخی از محققان عکس این مطلب را صادق می دانند مانند(Freeman, Weeks and Wertheimer 1955). ما اعتقادی نداریم که والتر کرونکیت فقط با برنامه های احساساتی مشهورش که در 1968 پخش می شد به جنگ ویتنام پایان داد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در عوض، تفاسیری که ما بررسی کردیم ممکن است موضع بسیاری از روزنامه نگاران یا نخبگانی باشد که علاوه بر تلویزیون از کانالهای دیگری نیز موضع خود را اعلام می کنند و یا شاید این تفاسیر همچنین حاصل اجماع و وفاق کل نخبگان در سراسر کشور باشد(Macclosky and Zeller 1984). این تفاسیر همچنین میتواند نشان دهنده سوگیری و جانبداری موجود در شبکه باشد، مثلاً تاثیرات نامحسوس و ظریف گزارشگران وسردبیران بر انتخاب منابع خبری و روشهایی که مطالب تبدیل به فیلم می شود و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و یا ممکن است عموم مردم به غلط یا به درست، نظر مفسران و دیگرمنابع هم نظر را بازتاب وفاق ملی شکل گرفته بر سر موضوع خاص بدانند که این تصور در نهایت تاثیر شگرفی بر شکل گیری افکار عمومی شهروندان می گذارد(Lippman 1922, Noelleneoman 1973).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; ما با داده های کنونی نمی توانیم بین احتمالات و فرضیات فوق تمایزی قائل شویم ... به هر حال مفسران اخبار تاثیر شگرفی بر افکار عمومی دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کارشناسان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;... کسانی را که به عنوان کارشناس دسته بندی کردیم، تاثیرات قابل توجهی بر افکار عمومی دارند.اعتبار کارشناسان ممکن است بالا باشد آن هم به این دلیل که تصور می شود دارای تجربیات واقعی، کاردانی و مواضع بی طرف هستند. بی دلیل نیست که همگان اهمیت زیادی برای اظهارات و مواضع کارشناسان قائل هستند، البته وجود فرایندهای معکوس، یعنی تاثیر افکار عمومی بر کارشناسان، را نباید نادیده گرفت؛( بویژه که وقتی جذب مخاطب مهمترین هدف یک رسانه باشد؛ انتخاب کارشناس توسط آن رسانه صرفاً برمبنای محبوبیت نظرات آن کارشناس صورت خواهد گرفت) البته این فرایندهای معکوس در کوتاه مدت محدود است چرا که کارشناسان با فشارهای انتخابی خودی فردی مواجه نیستند. بدین معنی که ممکن است گرایشات مردم در انتخاب اینکه چه کسی کارشناس است و معیارهای این انتخاب کدام است موثر باشد، اما همین که کسی به عنوان کارشناس شناخته شد، دیگر بر خلاف رئیس جمهور و سایر مقاماتی که با انتخابات روی کار می آیند از افکار عمومی تاثیر چندانی نخواهد پذیرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یکی از مثالهای بارز تاثیر نظرات کارشناسان به افکار عمومی به ماجرای رای سنا به معاهده منع گسترش سلاحهای استراتژیک (SALT 11) مربوط است. حمایت افکار عمومی از این معاهده در 1979 از فوریه تا مارس 5/5 درصد از ژوئن تا نوامبر 19درصد کاهش یافت. در طول هر دو دوره بسیاری از ژنرالهای بازنشسته ارتش و کارشناسان نظامی علناً به این معاهده اعتراض کردند وعلیه آن گواهی دادند، آنها در اعتراضات خود به مشکل بودن بازرسی و کنترل بر تسلیحات و نیز توازن نابرابر قوای نظامی به نفع شوروی استناد کرده بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روسای جمهور&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;موارد بسیاری تاثیر کنش ها و اظهار نظرات منعکس شده یک رئیس جمهور محبوب را بر افکار عمومی تایید می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این موارد شامل این مثالهاست: پافشاری نیکسون بر تسریع در عقب نشینی سربازان آمریکایی از ویتنام در 71-70-1969 استدلال ریگان  برای فروش هواپیمای آواکس به عربستان سعودی(در 1981 سرسختی اولیه کارتر در مورد بحران گروگانگیری در ایران ( در حوزه کوتاه اوج محبوبیتش در 1980)؛ ژست گیری های ستیزه جویانه ریگان در 1982 علیه اتحادیه جماهیر شوروی؛ دفاع از هزینه های نظامی در -1974؛ حمایت های فورد در 1976 و کارتر در 1980 از قطع هزینه های داخلی دولت . حمایت نیکسون از کنترل قیمت ها و دستمزدها در 3-1972 و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از طرف دیگر، نتایج تحلیل رگرسیونی نشان می دهد که روسای جمهور نامحبوب در رهبری افکار عمومی موفقیت چندانی نداشته اند. در شماری از موارد روسای نامحبوب به شدت کوشیده اند تا از برخی سیاستها حمایت کنند اما در اوضاع افکار عمومی ناموفق مانده اند. این نکته مثلاً در مورد فورد صادق است که می کوشید بودجه نظامی سال 1976 را افزایش دهد و همزمان برا برنامه ای شغلی و افزایش بودجه بخش های آموزش و بهداشتی اصرار می ورزید. جیمی کارتر در اوایل سال 1979 با محبوبیت 43 درصدی اش که بعداً کاهش یافت- نتوانست از حمایت های کافی برای معاهده SALT 11 برخوردار شود. کارتر همچنین در اجرای طرح هایی مانند جیره بندی گازوئیل، طرح خدمات سربازی و تصویب اصلاحیه حقوق برابر 80-1979 ناکام ماند. حتی رونالد ریگان وقتی در اواسط 1982 در سطح پایینی از محبوبیت (46درصد) قرار داشت نتوانست افکار عمومی را در جهت موافقت با الحاق متمم در منع نیایش در مدرسه، به قانون اساسی بر انگیزد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از آنجایی که برای اولین بار در پژوهش قبلی مان که تحلیل داده های روزنامه بود متوجه تمایز بین محبوب بودن و نامحبوب بودن روسای جمهور شدیم، بر این باوریم که این تمایز واقعی است. هرچند که دامنه این تمایز ناچیز باشد و تاثیر روسای جمهور محبوب از لحاظ آماری هم کاملاً معنا دار نباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گروهها ذینفع&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تحلیل رگرسیونی ما نشان می دهد که گروهها و افرادی که مدافع منافع خاص خود هستند- اگر با هم در نظر گرفته شوند- تاثیری منفی بر افکار عمومی دارند. بررسی ما از این موارد، این نظر را تقویت می کند. 1) این نکته را هم به دست می دهد که برخی گروههای خاص ممکن است تاثیر مثبتی بر افکار عمومی داشته باشند، در حالی که دیگر گروهها تاثیرات صرفاً منفی دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما بیشتر از بیست مورد را یافتیم که در آن افکار عمومی آشکارا موضعی کاملاً متضاد با مواضع گروههای ذینفع اتخاذ کرده است. در برخی موارد، گروههای ذینفع با تاخیر موضع گیری  کرده اند یعنی زمانی اتخاذ موضع کرده اند که افکار عمومی حرکت خود را در جهت مخالفت آغاز کرده است. چنین مواردی باعث ایجاد رابطه منفی کاذب می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما در بسیاری از موارد به نظر می رسد که گروههای ذینفع واقعاً افکار عمومی را به تعارض با خود بر می انگیزند و در نتیجه تاثیرات منفی و بسیار نامطلوبی از خود بر جای می گذارند. این موارد از این قبیل هستند: معترضان جنگ ویتنام در 70-1969؛ معترضان به احضار به خدمت سربازی در 1980؛ شاید مبارزه با انرژی اتمی در 1982؛ شهروندان آمریکا سابقه ای طولانی درمخالفت با تظاهرات و تظاهر کنندگان- حتی با تظاهرات صلح آمیز – دارند و آشکار می خواهند که معترضان و تظاهر کنندگان را به عنوان منابع شروع و قابل اعتماد در رهبری افکار عمومی نپذیرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در کل، همگان تمایلی ندارند تحت تاثیر مواضع گروههایی قرار گیرند که تصور می شود منافعشان محدود و خود مدار است. در حالی که به گروهها و افرادی که تصور می شود به نوعی نگران منافع همگانی هستند پاسخ مساعد می دهند. بهترین مثال در این مورد داده های ما درباره گروههای هوادار محیط زیست و شاید گروههایی شبیه Common casuse باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; مثلاً از 1973 تا 1974، همین که تلویزیون گزارش داد که محافظه کاران مواضع و منافع شرکتهای نفتی سودجو و غیرقابل اعتماد را به چالش کشیده اند، حمایت های همگانی از واگذاری اجاره ای زمین های این شرکتها کاهش یافت. در همین زمان حمایت همگانی از تثبیت قیمت گازوئیلی و انرژی های گرمایی، علی رغم مخالفت صاحبان شرکتهای نفتی و ایستگاههای سوخت رسانی  افزایش یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ظاهراً نه فقط شرکتهای تجاری بلکه اعضای برخی گروهها مانند سیاه پوستان ، زنان، فقرا، یهودیان و گروههای سازمان یافته کارگری نیز اعتبار و آبروی خود را از دست داده اند و در قبال مسائلی که به نحوی به آنها مربوط می شود تاثیری منفی یا خنثی بر افکار عمومی داشته اند؛ مسائلی از قبیل سیاستهای رفاهی و یا برخی موضوعات مربوط به خاورمیانه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نتیجه گیری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معتقدیم که عوامل اصلی موثر بر تغییرات کوتاه مدت و میان مدت افکار عمومی را تشخیص داده ایم. تحلیل ما هیچ برآوردی از تغییرات عمیق و بلند مدت در افکار عمومی که بازتاب تحولات مهم اجتماعی تکنولوژیکی و جمعیت شناختی باشد به دست نمی دهد؛ تحولاتی از قبیل افزایش سطح سواد، مهاجرت های نژادی، تغییراتی که در خانواده ها و محل کار رخ می دهد، جایگزینی دوستان و گروههای تاثیر پذیری و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تغییر نگرش مردم درباره مسائلی از قبیل آزادیهای مدنی، حقوق مدنی، سقط جنین و دیگر موضوعاتی که حداقل در تحلیل عامل به تغییرات اجتماعی ختم می شود چندین دهه زمان می طلبد. اگر قرار باشد گزارشهای خبری نقشی در تغییر افکار عمومی در قبال چنین مسائلی ایفا کنند چه بسا که به مثابه انتقال دهنده نیروهای بنیادی تر عمل کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به هر حال ما در  مطالعه حوزه  تغییرات کوتاه مدت و میان مدت افکار عمومی به موفقیت چشمگیری دست یافته ایم و آن اینکه دریافته ایم که چه چیزی افکار عمومی را بر می انگیزد. متغییر اخبار تلویزیونی به همراه متغییر سطح افکار عمومی در زمان پیمایش اول، عامل بیش از 90 درصد تغییرات افکار عمومی هستند. متغیر  اخبار تلویزیونی به تنهایی عامل حدود نیمی از تغییرات در افکار عمومی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فرایند تغییر افکار عمومی ساده نیست. مثلاً اگر بخواهیم تغییرات افکار عمومی را در فاصله بین دو پیمایش بررسی کنیم ضروری است که محتوای رسانه ای قبل از پیمایش اول هم مورد بررسی قرار گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تفاوت بین اخبار کنونی و اخبار قبلی( یا به عبارتی افکار عمومی قبلی) بسیار مهم است. بخشی از تاثیر رسانه ای موقتی و زود گذر است . تا آنجا که افکار عمومی بین T1 و T2 دوباره به عقب سوق می یابد و در جهت محتوای رسانه ای ماقبل پیمایش اول(T1) حرکت می کند. وانگهی مهم است که بین منابع خبری تمایز قائل شویم تا اینکه همه محتوای رسانه ای را به عنوان یک کل با هم در نظر گیریم؛ اخباری که از منابع مختلف ناشی می شوند از تاثیرات به شدت متفاوتی هم برخوردارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;درمیان منابعی که بررسی کردیم تاثیرات برآورد شده تفاسیر در مقایسه با پیامهای منابع دیگر با تکرار به مراتب کمتری پخش شده اند. با این وجود جایگاه علی این یافته مشخص نیست. تفاسیر ممکن است نشانگر تاثیرات و عوامل گسترده تری باشند، عواملی مثل سوگیری رسانه در انتخاب و ارائه دیگر اخبار اجماع رسانه ها و نخبگان آمریکا و یا اجماع وفاقی که تصور می شود  افکار عمومی به آن دست یافته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کارشناسان یعنی کسانی که تصور می شود دارای تجربیات و دانش فنی و مواضع بی طرف هستند نیز تاثیرات قابل ملاحظه ای بر افکار عمومی دارند. اگر کارشناسان  سیاستی را بی ثمر و ناکارآمد بدانند و برعلیه آن گواهی دهند در نتیجه اقبال عامه نسبت به آن سیاست کاهش خواهد یافت. و برعکس اگر کارشناسان گزینه ای را کارآمد و الزامی یافتند آن سیاست با اقبال عمومی مواجه خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما همچنین دریافتیم که پیامهای منعکس شده در رسان ها که یا در مورد روسای جمهور محبوب است یا به نقل از آنهاست تاثیر مثبتی بر افکار عمومی دارد. رئیس جمهور به خواسته های عموم پاسخ می دهند اما در عین حال افکار عمومی را نیز می تواند رهبری کند. انتظار می رود  تلاشهای یک رئیس جمهور فعال در عرض چند ماه تغییر 5تا 10 نقطه درصدی افکار عمومی را در پی داشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مفسران اخبار کارشناسان و روسای جمهور محبوب در کل از اعتبار بالایی برخوردارند که ما معتقدیم این اعتبار در تاثیر این منابع بر افکار عمومی نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند. شهروندان خردگرا اطلاعات و تحلیل های کسانی را می پذیرند که به آنها اعتماد داشته باشند و بر عکس منابع خبری که اعتبار کمی دارند، مثل روسای جمهور نامحبوب و یا گروههایی که تصور می شود منافع محدودی دارند عموماً تاثیری بر افکار عمومی ندارند و اگر دارند تاثیری منفی دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ممکن است تصور شود برخی از این یافته ها فقط محدود به همین دوره جدیدی است که مورد مطالعه قرار گرفته است دوره ای که در آن عموم مردم شدیداً متکی به تلویزیون هستند، بهتر آموزش دیده اندو نسبت به گذشته توجه بیشتری به سیاست دارند. اما دلگرمی و اطمینان ما در مورد این داده ها از آنجا نشات می گیرد که این داده ها با نتایج پژوهشی قبلی ما (تحلیل مطالب روزنامه ها) کاملاً هماهنگ و منطبق است. ما در پژوهش قبلی با تحلیل مطالب روزنامه ها تغییرات افکار عمومی را از 1935 به بعد مورد مطالعه قرار دادیم(Page and Shapiro, 1983 b, 1984) شباهت نتایج این دو مطالعه این مشاهده را تقویت می کن که همه رسانه های خبری ملی در آمریکا همگن و هم سنخ هستند. همه این رسانه ها مایلند در مورد سیاستهای همگانی پیامهای یکسانی را از منابع یکسان پخش کنند. چه بسا که این مسئله ناشی از هنجارها ، مشوقها ، ساختار قسمت خبر و مخصوصاً همه گیر بودن خدمات خبری باشد(Epstein 1973, Gans 1980, Roshco 1975) . از این جنبه محتوای یک رسانه می تواند نشانگر و شاخص خوبی برای محتوای دیگر سانه ها باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما از بابت دغدغه هایمان در مورد نظریه دموکراتیک بسیار لذت بخش است وقتی می بینیم منابع نسبتاً بی طرف اطلاعاتی مانند کارشناسان و مفسران خبری در مقایسه با گروههای ذینفع  و خودمدار تاثیر بسیار مثبت تری از خود به جای می گذارند. نیز جالب است که روسای جمهور محبوب که علی القاعده باید به فکر تحقق بخشیدن به آرمانهای مردم باشند، در تاثیر گذاری بر افکار عمومی تواناتر از روسای جمهور نامحبوب هستند. این یافته ها حکایت از این دارد که اطلاعات عینی می تواند نقش بسیار مهمی در شکل گیری و تغییر افکار عمومی ایفا کند و نیز نشانگر این است که برخی تلاشهای مذبوحانه برای دستکاری و تحریف افکار عمومی راه به جایی نمی برد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از طرف دیگر برخی تاثیرات غیرمستقیم و بی سروصدای صاحبان منافع خاص بر ا که مثلاً از طریق تحت تاثیر قرار دادن کارشناسان و مفسران خبری صورت می گیرد بسیار خطرناک تر از آن چیزی است که عموم آن را یک «تضاد منافع» ساده می نامند. البته واضح است قبل از اینکه بتوانیم درباره منابع بنیادی تر تاثیر گذاری بر افکار عمومی با اطمینان قضاوت کنیم، باید بسیار بیاموزیم . این نکته در مورد قضاوت درباره کیفیت اطلاعاتی که توسط افکار عمومی دریافت می شود نیز صادق است برای قضاوت درباره اینکه عموم مردم تا چه حد از رهبری کارآمد سیاسی و نیز تحصیلات بهره می برند و تا چه حد تاثیر فریب و نیرنگ قرار می گیرند، ضروری است که درستی ونادرستی و منطقی و غیرمنطقی بودن اظهارات و کنش های کسانی که توانسته اند اعتماد افکار عمومی را جلب کنند مورد بررسی قرار می گیرد(Bennet 1983, Edelman 1964, Miliband1969, Rothman 1979, Wise 1973, contrast Braestrup 1983, Robinson 1976) .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این نکته درباره منابعی که پیامهایشان از طریق رسانه ها منتقل می شود و نیز خود رسانه ها قابل اجرا است. درباره اینکه آیا منابع مختلف دروغ می گویند و افکار عمومی را گمراه می کنند و یا حقیقت می گویند نکات بسیاری برای آموختن وجود دارد. همچنین درباره درستی و نادرستی گزارشهای رسانه ای از آنچه منابع مختلف می گویند و انجام می دهند؛ و نیز درباره هر نوع تحریف و سوگیری سیستماتیک در انتخاب و گزارش اخبار مربوط به سياستهاي مختلف.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;فهرست منابع&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;منابع فارسي:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1.   احمديان، م. (1375) «وسايل ارتباط جمعي، مشاركت و توسعه». در: علوي، پ. ارتباطات سياسي (ارتباطات، توسعه و مشاركت سياسي). تهران: مؤسسة نشر علم نوين.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2.   ازكيا، م. (1377). جامعه‌شناسي توسعه. با همكاري غلامرضا غفاري. تهران: نشر كلمه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3.   ديني، ع. (1370). «تفاوت كيفي مفهوم رشد و توسعه». كتاب توسعه، شماره اول، ص85.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4.   ساروخاني، ب. (1367). جامعه‌شناسي ارتباطات. تهران: انتشارات اطلاعات.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5.   سرواس، ج. (1989). «دگرگوني در نظريه هاي ارتباطات و توسعه و پيامدهاي آن در سياستگذاري و برنامه‌ريزي ارتباطي»، ترجمة عليرضا حسيني پاكدهي. در: فصلنامة‌ رسانه، سال شانزدهم، ش4، زمستان 84، صص 77ـ141.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;6.   محسنيان‌راد، م. (1382). روش‌هاي مصاحبه خبري. تهران: مركز مطالعات و تحقيقات   رسانه‌.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;7.   معتمد‌نژاد، ك. (1383). وسايل ارتباط جمعي. تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;8.   يونسكو. (1994). فرهنگ و توسعه: رهيافت مردم‌شناختي توسعه. ترجمة فاضلي، ن. و فاضلي، م. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;منابع لاتين:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1.         Atton, C. (2004). An Alternative Internet: Radical Media, Politics and Creativity. Edinburgh: Edinburgh University Press.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2.         Bamberger, M. (1988). The Role of Community Participation in Development Planning and Project Management. Washington, D.C.: The World Bank. EDI Policy Seminar Report, No 13. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3.         Barker, C. (2003). Cultural Studies, Theory and Practice. 2nd edn. London: Sage.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4.            Bowman, S. &amp; Willis, C. (2003) “We Media: How Audiences Are Shaping the Future of News and Information”, The Media Center at The American Press Institute, Thinking Paper. URL (consulted March 2006):&lt;U&gt; &lt;/U&gt;&lt;A href=&quot;http://www.hypergene.net/wemedia/weblog.php&quot;&gt;http://www.hypergene.net/wemedia/weblog.php&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5.            Chander, R, (1974). “Television Treatment of Folk Forms in Family Planning Communication”. Paper Presented to the inter-Regional Seminar/Workshop on the Integrated Use of Folk Media and Mass Media in Family Planning Communication Programmes, New Delhi, 7-16 October.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;6.            Chiranjit. (1974). “Radio Treatment of Folk Forms”. Paper Presented to the inter-Regional Seminar/Workshop on the Integrated Use of Folk Media and Mass Media in Family Planning Communication Programmes, New Delhi, 7-16 October. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;7.            Deuze, M. (2006). Ethnic Media, Community Media and Participatory Culture. Journalism, Vol. 7(3): 262-280. London: Sage Publications. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;8.            Diaz-Bordenave, J. (1989). “Participative Communication as a Part of the Building a participative Society”. Paper prepared for the seminar on Participation: a Key Concept in Communication for Change and Development, Pune, India, February.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;9.            Gillmor, D. (2004). “We the Media: Grassroots Journalism by the People, for the People”. Oreilly. URL (consulted July 2005): &lt;A href=&quot;http://www.oreilly.com/catalog/wemedia/book/index.csp&quot;&gt;http://www.oreilly.com/catalog/wemedia/book/index.csp&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;10.        Jankowski, N. &amp; Prehn, O. (2002) Community Media in the          Information Age: Perspectives and Prospects. Cresskill, NJ: Hampton Press. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;11.        Jenkins, H. (2006). Convergence Culture. New York: NYU Press.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;12.        Jenkins, H. (2004). “The Cultural Logic of Media Convergence”. International Journal of Cultural Studies 7(1): 33–43. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;13.        Kivikuru, U. (2006). Top-Down or Bottom-Up? Radio in the Service of Democracy: Experiences from South Africa and     Namibia. International Communication Gazette, Vol.68 (1): 5-31.   London: Sage Publications. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;14.        McQuail, D. (2000). McQuail’s Mass Communication Theory. London: Sage. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;15.        Melkote, S. (1991). Communication for Development in the Third World. New Delhi: Sage Publications, India Pvt Ltd.    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;16.        NCM. (2005). The Ethnic Media in America: The Giant Hidden in Plain Sight, Report New California Media, URL: (Consulted November 2005) &lt;A href=&quot;http://www.ncmonline.com./&quot;&gt;http://www.ncmonline.com.&lt;/A&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;17.        Riggins, S. (1992). Ethnic Minority Media: An International Perspective. London: Sage.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;18.        Rodriguez, C. (2001). Fissures in the Mediascape: An International Study of Citizen’s Media. Cresskill, NJ: Hampton Press. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;19.        Van Hoosen, D. (1984). “The Barefoot Actions: Folk Drama and Development Communication in Asia”. In G. Wang &amp; W. Dissanayake (Eds), Continuity and Change in Communication Systems, pp. 127-137. New Jersey: Ablex.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;20.    Wang, G. &amp; Dissanayake, W. (1984). “Culture, Development, and Change: Some Explorative Observations”. In G. Wang &amp; W. Dissanayake (Eds), Continuity and Change in Communication Systems, pp. 3-20. New Jersey: Ablex.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 18:30:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aga&amp;postid=131</comments>
<dc:creator>aga</dc:creator>
<guid>http://aga.blogfa.com/post-131.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدیریت  تحول</title>
<link>http://aga.blogfa.com/post-130.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مدیریت  تحول&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سطوح ایجاد تغییر در انسان تغییر اجتناب ناپذیر است و باید به منظور ایجاد تحولات سازنده و مؤثر در سازمانها، طراحی و مدیریت شود. جهان امروز نیاز فزاینده به آن نوع از رهبری دارد كه به ایجاد سازمانهایی كه به سمت فعال كردن پتانسیل های خود می پردازند بها دهد و در عین حال به حل بحرانها و شرایط اضطراری محیط كار بیندیشد. در چنین شرایطی سازمانها باید بدانند كه برای رسیدن به اقتدار آتی ناچارند اهداف «شدن» را به اهداف «ماندن» ترجیح دهند.به بیان دیگردر عصر حاضر، تحول، بازسازی و نوسازی یكی از ابعاد مهم سلامت سازمانی بوده و بنابراین، مدیریتِ تغییر در سازمانها یكی از مشكل‌ترین وظائف مدیــــران پیشرو است. در همین راستا مقاله حاضر بر آن است كه ضمن بیان اهمیت و ضرورت مدیریت تحول در روزگار كنونی‌، به بیان مختصر عوامل تسهیل كننده تغییر و بهــسازی در سازمانها و راهكارهای غلـــبه بر مقاومتها و موانع موجود بر سر راه ایجاد تحولات و نوآوریهای سازمانی بپردازد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مقدمه&lt;BR&gt;در عصر حاضر سازمانها به صورت فزاینده ای با محیطهای پویا و در حال تغییر مواجهند و بنابراین، به منظور بقا و پویایی خود مجبورند كه خود را با تغییرات محیطی سازگار سازند. به بیان دیگر با توجه به سرعت شتابنده تغییرات و تحولات علمی،تكنولوژیك، اجتماعی،فرهنگی و … در عصر حاضر ،سازمانهایی موفق و كارآمد محسوب می شوند كه علاوه بر هماهنگی با تحولات جامعه امروزی ،بتوانند مسیر تغییرات ودگرگونیها را نیز در آینده پیش‌بینی كرده و قادر باشند كه این تغییرات را در جهت ایجاد تحولات مطلوب برای ساختن آینده‌ای بهتر هدایت كنند(۱) چرا كه به گفته تافلر «تنها با بهره گیری خلاقانه از تغییر برای هدایت كردن خود تغییرات است كه می‌توانیم از آسیب شوك آینده در امان بمانیم وبه آینده ای بهتر و انسانی تر دست یابیم» (تافلر،۱۳۷۳, ۵۰۰).&lt;BR&gt;با وجود این مشاهدات و مطالعات نشان می دهد كه بسیاری از سازمانها نه تنها نوآور و خلاق نیستند بلكه حتی در هماهنگی با تحولات و پیشرفتها و تغییرات عصر حاضر نیز ناتوان مانده و اغلب با شیوه‌های ناكارآمد سنتی اداره می شوند.به عنوان نمونه «اندرو پتیگرو» پژوهشگر انگلیسی كه در زمینه تصمیم‌گیریهای استراتژیك مطالعه كرده است ،از خصوصیات ایستای سازمانها حیرت زده شده است و به این نتیجه رسیده است كه به رغم تغییر پیوسته شرایط دنیا ، اغلب سازمانها و شركتها در ۱۰سال گذشته زندگی می‌كنند و حدوداً ۱۰ سال از شرایط دنیا عقب هستند(پیترز و واترمن،۱۳۷۲، ۲۷).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مفاهیم تغییر و نوآوری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در تعریف پدیده تغییر گفته شده است تغییر، ایجاد هر چیزی است كه با گذشته تفاوت داشته باشد اما نوآوری اتخاذ ایده‌هایی است كه برای سازمان جدید است. بنابراین، تمام نوآوریها منعكس‌كننده یك تغییرند اما تمام تغییرها نوآوری نیستند (آقایی فیشانی،۱۳۷۷،۲۶). «مورت» كه اولین تحقیقات گسترده درمورد فرایند تغییر را انجام داده است واژه تطبیق را به نوآوری ترجیح می دهد و از این رو نوآوری را قابلیت سازمان در جوابگویی به نقشش در جامعه تعریف می كند (شیرازی، ۱۳۷۳، ۲۹۲). مطابق با تعریف «هنسن» نیز تغییر در سازمان فرایند تحول و دگرگونی است كه در رفتارها، ساختارها، خط مشی‌ها، منظورها یا بروندادهای پاره‌ای از واحدهای سازمان رخ می‌دهد (هنسن، ۱۳۷۰، ص ۳۳۰). با این حال، با توجه به نزدیكی و مشابهت مفاهیم نوآوری و تغییر در بسیاری از منابع و متون علمی، این دو واژه اغلب مترادف درنظرگرفته شده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دیدگاه صاحبنظران&lt;BR&gt;به طوركلی سازمانهای نوآور سازمانهایی هستند كه نسبت به تغییر نیازهای مشتریان، تغییر مهارتهای رقبا، تغییر روحیه افراد جامعه، تغییر شرایط تجارت بین الملل و مقررات دولتی واكنش نشان داده، در شكل و نحوه تولیدات خود تجدیدنظر كرده و خود را متحول می سازند. درهمین رابطه «پیتر دراكر» نوآوری را یكی از اهداف هشتگانه در سازمان می داند (سرمد، ۱۳۸۰، ۵۱)، «فایول» تغییر و نوآوری را یكی از اصول ۱۴ گانه مدیریت معرفی می كند و «الوین تافلر» معتقد است محور موج سوم را خلاقیت و نوآوری تشكیل می دهد (آقایی فیشانی، ۱۳۷۷، ص پیشگفتار).«گاروین» نیز با دیدگاهی كاربردی سازمان همواره یادگیرنده را سازمانی معرفی می‌كند كه در خلق ،اكتساب و انتقال دانش و تعدیل و جایگزینی رفتارش با دانش و بینش جدید مهارت دارد(سلطانی تیرانی،۱۳۷۸،صص۱۱۷-۱۱۶). در همین راستا می توان چنین نتیجه گیری كرد كه سازمانهای خلاق و نوآور سازمانهایی همواره یادگیرنده هستند و یادگیری مهمترین فرصت برای ایجاد تغییر و تحول و همگام شدن با تغییرات محیطی است (نژاد ایرانی به نقل از كونر، ۱۹۹۲، ۹۰).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;از سوی دیگر، امروزه برای توجیه اجتناب ناپذیر بودن پدیده تغییر در سازمانها و ضرورت چاره اندیشی در جهت تطبیق سازنده و صحیح با تغییرات از دیدگاه «آبهای ناآرام» استفاده می شود . این دیدگاه سازمان را قابل تشبیه به قایقی می داند كه باید از یك رودخانه پرتلاطم بگذرد كه جریان آب آن همواره طوفانی است .در این حالت آنچه وضع را بدتر می كند این است كه كسانی بر این قایق سوارند كه پیش از این با هم همكاری نداشته اند و هیچ كدام پیش از این از این رودخانه عبور نكرده است.در مسیر رودخانه پیچ و خمها و سنگهای درشتی قرار دارد كه قایق به طور غیرمنتظره با آنها برخورد می كند،مقصد قایق نیز به درستی مشخص نیست. هر چند وقت یكبار هم تعدادی افراد جدید بر این قایق سوار می شوند و عده‌ای هم قایق را ترك می‌كنند(رابینز،۴۰۳،۱۳۷۶). «لاكت» نیز درباره ضرورت نوآوری و همگامی و هماهنگی با تحولات جدید می‌گوید «موج دریا تجربه ترسناكی است، اگر در مقابل آن ایستادگی كنید شما را به گوشه ای پرتاب می كند، مع ذالك اگر بر آن سوار شوید می تواند در زمان كوتاهی شما را به جای دوری ببرد .به طور قطع بسیار ساده تر است كه منتظر امواج تغییر باشید و بر آنها سوار شوید تا اینكه اصرار ورزید كه بی‌حركت بمانید و به سویی رانده شوید. مدیریت ساكن و بی تحرك نمی‌تواند مدت زیادی به طول انجامد(۲)، موج یا آن را غرق می كند و یا كشتی این مدیریت در گل فرو رفته باقی می‌ماند(لاكت،۱۳۷۴،ص۲۳۶).»&lt;BR&gt;و بالاخره دیدگاههای بسیاری از نظریه پردازان دیگر مانند تافلر، شون(۱۹۷۱) و برگ كویست (۱۹۹۳) نیز حاكی از آن است كه سازمانهای امروزی نمی توانند روند و سرعت تغییرات را متوقف سازند بلكه تنها می‌توانند تردیدها، نوسانات و بی ثباتی‌ها را به فرصتهایی برای آموختن ،تطابق و همخوانی مطلوب تبدیل كنند(سنجری،۱۳۷۹, ۴۲).ها&lt;BR&gt;به طور كلی تغییرات در رفتار انسان در چهار سطح زیر طبقه بندی می‌شوند:&lt;BR&gt;۱-تغییرات در معرفت،۲- تغییرات در نگرش یا گرایش، ۳ - تغییرات در رفتار و۴-تغییرات در رفتار گروهی. رابطه زمانی و دشواری هر یك از این چهار مورد در شكل شماره یك نشان داده شده است:&lt;BR&gt;آسانترین نوع تغییر ،ایجاد تغییر دردانش و معرفت است.تغییر در نگرش بعد از آن قرارمی گیرد.نگرش از اینكه جهات عاطفی مثبت یا منفی پیدا می كند، ساختی متفاوت با ساخت دانش و معرفت دارد. تغییر در رفتار فردی به طور قابل ملاحظه ای دشوارتر و زمان گیرتر از دو تغییر پیشین است، لكن ایجاد تغییر در عملكرد گروهی یا سازمانی ازآنجایی كه به تغییر در عادات،آداب و سنتها مربوط است، دشوارترین وزمانگیرترین تغییرات است. با وجود این، هر چند در سازمانها از بین سطوح تغییر،سطوح آخر یعنی تغییرات در رفتار فردی و گروهی اهمیت بیشتری دارند اما لازمه تغییرات اساسی در رفتار فردی و گروهی ایجاد تغییرات در دانشها و به ویژه نگرشهای افراد است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از سوی دیگر، در نوشته ها و تحقیقات مدیریت برای ایجاد تحول و نوآوری و نهادی كردن آن در سازمانها نیز به سه دیدگاه اشاره شده است .اول دیدگاهی كه نوآوری را بیشتر یك امر روان شناختی و مربوط به میزان هوش و استعدادهای فردی تلقی كرده و بنابراین، در سازمان استفاده از امكانات آموزشی و سیستم پاداش و تقویت كننده های مثبت را برای پرورش استعدادها و خلاقیتهای افراد باهوش و با استعداد توصیه می كند.دوم دیدگاه اجتماعی كه خلاقیت و نوآوری سازمانی را بیشتر امری جامعه شناختی و مربوط به فراهم آمدن محیط و زمینه مناسب برای بروز استعدادها می داند.این نگرش غنی سازی امكانات و زمینه های لازم در سازمان را برای ایجاد و استمرار خلاقیتها و نوآوریها توصیه می كند و اما دیدگاه سوم دیدگاه سیستمی است كه ایجاد نوآوریها و استمرار و فراگیری آنها در سازمان را یك امر سازمانی یعنی فراتر از عوامل فردی و فراهم آوردن صرف امكانات و زمینه های لازم تلقی می كند به این معنی كه فراهم آمدن مجموعه و سیستمی از عوامل در سطح فردی و گروهی همراه با ساختارها،كاركردها و نقشهای مرتبط با آنها و نیز ارزشها و باورهای خاص سازمانی را لازم می داند تا به‌وسیله آنها بتوان خلاقیتها‌، نوآوریها و تحولات پویا و سازنده را در سازمان به صورت مستمر و فراگیر در آورده و آنها را به عنوان پیش فرضی اساسی برای بقا و رشد سازمانی نهادینه كرد(سلطانی تیرانی،۱۳۷۸، ۱۱) .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عوامل تسهیل كننده فرایند نوآوری&lt;BR&gt;با اینكه نتیجه نوآوری وتغییر موفقیت‌آمیز، تكامل است اما علی رغم اهمیت آن در فرایند رشد وتوسعه تمدن بشری ،تغییر در فعالیتهای انسانی به سادگی صورت نمی‌گیرد.از آنجایی كه شناسایی عوامل تسهیل كننده تحولات سازمانی و همچنین موانع و عوامل مقاومت كننده در برابر آن ، می تواند در هدایت و مدیریت صحیح و اصولی فرایند نوآوریها و تحولات سازمانی توسط مدیریت سازمان موثر باشد،در این بخش به عوامل تسهیل و تقویت كننده نوآوریها و تغییرات سازمانی، از دیدگاههای صاحبنظران مختلف پرداخته می شود.&lt;BR&gt;یكی از مهمترین عوامل تسهیل كننده و تقویت توان نوآوری و خلاقیت در سازمانها‌، ساختار مناسب و تشكیلات متناسب با اهداف مورد نظر است به طوری كه از دیدگاه صاحبنظران مختلف ، ساختار سازمانی مناسب پیش فرضی برای موفقیت ونوآوری وتغییر در سازمان است (نژاد ایرانی،۱۳۷۶ ،۷). در همین راستا «تامپسون» معتقد است سازمان سلسله مراتبی بوروكراسی ها در مدل وبر، نوآوری یا تغییر را كند می‌كند.فرضیه او به این گونه بیان می شود كه هر چه سازمان كمتر بوروكراتیزه باشد و بیشتر با درگیری مواجه باشد نوآوری (تغییر) در آن بیشتر است.براساس این فرضیه وی پیشنهاد می كند كه اگر سازمانهای سلسله مراتبی تمایل به تغییر و نوآوری داشته باشند بایستی از انعطاف ناپذیری خود بكاهند (شیرازی،۱۳۷۳،۲۹۷). تافلر نیز درباره بوروكراسی‌های اداری می نویسد «امروزه تغییرات بسیار سریع به تصمیمهایی همانقدر سریع نیاز دارد اما منازعات قدرت، نظامهای اداری را به طریق رسواكننده‌ای كند می سازد .رقابت به نوآوری مداوم نیاز دارد درحالی كه قدرت اداری خلاقیت را نابود می سازد (تافلر،۱۳۷۰, ۳۰۶).»در همین رابطه «دفت» نیز یكی از سه ویژگی مهم ساختار سازمانهای موفق را عدم تمركز ساختاری به منظور تشویق افراد به خلاقیت می‌داند(دفت،۱۳۷۴, ۹۶۱) همچنین معتقد است كاركنانی كه از تخصصهای ویژه برخوردارند و حرفه ای هستند، نباید درگیر ودار دیوانسالاری گرفتار ومحدود گردند (دفت،۱۳۷۸، ۱۹۴).&lt;BR&gt;اهمیت عامل ساختار سازمانی تا به آن اندازه است كه گفته شده در رشته بهبود سازمانی نیز بیشتر سازمانهایی مورد توجه قرار می گیرند كه ساختار آنها ارگانیك(پویا و انسانی) است و به اعضای سازمان اجازه مشاركت در فرایندهای تصمیم گیری و نیز استقلال عمل داده می شود به طوری كه آنها می توانند ابتكار عمل به خرج داده و نظرها و عقاید و راه حلهای جدیدی را ارائه كنند(دفت،۱۳۷۱،ص۵۳۲). در مقابل ساختارهای مكانیكی نمی‌توانند در برابر تغییرات و تحولات ،سلیقه ها و نیازهای مختلف محیطی از خود انعطاف نشان دهند و خلاقیت و نوآوری در این نوع ساختارها از جایگاه مناسبی برخوردار نیست و این نوع ساختارها در بلند مدت كارایی و اثربخشی خود را از دست می‌دهند(محمدزاده،۱۳۷۴, ۷۴) .&lt;BR&gt;شومیكر و راجرز (۱۹۷۱)، معتقدند كه شرایط لازم برای تحقق نوآوری و تغییر موفقیت آمیز عبارتند از اینكه آنها:&lt;BR&gt;۱) به نفع به كارگیرنده باشند؛&lt;BR&gt;۲) موارد استفاده دائمی و یا قابل توجهی داشته باشند؛&lt;BR&gt;۳) پیچیدگی زیادی نداشته باشند؛&lt;BR&gt;۴) با نظام ارزشی استفاده كننده های خود مطابقت داشته باشند؛&lt;BR&gt;۵) توجیه پذیر باشند؛&lt;BR&gt;۶) نتایج ملموس فراهم آورند .&lt;BR&gt;سی كی بارت (۱۹۹۴) نیز برقراری مقررات رسمی برای پاداشها به گونه ای كه روند نوآوریها را تقویت كند ،برگزاری دوره های آموزش رسمی به منظورتسهیل واشاعه نوآوریها ،استفاده مؤثرازسیستم های اطلاعاتی‌مدیریت ‌و به كارگیری‌و تقویت ‌اهرمهای ‌مدیریت را در ارتقای تغییرات و ‌نوآوریهای سازمانی موثر می داند (آقایی‌فیشانی،همان،ص۲۹۰) . اما بطور كلی ،با توجه به آنچه درباره موانع نوآوری و تغییر در سازمانها گفته شده است، به نظر می‌رسد برای اینكه نوآوری و تغییر را تشویق‌، موانع آن را كاهش و فرایند تغییر را سهولت بخشیم بایستی ساختار سازمانی را انعطاف پذیر، جو سازمانی را آزاد ، نیاز اعضا را ارضا و رهبری را دموكراتیك كنیم همچنین بایستی مشوقهای مادی و معنوی ،جلب مشاركت و همكاری اعضا در تصمیم‌گیریها، انسجام گروهی وآزادی بیان را مورد توجه قرار دهیم(شیرازی،همان،ص۳۰۵).&lt;BR&gt;«ریچارد ال دفت» نیز در همین راستا موانع تغییر را به دو دسته سازمانی و شخصی تقسیم و برای رفع آنها هم راه حل هایی ارائه كرده است كه در جدول شماره یك نشان داده شده اند (دفت، ۱۳۷۴، ۵۲۵).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدیریت مقاومت در برابر تغییر&lt;BR&gt;مدیریت مقاومت در برابر تغییر همانند مدیریت تعارض سازمانی است.در این حالت مدیران به جای اینكه درصدد حذف و یا غلبه بر مقاومت برآیند،باید آن را به عنوان وسیله ای برای بررسی مجدد قابلیت تغییرات پیشنهادی تلقی كنند. اگر مقاومت در برابر تغییر ،مدیران را وادار به برقراری ارتباط بیشتر با كاركنان ،ارزیابی مجدد تصمیمات مربوط به تغییر و جست جو برای پیدا كردن راههای جدید رسیدن به هدف سازد،آنگاه سازنده خواهد بود. درباره اهمیت نقش مدیران در هدایت فراگرد تغییرات، سافیكیز (فیلسوف نامدار ۴۰۰سال قبل از میلاد مسیح) گفته است «تغییر چاقویی برنده و تیغی دو دم است كه هرگز نمی توان از آن گریخت اما باید این عامل تحول بخش را به دست جراحان كاركشته و توانمند و آگاه سپرد تا با استفاده از آن در فرصتهای مناسب به درمانگری سودمند بپردازند»(سادلر،۱۳۸۰،ص ب مقدمه).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما به عقیده «دیوید نادلر» مشكلات عمده مدیریت تغییر را می توان به چهار دسته تقسیم كرد كه عبارتند از :&lt;BR&gt;مقاومت،قدرت،كنترل و تجدیدنظر در وظایف. این چهار عامل به گونه ای با یكدیگر مرتبط هستند كه تغییر ایجاد شده در هر كدام از آنها بر سایر عوامل تاثیر می گذارد كه به شرح مختصر هر یك از این عوامل پرداخته می شود(مورهد/گریفین،۱۳۸۰،ص۵۵۶):&lt;BR&gt;مقاومت: مقاومت كاركنان یكی از عوامل اصلی در برابر اقدام به تغییر در سازمان می‌باشد و یكی از عوامل اصلی در تقویت این مقاومت نیز ،فرهنگ سازمانی است كه معمولاً نتیجه سالها انجام كار به شیوه معینی می‌باشد.&lt;BR&gt;قدرت: در فرایند تغییر ،مرحله انتقال كه در طی آن ساختار قدیمی از بین می رود و ساختار جدیدی جایگزین می‌شود، مملو از عدم اطمینان است ،طبیعی است كه در این شرایط كاركنان نسبت به جایگاه خود در نظام جدید حساس باشند و با استفاده از قدرت یا شركت در فعالیتهای سیاسی وضعیت آینده خود را تحت تاٌثیر قرار دهند.بدیهی است اینگونه رفتارهای كاركنان ممكن است برای موقعیت فعلی آنها و یا برای تغییری كه توسط مدیریت طرح ریزی شده است مناسب باشد یا نباشد.&lt;BR&gt;كنترل: ممكن است هنگامی كه سیستم قدیمی در حال تعطیل شدن و سیستم جدید در حال شكل گیری است ،تغییر و عدم اطمینان‌های همراه آن وسایل موجود پرورش اطلاعات و حفظ كنترل مانند سیستم ارتباطات‌، سیستم ارزیابی عملكرد، ساختارهای پاداش و سایر فرایندهای سازمانی را از اهمیت و تناسب و اثربخشی بیندازد.&lt;BR&gt;تجدید نظر در وظائف: بدیهی است كه در فرایند ایجاد تغییرات سازمانی،به علت وجود تعامل بین تمامی اجزای سیستم ،مشاغل نیز تحت تاٌثیر قرار می‌گیرند.بنابراین، بایستی شغلهای جدیدی متناسب با تغییر ایجاد شده و علاوه بر آن وظیفه كاركنان و چگونگی ارتباط آنها با شغلهای جدید تعیین شود.بدیهی است كه اگر در فراگرد تغییر و بهسازی سازمان،به مسئله تغییر و تعریف مجدد وظائف شغلی توجه نشود تغییرات، اثر مورد نظر و مطلوب را سراسر سازمان نخواهد داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نتیجه گیری&lt;BR&gt;امروزه تغییرات و تحولات در تمام ابعاد زندگی بشر به شكل فزاینده ای رو به گسترش بوده و بنابراین سازمانها نیزبه منظور بقا و پویایی خود ناگریز از نوآوری و همگامی با تغییرات و تحولات ایجاد شده در عرصه های مختلف زندگی هستند.با این حال بدیهی است كه به منظور ایجاد تغییرات سازنده و موثر در سازمانها بایستی برنامه‌ریزی، طراحی و مدیریت شود .از مدیریت تغییر به عنوان مدیریت انتقال نیز یاد شده است و آن عبارت است از فرایند اصولی برنامه ریزی، سازماندهی و اعمال تغییر از مرحله به هم زدن وضع موجود تا تحقق حالت كاملا آماده به كار در آینده. هنگامی كه تغییر آغاز می شود، سازمان نه درحالت گذشته قرار دارد و نه در حالت آینده، در حالی كه كار نیز باید ادامه داشته باشد. مدیریت انتقال این اطمینان را فراهم می آورد كه درهنگام انتقال نیز، كار ادامه یابد بنابراین، مقدمات امر باید پیش از ایجاد تغییر آغاز شود. اعضای تیم مدیریت سازمان باید نقش مدیران انتقال را ایفا كرده و فعالیتهای سازمان را با عامل تغییر هماهنگ كنند. می‌توان به منظور حصول اطمینان از تداوم كار و اعمال كنترل طی مرحله انتقال، نسبت به ایجاد یك ساختار مدیریت موقت یا شغل موقت اقدام كرد. رسانیدن خبر ایجاد تغییر به همه كسانی كه به نوعی در این مسئله ذینفع هستند مانند كاركنان، مشتریان و پشتیبانی كنندگان نقش عمده ای را در مدیریت انتقال ایفا می كند (مورهد و گریفین، ۱۳۸۰، صص ۵۳۱ و ۵۳۰).&lt;BR&gt;در همین راستا برخی از پیشنهادات و راهكارهایی كه می توانند در مدیریت تغییر سازمانی به عنوان رهنمودهای كلی مورد استفاده مدیران قرار بگیرند ،عبارتند از(مورهد/گریفین،۱۳۸۰،صص۵۵۹-۵۵۷) :&lt;BR&gt;۱) دیدگاه كل نگر داشته باشید: مدیران بایستی با دیدگاهی كل‌نگر به سازمان و پروژه بهسازی سازمان بنگرند.به دلیل وابسته بودن سیستم‌های فرعی سازمان به یكدیگر، وجود دیدگاه محدود، اقدامات مربوط به ایجاد تغییر را به خطر می اندازد.دیدگاه كل نگر ،دربرگیرنده فرهنگ و پیوستگی حاكم،همچنین سیستم های اشخاص،وظائف ،ساختار و اطلاعات است.&lt;BR&gt;۲) از حمایت مدیریت عالی سازمان مطمئن شوید: شرط اصلی موفقیت اقدامات بهسازی سازمان حمایت مدیریت عالی از آن است.حمایت مدیریت عالی همانند پیوستگی حاكم در سازمان عامل قدرتمند سیستم اجتماعی است و این حمایت برای برخورد با مشكلات مرتبط با كنترل و قدرت ضروری است.&lt;BR&gt;۳) مشاركت را ترغیب كنید: با مشاركت وسیع كاركنان در برنامه ریزی بهسازی سازمان‌، می توان بر مشكلات ناشی از مقاومت،كنترل و قدرت، پیروز شد.به عنوان نمونه اعطای حق رای به كاركنان هنگام تهیه طرحهای تحقیق باعث می شود كه آنها احساس كنند از قدرت و كنترل لازم برای حاكمیت بر سرنوشت خود برخوردارند و وجود این احساس ممكن است حمایت آنها را طی دوره اعمال تغییر به دنبال داشته باشد.&lt;BR&gt;۴) ارتباطات آشكارا را تشویق كنید: ارتباطات آشكار یكی از عوامل مهم در مدیریت مقاومت در برابر تغییر و غلبه بر مشكلات و اطلاعات كنترلی طی دوره انتقال است.كاركنان نوعاً عدم اطمینانها و ابهامات ایجاد شده طی دوره انتقال را تشخیص داده،در جست جوی اطلاعات مربوط به تغییر و جایگاه خود در سیستم جدید هستند.ممكن است درصورت نبود اطلاعات ، شكاف ایجاد شده ،توسط اطلاعات نامناسب و نادرست پرشده، فرایند تغییر را به خطر بیندازد.شایعات از طریق شبكه‌های غیررسمی سریعتر از اطلاعاتِ درست، از طریق مجاری رسمی منتشر می‌شوند.مدیریت باید به خصوص در دوره تغییر نسبت به اثرات عدم اطمینان بر كاركنان حساسیت داشته و بداند كه هر خبری حتی خبرهای بد ،بهتر از بی خبری است.&lt;BR&gt;۵) به كسانی كه اشتراك مساعی كرده‌اند پاداش بدهید: كاركنانی كه مشتاقانه خواهان كمك برای ایجاد تغییر و حذف راههای قدیمی و راحت كار باشند ،بایستی از مزایای بهتری برخوردار گردند.به عنوان نمونه كاركنانی كه به سرعت به استقبال ماموریتهای كاری جدید می روند، در دوره انتقال سختتر كار و یا به دیگران كمك می كنند كه خود را با شرایط جدید تطبیق دهند ،سزاوار دریافت افتخاراتی ویژه،مانند اعطای مقام و ارتقا، توجه خاص به ارزیابی عملكرد و … هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منابع&lt;BR&gt;-۱ آقایی فیشانی، تیمور(۱۳۷۷)، خلاقیت و نوآوری در انسانها وسازمانها، چاپ اول، تهران، نشر ترمه&lt;BR&gt;-۲ پاركینسون /رستوم جی (۱۳۷۶)،مهارتهای مدیریت،چاپ اول، ترجمه مهدی ایران نژاد پاریزی، ناشر انتشارات آزاده&lt;BR&gt;-۳ پیترز، توماس جی و واترمن، رابرت اچ. (۱۳۷۲)، به سوی بهترین ها ، ترجمه و تلخیص مهدی قراچه داغی، چاپ اول ،ناشر مترجم&lt;BR&gt;-۴ تافلر،الوین(۱۳۷۰)، جابجایی در قدرت، ترجمه شهیندخت خوارزمی، ناشر مترجم&lt;BR&gt;-۵ تافلر،الوین(۱۳۷۳)،شوك آینده ،ترجمه حشمت الله كامرانی،تهران،چاپخانه گلشن&lt;BR&gt;-۶ تافلر ، الوین(۱۳۷۱)،موج سوم ، ترجمه شهیندخت خوارزمی،چاپ هفتم، تهران، ،ناشر مترجم&lt;BR&gt;-۷ دفت، ریچارد ال(۱۳۷۴)،تئوری سازمان و طراحی ساختار،ترجمه علی پارساییان و سید محمد اعرابی،جلد دوم، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی&lt;BR&gt;-۸ دفت،ریچارد ال(۱۳۷۸)، مبانی تئوری و طراحی سازمان، ترجمه پارساییان و اعرابی، تهران ،دفتر پژوهشهای فرهنگی&lt;BR&gt;-۹ سادلر، فیلیپ(۱۳۸۰)،مدیریت تغییر،ترجمه غلامرضا اسماعیلی،تهران&lt;BR&gt;-۱۰ سرمد،غلامعلی(۱۳۸۰)،روابط انسانی در سازمانهای آموزشی،چاپ دوم&lt;BR&gt;-۱۱ سلطانی تیرانی،فلورا(۱۳۷۸)، نهادی كردن نوآوری در سازمان، چاپ اول ، تهران، خدمات فرهنگی رسا&lt;BR&gt;-۱۲ سنجری،احمدرضا (۱۳۷۹) ،آموزش عاملان تغییر : دو مدل تركیبی از تئوری و عمل،ماهنامه تدبیر،شماره ۱۰۴&lt;BR&gt;-۱۳ شیرازی،علی (۱۳۷۳) ، مدیریت آموزشی ، مشهد، انتشارات جهاد دانشگاهی&lt;BR&gt;-۱۴ قائمی،علی(۱۳۸۰)،روزآمد كردن تربیت، ماهنامه پیوند،بهمن ۱۳۸۰&lt;BR&gt;-۱۵ كورمن،ابراهام.ك(۱۳۷۰)،روانشناسی صنعتی و سازمانی،ترجمه حسین شكركن،تهران،انتشارات رشد&lt;BR&gt;-۱۶ لاكت،جان(۱۳۷۴)،مدیریت اثربخش،ترجمه سید امین الله علوی،مركز آموزش مدیریت دولتی&lt;BR&gt;-۱۷ محمدزاده،عباس(۱۳۷۴)، مدیریت توسعه، چاپ اول ،تهران،انتشارات سمت&lt;BR&gt;-۱۸ مورهد/گریفین(۱۳۸۰)،رفتار سازمانی، سید مهدی الوانی و غلامرضا معمارزاده ، چاپ ششم ، تهران،انتشارات مروارید&lt;BR&gt;-۱۹ نژادایرانی،فرهاد (۱۳۸۱)،مدیریت خلاقیت و نوآوری در سازمانها،ارومیه،پیك سبحان&lt;BR&gt;-۲۰ هرسی،پال و بلانچارد،كنت (۱۳۶۵)،مدیریت رفتار سازمانی، ترجمه علی علاقه بند ، تهران&lt;BR&gt;-۲۱ هنسن،مارك(۱۳۷۰)، مدیریت آموزشی و رفتار سازمانی، ترجمه محمدعلی نائلی،اهواز ،دانشگاه شهید چمران &lt;BR&gt;۲۲ -Floyd Shoemaker &amp; Everett M. Rogers, Communication Of Innovations Cultural Approach ,۱۹۷۱&lt;/P&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;پی نوشتها&lt;BR&gt;۱ – نوآوری و لزوم تطبیق یافتن با شرایط زمان و ضرورتهای روز از مسائلی است كه در فقه اسلامی ما نیز ریشه دار است. بویژه اینكه در احادیث دینی ما آمده است كسی كه دو روزش مانند هم باشد مغبون می باشد (قائمی، ۱۳۸۰، ۲۶).&lt;/EM&gt;&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;۲ – كریستوفر رایت درهمین زمینه گفته است «سازمانها از تغییر نمی توانند بگریزند همانگونه كه ذرات آب در اقیانوس از موج نمی‌توانند بگریزند. (سادلر، ۱۳۸۰، ص ت مقدمه)&lt;/EM&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;EM&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;H2 dir=rtl&gt;&lt;EM&gt; مروري بر تاريخچه فن آوري سيستم هاي خبره و امکان سنجي&lt;/EM&gt;&lt;EM&gt; &lt;BR&gt;&lt;/EM&gt;&lt;EM&gt;استفاده از آن در علوم اسلامي&lt;/EM&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;دکتر عادل رحمانی (دانشگاه علم و صنعت ايران)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پاسخ گفتن به اين سوال که آيا مي توان سيستم خبره اي در زمينه فقه اسلامي طراحي و پياده سازي نمود، نيازمند شناخت و آگاهي نسبت به توانائي و محدوديتهاي سيستمهاي خبره از يکسو و شناختي کامل از حوزه وسيع فقه اسلامي از سوي ديگر مي باشد. همچنين پاسخ به اين سوال تتها به بلي يا خير محدود نگشته و نياز به پژوهش عميق و مشترک توسط هر دو گروه پژوهشگران علوم اسلامي در علوم رايانه اي دارد. با اين توضيح، سعي در معرفي اجمالي سيستمهاي خبره و تاريخچه استفاده و کاربردهاي متنوع اين فن‌آوري در علوم رايانه اي داريم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاخه هوش مصنوعي در علوم رايانه از اواسط دهه پنجاه ميلادي با هدف شبيه سازي فعاليتهاي ادراکي انسان و نيز ساخت ماشينهاي هوشمند پايه گذاري گرديد. مشکل اساسي در اين راه عدم وجود تعريفي منسجم از هوش که مورد اتفاق نظر باشد و همچنين شناختي کامل نسبت به جزئيات و مکانيزم فعاليتهاي ادراکي انسان بود. به عبارت ديگر سعي در شبيه سازي، پديده اي بود که شناخت کاملي از آن وجود نداشت. به همين دليل بيشتر تحقيقات و پژوهشها به سمت شبيه سازي رويکردها و مظاهري از هوش انساني سوق پيدا کرد و جنبه هاي کاربردي در زمينه هاي محدودي که احتمال موفقيت در آنها بيشتر متصور بود، بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت. يکي از اين زمينه ها که به دليل برخورداري از برخي ويژگيها در ابتدا مورد توجه قرار گرفت، اثبات قضاياي رياضي بود. موفقيتهاي به دست آمده در برنامه هائي همچون (LT) Logic Theorist و (Aura) Automated Requsening Assistant (GPS ) General lem solver موجب بروز خوش بيني هاي فراوان در آغاز راه نسبت به آينده هوش مصنوعي گرديد. اين برنامه ها قادر بودند برخي مسائل و قضاياي رياضي را اثبات نمايند و حتي در مواردي موفق به کشف اثباتهاي کوتاهتر براي برخي از قضاياي رياضي شدند. يکي از بارزترين محصولات عملي حاصل از تحقيقات هوش مصنوعي طي سه دهه نخست آن، برنامه هائي مي باشند که اصطلاحاً سيستمهاي مبتني بر دانش شناخته مي شوند. نمونه هاي ديگر سيستم هاي مبتني بر دانش شامل مشاورين خودکار (Automatic Advisors) دستياران رايانه اي (computerized Assistant) و مشاورين مجازي (Virtual Consultants) مي باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;براي متمايز نمودن سيستم‌هاي خبره از ساير سيستم هاي مبتني بر دانش، معمولاً توانايي ارائه توضيح و يا توجيه نمودن آنچه که سيستم به عنوان نتيجه به آن رسيده است، به عنوان يک شاخص در نظر گرفته مي شود. سيستمي که بتواند روند استنتاج خود را توضيح دهد داراي meta knowledge ( دانش درباره دانش خود) مي باشد. اين سطح از دانش معيار مناسبي براي تفکيک سيستم هاي خبره از ساير سيستم هاي هوش مصنوعي که بر مبناي دانش عمل مي کنند مي باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيش از ادامه بحث لازم است به ارائه يک تعريف کلي از سيستم هاي خبره بپردازيم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot; سيستمهاي خبره دسته اي از برنامه هاي رايانه اي مي باشند که قادر به راهنمائي، تحليل، دسته بندي ، مشاوره، طراحي، تشخيص، کاوش، پيش بيني، ايجاد مفاهيم، شناسايي، تفسير، توجيه، يادگيري ، مديريت، کنترل، برنامه ريزي، زمان بندي و آزمايش هستند. اين برنامه ها معمولاً به مسائلي مي پردازند که حل آنها نياز به متخصصين انساني دارد.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته اين تعريف به گونه اي کلي است که مي تواند مورد انتقاد قرار گيرد. با وجود اين، طيف وسيعي از توانائيهائي را که سيستم هاي خبره از خود نشان داده اند ارائه مي دهد، اگر چه هيچ يک از سيسستم هاي خبره تا کنون به تنهايي تمامي اين ويژگيها را در بر نداشته اند و هر يک تنها يک يا چند مورد از ويژگيهاي فوق را به طور نسبي ارائه نموده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اولين نمونه هاي سيستم هاي خبره در اواسط دهه شصت ميلادي تحت عناوين پروژه Dendral و در دانشگاه استانفورد و macsyma در mit عرضه شدند. درباره اين دو پروژه نيز سيستم هاي خبره اي در زمينه هاي: زمين شناسي، الکترونيک و پزشکي توضيح خواهيم داد. پيش از پرداختن به اين سيستمها مناسب است که با ساختار کلي سيستمهاي خبره و اجزاء و مولفه هاي تشکيل دهنده يک سيستم جزء آشنا شويم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اساسي ترين مفهومي که زير بناي موفقيت تمام سيستمهاي خبره مي باشد، اهميت و نقش دانش است. بدون برخورداري از يک پايگاه دانش کافي، يک سيستم خبره صرف نظر از پيچيدگي نمايش دانش و يا مکانيزم استنتاجي که استفاده مي کند، موفق نخواهد بود. روند استخراج و کسب دانش از متخصصين انساني و انتقال آن به پايگاه دانش يک سيستم خبره را &quot;مهندسي دانش&quot; مي نامند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با اين مقدمه، مي توانيم برخي ويژگيهاي مشترک بين سيستمهاي خبره را به طور خلاصه بيان کنيم: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- سيستم در سطحي که عموما همطراز عملکرد يک متخصص انساني شناخته مي شودد عمل مي کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- سيستم بشدت وابستگي به يک رشته خاص دارد. به بيان ديگر سيستم اطلاعات وسيعي در يک زمينه تخصصي خاص دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- سيستم مي تواند درباره استدلال خود توضيح دهد. به عبارت ديگر سيستم زماني به عنوان يک ابراز مفيد و کارآمد در نظر گرفته مي شود که قادر باشد تحليل و استنتاج خود را توضيح داده و توجيه نمايد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- اگر اطلاعاتي که سيستم با آن کار مي کند، احتمالي يا غير قطعي باشد، سيستم بتواند اين احتمال و عدم قطعيت را در مراحل استنتاج خود دخيل نمايد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از نظر ساختاري نيز سيستمهاي خبره داري اجزاء ذيل مي باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يک رابط کاربر: اين رابط ارتباط ميان کاربر و سيستم را برقرار مي کند و به کاربر اجازه مي دهد پرسشهاي خود را در اختيار سيستم خبره قرار دهد و همچنين متقابلاً سيستم اين امکان را دارد که از طريق اين رابط پاسخهاي خود را به کاربر بازگرداند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين رابط مي تواند به سادگي يک منوي ساده براي ورودي و هم خروجي باشد يا به پيچيدگي محاوره از طريق زبان طبيعي.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يک پايگاه دانش: اين پايگاه بخش اصلي سيستم را تشکيل مي دهد که شامل حقايق و قوانين در زمينه تخصصي سيستم خبره مي باشد و غالباً توسط قوانين به شکل گزاره هاي &quot;اگر-آنگاه&quot; بيان مي گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يک ساختار کنترلي: اين ساختار کنترلي که به نامهاي مفسر قانون يا موتور استنتاج نيز شناخته مي شود، وظيفه اعمال و به کارگيري اطلاعات موجود در پايگاه دانش را براي حل مساله به عهده دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حافظه کوتاه مدت:علاوه بر پايگاه دانش که به عنوان حافظه بلند مدت تلقي مي گردد، حافظه کوتاه مدت ديگري نيز مورد نياز مي باشد تا مراحل مختلف يافتن پاسخ و مسير طي شده از سوال به جواب را در خود نگه بدارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيش از پرداختن به معرفي و مرور اجمالي برخي سيستمهاي خبره مناسب است به اين سوال پاسخ دهيم که اساسا با وجود برخورداري از متخصصين انساني چه نيازي به استفاده از متخصصصين مصنوعي( سيستمهاي خبره) است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در پاسخ به اين سوال مي توان دلايل متعددي را عنوان نمود. از آن جمله زمان نسبتا طولاني که براي باروري و به ثمر رسيدن يک متخصص انساني لازم است. با توسعه و گسترش روز افزون معارف و دانش بشري، کسب معارف گوناگون احاطه کامل به آنها دشوارتر شده و نيازمند زمان بيشتري خواهد بود. سيستم هاي خبره به راحتي قابل تکثير بوده و براحتي قابل انتقال مي باشند. از ديدگاه اقتصادي نيز مي توان دلايلي را برشمرد. البته ذکر يک نکته و تاکيد بر آن در اينجا ضروي است. در کليه زمينه هائي که تا کنون سيستم هاي خبره مورد استفاده و بهره برداري قرار گرفته اند همواره به عنوان ابزاري در اختيار متخصصين انساني و و مشاوري در کنار آنها و نه جايگزيني براي آنها مطرح بوده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ادامه به معرفي اجمالي چند سيستم خبره مي پردازيم و در پايان نيز مروري خواهيم داشت بر ساير زمينه هائي که سيستمهاي خبره در آن مورد استفاده قرار گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;H3 dir=rtl&gt;(Dendral) سيستم خبره و تحليل گر شيميائي:&lt;BR&gt;(Dendrittic. Algorithm) dendral &lt;/H3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين سيستم يکي از نخستين نمونه هاي موفق سيستمهاي خبره است که در سال 1956 ارائه گرديد. اين سيستم خبره برنامه اي است براي استنتاج ساختمان مولکولي يک جسم با استفاده از اطلاعاتي که به عنوان ورودي شامل فرمول شيميائي يک ماده، طيف جرمي ماده آلي و اطلاعات مربوط به اسپکتورسکپي NMR ان ماده مي باشد و DENDRAL با بهره گيري از اين اطلاعات و قوانين موجود در پايگاه دانش خود ساختمان مولکولي ماده مورد نظر را پيشنهاد مي کرد. در صورتي که اين سيستم خبره موفق نمي شد که يک ساختمان مولکولي واحد و منحصر به فرد را بيابد، ليستي از محتمل ترين ساختارهاي ممکن را با احتمال نسبي هر يک ارائه مي داد. شايد بزرگترين دستاورد اين سيستم خبره نشان دادن توانائي رايانه ها در ارائه نقش يک متخصص در يک زمينه خاص و محدود بود. اين سيستم قادر بود در حد يک دکتراي شيمي يا حتي بهتر عمل نمايد.&lt;/P&gt;
&lt;H3 dir=rtl&gt;MASYSMA سيستم خبره رياضي:&lt;/H3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;MASYSMA در سال 1969م براي کمک به رياضيدانان، دانشمندان و مهندسين در حل مسائل رياضي طراح و پياده سازي مي گرديد. يک سيستم مبتني بر دانش مي باشد که بيش از 600 عمليات رياضي مختلف از قبيل: مشتق گيري، انتقال گيري، اشتراک گيري، حل دستگاه معادلات و عملياتهاي ماترييس و برداري را مي تواند انجام دهد. با برخورداري از يک پايگاه دانش قوي، امروزه نيز مورد استفاده صدها محقق و پژوهشگر مي باشد و هم به صورت تجاري و هم بر روي شبکه ARPASNET ارائه مي گردد.&lt;/P&gt;
&lt;H3 dir=rtl&gt;Prospector سيستم خبره زمين شناسي&lt;/H3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;( اين سيستم خبره به منظورتصميم گيري در مورد مسائل کاوش معادن در سال (1987م) طراحي شده است. در اين سيستم از ساختاري به نام شبکه استنتاج براي نمايش پايگاه داده ها استفاده شده است. از ويژگيهاي اين سيستم، امکان استفاده از وروديها با درجات مختلف درست مي باشد. اين درجات از5- براي قطعاٌ نادرست تا 5+ براي قطعاً درست مي باشد و سيستم خبره قادر مي باشد درباره تصميمات و نتايجي که به آن مي رسد توضيح داده و استدلال نمايد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از ديگر سيستمهاي خبره مي توان به mycin در تشخيص بيماريهاي عفوني خوني و xcon که سيستمي است براي تعيين پيکر بندي رايانه اشاره کرد که هر کدام با موفقيت به مرحله استفاده تجاري نيز رسيده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علاوه بر کاربردهاي فوق، سيستمهاي خبره در زمينه هاي متنوعي از قبيل: کشاورزي، شيمي، سيستمهاي رايانه اي، الکترونيک، مهندسي، زمين شناسي، مديريت اطلاعات، حقوق، ساخت و توليد، پزشکي، هواشناسي، علوم نظامي ، فيزيک و کنترل و فن آوري فضائي مورد استفاده قرار گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنچه که در پايان و به عنوان نتيجه گيري مي توان عنوان نمود اين است که علوم اسلامي و بويژه فقه اسلامي داراي کليه ويژگيها و مختصات لازم جهت ايجاد زمينه اي فعال و پويا در پژوهشهاي علوم رايانه اي و استفاده از فن آوري سيستمهاي خبره در ايجاد ابزاري موثر جهت ارائه خدمات به محققين و دانشمندان علوم اسلامي مي باشد. اميد است که تلاش در راه نيل به اين هدف بستري مناسب جهت تحقق آرمان والاي وحدت حوزه و دانشگاه به وجود آورد.&lt;/P&gt;
&lt;H3 dir=rtl&gt;منابع&lt;/H3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;1- Artificial intelligence : A knowledge-based Approch by morrisw: Firebaugh.1988&lt;BR&gt;2-artificial intellgence: Amoder Approch by russel&amp;Norvig. 1995&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مدیریت و رهبر تحول&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تغییر اجتناب ناپذیر است و باید به منظور ایجاد تحولات سازنده و مؤثر در سازمانها، طراحی و مدیریت شود. جهان امروز نیاز فزاینده به آن نوع از رهبری دارد كه به ایجاد سازمانهایی كه به سمت فعال كردن پتانسیل های خود می پردازند بها دهد و در عین حال به حل بحرانها و شرایط اضطراری محیط كار بیندیشد. در چنین شرایطی سازمانها باید بدانند كه برای رسیدن به اقتدار آتی ناچارند اهداف «شدن» را به اهداف «ماندن» ترجیح دهند.به بیان دیگردر عصر حاضر، تحول، بازسازی و نوسازی یكی از ابعاد مهم سلامت سازمانی بوده و بنابراین، مدیریتِ تغییر در سازمانها یكی از مشكل‌ترین وظائف مدیــــران پیشرو است. در همین راستا مقاله حاضر بر آن است كه ضمن بیان اهمیت و ضرورت مدیریت تحول در روزگار كنونی‌، به بیان مختصر عوامل تسهیل كننده تغییر و بهــسازی در سازمانها و راهكارهای غلـــبه بر مقاومتها و موانع موجود بر سر راه ایجاد تحولات و نوآوریهای سازمانی بپردازد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مقدمه&lt;BR&gt;در عصر حاضر سازمانها به صورت فزاینده ای با محیطهای پویا و در حال تغییر مواجهند و بنابراین، به منظور بقا و پویایی خود مجبورند كه خود را با تغییرات محیطی سازگار سازند. به بیان دیگر با توجه به سرعت شتابنده تغییرات و تحولات علمی،تكنولوژیك، اجتماعی،فرهنگی و … در عصر حاضر ،سازمانهایی موفق و كارآمد محسوب می شوند كه علاوه بر هماهنگی با تحولات جامعه امروزی ،بتوانند مسیر تغییرات ودگرگونیها را نیز در آینده پیش‌بینی كرده و قادر باشند كه این تغییرات را در جهت ایجاد تحولات مطلوب برای ساختن آینده‌ای بهتر هدایت كنند(۱) چرا كه به گفته تافلر «تنها با بهره گیری خلاقانه از تغییر برای هدایت كردن خود تغییرات است كه می‌توانیم از آسیب شوك آینده در امان بمانیم وبه آینده ای بهتر و انسانی تر دست یابیم» (تافلر،۱۳۷۳, ۵۰۰).&lt;BR&gt;با وجود این مشاهدات و مطالعات نشان می دهد كه بسیاری از سازمانها نه تنها نوآور و خلاق نیستند بلكه حتی در هماهنگی با تحولات و پیشرفتها و تغییرات عصر حاضر نیز ناتوان مانده و اغلب با شیوه‌های ناكارآمد سنتی اداره می شوند.به عنوان نمونه «اندرو پتیگرو» پژوهشگر انگلیسی كه در زمینه تصمیم‌گیریهای استراتژیك مطالعه كرده است ،از خصوصیات ایستای سازمانها حیرت زده شده است و به این نتیجه رسیده است كه به رغم تغییر پیوسته شرایط دنیا ، اغلب سازمانها و شركتها در ۱۰سال گذشته زندگی می‌كنند و حدوداً ۱۰ سال از شرایط دنیا عقب هستند(پیترز و واترمن،۱۳۷۲، ۲۷).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مفاهیم تغییر و نوآوری&lt;BR&gt;در تعریف پدیده تغییر گفته شده است تغییر، ایجاد هر چیزی است كه با گذشته تفاوت داشته باشد اما نوآوری اتخاذ ایده‌هایی است كه برای سازمان جدید است. بنابراین، تمام نوآوریها منعكس‌كننده یك تغییرند اما تمام تغییرها نوآوری نیستند (آقایی فیشانی،۱۳۷۷،۲۶). «مورت» كه اولین تحقیقات گسترده درمورد فرایند تغییر را انجام داده است واژه تطبیق را به نوآوری ترجیح می دهد و از این رو نوآوری را قابلیت سازمان در جوابگویی به نقشش در جامعه تعریف می كند (شیرازی، ۱۳۷۳، ۲۹۲). مطابق با تعریف «هنسن» نیز تغییر در سازمان فرایند تحول و دگرگونی است كه در رفتارها، ساختارها، خط مشی‌ها، منظورها یا بروندادهای پاره‌ای از واحدهای سازمان رخ می‌دهد (هنسن، ۱۳۷۰، ص ۳۳۰). با این حال، با توجه به نزدیكی و مشابهت مفاهیم نوآوری و تغییر در بسیاری از منابع و متون علمی، این دو واژه اغلب مترادف درنظرگرفته شده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دیدگاه صاحبنظران&lt;BR&gt;به طوركلی سازمانهای نوآور سازمانهایی هستند كه نسبت به تغییر نیازهای مشتریان، تغییر مهارتهای رقبا، تغییر روحیه افراد جامعه، تغییر شرایط تجارت بین الملل و مقررات دولتی واكنش نشان داده، در شكل و نحوه تولیدات خود تجدیدنظر كرده و خود را متحول می سازند. درهمین رابطه «پیتر دراكر» نوآوری را یكی از اهداف هشتگانه در سازمان می داند (سرمد، ۱۳۸۰، ۵۱)، «فایول» تغییر و نوآوری را یكی از اصول ۱۴ گانه مدیریت معرفی می كند و «الوین تافلر» معتقد است محور موج سوم را خلاقیت و نوآوری تشكیل می دهد (آقایی فیشانی، ۱۳۷۷، ص پیشگفتار).«گاروین» نیز با دیدگاهی كاربردی سازمان همواره یادگیرنده را سازمانی معرفی می‌كند كه در خلق ،اكتساب و انتقال دانش و تعدیل و جایگزینی رفتارش با دانش و بینش جدید مهارت دارد(سلطانی تیرانی،۱۳۷۸،صص۱۱۷-۱۱۶). در همین راستا می توان چنین نتیجه گیری كرد كه سازمانهای خلاق و نوآور سازمانهایی همواره یادگیرنده هستند و یادگیری مهمترین فرصت برای ایجاد تغییر و تحول و همگام شدن با تغییرات محیطی است (نژاد ایرانی به نقل از كونر، ۱۹۹۲، ۹۰).&lt;BR&gt;از سوی دیگر، امروزه برای توجیه اجتناب ناپذیر بودن پدیده تغییر در سازمانها و ضرورت چاره اندیشی در جهت تطبیق سازنده و صحیح با تغییرات از دیدگاه «آبهای ناآرام» استفاده می شود . این دیدگاه سازمان را قابل تشبیه به قایقی می داند كه باید از یك رودخانه پرتلاطم بگذرد كه جریان آب آن همواره طوفانی است .در این حالت آنچه وضع را بدتر می كند این است كه كسانی بر این قایق سوارند كه پیش از این با هم همكاری نداشته اند و هیچ كدام پیش از این از این رودخانه عبور نكرده است.در مسیر رودخانه پیچ و خمها و سنگهای درشتی قرار دارد كه قایق به طور غیرمنتظره با آنها برخورد می كند،مقصد قایق نیز به درستی مشخص نیست. هر چند وقت یكبار هم تعدادی افراد جدید بر این قایق سوار می شوند و عده‌ای هم قایق را ترك می‌كنند(رابینز،۴۰۳،۱۳۷۶). «لاكت» نیز درباره ضرورت نوآوری و همگامی و هماهنگی با تحولات جدید می‌گوید «موج دریا تجربه ترسناكی است، اگر در مقابل آن ایستادگی كنید شما را به گوشه ای پرتاب می كند، مع ذالك اگر بر آن سوار شوید می تواند در زمان كوتاهی شما را به جای دوری ببرد .به طور قطع بسیار ساده تر است كه منتظر امواج تغییر باشید و بر آنها سوار شوید تا اینكه اصرار ورزید كه بی‌حركت بمانید و به سویی رانده شوید. مدیریت ساكن و بی تحرك نمی‌تواند مدت زیادی به طول انجامد(۲)، موج یا آن را غرق می كند و یا كشتی این مدیریت در گل فرو رفته باقی می‌ماند(لاكت،۱۳۷۴،ص۲۳۶).»&lt;BR&gt;و بالاخره دیدگاههای بسیاری از نظریه پردازان دیگر مانند تافلر، شون(۱۹۷۱) و برگ كویست (۱۹۹۳) نیز حاكی از آن است كه سازمانهای امروزی نمی توانند روند و سرعت تغییرات را متوقف سازند بلكه تنها می‌توانند تردیدها، نوسانات و بی ثباتی‌ها را به فرصتهایی برای آموختن ،تطابق و همخوانی مطلوب تبدیل كنند(سنجری،۱۳۷۹, ۴۲).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سطوح ایجاد تغییر در انسانها&lt;BR&gt;به طور كلی تغییرات در رفتار انسان در چهار سطح زیر طبقه بندی می‌شوند:&lt;BR&gt;۱-تغییرات در معرفت،۲- تغییرات در نگرش یا گرایش، ۳ - تغییرات در رفتار و۴-تغییرات در رفتار گروهی. رابطه زمانی و دشواری هر یك از این چهار مورد در شكل شماره یك نشان داده شده است:&lt;BR&gt;آسانترین نوع تغییر ،ایجاد تغییر دردانش و معرفت است.تغییر در نگرش بعد از آن قرارمی گیرد.نگرش از اینكه جهات عاطفی مثبت یا منفی پیدا می كند، ساختی متفاوت با ساخت دانش و معرفت دارد. تغییر در رفتار فردی به طور قابل ملاحظه ای دشوارتر و زمان گیرتر از دو تغییر پیشین است، لكن ایجاد تغییر در عملكرد گروهی یا سازمانی ازآنجایی كه به تغییر در عادات،آداب و سنتها مربوط است، دشوارترین وزمانگیرترین تغییرات است. با وجود این، هر چند در سازمانها از بین سطوح تغییر،سطوح آخر یعنی تغییرات در رفتار فردی و گروهی اهمیت بیشتری دارند اما لازمه تغییرات اساسی در رفتار فردی و گروهی ایجاد تغییرات در دانشها و به ویژه نگرشهای افراد است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از سوی دیگر، در نوشته ها و تحقیقات مدیریت برای ایجاد تحول و نوآوری و نهادی كردن آن در سازمانها نیز به سه دیدگاه اشاره شده است .اول دیدگاهی كه نوآوری را بیشتر یك امر روان شناختی و مربوط به میزان هوش و استعدادهای فردی تلقی كرده و بنابراین، در سازمان استفاده از امكانات آموزشی و سیستم پاداش و تقویت كننده های مثبت را برای پرورش استعدادها و خلاقیتهای افراد باهوش و با استعداد توصیه می كند.دوم دیدگاه اجتماعی كه خلاقیت و نوآوری سازمانی را بیشتر امری جامعه شناختی و مربوط به فراهم آمدن محیط و زمینه مناسب برای بروز استعدادها می داند.این نگرش غنی سازی امكانات و زمینه های لازم در سازمان را برای ایجاد و استمرار خلاقیتها و نوآوریها توصیه می كند و اما دیدگاه سوم دیدگاه سیستمی است كه ایجاد نوآوریها و استمرار و فراگیری آنها در سازمان را یك امر سازمانی یعنی فراتر از عوامل فردی و فراهم آوردن صرف امكانات و زمینه های لازم تلقی می كند به این معنی كه فراهم آمدن مجموعه و سیستمی از عوامل در سطح فردی و گروهی همراه با ساختارها،كاركردها و نقشهای مرتبط با آنها و نیز ارزشها و باورهای خاص سازمانی را لازم می داند تا به‌وسیله آنها بتوان خلاقیتها‌، نوآوریها و تحولات پویا و سازنده را در سازمان به صورت مستمر و فراگیر در آورده و آنها را به عنوان پیش فرضی اساسی برای بقا و رشد سازمانی نهادینه كرد(سلطانی تیرانی،۱۳۷۸، ۱۱) .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عوامل تسهیل كننده فرایند نوآوری&lt;BR&gt;با اینكه نتیجه نوآوری وتغییر موفقیت‌آمیز، تكامل است اما علی رغم اهمیت آن در فرایند رشد وتوسعه تمدن بشری ،تغییر در فعالیتهای انسانی به سادگی صورت نمی‌گیرد.از آنجایی كه شناسایی عوامل تسهیل كننده تحولات سازمانی و همچنین موانع و عوامل مقاومت كننده در برابر آن ، می تواند در هدایت و مدیریت صحیح و اصولی فرایند نوآوریها و تحولات سازمانی توسط مدیریت سازمان موثر باشد،در این بخش به عوامل تسهیل و تقویت كننده نوآوریها و تغییرات سازمانی، از دیدگاههای صاحبنظران مختلف پرداخته می شود.&lt;BR&gt;یكی از مهمترین عوامل تسهیل كننده و تقویت توان نوآوری و خلاقیت در سازمانها‌، ساختار مناسب و تشكیلات متناسب با اهداف مورد نظر است به طوری كه از دیدگاه صاحبنظران مختلف ، ساختار سازمانی مناسب پیش فرضی برای موفقیت ونوآوری وتغییر در سازمان است (نژاد ایرانی،۱۳۷۶ ،۷). در همین راستا «تامپسون» معتقد است سازمان سلسله مراتبی بوروكراسی ها در مدل وبر، نوآوری یا تغییر را كند می‌كند.فرضیه او به این گونه بیان می شود كه هر چه سازمان كمتر بوروكراتیزه باشد و بیشتر با درگیری مواجه باشد نوآوری (تغییر) در آن بیشتر است.براساس این فرضیه وی پیشنهاد می كند كه اگر سازمانهای سلسله مراتبی تمایل به تغییر و نوآوری داشته باشند بایستی از انعطاف ناپذیری خود بكاهند (شیرازی،۱۳۷۳،۲۹۷). تافلر نیز درباره بوروكراسی‌های اداری می نویسد «امروزه تغییرات بسیار سریع به تصمیمهایی همانقدر سریع نیاز دارد اما منازعات قدرت، نظامهای اداری را به طریق رسواكننده‌ای كند می سازد .رقابت به نوآوری مداوم نیاز دارد درحالی كه قدرت اداری خلاقیت را نابود می سازد (تافلر،۱۳۷۰, ۳۰۶).»در همین رابطه «دفت» نیز یكی از سه ویژگی مهم ساختار سازمانهای موفق را عدم تمركز ساختاری به منظور تشویق افراد به خلاقیت می‌داند(دفت،۱۳۷۴, ۹۶۱) همچنین معتقد است كاركنانی كه از تخصصهای ویژه برخوردارند و حرفه ای هستند، نباید درگیر ودار دیوانسالاری گرفتار ومحدود گردند (دفت،۱۳۷۸، ۱۹۴).&lt;BR&gt;اهمیت عامل ساختار سازمانی تا به آن اندازه است كه گفته شده در رشته بهبود سازمانی نیز بیشتر سازمانهایی مورد توجه قرار می گیرند كه ساختار آنها ارگانیك(پویا و انسانی) است و به اعضای سازمان اجازه مشاركت در فرایندهای تصمیم گیری و نیز استقلال عمل داده می شود به طوری كه آنها می توانند ابتكار عمل به خرج داده و نظرها و عقاید و راه حلهای جدیدی را ارائه كنند(دفت،۱۳۷۱،ص۵۳۲). در مقابل ساختارهای مكانیكی نمی‌توانند در برابر تغییرات و تحولات ،سلیقه ها و نیازهای مختلف محیطی از خود انعطاف نشان دهند و خلاقیت و نوآوری در این نوع ساختارها از جایگاه مناسبی برخوردار نیست و این نوع ساختارها در بلند مدت كارایی و اثربخشی خود را از دست می‌دهند(محمدزاده،۱۳۷۴, ۷۴) .&lt;BR&gt;شومیكر و راجرز (۱۹۷۱)، معتقدند كه شرایط لازم برای تحقق نوآوری و تغییر موفقیت آمیز عبارتند از اینكه آنها:&lt;BR&gt;۱) به نفع به كارگیرنده باشند؛&lt;BR&gt;۲) موارد استفاده دائمی و یا قابل توجهی داشته باشند؛&lt;BR&gt;۳) پیچیدگی زیادی نداشته باشند؛&lt;BR&gt;۴) با نظام ارزشی استفاده كننده های خود مطابقت داشته باشند؛&lt;BR&gt;۵) توجیه پذیر باشند؛&lt;BR&gt;۶) نتایج ملموس فراهم آورند .&lt;BR&gt;سی كی بارت (۱۹۹۴) نیز برقراری مقررات رسمی برای پاداشها به گونه ای كه روند نوآوریها را تقویت كند ،برگزاری دوره های آموزش رسمی به منظورتسهیل واشاعه نوآوریها ،استفاده مؤثرازسیستم های اطلاعاتی‌مدیریت ‌و به كارگیری‌و تقویت ‌اهرمهای ‌مدیریت را در ارتقای تغییرات و ‌نوآوریهای سازمانی موثر می داند (آقایی‌فیشانی،همان،ص۲۹۰) . اما بطور كلی ،با توجه به آنچه درباره موانع نوآوری و تغییر در سازمانها گفته شده است، به نظر می‌رسد برای اینكه نوآوری و تغییر را تشویق‌، موانع آن را كاهش و فرایند تغییر را سهولت بخشیم بایستی ساختار سازمانی را انعطاف پذیر، جو سازمانی را آزاد ، نیاز اعضا را ارضا و رهبری را دموكراتیك كنیم همچنین بایستی مشوقهای مادی و معنوی ،جلب مشاركت و همكاری اعضا در تصمیم‌گیریها، انسجام گروهی وآزادی بیان را مورد توجه قرار دهیم(شیرازی،همان،ص۳۰۵).&lt;BR&gt;«ریچارد ال دفت» نیز در همین راستا موانع تغییر را به دو دسته سازمانی و شخصی تقسیم و برای رفع آنها هم راه حل هایی ارائه كرده است كه در جدول شماره یك نشان داده شده اند (دفت، ۱۳۷۴، ۵۲۵).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مدیریت مقاومت در برابر تغییر&lt;BR&gt;مدیریت مقاومت در برابر تغییر همانند مدیریت تعارض سازمانی است.در این حالت مدیران به جای اینكه درصدد حذف و یا غلبه بر مقاومت برآیند،باید آن را به عنوان وسیله ای برای بررسی مجدد قابلیت تغییرات پیشنهادی تلقی كنند. اگر مقاومت در برابر تغییر ،مدیران را وادار به برقراری ارتباط بیشتر با كاركنان ،ارزیابی مجدد تصمیمات مربوط به تغییر و جست جو برای پیدا كردن راههای جدید رسیدن به هدف سازد،آنگاه سازنده خواهد بود. درباره اهمیت نقش مدیران در هدایت فراگرد تغییرات، سافیكیز (فیلسوف نامدار ۴۰۰سال قبل از میلاد مسیح) گفته است «تغییر چاقویی برنده و تیغی دو دم است كه هرگز نمی توان از آن گریخت اما باید این عامل تحول بخش را به دست جراحان كاركشته و توانمند و آگاه سپرد تا با استفاده از آن در فرصتهای مناسب به درمانگری سودمند بپردازند»(سادلر،۱۳۸۰،ص ب مقدمه).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما به عقیده «دیوید نادلر» مشكلات عمده مدیریت تغییر را می توان به چهار دسته تقسیم كرد كه عبارتند از :&lt;BR&gt;مقاومت،قدرت،كنترل و تجدیدنظر در وظایف. این چهار عامل به گونه ای با یكدیگر مرتبط هستند كه تغییر ایجاد شده در هر كدام از آنها بر سایر عوامل تاثیر می گذارد كه به شرح مختصر هر یك از این عوامل پرداخته می شود(مورهد/گریفین،۱۳۸۰،ص۵۵۶):&lt;BR&gt;مقاومت: مقاومت كاركنان یكی از عوامل اصلی در برابر اقدام به تغییر در سازمان می‌باشد و یكی از عوامل اصلی در تقویت این مقاومت نیز ،فرهنگ سازمانی است كه معمولاً نتیجه سالها انجام كار به شیوه معینی می‌باشد.&lt;BR&gt;قدرت: در فرایند تغییر ،مرحله انتقال كه در طی آن ساختار قدیمی از بین می رود و ساختار جدیدی جایگزین می‌شود، مملو از عدم اطمینان است ،طبیعی است كه در این شرایط كاركنان نسبت به جایگاه خود در نظام جدید حساس باشند و با استفاده از قدرت یا شركت در فعالیتهای سیاسی وضعیت آینده خود را تحت تاٌثیر قرار دهند.بدیهی است اینگونه رفتارهای كاركنان ممكن است برای موقعیت فعلی آنها و یا برای تغییری كه توسط مدیریت طرح ریزی شده است مناسب باشد یا نباشد.&lt;BR&gt;كنترل: ممكن است هنگامی كه سیستم قدیمی در حال تعطیل شدن و سیستم جدید در حال شكل گیری است ،تغییر و عدم اطمینان‌های همراه آن وسایل موجود پرورش اطلاعات و حفظ كنترل مانند سیستم ارتباطات‌، سیستم ارزیابی عملكرد، ساختارهای پاداش و سایر فرایندهای سازمانی را از اهمیت و تناسب و اثربخشی بیندازد.&lt;BR&gt;تجدید نظر در وظائف: بدیهی است كه در فرایند ایجاد تغییرات سازمانی،به علت وجود تعامل بین تمامی اجزای سیستم ،مشاغل نیز تحت تاٌثیر قرار می‌گیرند.بنابراین، بایستی شغلهای جدیدی متناسب با تغییر ایجاد شده و علاوه بر آن وظیفه كاركنان و چگونگی ارتباط آنها با شغلهای جدید تعیین شود.بدیهی است كه اگر در فراگرد تغییر و بهسازی سازمان،به مسئله تغییر و تعریف مجدد وظائف شغلی توجه نشود تغییرات، اثر مورد نظر و مطلوب را سراسر سازمان نخواهد داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نتیجه گیری&lt;BR&gt;امروزه تغییرات و تحولات در تمام ابعاد زندگی بشر به شكل فزاینده ای رو به گسترش بوده و بنابراین سازمانها نیزبه منظور بقا و پویایی خود ناگریز از نوآوری و همگامی با تغییرات و تحولات ایجاد شده در عرصه های مختلف زندگی هستند.با این حال بدیهی است كه به منظور ایجاد تغییرات سازنده و موثر در سازمانها بایستی برنامه‌ریزی، طراحی و مدیریت شود .از مدیریت تغییر به عنوان مدیریت انتقال نیز یاد شده است و آن عبارت است از فرایند اصولی برنامه ریزی، سازماندهی و اعمال تغییر از مرحله به هم زدن وضع موجود تا تحقق حالت كاملا آماده به كار در آینده. هنگامی كه تغییر آغاز می شود، سازمان نه درحالت گذشته قرار دارد و نه در حالت آینده، در حالی كه كار نیز باید ادامه داشته باشد. مدیریت انتقال این اطمینان را فراهم می آورد كه درهنگام انتقال نیز، كار ادامه یابد بنابراین، مقدمات امر باید پیش از ایجاد تغییر آغاز شود. اعضای تیم مدیریت سازمان باید نقش مدیران انتقال را ایفا كرده و فعالیتهای سازمان را با عامل تغییر هماهنگ كنند. می‌توان به منظور حصول اطمینان از تداوم كار و اعمال كنترل طی مرحله انتقال، نسبت به ایجاد یك ساختار مدیریت موقت یا شغل موقت اقدام كرد. رسانیدن خبر ایجاد تغییر به همه كسانی كه به نوعی در این مسئله ذینفع هستند مانند كاركنان، مشتریان و پشتیبانی كنندگان نقش عمده ای را در مدیریت انتقال ایفا می كند (مورهد و گریفین، ۱۳۸۰، صص ۵۳۱ و ۵۳۰).&lt;BR&gt;در همین راستا برخی از پیشنهادات و راهكارهایی كه می توانند در مدیریت تغییر سازمانی به عنوان رهنمودهای كلی مورد استفاده مدیران قرار بگیرند ،عبارتند از(مورهد/گریفین،۱۳۸۰،صص۵۵۹-۵۵۷) :&lt;BR&gt;۱) دیدگاه كل نگر داشته باشید: مدیران بایستی با دیدگاهی كل‌نگر به سازمان و پروژه بهسازی سازمان بنگرند.به دلیل وابسته بودن سیستم‌های فرعی سازمان به یكدیگر، وجود دیدگاه محدود، اقدامات مربوط به ایجاد تغییر را به خطر می اندازد.دیدگاه كل نگر ،دربرگیرنده فرهنگ و پیوستگی حاكم،همچنین سیستم های اشخاص،وظائف ،ساختار و اطلاعات است.&lt;BR&gt;۲) از حمایت مدیریت عالی سازمان مطمئن شوید: شرط اصلی موفقیت اقدامات بهسازی سازمان حمایت مدیریت عالی از آن است.حمایت مدیریت عالی همانند پیوستگی حاكم در سازمان عامل قدرتمند سیستم اجتماعی است و این حمایت برای برخورد با مشكلات مرتبط با كنترل و قدرت ضروری است.&lt;BR&gt;۳) مشاركت را ترغیب كنید: با مشاركت وسیع كاركنان در برنامه ریزی بهسازی سازمان‌، می توان بر مشكلات ناشی از مقاومت،كنترل و قدرت، پیروز شد.به عنوان نمونه اعطای حق رای به كاركنان هنگام تهیه طرحهای تحقیق باعث می شود كه آنها احساس كنند از قدرت و كنترل لازم برای حاكمیت بر سرنوشت خود برخوردارند و وجود این احساس ممكن است حمایت آنها را طی دوره اعمال تغییر به دنبال داشته باشد.&lt;BR&gt;۴) ارتباطات آشكارا را تشویق كنید: ارتباطات آشكار یكی از عوامل مهم در مدیریت مقاومت در برابر تغییر و غلبه بر مشكلات و اطلاعات كنترلی طی دوره انتقال است.كاركنان نوعاً عدم اطمینانها و ابهامات ایجاد شده طی دوره انتقال را تشخیص داده،در جست جوی اطلاعات مربوط به تغییر و جایگاه خود در سیستم جدید هستند.ممكن است درصورت نبود اطلاعات ، شكاف ایجاد شده ،توسط اطلاعات نامناسب و نادرست پرشده، فرایند تغییر را به خطر بیندازد.شایعات از طریق شبكه‌های غیررسمی سریعتر از اطلاعاتِ درست، از طریق مجاری رسمی منتشر می‌شوند.مدیریت باید به خصوص در دوره تغییر نسبت به اثرات عدم اطمینان بر كاركنان حساسیت داشته و بداند كه هر خبری حتی خبرهای بد ،بهتر از بی خبری است.&lt;BR&gt;۵) به كسانی كه اشتراك مساعی كرده‌اند پاداش بدهید: كاركنانی كه مشتاقانه خواهان كمك برای ایجاد تغییر و حذف راههای قدیمی و راحت كار باشند ،بایستی از مزایای بهتری برخوردار گردند.به عنوان نمونه كاركنانی كه به سرعت به استقبال ماموریتهای كاری جدید می روند، در دوره انتقال سختتر كار و یا به دیگران كمك می كنند كه خود را با شرایط جدید تطبیق دهند ،سزاوار دریافت افتخاراتی ویژه،مانند اعطای مقام و ارتقا، توجه خاص به ارزیابی عملكرد و … هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; منابع&lt;BR&gt;-۱ آقایی فیشانی، تیمور(۱۳۷۷)، خلاقیت و نوآوری در انسانها وسازمانها، چاپ اول، تهران، نشر ترمه&lt;BR&gt;-۲ پاركینسون /رستوم جی (۱۳۷۶)،مهارتهای مدیریت،چاپ اول، ترجمه مهدی ایران نژاد پاریزی، ناشر انتشارات آزاده&lt;BR&gt;-۳ پیترز، توماس جی و واترمن، رابرت اچ. (۱۳۷۲)، به سوی بهترین ها ، ترجمه و تلخیص مهدی قراچه داغی، چاپ اول ،ناشر مترجم&lt;BR&gt;-۴ تافلر،الوین(۱۳۷۰)، جابجایی در قدرت، ترجمه شهیندخت خوارزمی، ناشر مترجم&lt;BR&gt;-۵ تافلر،الوین(۱۳۷۳)،شوك آینده ،ترجمه حشمت الله كامرانی،تهران،چاپخانه گلشن&lt;BR&gt;-۶ تافلر ، الوین(۱۳۷۱)،موج سوم ، ترجمه شهیندخت خوارزمی،چاپ هفتم، تهران، ،ناشر مترجم&lt;BR&gt;-۷ دفت، ریچارد ال(۱۳۷۴)،تئوری سازمان و طراحی ساختار،ترجمه علی پارساییان و سید محمد اعرابی،جلد دوم، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی&lt;BR&gt;-۸ دفت،ریچارد ال(۱۳۷۸)، مبانی تئوری و طراحی سازمان، ترجمه پارساییان و اعرابی، تهران ،دفتر پژوهشهای فرهنگی&lt;BR&gt;-۹ سادلر، فیلیپ(۱۳۸۰)،مدیریت تغییر،ترجمه غلامرضا اسماعیلی،تهران&lt;BR&gt;-۱۰ سرمد،غلامعلی(۱۳۸۰)،روابط انسانی در سازمانهای آموزشی،چاپ دوم&lt;BR&gt;-۱۱ سلطانی تیرانی،فلورا(۱۳۷۸)، نهادی كردن نوآوری در سازمان، چاپ اول ، تهران، خدمات فرهنگی رسا&lt;BR&gt;-۱۲ سنجری،احمدرضا (۱۳۷۹) ،آموزش عاملان تغییر : دو مدل تركیبی از تئوری و عمل،ماهنامه تدبیر،شماره ۱۰۴&lt;BR&gt;-۱۳ شیرازی،علی (۱۳۷۳) ، مدیریت آموزشی ، مشهد، انتشارات جهاد دانشگاهی&lt;BR&gt;-۱۴ قائمی،علی(۱۳۸۰)،روزآمد كردن تربیت، ماهنامه پیوند،بهمن ۱۳۸۰&lt;BR&gt;-۱۵ كورمن،ابراهام.ك(۱۳۷۰)،روانشناسی صنعتی و سازمانی،ترجمه حسین شكركن،تهران،انتشارات رشد&lt;BR&gt;-۱۶ لاكت،جان(۱۳۷۴)،مدیریت اثربخش،ترجمه سید امین الله علوی،مركز آموزش مدیریت دولتی&lt;BR&gt;-۱۷ محمدزاده،عباس(۱۳۷۴)، مدیریت توسعه، چاپ اول ،تهران،انتشارات سمت&lt;BR&gt;-۱۸ مورهد/گریفین(۱۳۸۰)،رفتار سازمانی، سید مهدی الوانی و غلامرضا معمارزاده ، چاپ ششم ، تهران،انتشارات مروارید&lt;BR&gt;-۱۹ نژادایرانی،فرهاد (۱۳۸۱)،مدیریت خلاقیت و نوآوری در سازمانها،ارومیه،پیك سبحان&lt;BR&gt;-۲۰ هرسی،پال و بلانچارد،كنت (۱۳۶۵)،مدیریت رفتار سازمانی، ترجمه علی علاقه بند ، تهران&lt;BR&gt;-۲۱ هنسن،مارك(۱۳۷۰)، مدیریت آموزشی و رفتار سازمانی، ترجمه محمدعلی نائلی،اهواز ،دانشگاه شهید چمران &lt;BR&gt;۲۲ -Floyd Shoemaker &amp; Everett M. Rogers, Communication Of Innovations Cultural Approach ,۱۹۷۱&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پی نوشتها&lt;BR&gt;۱ – نوآوری و لزوم تطبیق یافتن با شرایط زمان و ضرورتهای روز از مسائلی است كه در فقه اسلامی ما نیز ریشه دار است. بویژه اینكه در احادیث دینی ما آمده است كسی كه دو روزش مانند هم باشد مغبون می باشد (قائمی، ۱۳۸۰، ۲۶).&lt;BR&gt;۲ – كریستوفر رایت درهمین زمینه گفته است «سازمانها از تغییر نمی توانند بگریزند همانگونه كه ذرات آب در اقیانوس از موج نمی‌توانند بگریزند. (سادلر، ۱۳۸۰، ص ت مقدمه) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 18:28:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aga&amp;postid=130</comments>
<dc:creator>aga</dc:creator>
<guid>http://aga.blogfa.com/post-130.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بوی دهان علل و نحوه درمان </title>
<link>http://aga.blogfa.com/post-129.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بوی دهان علل و نحوه درمان&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فکر ميکنم تاثير نامطلوبی که بوی بد دهان در شخصيت يک فرد ميگذارد با هيچ چيز قابل مقايسه نباشد . خاطره بدی که از فردی که بوی دهان بدی ازش ديديد شايد ماهها در ذهنتان بماند يا شده که احساس کنيد که خودتان دهانتان بو ميدهد آيا در اين صورت ميتوانيد با يک شخصيت معتدل و سالمی با اطرافيان ارتباط بر قرار کنيد .... مطمعناً پاسخ منفی است ..... اين مسائل باعث شد که در يک مقاله جداگانه به اين موضوع بپردازم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منشا بوی دهان که تحت هر شرايطی آزار دهنده است  عبارتند از:&lt;/P&gt;
&lt;OL type=1&gt;
&lt;LI&gt;بوی موادی که احتمالا در طی روز مصرف کرده باشيم از قبيل سير، پياز، الکل ، سيگار و...... &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;بوی نامطبوع ناشی از بهداشت دهان و دندان ضعيف ..... &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;بوی ناشی از حلق و لوزه ها و سينوس های فکی که در کل تحت نام مجاورات دهان و دندان از آنها ياد ميشود ....&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;بوی ناشی از بيماريهای سيستميک از قبيل آبسه های ريه ، ديابت ،ناراحتی های گوارشی و غيره&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در يک ديد کلی بوی دهان حتما يک علتی دارد و اينطور نيست که بگوئيم دهان فلانی بد بو است و نميشود کاری کرد؟! دهان هر فردی با هر نژاد و مليتی در شرايط سالم نبايد بوئی داشته باشد .آگر بوئی مشاهده ميشود صد در صد علتی دارد که خارج از اين چهار موردی که ذکر شد نميتواند باشد. اين اصل مهمی است که خيلی به آن بی توجه هستند (علی رغم سادگی موضوع) مثلا من افراد زيادی را ديده ام که در مطب به من ميگويد ... دکتر هر کاری ميکنم بوی دهانم خوب نميشود؟! مواردی هم که ميشود علت بوی دهان را تشخيص داد و عملا نميشود کاری کرد بسيار نادر است و تنها در يک مورد که بيماران ديابتی آن هم بعضی از موارد ممکن است دهانشان بوی استون مانندی بدهد که عملا نميشود کاری کرد.... بقيه قابل درمان هستند و حداقل قابل کنترل ...... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حال به توضيح چهار مورد بالا میپردازيم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بوی موادی که احتمالا در طی روز مصرف کرده باشيم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بوی  مواد مصرفی با کاهش مصرف و يا عدم مصرف برطرف شده و اثر پايداری ندارد حتی افراد سيگاری هم بعد از اينکه مدتی از ترک سيگارشان گذشته باشد بدون اينکه احتياج به کار خاصی داشته باشد بوی بد آن بمرور از بين ميرود مواد تندی مثل سير غير از اينکه در محيط دهان خورده ريزه های آن باقی ميماند از طريق  سيستم گوارشی هم  برای مدتی باعث انتشار بو ميشود .جويدن آدامس و خوب مسواک زدن در کاهش بو موثر خواهد بود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بوی نامطبوع ناشی از بهداشت دهان و دندان ضعيف &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بوی ناشی از عدم رعايت بهداشت دهان و دندان شايعترين نوع بوی بد دهان ميباشد .بخوبی ميدانيد که محيط دهان پر از ميکروارگانيزم های مختلف است که به طور طبيعی در محيط دهان بدون ايجاد مشکل خاصی وجود دارند .... مصرف مواد غذائی اگر منجر به اين شود که خرده ريزه های اين مواد مصرفی در محيط دهان باقی بمانند اين ميکروارگانيسم ها شروع به تجزيه اين مواد کرده و حاصل آن محصولات گازدار مختلف است که بسته به نوع مواد تجزيه شده دارای بوهای متفاوت ميباشد .رسالت اصلی مسواک زدن و استفاده از نخ دندان اين است که محيط دهان را از هر نوع مواد باقی مانده پاک کرده و اين روند را مختل سازد ( روند تجزيه مواد باقی مانده) حال به هر علتی نتوانيم در تميز کردن اين محيط موفق شويم غير از مشکلات دندانی و لثه ای که ممکن است بوجود آيد از عوارض طبيعی آن بوی بد دهان خواهد بود . نواحی که من به تجربه دريافته ام که شکست در تميز کردن آنها منجر به بو گرفتن محيط دهان ميشود را برای شما مطرح ميکنم:&lt;/P&gt;
&lt;OL type=1&gt;
&lt;LI&gt;دندانهای پوسيده : پوسيدگی دندانها با توجه به اينکه ايجاد حفره هائی را در داخل دندان ايجاد ميکند عملا مانع تميزکردن اين محيط توسط مسواک گشته علاوه بر اينکه روند پوسيدگی را تسريع ميکند باعث ايجاد محيطی برای رشد ميروارگانيسم هاشده و غذا های مصرفی هم که در اين حفره ها باقی ميماند دست به دست هم داده و باعث بوی دهان ميشود .... اين پوسيدگی ها ممکن است از بين دندانها باشد و يا احتمالا در زير پرگردگی های قبلی بوجود آيد . و شما با ديد مستقيم نبينيد ..... لذا معاينه توسط دندانپزشک و متعاقب آن پر کردن دندانهای پوسيده در رفع بوی دهان موثر خواهد بود&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;انواع بيماری های لثه : لثه هائی که ملتهب و متورم هستند محيط مناسبی برای تجمغ غذائی و ميکروارگانيسم ها هستند .در ضمن در يک لثه بيمار پاکت هائی بين لثه و دندان ايجاد ميشود که از يک ميليمتر تا چندين ميليمتر ممکن است که عمق داشته باشد و عملا مسواک قدرت تميز کردن اين فضا ها را ندارد و همين امر باعث ايجاد محيط های مناسبی برای توليد گاز های نامطبوع که حاصل عملکرد ميکروارگانيسم ها بر روی غذا های باقی مانده است ميشود ...... درمان بيماری های لثه در هر حدی که باشد صددرصد در رفع اين بوها موثر خواهد بود ..... در بعضی بيماری های پيشرفته لثه خود لثه عفونی هم بوی شديدی دارد و ميکروبها شروع به تخريب لثه ميکنند که همراه با بوی تعفن شديد است &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;نواحی که تميز کردن آن با مسواک و نخ دندان مشکل است: اين نواحی عبارت است از: &lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;ناحيه ديواره پشتی دندان عقل که به خاطر دسترسی مشکل .....تميز کردن آن خوب صورت نميگيرد و حالت تهوع و نبودن فضای کافی برای رشد دندان عقل هم اين وضعيت را تشديد ميکند و همين ناحيه محلی برای تجمع ميکروبی ميگردد  &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;ناحيه سطح زبان بخصوص قسمت خلفی آن که پرز های درازتر و بزرگتری دارد و بعد از غذا خودن در اين نواهی خورده غذائی مانده متعفن شده و باعث بوی دهان ميگردد. مسواک زدن سطح زبان در رفع بوهائی که از اين ناحيه منشا گرفته خيلی موثر خواهد بود &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;زير پر کردگی های نامناسب و پروتز های ثابتی که در دهان داريد: پروتز هائی که در دهان داريد از هر نوعی که باشد نحوه تميز کردن خاص خودش را دارد که حتما بايد از دندانپزشک خو بپرسيد .پروتز های ثابت هم تکنيک های خاصی را برای تميز کردن لازم دارد که عدم تميز بودن زير آن باعث گير غذائی و آغاز ايجاد بوهای نامطبوع است . اگر پروتز ثابت به طور مناسب ساخته نشود به طوری که غير قابل تميز کردن باشد با هيچ راهی نميشود آنها را تميز کرد و بايد تعويض کردد. پر کردگی های نامناسب بخصوص پر کردگی هائی که با آمالگام صورت گرفته و از ديواره دندان بيرون زده تر پر ميشود را هم نميشود با مسواک و نخ دندان تميز کرد و بايستی تعويض گردد . &lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در صورتی که تمامی اين مشکلات در محيط دهان و دندان رفع شده باشد ديگر امکان اينکه بوی دهان داشته باشيم نخواهد بود به شرطی که اين بو از ناحيه دهان و دندان باشد .....اکثرا افرادی که از بهداشت خوبی برخوردارند و لی باز از بوی دهان رنج ميبرند به مجاورات دهان که عبارت است از چين های مختلفی که در حلق وجود دارد لوزه ها ،سينوسهای فکی .غافل هستند. پس ميرسيم به قسمت سوم مبحث:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بوی ناشی از حلق و لوزه ها و سينوس های فکی که در کل تحت نام مجاورات دهان و دندان از آنها ياد ميشود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مجاورات دهان و دندان:اگر ته گلوی خود را بخوبی در آينه نگاه کنيد متوجه ميشويد که بعد از اتمام دندانها و هنوز به لوزه ها نرسيده چين های مختلفی وجود دارد که تمامی آنها محيط مناسبی برای گير غذائی ميباشد در ضمن خود لوزه ها بخصوص در افرادی که سابقه عفونت های متعدد در ناحيه لوزه دارند لوزه ها به صورت نمای گل کلمی در ميايد که همراه با شيار های گاهاً عميق است و اين شيار های روی لوزه ها هم باعث تجمع غذائی در اين نواحی ميشود که همه اين محيط ها ميتواند باعث بوهای وحشت ناکی در محيط دهان شود بدون اينکه مشکلی به لحاظ دهان و دندان داشته باشيد .رسيدگی به اين نواحی از مسئوليت های دندانپزشک خارج است و بايد توسط متخصص گوش و حلق و بينی رسيدگی گردد. ما معمولا بعد از اطمينان از نبودن مسئله ای در محيط دهان بيماران را برای چک کردن مجاورات دهان بخصوص لوزه ها و سينوسها به اين متخصصين ارجاع ميدهيم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بعضی مواقع بيمارانی که لوزه های بزرگ و شيار دار دارند مواد مصرفی مانند آجيل و پسته . تخمه و... در اين شيار ها جايگزين ميشوند.و بوی بدی ايجاد ميکنند که حتی با قرقره کردن معمولی هم برطرف نميشود .معمولا متخصصين گوش و حلق و بينی با دوشيدن اين لوزه ها ( فشار لوزه ها و تخليه و شستشوی آن ) نسبت به اين مشکل اقدام ميکنند . من چند مورد را ديده ام که بعد از اين کار بوی نامطبوع دهان نيز رفع شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از ديگر مجاورات دهان که ميتواند باعث بوی بد دهان شود سينوس های فکی ميباشد. سينوسها حفره هائی در داخل استخوان های مختلف جمجمه واقع شده و توسط مجراهائی به حفره بينی و  از آنجا به ناحيه حلق  و دهان به طريقی مربوط هستند اين حفره ها در صورت عفونی شدن که در کل به سينوزيت مشهور است با بوی نامطبوعی همراه است که همراه با تنفس بيمار ما متوجه اين بو ميشويم و در صورتی که اين سينوزيت به صورت مزمن در آيد دائما ترشحاتی خواهد داست که اين ترشحات همراه با بوی زننده است و در مواردی از بيماران که از بوی بد دهان رنج ميبرند اين موارد را مشاهده کرده ام که باز اين موارد بايد توسط متخصصين گوش و حلق و بينی درمان گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بوی ناشی از بيماريهای سيستميک از قبيل آبسه های ريه ، ديابت ،ناراحتی های گوارشی و غيره&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; چهارمين مورد از منشا بوی دهان بيماری های سيستميک و بيماری های گوناگونی است که به ناحيه دهان مربوط هستند . از جمله اين بيماری ها بيماريهای گوارشی و بيماری های تنفسی است ..... من از ذکر جزئيات علمی اين بيماری ها خودداری ميکنم چون اين يک مقاله کاربردی برای عموم هست و زياد تو بهر جزئيات علمی کار نبايد رفت فقط به دو مورد اشاره ميکنم که يکی عفونت های حاد ريوی و آبسه هائی که در ريه ممکن است وجود داشته باشد . اين آبسه های ريوی بوی بدی را هنگام تنفس ايجاد ميکند و در مان آن توسط متخصصين داخلی بايد صورت گيرد . مورد دوم بيماری ديابت شيرين است که ممکن است بوی بدی را ايجاد بکند .بيماری های مختلف گوارشی و معده از جمله سرطان معده در موارد بسيار نادر باعث بوی دهان ميشود مقوله ای تخصصی است و از عوارض بسيار جزئی اين بيماری ها ميباشد که با درمان اين بيماری ها اين بوی دهان نيز برطرف ميگردد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چند نکته در مورد درمان بوی دهان :&lt;/P&gt;
&lt;OL type=1&gt;
&lt;LI&gt;به نظر من هر فردی بوی بد دهان را در مورد خودش و سايرين تجربه کرده است .بوی دهان ممکن است مقطعی باشد بخصوص بوهائی که صبح موقع بيدار شدن ازخواب مشاهده ميشود و بعد از خوردن صبحانه و مسواک زدن برطرف ميشود . اين بوی صبحگاهی طبيعی است و و به علت کاهش بزاق در طی شب و در ضمن عدم فعاليت محيط دهان در کل زمينه ای برای فعاليت ميکرو ارگانيسم ها فراهم ميکند که بعد از يک وعده غذا خوردن رفع ميشود . لذا در صورتی که صبح صبحانه نخورده ايد مواظب صحبت کردن خود باشيد &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;از اطرافيان نزديک خود بخواهيد که اگر بوی بدی از دهان شما متوجه شدن حتما تذکر دهند چون افراد جامعه وقتی متوجه بو ميشوند هيچ وقت به زبان نمی آورند ولی اثر بد شخصيتی خود را ميگذارد.... آشنايان نزديک اين لطف را در حق ما بکنند و تذکر دهند از اين ضربه شديد به شخصيت مان جلو گيری ميکنند.&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;اگر در فردی متوجه بوی بد شديم بايد سعی کنيم به طور غير مستقيم مطرح کنيم طرح مستقيم ممکن است ضربه روحی شديدی ايجاد کند بخصوص که ارتباط عاطفی با هم داشته باشيم .... اگر هم متذکر نشويم باز رفتار مسئولانه ای نکرده ايم طرح غير مستقيم بهترين وسيله است ....&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;در صورتی که متوجه شديم که دهانمان بو ميدهد برای درمان اولين مرحله مراجعه به دندانپزشک و مشورت با آن است .دندانپزشک با يک معاينه کامل ميتواند علت بوی دهان شما را تشخيص و درمان کند اين درمان ميتواند شامل جرم گيری آموزش مسواک زدن و استفاده از نخ دندان .... ترميم دندانهای پوسيده و..... باشد ..... در صورت اطمينان از ناحيه دهان و دندان اگر مشکل بوی دهان رفع نگرديد حتما بايد به يک متخصص گوش و حلق و بينی مراجعه کنيد و لوزه ها و حلق و سينوسها ی فکی را چک کنيد حتما مشکل شما حل خواهد شد ساير مواردی که ميتواند باعث بوی دهان شود آنقدر نادر است که طرح آنها اصلا کاربرد عملی ندارد .....&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;افرادی هستند که دچار توهم بوی بد دهان هستند .... به اين صورت که دهانشان بو نميدهد ولی هميشه از اين وحشت دارند که دهانشان بو ميدهد .... اين توهم بعضی مواقع آنقدر شديد است که در روابط اجتماعی فرد اثر نامطلوب ميگذارد .... من اين بيماران را در چندين مورد مشاهده کرده ام و بارها بهشون گفته ام که بوی بدی ندارند ولی باز اين وسواس را دارند..... مشاوره با روانپزشک و علت يابی آن بسیار موثر خواهد بود.&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;غرغره کردن با دهانشويه های مختلف را حتما در دستور کار روزانه بهداشتی خود قرار دهيد ..... من دهانشويه ماتريکا که وطنی است و کاملا گياهی است و از عصاره مايع گل بابونه تهيه شده را تجربه کرده ام و برای بيماران هم توصيه ميکنم. &lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;براساس تحقيقات انجام شده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حفره دهاني علت 98 درصد بوي بد دهان است&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خبرگزاري فارس: يك پژوهشگر اصفهاني گفت: براساس تحقيقات انجام شده بر روي بيماران مبتلا به بوي بد دهان در اين استان، حفره دهاني به عنوان عامل اصلي 98 درصد از بوي بد دهان شناخته شده است.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عليرضا طالبيان امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اصفهان اظهار داشت: طبق بررسي‌هاي انجام شده روي 222 بيماري كه طي مهر سال 84 تا بهمن سال 85 به كلينك بوي دهان در اصفهان مراجعه كردند، مشخص شد كه علت بوي بد دهان 98 درصد از اين بيماران، حفره دهاني است. &lt;BR&gt;وي با اشاره به اينكه وجود حفره دهاني، عامل فيزيولوژيكي دارد، بيان داشت: نتايج اين تحقيقات در سال 2008 در مجله انگليسي تحقيقات بازدم (journal of breath research) به چاپ رسيده و اين نخستين گزارش از ايران پيرامون بوي بد دهان بود كه در سطح جهان منتشر شد. &lt;BR&gt;عضو انجمن بين‌المللي بوي بد دهان خاطرنشان كرد: بر اساس مقايسه‌اي كه بين تحقيقات كشورهاي ايران، ژاپن و بلژيك صورت گرفت، علت 85/1 درصد از بوي بد دهان در بلژيك و 66 درصد از بوي بد دهان در ژاپن، حفره دهاني و عامل فيزيولوژيكي تشخيص داده شد. &lt;BR&gt;وي با بيان اينكه علت 1/4 درصد از بوي بد دهان در ايران مربوط به عوامل سايكولوژيك و بوي دهان كاذب است، تصريح كرد: 14/9 درصد از بوي بد دهان در بلژيك و 32 درصد در ژاپن به عوامل سايكولوژيك با منشأ رواني برمي‌گردد. &lt;BR&gt;طالبيان گفت: درصد بوي دهان كاذب و ترس از بوي دهان در ژاپن، 30 برابر بيشتر از ايران است و اين اختلاف در كشورهاي اروپايي مانند بلژيك به چهار درصد مي‌رسد. &lt;BR&gt;وي افزود: به دنبال تحقيقات انجام شده در اصفهان هم اكنون نيز در شهرستان تهران علت بوي بد دهان 111 بيمار در حال بررسي است كه نتايج آن در سال جاري ارائه مي‌شود. &lt;BR&gt;اين پژوهشگر اصفهاني همچنين از انجام طرح تحقيقاتي بر روي دهان شويه‌هاي ساخت ايران خبر داد و بيان كرد: طي بررسي‌هاي صورت گرفته روي سه دهان شويه ايراني مشخص شد كه دهان شويه‌هاي حاوي پراكسيد هيدروژن تنها دهان شويه ايراني است كه اثر مطلوبي در رفع بوي بد دهان دارد و دهان شويه‌هاي حاوي هربال و بنزوئيك اسيد هيچگونه تاثير مثبتي بر روي رفع اين بيماري ندارد. &lt;BR&gt;انتهاي پيام:/&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بوي بد دهان يك علامت شناخته شده با سابقه تاريخي قديمي است. بوي بد دهان مي‌تواند دليل عمومي يا موضعي داشته باشد. مشخص شده كه تقريبا 85 درصد بوي دهان ناشي از عوامل موضعي است، از اين جهت اهميت روشهاي بهداشتي مثل مسواك زدن دندانها و زبان محرز شده است. بايد يادآوري كرد كه بوي بد دهان به تنهايي يك بيماري نيست بلكه علامت بيماريهاي مختلف است. وجود بوي بد دهان معمولا در اكثر مواقع ناشي از عوامل بيماريزاست و نشان دهنده وجود يك بيماري است كه بايد شناسايي و تصحيح شود همينطور اكثر افراد احساس نگراني درباره بوي بد دهان خود دارند. اين نگراني گاهي به آنجا ميرسد كه فرد از تماس با ديگران پرهيز مي‌كند و هنگام صحبت كردن دست خود را جلوي دهان مي‌گيرد و يا بطور مرتب از آدامس يا از انواع دهان شويه‌ها استفاده مي‌كند. بايد گفت چون گيرنده‌هاي بويايي خيلي سريع خسته مي‌شوند و اين گيرنده‌ها حدود يك ثانيه پس از تحريك به ميزان 50 درصد با محيط سازگاري مي‌يابند و سپس با سرعت كمتري به سازگاري خود ادامه مي‌دهند، از دريافت بوها عاجز مي‌شوند. به همين دليل فرد مبتلا به بوي بد دهان خيلي سريع به آن عادت خواهد كرد، بنابراين شخص نمي‌تواند بوي بد دهان خويش را تشخيص دهد. مطالعات بر روي بزاق انكوبات شده و هواي تنفسي گرفته شده از دهان افراد مورد مطالعه وجود سه تركيب گوگرددار متيل مركاپتان، سولفيد هيدروژن و دي متيل سولفيد را مسئول بيش از 90 درصد بوي بد دهان مي‌داند كه در اين بين نقش دو تركيب اول بيشتر است &lt;BR&gt;بوي بد دهان ناشي از عوامل بيماريزا &lt;BR&gt;در اين حالت بوي بد دهان به وسيله وضعيت‌هاي موضعي مثل بهداشت ضعيف دهان و عفونت لثه (ژنژيويت) مزمن بوجود مي‌آيد. مخصوصا در ژنژيويت مزمن اگر همراه با خونريزي از لثه‌ها باشد موجب بوي زننده و تنفرآور بخصوص هنگام صبح مي‌شود &lt;BR&gt;در تنفس دهاني (مثلا در وجود لوزه‌هاي بزرگ) بدبويي دهان در نتيجه ممانعت از شسته شدن طبيعي مخاط و دندان‌ها توسط بزاق است. زبان شياردار، زبان مودار و زبان باردار چون به تجمع و نگهداري مواد غذايي كمك مي‌كنند در ايجاد بوي بد دهان دخالت دارند. بيماريهاي سينوس نظير سينوزيت مزمن و فيستول سينوس دهاني و بيماريهاي بيني ازجمله رينيت آتروفيك سل و سيفيليس و رينيت چركي همراه با ترشح و بيماريهاي حلق نيز از علل بوي بد دهان هستند &lt;BR&gt;بوي بد دهان ناشي از بيماريهاي عمومي بدن &lt;BR&gt;در اين نوع بيماريها، بيماريهاي دستگاه تنفس تحتاني از درجه اول اهميت برخوردارند.آبسه ريه بوي گنديده شبيه به بوي گوشت فاسد دارد كه حتي گاهي اولين علامت بيماري است. علت اين بوي بد بيشتر باكتريهاي بي‌هوازي هستند. سل ريوي در حالت پيشرفته به سبب نكروز كازئوز و زخمي شدن ضايعات سلي باعث بدبويي دهان و بازدم ناشي از تنفس مي‌شود. ساير بيماريهاي ريوي نظير برونشيت مزمن، پنوموني نكروزه و كلا هر حالت بيماري‌زا كه بر روي درخت تنفسي و ناي اثر بگذارد، ممكن است بوهاي قابل اعتراض توليد كند. در اختلالات گوارشي و سوهضم، زخم‌هاي معده‌، سرطان مري و معده‌، يبوست و عفونت‌هاي روده‌اي نيز بوي بد دهان مشاهده مي‌شود. در ديابت بوي استون در هواي بازدم به مشام مي‌رسد. در نارسايي كليه بوي شبيه آمونياك و در سيروز كبدي بوي كيك گنديده به مشام مي‌رسد. كمبود ويتامين و هر بيماري كه سبب تب شود از علل بوي بد دهان مي‌باشند &lt;BR&gt;بوي بد دهان ناشي از عوامل غيربيماريزا &lt;BR&gt;از اين عوامل سيگار كشيدن را بايد نام برد كه نه تنها به خاطر بوي خود سيگار و توتون، بلكه به سبب ايجاد زبان مودار و كاهش جريان بزاق به بدبويي دهان كمك مي‌كند. همچنين مي‌توان بوي دهان صبحگاهي ناشي از توقف حركت گونه، زبان و لب‌ها و نيز بر اثر كاهش جريان بزاق در طي شب اشاره كرد. به همين دليل مسواك زدن قبل از خواب در كاهش بوي دهان صبحگاهي تاثير زيادي دارد. پروتزهاي ثابت و متحرك دندانپزشكي نيز درصورتيكه بهداشت دهان رعايت نشود سبب بدبويي دهان مي‌شوند &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بوي بد دهان ناشي از عوامل عمومي غيربيماري‌زا &lt;BR&gt;دوران قاعدگي چون با افزايش ميكروب‌هاي بزاق و همچنين افزايش 300 درصدي تركيبات سولفوردار همراه است، بوي بد دهان را به دنبال دارد. &lt;BR&gt;در حاملگي، در يائسگي و بلوغ نيز به دليل تغييرات هورموني بوي بد دهان &lt;BR&gt;وجود دارد. در گرسنگي به علت فساد شيره پانكرآس بوي بد دهان وجود دارد كه حتي با مسواك زدن ازبين نمي‌رود. در افراد مسن بوي بد دهان به سبب تغييرات متابوليك و ساير علل نظير كم‌آبي بدن‌، كاهش مقاومت به عفونت، كاهش اشتها و غيره است. در خستگي و ضعف كه بدن نمي‌تواند محصولات فرعي زائد را با سرعتي بيش از سرعت توليد آنها دفع كند، امكان بوي بد دهان است. بوي بد دهان در خانم‌ها بيشتر از آقايان وجود دارد &lt;BR&gt;در مورد نقش تغذيه در ايجاد بوي بد دهان بايد گفت كه دهان ما بوي آن چيزي را كه مي‌خوريم مي‌دهد. به همين دليل آنهايي كه برنامه غذايي با فرآورده‌هاي گوشتي دارند، دهانشان بوهاي مختلف زيادي نسبت به گياه‌خواران مي‌دهد. همچنين مشخص شده است كه مصرف رژيم پرچربي منجر به ايجاد اسيدوز مي‌شود و در هواي تنفسي بويي شبيه به آنچه در كماي ديابتي وجود دارد، بوجود مي‌آيد. بطور كلي غذاهايي كه پروتئين زياد و مواد قندي كمي دارند به علت ايجاد مواد سولفوردار باعث بدبوشدن دهان مي‌شود. البته نقش غذاهاي بوداري مثل سير و پياز كاملا معلوم است &lt;BR&gt;بوي بد دهان ناشي از داروها &lt;BR&gt;ايزوسوربايد (Isordil) كه محتوي هيدرات كلرايد مي‌باشد مي‌تواند باعث بوي بد دهان شود آنتي‌هيستامين‌ها، آمفتامين‌ها، آرامبخش‌ها، ديورتيك‌ها، فنوتيازين‌ها و داروهاي شبه آتروپين باعث كاهش توليد بزاق و بنابراين كاهش شستشوي خودبخودي حفره دهان و در نتيجه ايجاد بوي بد دهان مي‌شوند. فنوتيازين‌ها سبب ايجاد زبان مودار مي‌شوند &lt;BR&gt;افراط در مصرف دخانيات، كهولت سن، يائسگي، بيماريهاي عمومي با تب بالا، اضطراب، كم‌آبي بدن، مصرف بي‌رويه ادويه‌جات و عدم رعايت بهداشت دهان نيز از علل ديگر ايجاد بوي بد دهان هستند &lt;BR&gt;درمان و پيشگيري &lt;BR&gt;چون اغلب بوهاي بد دهان به علت عوامل موضعي است، بنابراين حذف اين عوامل و اصلاح ناهنجاري‌هاي موجود در دهان اولين قدم درمان است. رعايت بهداشت دهان شامل مسواك زدن دندان‌ها، لثه، زبان و استفاده از نخ دندان در كاهش بوي بد دهان با منشا دهاني بسيار موثر است. مسواك زدن دندان‌ها و زبان تركيبات سولفوردار را براي مدت يك ساعت به ميزان 70 تا 85 درصد كاهش مي‌دهد. بايد توجه كرد كه زبان يكي از جايگاه‌هاي اصلي ميكروبها در دهان است و اين به دليل جمع شدن عوامل ميكروبي در سطح پشتي زبان است و بايد يك قسمت ضروري از بهداشت دهان معطوف به زبان شود. &lt;BR&gt;در بيماراني كه به سبب خشكي دهان (به دنبال مصرف داروهايي كه قبلا ذكر شد و يا بر اثر بيماري) بوي بد دهان دارند مي‌توانند از آدامس‌هاي بدون شكر استفاده كنند &lt;BR&gt;بطور كلي بوي بد دهان ناشي از عوامل موضعي بيماري‌زا زماني ازبين مي‌رود كه بيماري درمان شود و بهداشت دهان رعايت گردد. استفاده از دهان‌شويه‌ها اثر موقتي در كاهش بوي بد دهان دارد. در حقيقت كوشش براي حذف بوي بد دهان با استفاده از دهان‌شويه‌ها علاوه بر اينكه موقتي است، حتي ممكن است بيماري عمومي را نيز از ديد دندانپزشك مخفي نگه دارد بطور كلي پوشاندن بوي دهان با يك بوي معطر و قوي‌تر مناسب نيست و درمان بايد بيشتر معطوف درمان علت اصلي باشد. &lt;BR&gt;بطور كلي جهت كاهش بوي دهان بايد از سيگار كشيدن، نوشيدن نوشابه‌هاي بودار، خوردن غذاهاي با ادويه زياد، غذاهاي گوشتي زياد، غذاهاي معطر شده با پياز و سير، افراط در مصرف مواد چربي‌دار مخصوصا كره و روغن‌هاي مختلف اجتناب شود. در حالي كه خوردن ميوه‌هاي تازه و سبزيجات و بطور كلي رژيم غذايي غني از فيبر ارجحيت دارد. همين طور نوشيدن آب زياد در كاهش بوي بد دهان تاثير بسزايي دارد . &lt;BR&gt;چند نکته در مورد درمان بوی دهان : &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به نظر من هر فردی بوی بد دهان را در مورد خودش و سايرين تجربه کرده است .بوی دهان ممکن است مقطعی باشد بخصوص بوهائی که صبح موقع بيدار شدن ازخواب مشاهده ميشود و بعد از خوردن صبحانه و مسواک زدن برطرف ميشود . اين بوی صبحگاهی طبيعی است و و به علت کاهش بزاق در طی شب و در ضمن عدم فعاليت محيط دهان در کل زمينه ای برای فعاليت ميکرو ارگانيسم ها فراهم ميکند که بعد از يک وعده غذا خوردن رفع ميشود . لذا در صورتی که صبح صبحانه نخورده ايد مواظب صحبت کردن خود باشيد &lt;BR&gt;از اطرافيان نزديک خود بخواهيد که اگر بوی بدی از دهان شما متوجه شدن حتما تذکر دهند چون افراد جامعه وقتی متوجه بو ميشوند هيچ وقت به زبان نمی آورند ولی اثر بد شخصيتی خود را ميگذارد.... آشنايان نزديک اين لطف را در حق ما بکنند و تذکر دهند از اين ضربه شديد به شخصيت مان جلو گيری ميکنند. &lt;BR&gt;اگر در فردی متوجه بوی بد شديم بايد سعی کنيم به طور غير مستقيم مطرح کنيم طرح مستقيم ممکن است ضربه روحی شديدی ايجاد کند بخصوص که ارتباط عاطفی با هم داشته باشيم .... اگر هم متذکر نشويم باز رفتار مسئولانه ای نکرده ايم طرح غير مستقيم بهترين وسيله است .... &lt;BR&gt;در صورتی که متوجه شديم که دهانمان بو ميدهد برای درمان اولين مرحله مراجعه به دندانپزشک و مشورت با آن است .دندانپزشک با يک معاينه کامل ميتواند علت بوی دهان شما را تشخيص و درمان کند اين درمان ميتواند شامل جرم گيری آموزش مسواک زدن و استفاده از نخ دندان .... ترميم دندانهای پوسيده و..... باشد ..... در صورت اطمينان از ناحيه دهان و دندان اگر مشکل بوی دهان رفع نگرديد حتما بايد به يک متخصص گوش و حلق و بينی مراجعه کنيد و لوزه ها و حلق و سينوسها ی فکی را چک کنيد حتما مشکل شما حل خواهد شد ساير مواردی که ميتواند باعث بوی دهان شود آنقدر نادر است که طرح آنها اصلا کاربرد عملی ندارد ..... &lt;BR&gt;افرادی هستند که دچار توهم بوی بد دهان هستند .... به اين صورت که دهانشان بو نميدهد ولی هميشه از اين وحشت دارند که دهانشان بو ميدهد .... اين توهم بعضی مواقع آنقدر شديد است که در روابط اجتماعی فرد اثر نامطلوب ميگذارد .... من اين بيماران را در چندين مورد مشاهده کرده ام و بارها بهشون گفته ام که بوی بدی ندارند ولی باز اين وسواس را دارند..... مشاوره با روانپزشک و علت يابی آن بسیار موثر خواهد بود. &lt;BR&gt;غرغره کردن با دهانشويه های مختلف را حتما در دستور کار روزانه بهداشتی خود قرار دهيد ..... من دهانشويه ماتريکا که وطنی است و کاملا گياهی است و از عصاره مايع گل بابونه تهيه شده را تجربه کرده ام و برای بيماران هم توصيه ميکنم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;منبع :http://www.irdrug.com&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 18:27:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aga&amp;postid=129</comments>
<dc:creator>aga</dc:creator>
<guid>http://aga.blogfa.com/post-129.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشکل نارسا نویسی یا بد خطی در دانش آموزان</title>
<link>http://aga.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;مشکل نارسا نویسی یا بد خطی در دانش آموزان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;امروزه در مدارس ما شمار دانش آموزانی که دچار برخی مشکلات تحصیلی ورفتاری و سازشی خاص می شوند قابل توجه بوده ولی اما اغلب وقت لازم و کافی  جهت شناخت صحیح و درمان آنها گذاشته نمی شود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;شمارزیادی از همین دانش آموزان اختلال در یادگیری ریاضی و املاءدارند که معمولا این دو مشکل ذهن والدین و معلمین را بیشتر به خود مشغول می کند.از بین موارد یاد شده بنده قصد دارم مسئله را از جایی شروع کنم که معمولا درمقایسه با همه انواع مشکلات ریاضی و املاء توجه چندانی به آن نمی شود ویا اگر هم عنایتی بشود به روشهای غیر علمی (و آزمایش و خطا )پرداخته می شود که آن هم عموما&quot; بعد از صرف انرزی و وقت فراوان  نتیجه ای جز یاس و سر خوردگی و ناراحتی  برای والدین و از طرفی خستگی دلزدگی و بی علاقگی مفرط برای دانش آموزان نخواهد داشت . از طرفی چون بنده قصد خلاصه نویسی را دارم لذا از پرداختن به پایه های نظری معذورم چرا که حقیر بر این اعتقاد است که کلیه تئوری ها و مباحث نظری هر چند پایه عمل هستند ولی همیشه مطرح کردن آنها ضرورتی ندارد .لذا بنده بدون توضیح اضافی به اصل مطلب می پردازم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;به تجربه دیده شده برای حل کلیه مشکلات مربوط به املاء بدون توجه به اختلال دیکته نویسی روشهای زیر بکار برده می شوند :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;1- از دانش آموز خواسته می شود که شکل صحیح و کامل کلمات مورد نظر را که درست  و کامل ننوشه آنها را چندین بار بطور کامل  و صحیح بنویسد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;2- دانش آموز را نصیحت می کنند که با کوشش و تلاش زیاد نسبت به سایر دوستان خود تعداد غلطهای املایی را کم ونمرات خود را بالا برده و جوایز  خوبی در یافت نماید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;3- هر وقت که نصایح و پند اندرز والدین  ومعلمین موثر واقع نگردید معمولا سرزنش &quot; تهدید به تنبیه &quot;تحقیر &quot; محرومیت &quot; و انواع تنبیه با شدت وضعفهای گوناگون نصیب دانش آموزان مورد نظر می گردد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;4- ویا گاها &quot; هم به دنبال مقصر بوده و وقتی هم که با عجله آن را پیدا نمودند و علت عدم موفقیت را توجیه کردند خیال خود را راحت می کنند ودیگر به دنبال راهکار عملی و موثریبرای حل مشکل اصلی دانش آموز نمی باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;5- عموما&quot; تکالیف نوشتاری غیر ضروری دانش آموز را هم افزایش می دهند که این تکالیف اکثرا&quot; خارج از حوصله و توان دانش آموز  می باشند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;6- ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;البته شاید بنده نیز با شما در این مورد  هم عقیده با شم که اگر چنانچه بارها کلمه ای نوشته شود با توجه به استعدا هر دانش آموز می توان انتظار داشت که بالاخره او در نهایت شکل صحیح کلمه را یاد بگیرد و یا امکان خطا و اشتباه مجدد در دانش آموز بسیار کاهش یابد ولی آنچه جای تامل دقیق دارد این نکته است که آیا واقعا&quot; مشکلات دیکته نویسی همه دانش آموزان ما از یک نوع است ؟البته که اینگونه نمی تواند باشد .لذا با تو جه به آنچه که گذشت بکار بردن یک روش برای حل این مشکلات روش منطقی و عملی به نظر نمی رسد هر چند لازم است برای حل این مشکل و موارد مشابه قبل از هر گونه اقدامی از طبیعی بودن هوش دانش آموز ویا عادی بودن آن اطمینان داشته باشیم .بعد ازآن به بررسی دفتر یا دفاتر دیکته دانش آموز و معلوم کردن نوع مشکل وی و پاسخگویی به سئوالاتی مثل : اینکه آیامشکل دانش آموز آموزشی است ؟ یادانش آموز حساسیت شنوایی دارد ؟آیا دقت دانش آموز کم است ؟وارونه یا قرینه می نویسد ؟ و ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;خوب حال بعد از مشخص کردن نوع مشکل دانش آموز و اطمینان از اینکه مشکل وی نارسا نویسی است به نمونه ای از نوشته های زیر که علایم نارسا نویسی است توجه کنید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;
&lt;TABLE dir=rtl cellSpacing=0 cellPadding=0 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=636&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=636&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=636&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;حال بهتر است قبل از ارائه راهکارعملی  برای حل این مشکل ابتدا لازم است  به برخی از علل نا رسا نویسی که در مباحث علمی و تئوری به آن تاکید فراوانی شده بپردازیم که عبارتند از :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;1- عدم هماهنگی چشم و دست دانش آموز &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;2- عدم یادگیری برخی از مهارتهای پایه ای و اولیه مثل : فشار و گرفتن و چرخاندن مدادو ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;3- عدم حرکت متعادل و مناسب و هماهنگ دستها و انگشتان با یکدیگر .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;4-  عدم رشد برخی از مهارتها و عدم هماهنگی های رشد حرکتی و از جمله حرکتهای ظریفی که برای املا ء نویسی ضروری می باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;5- عدم یادگیری  برخی مفاهیم پایه ای مثل بالا &quot; پایین &quot;زیر&quot; رو &quot;چپ &quot; راست و...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; 6- عدم توانایی در کنترل بازو و دستان و عضلات انگشتان .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; 7- وضعیت نامناسب طرز قرار گرفتن کاغذ و بدن کودک در هنگام نوشتن .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;8-  فاصله نامناسب سر و چشمهای کودک با کاغذ به هنگام نوشتن تکالیف .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;9-  نامناسب بودن میز و صندلی مورد استفاده دانش آموز در موقع نوشتن(کوچک یا بزرگ بودن آنها با توجه به وضعیت فیزیک بدنی)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;10- نادرست و غلط گرفتن مداد در دست به هنگام نوشتن .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;11- بی قراری و بی تحرکی دانش آموز.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;12-  نداشتن  علاقه و انگیزه کافی برای خوب و زیبا نوشتن &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;13- ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;حال به برخی از خطاهای متداول در نوشتن با دست می پردازیم تا بتوانیم  بدون نیاز به منبع اصلی و همچنین با دیدی وسیعتر به مشکل مورد نظر پرداخته و آنرا از سایر مشکلات مشابه تفکیک نماییم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;کج نویسی بیش از حد متعارف&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;علل کج نویسی بیش از حد متعارف املاء و تکالیف توسط دانش آموزعبارتنداز :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;1-چسبیدن یا نزدیکی بیش از حد  بازوی دانش آموز به بدن وی.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;2- بیش از حد سفت گرفتن انگشت شست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;3- داشتن فاصله و دور بودن زیاده از حد نوک قلم از انگشتان .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;4- صحیح نبودن جهت کاغذ یا دفتر در موقع نوشتن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;5- درست نبودن جهت حرکت قلم بر روی کاغذ .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; نقص راست نویسی بیش از حد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;راست نویسی بیش از حد که علل مهم آ ن عبارتنداز :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;1- بسیار دور بودن بازوی دانش آموز از بدن وی .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;2- بسیار نزدیک بودن انگشتان به نوک یا سر قلم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;3- هدایت قلم به تنهایی توسط انگشت سبابه .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;4- ناصحیح قرار گرفتن جهت کاغذ یا دفتر به هنگام نوشتن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;نقص سوم:پر فشار نوشتن &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;علل پرفشارنویسی:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;   1.فشار دادن بیش از حد انگشتان سا به&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;    2.استفاده از قلم نا منا سب (اندازه قلم)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;     3.نازک بودن بیش از حد قلم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;نقص چهارم:کمرنگ نویسی بیش از حد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;علل کمرنگ نویسی بیش از حد: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;  1.بیش از حد اوریب ویا راست نگه داشتن قلم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;  2.چرخش دائم نوک قلم به یک سمت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;   3.قطر بیش از حد قلم و کلفتی آن.                        &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;   نقص پنجم:زاویه دار نویسی بیش از حد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;علل زاویه دار نویسی بیش از حد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;1- سفت بودن بیش از حد شست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;2- شل  نگه داشتن بیش از حد قلم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;3- حرکت بیش از( حد و اندازه) کند قلم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;نقص ششم :نامرتب نویسی بیش از حد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; علل نامرتب نویسی بیش از حد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;1- نبود آزادی حرکت عضلات دست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;2- حرکت بیش از حد کند قلم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;3- محکم و با فشار گرفتن قلم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;4- نادرست ویا نارحت بودن وضعیت قرار گرفتن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;نقص هفتم :فاصله گذاری بیش از حد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;علل فاصله گذاری بیش از حد :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;1- پیشرفت بیش از حد سریع قلم به سمت چپ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;2- حرکت بیش از حد و سریع جانبی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;با توجه به آنچه که گفته شد حال باید دید برای حل مشکل نارسا نویسی دانش آموزان چه اقدام عملی مفیدی می توان انجام داد ؟ برای حل این مشکل در دانش آموزان به شرح ذیل عمل خواهیم کرد :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;1- قبل از هر چیزی نحوه درست گرفتن قلم را توسط دانش آموزان کنترل می کنیم که او باید مداد را در بین انگشت شست و انگشت اشاره و تقریبا&quot; از قسمت انتهایی محل تراشیده شده  مداد گرفته باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;2-  بعد از آن وضعیت نشستن دانش آموز مورد نظر را به دقت بررسی می کنیم که در وضعیت راحتی قرار گرفته باشد یعنی ارتفاع میز و صندلی او باید متناسب با قد وی باشد .بعبارتی طوری باشد که هر دو ساعد دانش آموز براحتی و بدون کمترین فشار به روی میز تحریر قرار گرفته باشد و پاهای وی نیز با ارتفاع صندلی متناسب باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;3- بعد به بررسی اندازه انگشتان و عضلات کوچک و بزرگ دست دانش آموز می پردازیم اگر ضعیف ویا کوچک هستند در این صورت از مدادهایی با قطر کمتر وباریکتر از مدادهای معمولی باید استفاده شود&quot; مضافا&quot; اینکه دقت کنیم اندازه ارتفاع مداد وی خیلی کوتاه نیز نباشد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;4-  برای تمرین روان نویسی را در اختیار دانش آموز موردنظر قرارداده واز او میخواهیم که خطوطی  را به دل خواه خودش و بر روی کاغذ صاف یا روغنی ترسیم نماید و بارسم خطوط دلخواه حرکت دست خود را تمرین نماید (برای این کار میتوان از وایت برد و مازیک در اندازه های متناسب استفاده کرد)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;5- یا کچ نرم و متناسبی را در اختیار دانش آموز مورد نظر قرار می دهیم تا به دلخواه خود رو ی تخته سیاه خط بکشد نقاشی کند یا ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;6- یک سری خطوط موازی با اندازه وفاصله های مورد نظر بر روی ورق کاغذ تخته سیاه وایت برد رسم میکنیم ودر ابتدا و انتهای آن غذا ها&quot; میوه ها شیرینی ها و حیوانات مورد علاقه ی وی را نقاشی کرده و از او میخواهیم که آن ها را به دقت به هم وصل نماید. بعد از تمرین در خط مستقیم برای تمرین و بیشتراز خطوط شکسته یا کج و دایره با فاصله ی یکسان جهت تمرین دقیق و حرکت در بین خطوط استفاده می کنیم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;7-  یکسری اشکال هندسی نقاشی حیوانات و میوه ها واعداد و ... را که به صورت نقطه چین ترسیم شده اند در اختیار کودک قرار داده و از او میخواهیم که آن ها را به هم وصل و اشکال را پر رنگ نماید و از خطها ی اصلی بیرون نرود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;8- دو نوار رنگی یا نوار چسب معمولی را با فاصله ی مورد نظر بر روی کاغذ چسبانده و از دانش آموز می خواهیم که کلمات مورد نظر را با اندازه ی متناسب ولی در داخل خطوط بنویسید  هر بار اشتباهات خود را جبران نماید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;9- از قبل کلمات ویا اعدادی را کامل نوشته و سپس در کنار آن ها اعداد و کلمات مورد نظر را به طور ناقص مینویسیم و از دانش آموزان میخواهیم که آن هارا به دقت کامل نماید  مثلا به اعداد و کلمه های  زیر توجه کنید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;بمباران=ب-بار--                          رضای=ر-ا-                                         تبیان=     تب-- ن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;10- بعد از تمرین ها ی بالا برای تقویت و هماهنگی لازم بین چشم و دست دانش آموز مورد نظر بر نامه ریزی کرده و تمرین  هایی را ارائه می دهیم . جهت تقویت و ایجاد هماهنگی لازم و کافی بین چشم ودست دانش آموز در ابتدای کار لازم است که ما معلوم کنیم چشم ودست و پا و حتی گوش برتر وی کدامند و تا از این مهم اطمینان  پیدا نکرده با  شیم نمیتوانیم  تمرین های منطقی و اصولی را ارائه دهیم.هر چند میدانیم در عموم مردم طرف راست بدن آن ها نسبت به طرف چپ بدنشان برتری دارد یعنی این که اکثرا &quot;از دست راست  گوش راست وپای راست وچشم راست خودشان استفاده میکنند  ولی میدانیم که عده ای هم بر عکس طرف چپ بدن آن ها برتری دارد که این گروه هم طبیعی بوده و مشکلی به وجود نمی آورد ولی در بین این دو گروه دسته سومی هم  دیده میشودکه طرف راست چپ بدن آن ها برتری کامل ندارد یعنی بر خی از اندام های سمت چپ و برخی از اندام ها ی سمت راست  با نسبت ها ی گوناگون برتری دارد مثلا از دست و پای چپ استفاده یا دست چپ و پای راست و گوش راست و ...این افراد یعنی دسته ی سوم  که   باید مورد  برسی قرار گیرند همان دانش آموزان مورد نظر ما هستند که باید بین چشم و دست  برتر آن ها  هماهنگی لازم و کافی صورت  گیردبرای شناخت این گروه از دانش آموزان  به روش زیر و به سادگی میتوان عمل کردتا اندام ها ی برتر آنان معلوم شود : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;1- برای این که بدانیم پای برتر کودک یا دانش آموز مورد نظر ما کدام است به روش زیر عمل میکنیم :ابتدا یک عدد توپ رنگی و متناسب را در فاصله ی دو یا  سه متری کودک قرار داده و از او میخواهیم که  به طرف او دویده و با  پایش آن را شوت کندحال بعد از چند با ر قرار دادن توپ در موقعیت ها و فاصله ها ی خاص به راحتی میتوان پای بر تر را  مشخص نمود یعنی پائی که کودک مورد نظر با آن توپ را می زند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;2- برای این که دست برتر کودک را معلوم کنیم  کافی است که کلید با نخ  و یا نخ با سوزن پلاستیکی در اختیارش قرار دهیم و از او بخواهیم  که نخ را از داخل سوراخ کلید یا سوزن پلاستیکی عبور دهد در هنگام انجام این کار براحتی میتوان  ملاحضه کرد که کودک با کدام دست نخ را از داخل سوراخ  یا کلید عبور میدهد بدین وسیله دست برتر او را مشخص میکنیم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;برای این که بدانیم گوش برتر کودک مورد نظر کدام است کافی است ساعت مچی یا هر وسیله ی دیگر را که صدای آرامی تولید میکند در اختیار کودک قرار داده  و از اوبخواهیم که سعی کند صدای آر ام آن  وسیله را بشنودو به ما توضیح بدهد  در این صورت و با تکرار تمرین ها ی مشابه به راحتی میتوان گوش برتر کودک مورد  نظر  را تشخیص داد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;4- برای این که بتوانیم چشم برتر کودک یا دانش آموز مورد نظر را معلوم کنیم لازم است یک عدد دوربین تک چشمی یا کاغذ مقوایی که آن را به صورت لوله در آوردیم در اختیار کودک قرار دهیم و از وی بخواهیم هدف ریزی  را در فاصله ی مورد نظر نگاه کند و به ما توضیح دهد(البته قطر کاغذ لوله شده نیم تا یک سانتیمتربهتر است)و در نهایت بدین ترتیب چشم برتر دانش آموز را مشخص میکنیم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;پس از این که کاملا اطمینان کردیم که دانش آموز مورد نظر برتری طرفی کاملی ندارد (چپ یا راست)یعنی مثلا از سه اندام طرف راست و یک اندام طرف چپ  استفاده میکنددر این مرحله میتوان با تمرین های ساده  برتری طرفی که بیش ترین استفاده را میکند کامل کرد یعنی او را تشویق کرد ( البته به صورت با زی )فرض کنید اگر دست گوش و پای راست دانش آموزی برتر است  ولی او ازچشم چپ استفاده میکند یعنی چشم وی فقط در ردیف اکثریب اعضای او نمیباشد میتوان با استفاده از یک عینک پلاستیکی یا معمولی که به سمت چپ آن کاغذ رنگی چسبانده شده  است به تقویت چشم را ست او اقدام کرد  که معمولا یک ماه روزانه ب آن 15تا20 دقیقه کار برنامه ریزی شود (در شکل بازی )برای ایجاد بر تری کامل  طرف راست وی کافی است . برای سایر اعضای مورداستفاده میتوان از تمرینات متناسب و مشابه عنوان شده استفاده نمود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;حال در این مرحله یعنی  بعد از ایجاد هماهنگی لازم و کافی دربرتری طرف راست یا چپ با انجام تمرین های زیر میتوان برای ایجاد هماهنگی لازم بین دست و چشم  در راستای حل مشکل نارسا نویسی دانش آموز  گامهای موثری را برداشت به تمرین ها ی زیر توجه کنید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;1- انداختن توپ کوچک  در داخل یک حلقه ی متناسب  با توپ.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;2- اندختن حلقه ی پلاستیکی  دور یک میله عمودی.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;3- انداختن توپ چسبناک  به هدف .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;4- جا انداختن نخ در دور یک قرقره.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;5- حمل یک لیوان پلاستیکی پر از آب  روی دست به هنگام را ه رفتن .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;6-  بازی یک قل و دو قل .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;7- انداختن و گرفتن دو توپ سیب یا پرتغال با یک دست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;8-  بازی با  راکت  پینگ پونگ توپ های ابری و پلاستیکی   و ... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;9-  انجام تمرین های مشابه .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;حسینعلی آقایارلو- مشاور مدرسه راهنمایی شاهد اهل قلم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;بـهار 1387&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 18:26:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aga&amp;postid=128</comments>
<dc:creator>aga</dc:creator>
<guid>http://aga.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انواع آرامش </title>
<link>http://aga.blogfa.com/post-127.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;بشر، به طور طبيعى در طول زندگى در اين جهان با نگرانى ها و اضطراب هاى بسيارى رو&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;در رو بوده و همواره براى فايق آمدن بر آن ها و از ميان بردن عوامل پيدايش آن ها&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كوشيده است. يكى از اهداف پيداش مجموعه بزرگ اختراعات و اكتشافات بشر، خانواده،&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;قبيله، دولت و ديگر سازمان هاى اجتماعى، دين، مذهب، هنر، آداب و رسوم و حتى گاه جنگ&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ها، دست يابى بشر به آرامش و آسايش در زندگى بوده است. انديشه هاى بشرى و مكاتب و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آيين هاى گوناگونى نيز در اين جهت به ظهور رسيده اند. در اين ميان، اديان جهانى و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آيين هاى بومى نيز وصول به آرامش روح و روان را يكى از مهم ترين اهداف خويش قرار&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;داده اند&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;سفارش هاى اخلاقى زرتشت در قالب تصوير نزاع مستمر خير و شر در&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;جهت وصول به آسايش و آرامش و بهروزى انسان و رهايى از رنج و زيان و ناخوشى قابل&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;تفسير است.(1) كوشش نور براى رهايى از سرزمين تارى در انديشه مانى نيز در همين جهت&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;قابل فهم است.(2) تلاش براى رسيدن به آرامش و آسايش از دردهاى جسمى و روانى بشر،&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مورد توجه بسيارى از آيين هاى بومى هند بوده است.(3) آرامش در فلسفه بودا به حالت&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;متمركز و يك دل و آرام و نيالوده جان تفسير شده و «نيروانا» برترين و واپسين راه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;رهايى از چرخه تسلسل وار تولد دوباره و بيمارى و مرگ بوده و رهايى وارستگى هر رنج و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;عذاب است.(4&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;عهد عتيق و جديد، سراسر آكنده از كوشش هاى فرستادگان خداوند&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;براى رهايى بشر از درد و اندوه و نيل به آرامش و سعادت ابدى در هر دو جهان است&lt;/B&gt;&lt;B&gt;. &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آموزه بشارت و نجات، همواره يكى از بخش هاى مهم آموزه هاى انبياى بنى اسرائيل بوده&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كه رهايى از رنج و نگرانى فردى و اجتماعى را در خود داشته است.(5) انسان امروز در&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اثر نگرانى ها و ناآرامى هاى دنياى جديد، بيش از پيش به احساس امنيت و آرامش&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;نيازمند بوده، هم چنان در پى يافتن راه هاى جديد براى رسيدن به آرامش معنوى است.(6&lt;/B&gt;&lt;B&gt;) &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مكاتب روان درمانى، همگى هدف اصلى خود را رهايى از اضطراب و پديد آوردن احساس امنيت&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;در انسان مى دانند. از ميان كوشش هاى فراوانى كه براى پيش گيرى از ابتلا به نگرانى&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;و در نتيجه آن، افسردگى و براى روان درمانى افراد مضطرب به عمل آمده، برخى روى&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كردهاى جديد در ميان روان شناسان به تأثير دين و ايمان در سلامت روان اشاره&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;دارند.(7) ايمان به خدا از نگاه اين گروه از روان شناسان در خود سرچشمه اى بى كران&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;از آرامش و قدرت معنوى را داراست كه هر گونه اضطراب و نگرانى را از انسان زدوده، در&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;برابر هر گونه فشار&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;درونى و بيرونى به انسان مصونيت مى بخشد. روان شناسان بزرگى از&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;قبيل ويليام جيمز، كارل يونگ و هنرى لينك تأثير شگرف ايمان در دين اسلام را در سطحى&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;گسترده تر مورد توجه قرار داده اند. بخش وسيعى از آموزه هاى اين دين به ايمان&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اختصاص يافته و افزون بر ارائه تعريفى جامع از آن به راه كارهاى روانى و رفتارى&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;فراوانى براى دست يابى به اين نياز اصيل بشرى پرداخته شده است. بر اين اساس،&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;دانشمندان اسلامى به آرامش، نگاهى مقدس افكنده و آن را پديده اى الهى شمرده اند كه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;از سوى فرشتگان بر دل هاى مؤمنان فرود مى آيد و زمينه ساز تقويت ايمانشان است؛ همان&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;گونه كه اضطراب و نگرانى از جانب شيطان بر دل هاى آلوده به گناه چنگ انداخته و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;زمينه ساز فسق و كفر است.(8&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;ايمان در جايگاه جامع ترين مفهوم دينى در&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اسلام، از ريشه «أمن» به معناى آرامش جان و رهايى از هرگونه هراس و اندوه است(9) كه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ارتباط ميان پذيرش گفتار خداوند و دست يابى به آرامش روح و روان را نشان مى&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;دهد.(10) آنان كه ايمان آورده، آفت ناپاكى را به حريم آن راه ندهند، آرامش از آنِ&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ايشان است و آن ها همان هدايت يافتگانند&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«&lt;/B&gt;&lt;B&gt;كسانى كه ايمان آورده و ايمان&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خود را با هيچ ستمى نياميخته اند، اينانند كه [از خشم خدا] در امانند و اينان هدايت&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;يافتگان اند»(11) واژه اسلام نيز بيان نگر تسليم محض انسان در برابر خداوند همه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;جهانيان است كه احساس امنيت و آرامش از پيامدهاى آن به شمار مى رود: «چنين نيست،&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;بلكه هر كس خود را تسليم خدا كند و نيكوكار باشد، اجرش را نزد پروردگارش خواهد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;داشت، و هيچ ترسى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد »(12&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;قرآن رويكرد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;توحيدى را در زندگى، يگانه راه دست يابى به امنيت روح و روان مى شمرد: «و چگونه من&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;از آنچه به وسيله آن شرك مى ورزيد بترسم، در حالى كه شما از اين نمى ترسيد كه چيزى&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;را شريك خدا ساخته ايد كه درباره آن دليلى بر شما نازل نكرده است؟ پس اگر تشخيص مى&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;دهيد، كدام يك از اين دو گروه (موحّدان و مشركان) به ايمنى [از خشم خدا&lt;/B&gt;&lt;B&gt; ]&lt;/B&gt;&lt;B&gt;سزاوارترند؟»(13) انسان يكتاپرستى كه در زندگى فقط يك هدف و يك مقصد را دنبال مى&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;كند، هرگز از اين جهت با انسان چندگانه گرايى كه روح و روانش را در ميان اهداف و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مقاصد گوناگون تقسيم كرده، يكسان نيست&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«&lt;/B&gt;&lt;B&gt;خدا مَثَلى زده است: مردى كه چند&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;مالك ناسازگار در مالكيّت او شريك باشند [و دستورات متضاد به او بدهند] و مردى كه&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;اختصاص به يك نفر داشته باشد [و فقط از او دستور بگيرد]، آيا اين دو در مثل&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;يكسانند؟ ستايش از آنِ خداست، ولى بيشترشان نمى دانند»(14) ارضاى نياز فطرى آرامش&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;خواهى و امنيت گرايى انسان در سطوح ديگر از مفاهيم دينى قرآن نيز مورد توجه قرار&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;گرفته است. مفاهيم توكل، فلاح، تقوا، نجات، صبر، توبه، ولايت، رضا و... همگى به&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;گونه اى با موضوع آرامش ارتباط دارند. افزون بر اين، واژگان «سكينه» و «اطمينان» به&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;طور ويژه درباره آرامش بحث مى كنند&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=2&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt;انواع آرامش &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آرامش از نگاه قرآن در يك طبقه بندى كلى به دو بخش دنيايى و آخرتى تقسيم مى شود كه دو روى يك حقيقت هستند: «آگاه باشيد كه دوستان خدا نه ترسى بر آنان است و نه غمگين مى شوند. همانان كه ايمان آورده و تقوا پيشه كرده اند. در زندگى دنيا و در آخرت مژده براى آنان است. سخنان خدا تغييرپذير نيست. اين است آن كاميابى بزرگ» آرامش، خود ماهيتى روحى و روانى دارد؛ اما از آن جا كه عوامل پديدآورنده آن و موانع به هم زننده آن ممكن است ماهيتى اعتقادى، روانى يا طبيعى داشته باشند مى توان به تقسيم آن پرداخت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1- آرامش اعتقادى &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تقاضاى حضرت ابراهيم(ع) از خداوند براى مشاهده نمونه اى كوچك از رستاخيز، براى دست يابى به نوعى آرامش اعتقادى بوده است. او به اين وعده الهى، ايمانى كامل و محكم داشت؛ اما ذهن انسان به طور طبيعى باورهاى غير محسوس را به سان باورهاى محسوس، پذيرا نگشته، همواره پرسش هايى درباره ماهيت و كيفيت آن ها در پندار مى آفريند. اين پرسش ها آرامش و ثبات اعتقادى انسان مؤمن را از او مى گيرد؛ از اين روى ابراهيم براى رهايى از اين حالت، خواهان مشاهده چگونگى تحقق آن فعل الهى مى شود.(15) حواريون عيسى نيز بنا به ديدگاه برخى تفاسير از عيسى مائده اى آسمانى طلبيدند تا به وسيله آن، پيامبرى او و راستى ادعاهايش برايشان آشكار شود و يا با خوردن آن به آرامش اعتقادى دست يابند.&lt;BR&gt;2- آرامش روانى &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جان انسان همواره طلب رسيدن به مراحل كمال وجودى خويش است؛ بدين سبب همواره از حالى به حالى ديگر در مى آيد؛ اما در هيچ مرحله اى به نهايت مطلوب خويش دست نيافته، باز خواهان دست يابى به مرحله اى ديگر است. قلب انسان در اثر اين حالت، همواره از نگرانى و اضطراب آكنده است تا آن كه در سير حركت خويش به خداوند در نقش مبدأ و مقصد همه جهان هستى و جامعه همه كمالات وجودى توجه كند؛ آن گاه خود را در آرامشى بى كران مى يابد: «همانان كه ايمان آورده اند و دل هايشان با ياد خدا آرام مى گيرد»(17) اين احساس آرامش مطلق فقط در اين حالت پديد مى آيد: «آگاه باشيد كه دل ها فقط با ياد خدا آرامش مى يابد»(18) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انسان هاى برخوردار از آرامش الهى، خود آرامش بخش ديگران نيز هستند؛ از اين رو خداوند به پيامبر خويش فرمان مى دهد كه بر مؤمنان درود فرستد تا بدين وسيله، آنان را در راه ايمان، آرامش بخشد: «و براى آنان دعا كن، زيرا دعاى تو برايشان موجب آرامش است»(19) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آرامش روانى در نگاه برخى مفسران معاصر، در آرامش اعتقادى نيز تأثيرگذار است. آن كه نور ايمان به اعماق وجودش راه يافته باشد، ديگر نه معجزه مى طلبد و نه در پى برهان و استدلال بر مى خيزد؛ بلكه همه هستى خويش را در برابر حقيقتى كه با تمام وجود تجربه كرده است، تسليم مى كند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«و كسانى كه كفر ورزيده اند مى گويند: چرا از جانب پروردگارش معجزه اى بر او نازل نشده است؟ بگو: بى ترديد، خدا هر كس را بخواهد گمراه مى سازد و هر كس را كه [به او] باز گردد، به سوى خود هدايت مى كند. همانان كه ايمان آورده اند و دل هايشان با ياد خدا آرام مى گيرد. آگاه باشيد كه دل ها فقط با ياد خدا آرامش مى يابد. كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند، [در دنيا ]زندگى خوش و [در آخرت ] بازگشتگاه نيكو براى آنان خواهد بود»(20) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اهميت آرامش روانى در بحران هاى روحى و اجتماعى دو چندان نمايان مى شود. به نمونه هاى بارزى از اين موارد در قرآن اشاره شده است. مادر حضرت موسى(ع) در سخت ترين حالات روانى كه فرزند خود را از ترس كشته شدن در گهواره اى چوبى نهاده، به رود نيل سپرد، فقط ياد خدا آرام بخش او بود كه به يارى آن توانست اين آزمايش را تا سرانجام با كام يابى به پايان رساند: «و دل مادر موسى واله و نگران شد، به طورى كه اگر قلبش را استوار نساخته بوديم كه از باوردارندگانِ [وعده ما ]باشد، نزديك بود آن [ماجرا] را فاش سازد»(21) بنى اسرائيل هنگام فراز از مصر در حالى كه لشكريان فرعون را در پى خويش مى ديدند، فقط با سخنان موسى كه با اطمينان از يارى خدا سخن مى گفت، آرامش يافتند: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«و چون آن دو گروه يكديگر را ديدند، اصحاب موسى گفتند: ما قطعاً به چنگ آنان خواهيم افتاد. [موسى ] گفت: چنين نيست. بى ترديد پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمايى خواهد كرد.»(22) اصحاب كهف در ميان مردم مشرك و توحيدستيز شهرشان، در اثر برخوردارى از آرامش الهى با شهامت تمام در برابر همه قدرت ها و جاذبه هاى زندگى مادى ايستاده، شعار توحيد سر دادند: «و دل هايشان را استوار ساختيم، آن گاه كه قيام كردند و گفتند: پروردگار ما خداوندگار آسمان ها و زمين است، و هرگز جز او معبودى را نمى خوانيم ...»(23) در تاريخ صدر اسلام نيز يارى خداوند به مسلمانان در جريان هجرت پيامبر، جنگ بدر و حنين و صلح حديبيه ديگر موقعيت هاى سخت در قالب نزول آرامش خداوندى بر دل هاى مسلمانان تجلى كرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3- آرامش طبيعى &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برخى پديده ها در اين جهان از طبيعتى آرام بخش برخوردارند. شب را سكونت بخش: «اوست آن كه شب را براى شما قرار داد تا در آن بياراميد ...»(24) و خواب را مايه آسودگى و استراحت: «و اوست آن كه شب را براى شما وسيله پوشش و خواب را مايه آرامش قرار داد»(25) قرار داده است.(26) آرامش حاصل از تاريكى شب به حالت ويژه نظام عصبى انسان نيز ارتباط داشته، واقعيتى علمى به شمار مى رود:(27) از ديگر مصاديق آرامش طبيعى آن است كه خداوند براى انسان از نوع خويش همسرانى آفريده: «اوست آن كه شما را از يك تن آفريد، و جفتش را از جنس او قرار داد تا در كنارش آرامش بيايد»(28) و ميان آن ها محبت و مودت پديد آورد و بدين وسيله هر يك را آرامش بخش ديگرى قرار داد: «و از نشانه هاى [قدرت او اين است كه براى شما از جنس خودتان همسرانى آفريد تا در كنارشان آرام گيريد، و ميان شما محبت و شفقتى قرار داد»(29) خانه نيز محلى براى آسايش و آرامش جسم و روح آدمى است: «و خدا براى شما خانه هايتان را مايه آرامش قرار داد»(30) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پى نوشت ها: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1) اوستا، دفتر يكم، يسنه هات 30، بند 11 ؛ يسنه هات 46، بنده 2 - 8. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2) زبور، مانى، فرگرد نخست، مزبور 223. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3) تاريخ تمدن، 1 / 479 - 485 و 490. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4) بودا، ص 555 و 556 و 571. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;5) معجم اللاهوت الكتابى، 321 - 325. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/B&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 18:24:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aga&amp;postid=127</comments>
<dc:creator>aga</dc:creator>
<guid>http://aga.blogfa.com/post-127.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نارسا نویسی3</title>
<link>http://aga.blogfa.com/post-126.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;دانش آموزان مورد نظر ما هستند که باید بین چشم و دست  برتر آن ها  هماهنگی لازم و کافی صورت  گیردبرای شناخت این گروه از دانش آموزان  یا کودکان مورد نظر به روش زیر و به سادگی میتوان عمل کردتا اندام ها ی برتر آنان معلام شود : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- برای این که بدانیم پای برتر کودک یا دانش آموز مورد نظر ما کدام است به روش زیر عمل میکنیم :اپتدا یک عدد ت رنگی و متناسب را در فاصله ی دو یا  سه متری کودک قرار داده و از او میخواهی که  به طرف او دویده و با  پایش آن را شوط کندحال بعد از چند با ر قرار دادن توپ توپ در موقعیت ها و فاصله ها ی خاص به راحتی میتوان پای بر تر را  مشخص نمود یعنی پاییر که کودک مورد نظر با آن توپ را می زند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- برای این که دستبرتر کودک را معلوم کنیم  کافی است که کلید با نخ  و یا نخ با سوزن پلاستیکی در اختیارش قرار دهیم و از او بخواهیم  که نخ را از داخل سوراخ کلید یا سوزن پلاستیکی عبور دهد در هنگام انجام این کار براحتی میتوان  ملاحضه کرد که کودک با کدام دست نخ را از داخل سوراخ نخ یا کلید عبور میدهد بدین وصیله دست برتر او را مشخص میکنیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-      برای این که بدانیم گوش برتر کودک مورد نظر کدام است کافی است ساعت مچی یا هر وسیله ی دیگر را که صدای آرامی تولید میکند در اختیار کودک قرار بدهیم  و از اوبخواهیم که صدای آر ام آن را وسیله را تشخیس دهدو به ما توضیح دهد  در این صورت و با تکرار تمرین ها ی مشابه به راهتی میتوان گوش برتر کودک مورد  نظر  را تشخیص داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-برای این که بتوانیم چشم برتر کودک یا دانش آموز مورد نظر را معلو کنیم لازم است یک عدد دوربین تک چشمی یا کاغذ مقوایی که آن را به صورت لوله در آوردیم در اختیار کودک قرار دهیمو از وی بخواهیم هدف ریزی  را در فاصله ی مورد نظر نگاه کند و به ما توضیح دهد(البته قطر کاغذ لوله شده نیم تا یک سانتیمتربهتر است)و در نهایت بدین ترتیب چشم برتر دانش آموز را مشخص میکنیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از این که کاملا اطمینان کردیم که دانش آموز مورد نظر برتری طرفی کاملی ندارد (چپ یا راست)یعنی مثلا از سه اندام طرف راست و یک اندام طرف چپ  استفاده میکنددر این مرحله میتوان با تمرین های ساده  برتری طرفی که بیش ترین استفاده را میکند کامل کرد یعنی او را تشویق کرد ( البته به صورت با زی )فرض کنید اگر دست گوش و پای راست دانش آموزی برتر است  ولی او ازچشم چپ استفاده میکند یعنی چشم وی چشم وی فقط در ردیف اکثریب اعضای او نمیباشد میتوان با استفاده از یک عینک پلاستیکی یا معمولی که به سمت چپ وی کاغذ رنگی چسبانده شده  است به تقویت چشم را ست او اقدام کرد  که معمولا یک ماهروزانه بان 15تا20 دقیقه کار برنامه ریزی شود (در شکل بازی )برای ایجاد بر تری کامل  طراف است ولی کافی ات . برای برای سایر اعضای مورداستفا ده میتوان از تمرینات متناسب و مشابه عنوان شده استفاده نمود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حاصل در این مرحله یعنی  بعد از ایجاد هماهنگی لازم و کافی برتری طرف راست یا چپ با انجام تمرین های زیر میتوان برای ایجاد هماهنگی لازم بین دست و چشم  در راستای حل مشکل نارسا نویسی دانش آموز  گامهارا برداشت  میتوان تمرین ها ی زیر را انجام داد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-            انداختن توپ کوچک  در داخل یک حلقه ی متناب  با توپ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-           اندختن حلقه ی پلاستیکی  دور یک میله.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-          انداختن توپ چنباک  به هدف .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-          جا انداختن نخ در دور یک قرقره.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5-           حمل یک لیوان پلاستیکی پر از آب  روی دستد به هنگام را ه رفتن .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6-           بازی یک قل و دو قل .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7-          انداختن و گرفتن دو توپ سیب یا پرتغال با یک دست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8-           بازی با  راکت  پینگ پنگو توپ های ابری و پلاستیکی   و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;9-            غانجام تمرین های مشابه .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 22:23:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aga&amp;postid=126</comments>
<dc:creator>aga</dc:creator>
<guid>http://aga.blogfa.com/post-126.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کمرنگ نویسی بیش از حد</title>
<link>http://aga.blogfa.com/post-125.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;حال به برخی از خطاهای متداول در نوشتن با دست را از کتاب ناتوانیهای یادگیری با برداشتی آزادنقل می کنم(ترجمه تقی منش طوسی صفحه244)که بدون نیاز به منبع اصلی و با دیدی وسیعتر به مشکل مورد نظر بتوانیم آنرا از سایر مشکلات مشابه تفکیک نماییم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کج نویسی بیش از حد متعارف که علل مهم آ ن عبارتنداز :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-            نزدیکی بیش از حد لازم بازوی دانش آموز به بدن وی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-           بیش از حد سفت گرفتن شست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-          دور بودن زیاده از حد نوک قلم از انگشتان .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-          صحیح نبودن جهت کاغذ یا دفتر در موقع نوشتن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5-           درست نبودن جهت حرکت قلم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; راست نویسی بیش از حد که علل مهم آ ن عبارتنداز :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-   بسیار دور بودن بازوی دانش آموز از بدن وی .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-  بسیار نزدیک بودن انگشتان به نوک یا سر قلم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-هدایت قلم به تنهایی توسط انگشت سبابه .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4- ناصحیح بودن جهت کاغذ یا دفتر به هنگام نوشتن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نقص سوم:پر فشار نوشتن &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علل پرفشارنوشتن:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   1.فشار دادن بیش از حد انگشتان سا به&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    2.استفاده از قلم نا منا سب &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     3.نازک بودن بیش از حد قلم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نقص چهارم:کمرنگ نویسی بیش از حد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علل کمرنگ نویسی بیش از حد: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;     1.بی از حد اوریب یا راست نگه داشتن قلم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  2.چرخش نوک قلم به یک سمت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;               3.قطر بیش از حد قلم.                        &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   نقص پنجم:زاویه دار نویسی بیش از حد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علل زاویه دار نویسی بیش از حد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-            سفت بودن بیش از حد شست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-           شل  نگه داشتن بیش از حد قلم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-          حرکت بیش از حد و اندازه کند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نقص ششم :نامرتب نویسی بیش از حد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; علل نامرتب نویسی بیش از حد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-            نبود آزادی حرکت عضلات دست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-           حرکت بیش از حد کند قلم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-          محکم گرفتن قلم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-          نادرست ویا نارحت بودن وضعیت قرار گرفتن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نقص هفتم :فاصله گذاری بیش از حد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علل فاصله گذاری بیش از حد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-            پیشرفت بیش از حد سریع قلم به سمت چپ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-           حرکت بیش از حد و سریع جانبی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با توجه به آنچه که گفته شد حال باید دید برای حل مشکل نارسا نویسی دانش آموزان چه اقدام عملی مفیدی می توان انجام داد ؟ برای حل این مشکل در دانش آموزان به شرح ذیل عمل خواهیم کرد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-  قبل از هر چیزی نحوه درست گرفتن قلم را توسط دانش آموزان کنترل می کنیم که او باید مداد را در بین انگشت شست و انگشت اشاره و تقریبا&quot; از قسمت انتهایی محل تراشیده شده  مداد گرفته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-  بعد از آن وضعیت نشستن دانش آموز مورد نظر را به دقت بررسی می کنیم که در وضعیت راحتی قرار گرفته باشد یعنی ارتفاع میز و صندلی او باید متناسب با قد وی باشد .بعبارتی طوری باشد که هر دو ساعد دانش آموز براحتی و بدون کمترین فشار به روی میز تحریر قرار گرفته باشد و پاهای وی نیز با ارتفاع صندلی متنایب باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-اگر بعد از بررسی انگشتان و عضلات کوچک و بزرگ دست دانش آموز مشاهده کردیم که ضعیف ویا کوچک هستند در این صورت از مدادهایی با قطر کمتر وباریکتر از مدادهای معمولی باید استفاده شود&quot; مضافا&quot; اینکه دقت کنیم اندازه مداد وی خیلی کوتاه نیز نباشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-  برای تمرین روان نویسی را در اختیار دانش آموز موردنظر قرارداده واز او میخواهیم که خطوطی  را به دل خواه خدوش و بر روی کاغذ صاف یا روغنی ترسیم نماید و بارسم خطوط حرکت دست خود را تمرین نماید (برای این کار میتوان از وایتبرد و مازیک در اندازه های متناسب استفاده کرد)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5- کج نرم و متناسیبی را در اختیار دانش آموز مورد نظر قرار مکیدید تا به دلخواه خود رو ی تخته سیاه خط بکشد نقاشی کند یا ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6- یک سزی خطوط موازی با اندازه وفاصله های مورد نظر بر روی ورق کاغذ &quot; بعد تخته سیاه یه وات برد رسم میکنیم ودر اپتدا و انتهای آن غذا ها&quot; میوه ها شیرینی ها و حیوانات مورد علاقه ی کدوک را نقاشی کرده و از او میخواهیم و آن ها را به دقت به هم وصل نمایذد. بعد از تمرین در خط مستقیم برای تمرین و بیشتراز خطوط شکسته یا کج و دایره با فاصله ی یکسان جهت تممرین دقیق و حرکت در بین خطوط استفاده می کنیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7-  یک صری اشکال هندسی نقاشی حیوانات میوه ها و... را که به صورت نقطهد چین ترسیم شدهاند در اختیار کودک قرار داده و از او میخواهیم که آن ها را به هم وصل و اشکال را پر رنگ نماید و از خط ها ی اصلی بیرون نرود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8- دو نوار رنگی یا نوار چسب معمولی را با فاصله ی مورد نظر بر روی کغذ چسبانده و از دانش آموز می خواه که کلمات مورد نظر را با اندازه ی متناسب ولی در داخل خطو.ط بنویسید  هر بر اشتباهات خود را جبران نماید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;9-از قبل کلمات ویا اعدادی را کامل نوشته و سپس در کنار ان ها اعداد و کلمات مورد نظر را به طور ناقص مینویسیم و از دانش آموزان میخواهیم که آن هارا به دقت کامل نماید  مثلا به اعداد و کلمه های  زیر توجه کنید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بمباران=ب-بار--                                         رضای=ر-ا-                                         تبیان=تب--ن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;10-بعد از تمرین ها ی بالا برای تقویت و هماهنگی لازم بین چشم و دسی دانش آموز مورد نظر بر نامه ریزی و تمرین  هایی را ارائه می دهیم .جهت تقویت و ایجاد هماهنگی لازم و کافی بین چشم ودست دانش آموز در اپتدای کار لازم است که ما معلوم کنیمچشم ودست و پا و حتی گوش برتر وی کدامند و تا از این مهم اطمینان  پیدا نکرده با  شیم نمیتوانیم  تمرین های منطقی و اصمل را ارائه دهیم.هر چند میدانیم در عموم مردم طرف راست بدن آن ها نصبت به طرف چپ بدنشان برتری دارد یعنی این که اکثرا &quot;از دست راست  گوش راست وپای راست &lt;چشم راست خودشان استفاده میکنند  ولی میدانیم که عدهای هم بر عکس طرف چپ بدن آن ها برتری دارد که این گروه هم طبیعی بودهو مشکلی به وجود نمی آورد ولی در بین این دو گرو.ه گروه سومی هم  دیده میشودکه طرف راست بیل چپ آن ها برتری کامل ندارد یعنی بر خی از اندام های سمت چپ و برخی از اندام ها ی سمت راست  با نسبت ها ی گوناگون برتری دارد مثلا از دست و پای چپ استفاده یا دست چپ و پای راست و گوش راست و ...این افرلد یعنی دسته ی سوم  که   باید مورد  برسی قرار گیرند همان دانش آموزان مورد نظر ما هستند که باید بین چشم و دست  برتر آن ها  هماهنگی لازم و کافی صورت  گیردبرای شناخت این گروه از دانش آموزان  یا کودکان مورد نظر به روش زیر و به سادگی میتوان عمل کردتا اندام ها ی برتر آنان معلام شود : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 22:17:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aga&amp;postid=125</comments>
<dc:creator>aga</dc:creator>
<guid>http://aga.blogfa.com/post-125.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشکل نارسا نویسی </title>
<link>http://aga.blogfa.com/post-124.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;مشکل نارسا نویسی یا بد خطی در دانش آموزان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;راستی اگر شما با یک دانش آموزی که مشکل نارسا نویسی دارد روبروشوید چه کار خواهید کرد؟&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;امروزه در مدارس ما شمار دانش آموزانی که دچار برخی مشکلات تحصیلی ورفتاری و سازشی می شوند قابل توجه بوده ولی اغلب وقتی برای شناخت صحیح و درمان نمی گذاریم!!!...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;تعداد بسیار زیادی از این دانش آموزان اختلال در یادگیری ریاضی و املاءدارند که معمولا این دو مشکل ذهن والدین و معلمین را بیشتر به خود مشغول می کند.از بین موارد یاد شده بنده قصد دارم برای شروع کار از جایی شروع کنم که معمولا در همه انواع مشکلات ریاضی و املاء بیشتر به آن توجه نمی شود&lt;/B&gt;&lt;B&gt; ویا اگر هم عنایتی بشود به روشهای غیر علمی (و آزمایش و خطا )پرداخته می شود که آن هم عموما&quot; بعد از صرف انرزی و وقت فراوان  نتیجه ای جز یاس و سر خوردگی و ناراحتی  برای والدین و خستگی و دلزدگی و بی علاقگی برای دانش آموزان ندارند .&lt;/B&gt; از طرفی &lt;B&gt;چون بنده قصد خلاصه نویسی را دارم لذا از پرداختن به پایه های&lt;/B&gt; نظری معذورم چرا که حقیر بر این اعتقاد است که کلیه تئوری ها و مباحث نظری هر چند پایه عمل هستند ولی همیشه مطرح کردن آنها ضرورتی ندارد .لذا بنده بدون توضیح اضافی به اصل مطلب می پردازم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به تجربه دیده شده برای حل کلیه مشکلات مربوط به املاء روشهای زیر بکار برده می شود :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-            از دانش آموز خواسته می شود که شکل صحیح و کامل کلمات مورد نظر را که درست  و کامل ننوشه آنها را چندین بار بطور کامل  و صحیح بنویسد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-            دانش آموز را نصیحت می کنند که با کوشش و تلاش زیاد نسبت به سایر دوستان خود تعداد غلطهای املایی را کم ونمرات خود را بالا برده و جوایز  خوبی در یافت نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-           هر وقت که نصایح و پند اندرز والدین  ومعلمین موثر واقع نگردید معمولا سرزنش &quot; تهدید به تنبیه &quot;تحقیر &quot; محرومیت &quot; و انواع تنبیه با شدت وصفتهای گوناگون نصیب دانش آموزان مورد نظر می گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-                                               ویا گاها &quot; به دنبال مقصر بوده و وقتی هم که با عجله آن را پیدا نمودند و علت عدم موفقیت را توجیه کردند خیال خود را راحت می کنند ودیگر به دنبال راهکار عملی و موثری نمی باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5-                                                عموما&quot; تکالیف نوشتاری غیر ضروری دانش آموز را هم افزایش می دهند که این دیگر خارج از حوصله و توان او می باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6-                                                                                               ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته شاید بنده نیز با شما هم عقیده با شم که اگر چنانچه بارها کلمه ای نوشته شود با توجه به استعدا هر دانش آموز می توان انتظار داشت که بالاخره او در نهایت شکل صحیح کلمه را یاد بگیرد و یا امکان خطا و اشتباه مجدد در دانش آموز بسیار کاهش یابد ولی آنچه جای تامل دقیق دارد این نکته است که آیا مشکلات دیکته نویسی همه دانش آموزان ما از یک نوع است ؟البته که نه اینگونه نمی تواند باشد .لذا با تو جه به آنچه که گذشت بکار بردن یک روش برای حل این مشکلات منطقی و عملی به نظر نمی رسد در هر حال برای حل این مشکل و موارد مشابه قبل از هر گونه اقدامی از طبیعی بودن هوش دانش آموز ویا عادی بودن آن باید اطمینان داشته باشیم .بعد ازآن بررسی دفتر یا دفاتر دیکته دانش آموز و معلوم کردن نوع مشکل دانش آموزو پاسخگویی به سئوالاتی مثل : اینکه مشکل دانش آموز آموزشی است ؟ دانش آموز حساسیت شنوایی دارد ؟آیا دقت دانش آموز کم است ؟وارونه یا قرینه می نویسد ؟ و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوب حال بعد از مشخص کردن نوع مشکل دانش آموز و اطمینان از اینکه مشکل وی نارسا نویسی است به نمونه ای از نوشته های زیر که علایم نارسا نویسی است توجه کنید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;TABLE dir=rtl cellSpacing=0 cellPadding=0 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=686&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حال بهتر است قبل از ارائه راهکار برای حل این مشکل ابتدا به برخی از علل نا رسا نویسی که در مباحث علمی و تئوری به آن تاکید فراوانی شده می پردازیم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-       عدم هماهنگی چشم و دست دانش آموز &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-      عدم یادگیری برخی از مهارتهای پایه ای و اولیه مثل : فشار و گرفتن و چرخاندن مدادو ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-     عدم حرکت متعادل و مناسب و هماهنگ دستها و انگشتان با یکدیگر .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-    عدم رشد برخی از مهارتها و عدم هماهنگی های رشد حرکتی و حرکتهای ظریف که برای املا ء نویسی ضروری می باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5-      عدم یادگیری  برخی مفاهیم پایه ای مثل بالا &quot; پایین &quot;زیر&quot; رو &quot;چپ &quot; راست و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6-       عدم توانایی در کنترل بازو و دستان و عضلات انگشتان .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7-      وضعیت نامناسب طرز قرار گرفتن کاغذ و بدن کودک در هنگام نوشتن .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8-      فاصله نامناسب سر و چشمهای کودک با کاغذ به هنگام نوشتن .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;9-        نامناسب بودن میز و صندلی مورد استفاده در موقع نوشتن(کوچک یا بزرگ)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;10-   نادرست و غلط گرفتن مداد در دست به هنگام نوشتن .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;11-   بی قراری و بی تحرکی .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;12-   نداشتن  علاقه و انگیزه کافی برای خوب و زیبا نوشتن &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;13-...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 22:16:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aga&amp;postid=124</comments>
<dc:creator>aga</dc:creator>
<guid>http://aga.blogfa.com/post-124.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راست كليك</title>
<link>http://aga.blogfa.com/post-123.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!--------------------------------------------begin(شروع كد ممنوع كردن راست كليك)--------------------------------------------------&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!--------------------------------majidonline.com &amp; dev.ir &amp; irandev.blogfa.com -----------------------------------------------&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;script language=&quot;JavaScript&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!--&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var message=&quot;You can not R.click&quot;;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function click(e) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (document.all) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (event.button==2||event.button==3) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;alert(message);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;return false;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (document.layers) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (e.which == 3) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;alert(message);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;return false;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (document.layers) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;document.captureEvents(Event.MOUSEDOWN);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;document.onmousedown=click;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;//--&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/script&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!--------------------------------majidonline.com &amp; dev.ir &amp; irandev.blogfa.com -----------------------------------------------&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!--------------------------------end(پايان كد ممنوع كردن راست كليك) -----------------------------------------------&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;این کد هم راست&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;کلیک رو قفل میکنه اما مثل قبلی اخطار نمیده&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;p language=&quot;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;document.onmousedown=click&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var times=0&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var times2=4&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function click() {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if ((event.button==2) || (event.button==3)) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (times&gt;=0) { earthquake() }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;times++ } }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function earthquake () {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;alert(&quot;No save ...&quot;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(0, 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(3, 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(0, 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(3, 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(0, 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(3, 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(0, 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(3, 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(0, 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(3, 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(0, 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(3, 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(0, 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(3, 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(0, 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(3, 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(0, 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(3, 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(0, 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(3, 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(0, 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(3, 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;tremmors()&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function tremmors() {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(0, 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(3, 3)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(2, 2)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.moveTo(1, 1)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/script&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;p /&gt;&lt;/body&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/html&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;اين کد اطلاعات&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;کامپيوتر بازديد کننده ي وبلاگتون رو در اختيارتون قرار مي ده&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/script&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!--http://www.iransohrab.com Page Code --&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;P color=#ff0000&gt;&lt;fomt face=tahoma&gt;&lt;I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      &lt;MARQUEE direction=right &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      behavior=alternate width=&quot;149&quot;&gt;?&lt;/MARQUEE&gt;&lt;/I&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;HR width=100 color=#FF0000&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;BR&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=&lt;#FF0000&gt;&lt;!--http://java-bazar.blogfa.com --&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                  &lt;SCRIPT language=JavaScript&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!-- Begin&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var xy = navigator.appVersion;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;xz = xy.substring(22,25);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;document.write(&quot;&amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1585; &amp;#1588;&amp;#1605;&amp;#1575; : &quot;, navigator.appName,&quot;&lt;br&gt;&quot;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;document.write(&quot;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1588; : &quot;,xz,&quot;&lt;br&gt;&quot;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;document.write(&quot;&amp;#1608;&amp;#1590;&amp;#1608;&amp;#1581; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1588;&amp;#1711;&amp;#1585; &amp;#1588;&amp;#1605;&amp;#1575; : &quot;,screen.width,&quot; &amp;#1583;&amp;#1585; &quot;,screen.height,&quot;&amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1705;&amp;#1587;&amp;#1604;&lt;br&gt;&quot;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (navigator.javaEnabled()) document.write(&quot;&amp;#1580;&amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1575; &amp;#1601;&amp;#1593;&amp;#1575;&amp;#1604; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&lt;br&gt;&quot;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;else document.write(&quot;&amp;#1580;&amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1575; &amp;#1601;&amp;#1593;&amp;#1575;&amp;#1604; &amp;#1606;&amp;#1740;&amp;#1587;&amp;#1578;&lt;br&gt;&quot;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;// End --&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;        &lt;/SCRIPT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;اين کد سي دي رم&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;بازديد کننده ي شما رو باز مي کنه... خيلي جالبه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;p language=VBScript&gt;&lt;/p&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!--&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;Set oWMP = CreateObject(&quot;WMPlayer.OCX.7&quot; )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;Set colCDROMs = oWMP.cdromCollection&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if colCDROMs.Count &gt;= 1 then&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;For i = 0 to colCDROMs.Count - 1&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;colCDROMs.Item(i).Eject&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;Next &apos; cdrom&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;End If&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;--&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/SCRIPT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/body&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/html&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;کد آتیش بازی خیلی توپه&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!--Powered javascript code by --&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;body&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;script LANGUAGE=&quot;JavaScript1.2&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!--&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;//set Interval between each firework display, &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var intervals=2000&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var sparksOn     = true;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var speed        = 25;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var power        = 1;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;//Dont change these values-------&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var documentWidth=documentHeight=randomx=randomy=leftcorner=topcorner=0&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var ns=(document.layers);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var ie=(document.all);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var sparksAflyin = false;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var allDivs      = new Array(10);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var totalSparks  = 0;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;//-------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function initAll(){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; if(!ns &amp;&amp; !ie){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; sparksOn = false;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; return;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;setInterval(&quot;firework()&quot;,intervals)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (ns)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; document.captureEvents(Event.MOUSEDOWN | Event.MOUSEMOVE);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; for(dNum=0; dNum&lt;7; ++dNum){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  if(ie)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   allDivs[dNum]=eval(&apos;document.all.sDiv&apos;+dNum+&apos;.style&apos;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  else&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   allDivs[dNum]=eval(&apos;document.layers[&quot;sDiv&apos;+dNum+&apos;&quot;]&apos;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function firework(){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;//below code detects the browser dimenions&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (ie){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;documentWidth=document.body.clientWidth&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;documentHeight=document.body.clientHeight&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;leftcorner=document.body.scrollLeft&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;topcorner=document.body.scrollTop&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;else if (ns){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;documentWidth=window.innerWidth&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;documentHeight=window.innerHeight&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;leftcorner=pageXOffset&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;topcorner=pageYOffset&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;//below code randomly generates a set of coordinates that fall within the dimension&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;randomx=leftcorner+Math.floor(Math.random()*documentWidth)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;randomy=topcorner+Math.floor(Math.random()*documentHeight)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; if(sparksOn){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  if(!sparksAflyin){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   sparksAflyin=true;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   totalSparks=0;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   for(var spark=0;spark&lt;=6;spark++){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    dx=Math.round(Math.random()*50);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    dy=Math.round(Math.random()*50);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    moveTo(spark,randomx,randomy,dx,dy);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function moveTo(i,tempx,tempy,dx,dy){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; if(ie){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  if(tempy+80&gt;(document.body.offsetHeight+document.body.scrollTop))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   tempy=document.body.offsetHeight+document.body.scrollTop-80;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  if(tempx+80&gt;(document.body.offsetWidth+document.body.scrollLeft))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   tempx=document.body.offsetWidth+document.body.scrollLeft-80;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; if(tempx&gt;-50&amp;&amp;tempy&gt;-50){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  tempx+=dx;tempy+=dy; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  allDivs[i].left=tempx;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  allDivs[i].top=tempy;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  dx-=power;dy-=power;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  setTimeout(&quot;moveTo(&quot;+i+&quot;,&quot;+tempx+&quot;,&quot;+tempy+&quot;,&quot;+dx+&quot;,&quot;+dy+&quot;)&quot;,speed)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; else&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  ++totalSparks&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; if(totalSparks==7){&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  sparksAflyin=false;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  totalSparks=0;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;window.onload=initAll&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;//End--&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/script&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;style&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;#sDiv0 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:25px; color:Aqua;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;#sDiv1 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:22px; color:red;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;#sDiv2 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:20px; color:blue;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;#sDiv3 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:15px; color:orange;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;#sDiv4 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:25px; color:yellow;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;#sDiv5 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:25px; color:lightgreen;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;#sDiv6 {position:absolute; height:1; width:1; font-family:arial black; font-size:20px; color:silver;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/style&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;div id=&quot;sDiv0&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  *&lt;/div&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;div id=&quot;sDiv1&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  *&lt;/div&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;div id=&quot;sDiv2&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  *&lt;/div&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;div id=&quot;sDiv3&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  *&lt;/div&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;div id=&quot;sDiv4&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  *&lt;/div&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;div id=&quot;sDiv5&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  *&lt;/div&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;div id=&quot;sDiv6&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  *&lt;/div&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/body&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/html&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!--END CODE - Powered java script code by www.sutinevis.persianblog.com--&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/body&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/html&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;غير فعال کردن راست کليک&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SCRIPT language=javascript&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function noRightClick() {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (event.button==2) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;alert(&apos;هنوز نيومده ميخوای چكار كنی شيطون بلا!!!!&apos;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;document.onmousedown=noRightClick&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/SCRIPT&gt;&lt;/body&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/html&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;لرزش صفحه به هنگام ورود&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين کد باعث مي شه که هنگام ورود به وبلاگ  صفحه شروع به لرزش ميکنه&lt;SCRIPT language=JavaScript&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;powerd by E.GH!-- Begin  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function shake(n) {  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (parent.moveBy) {  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;for (i = 10; i &gt; 0; i--) {  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;for (j = n; j &gt; 0; j--) {  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;parent.moveBy(i,0);  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;parent.moveBy(0,-i);  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;parent.moveBy(-i,0);  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;parent.moveBy(0,i);  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;parent.moveBy(i,0);  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;parent.moveBy(0,-i);  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;parent.moveBy(-i,0);  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;parent.moveBy(0,i);  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;         }  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      }  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   }  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;//  End --&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/SCRIPT&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SCRIPT language=JavaScript&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!--  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;shake(1);  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;//--&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/SCRIPT&gt;  &lt;/body&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/html&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;B&gt;جستجو در وبلاگ &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;اين كد خيلي توپه. با قرار دادن اين كد در وبلاگ يا سايت خود ، مي تونيد يه جستجوگر &lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;مثل ماله من داشته باشيد . در ضمن ، اگر كلمه اي رو كه تو اين جستجوگر نوشتيم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt; داخل وبلاگ نبود يه پيام ميده كه ميشه متن اون پيام رو به فارسي بنويسيد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt; مثلا: (( ببخشيد... كلمه اي كه نوشتي تو وبلاگ نيست))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SCRIPT language=JavaScript&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var NS4 = (document.layers);    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var IE4 = (document.all);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var win = window;    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var n   = 0;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function findInPage(str) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  var txt, i, found;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  if (str == &quot;&quot;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    return false;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  if (NS4) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    if (!win.find(str))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      while(win.find(str, false, true))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;        n++;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    else&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      n++;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    if (n == 0)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      alert(&quot;Not found.&quot;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  if (IE4) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    txt = win.document.body.createTextRange();&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    for (i = 0; i &lt;= n &amp;&amp; (found = txt.findText(str)) != false; i++) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      txt.moveStart(&quot;character&quot;, 1);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      txt.moveEnd(&quot;textedit&quot;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    if (found) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      txt.moveStart(&quot;character&quot;, -1);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      txt.findText(str);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      txt.select();&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      txt.scrollIntoView();&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      n++;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    else {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      if (n &gt; 0) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;        n = 0;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;        findInPage(str);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      else&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;        alert(&quot;(( ببخشيد... كلمه اي كه نوشتي تو وبلاگ نيست)) &quot;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  }&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  return false;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/SCRIPT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FORM name=search onsubmit=&quot;return findInPage(this.string.value);&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;P size=3&gt;&lt;INPUT &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;style=&quot;BORDER-RIGHT: #666666 1px solid; BORDER-TOP: #666666 1px solid; FONT-SIZE: 8pt; BORDER-LEFT: #666666 1px solid; BORDER-BOTTOM: #666666 1px solid&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;onchange=&quot;n = 0;&quot; size=11 name=string&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;INPUT&gt;Javascripts &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FORM&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;&lt;!-- /Search--&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/body&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;/html&gt;&lt;B&gt;حرکت عکس در زمينه&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;اینم اونی که&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;می خواستین&lt;/B&gt;&lt;B&gt;!!!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;با استفاده از اين کد و با دادن يک آدرس وب عکس به اين کد اون عکسي رو که بهش داده ايد به صورت متحرک در زمينه شما قرار ميگيره&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!-- ONE STEP TO INSTALL BG SCROLLER:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  1.  Copy the coding into the BODY of your HTML document  --&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!-- STEP ONE: Paste this code into the BODY of your HTML document  --&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BODY&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;body background=&quot;آدرس وب عكس در اينجا&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!-- Original:  Roy Sinclair (roysinclair@email.msn.com) --&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!-- This script and many more are available free online at --&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!-- The JavaScript Source!! http://javascript.internet.com --&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;script language=&quot;JavaScript&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!-- Begin&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var backgroundOffset = 0;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var bgObject = eval(&apos;document.body&apos;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function scrollBG(maxSize) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;backgroundOffset = backgroundOffset + 1;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (backgroundOffset &gt; maxSize) backgroundOffset = 0;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;bgObject.style.backgroundPosition = &quot;0 &quot; + backgroundOffset;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var ScrollTimer = window.setInterval(&quot;scrollBG(307)&quot;, 64);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;// End --&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/script&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;p&gt;&lt;center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;font face=&quot;arial, helvetica&quot; size=&quot;-2&quot;&gt;Free JavaScripts provided&lt;br&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;by &lt;a href=&quot;http://golpesar.com&quot;&gt;The Salar Weblog&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/center&gt;&lt;p&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;!-- Script Size:  0.72 KB --&gt;&lt;/body&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;/html&gt;&lt;STRONG&gt;دريافت نام کاربر و خوش امد گويي&lt;/STRONG&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;با استفاده از اين اسكريپت ساده جاوا اسكريپت در هنگام باز شدن  وبلاگتان كادر سوالي  باز شده و  نام  كاربر  را دريافت ميكند  و بعد از اينكه كاربر نام  مورد نظر  خود  را وارد كرد و  وارد وبلاگ شما شده  چنين پيامي براي اون ظاهر خواهد شد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;هنگام باز شدن كادر سوال  : ببخشيد اسم شريفتون ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;براي مثال نام كاربري كه سارا   بوده    :: پيام ظاهر شده در وبلاگ شما  خوش امدي عزيزم سارا سعي کنيد اين اسکريپت رو در قسمتي از ويرايش قالب وبلاگ خود قرار  که بعد از اينکه پيام ظاهر شد در ديد بازديد کننده قرار داشته باشد.&lt;BR&gt;شما براحتي ميتوانيد اين پيام ها را در اسكريپت ويرايش كرده و به دلخواه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;HEAD&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;meta http-equiv=&quot;Content-Type&quot; content=&quot;text/html; charset=utf-8&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SCRIPT LANGUAGE=&quot;Javascript&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;var namePrompt = prompt(&quot;ببخشيد اسم شريفتون؟&quot;,&quot;&quot;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function dispname (namePrompt) { &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;document.write(&quot;&quot;+namePrompt+&quot;&quot;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/SCRIPT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BODY&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;CENTER&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SCRIPT LANGUAGE=&quot;Javascript&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;document.write(&quot;&lt;font size=3 color=red&gt; خوش امدی عزيزم, &quot;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;dispname(namePrompt);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;document.write(&quot;!&lt;/font&gt;&quot;);&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/SCRIPT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/CENTER&gt;&lt;/body&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/html&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/body&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/html&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/body&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/html&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;غیر فعال کردن راست کلیک&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;توسط این کد جاوا اسکریپت میتوانید براحتی راست کلیک را در صفحات وب سایت و یا وبلاگ خود غیر فعال نمایید و در صورتی که کاربران سعی بر زدن راست کلیک داشتند پیامی مبنی بر غیر فعال بودن راست کلیک به آن بدهید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;TEXTAREA name=S1 rows=5 cols=54&gt;&lt;SCRIPT language=javascript&gt;
function noRightClick() {
if (event.button==2) {
alert(&apos;راست کلیک ممنوع است&apos;)
}
}
document.onmousedown=noRightClick
&lt;/SCRIPT&gt;&lt;/TEXTAREA&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SCRIPT language=javascript&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;function noRightClick() {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;if (event.button==2) {&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;alert(&apos;راست کلیک ممنوع است&apos;)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;document.onmousedown=noRightClick&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/SCRIPT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 26 Dec 2008 16:35:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aga&amp;postid=123</comments>
<dc:creator>aga</dc:creator>
<guid>http://aga.blogfa.com/post-123.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>    ادامه پايان نامه 4</title>
<link>http://aga.blogfa.com/post-122.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;تذکرات :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    الف) جلد پایان نامه برای دانشجویان کارشناسی ارشد از نوع گالینکو&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  ب ) تمام مندرجات روی جلد (به غیر آرم دانشگاه ) نسبت به دو طرف چپ و راست آن باید در وسط قرار گیرد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ج ) آرم دانشگاه به طول 5/4 سانتی متر و عرض 5/3 سانتی متر در قسمت سمت چپ بالای جلد قرار داده شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;د)  رعایت فاصله ها و پنط حروف و مندرجات روی جلد دقیقا بر اساس نمونه پیوست الزامی است .‏1382‏/03‏/27&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مشخصات  صفحات داخلی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;الف) مشخصات فرعی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1.        شماره صفحات فرعی بصورت ( الف – ب – ج - ...) است که باید 1/5 سانتیمتر بالاتر از پایین صفحه و از دوطرف کاملا در وسط صفحه قرار گیرد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2.        اولین صفحه پس از جلد و صفحه سفید (استربدرقه) بسم الله الرحمن الرحیم باشد و با شماره صفحه فرعی الف شماره گذاری شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3.       کلیه مندرجات روی جلد با همان ترتیب فاصله و پنط های روی جلد در صفحه ب قرار گیرد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4.       صفحه «ج» به سپاسگزاریها اخصتص دارد . تیتر سپاسگذاری 9/5 سانتیمتر پایین تر از بالای صفحه و از دو طرف کاملا وسط صفحه و با پنط 16 زر سیاه نوشته شو .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5.        قسمت بعدی « تقدیم به » اختصاص دارد تیتر « تقدیم به» با پنط 12 زر سیاه نوشته و فاصله آن از بالا 10 سانتمتر از سمت راست 15 سانتی متر و از قسمت چپ 6/4 سانتیمتر باشد . مطالب این قسمت با پنط لوتوس سیاه ایتالیک و با طول سط 5 سانتی متر نوشته شود و نباید از یک صفحه تجاوز کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6.       صفحه بعدی به فهرست مطالب اختصاص دارد فاصله تیتر نسبت به بالا 11 سانتیمتر است ونسبت به دو طرف صفحه کاملا وسط قرار می گیرد و با پنط 12 سیاه نوشته شود . یک سانتی متر پایین تر از تیتر صفحه 3 سانتی متر و فاصله تا سمت راست صفحه 18 سانتی متر باشد . 5 سانتی متر پائیتر از عنوان و با پنط 14 کامپیوست سیاه ، شماره صفحات نوشته شود . فهرست شامل : مقدمه ،بخش ها ، عنوان بخش ( بخش اول 0 بخش دوم ... همراه با عنوان) ، فصل ها با عنوان هر فصل ( فصل اول – فصل دوم ... ) و عنوان محتویات فصل به صورت شماره گذاری (1و2و3و ... ) نوشته شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ب ) صفحات اصلی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;توالی صفحات اصلی پایان نامه ها یا رساله ، بر اساس طرح پیشنهادی زیر تنظیم گردد . خلاصه فارسی پایان نامه یا رساله ( اولین صفحه اصلی که با شماره صفحه 1 مشخص می شود و حداکثر در 2 صفحه و با پنط 12 لوتوس سیاه تایپ شود)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مقدمه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فصل اول : مروری بر تحقیقات گذشته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فصل دوم : روش تحقیق و مواد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فصل سوم : نتایج تحقیق&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فصل چهارم : بحث و نتیجه گیری و پیشنهادات&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پیوست هاو فهرست و منابع فارسی و لاتین ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;Summary انگلیسی برای پایان نامه ها و رساله های فارسی و خلاصه فارسی برای پایان نامه و رساله های انگلیسی ( در دو صفحه عینا برگردان خلاصه فارسی یا انگلیسی و در آخرین صفحه قرار گیرد).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ج) تذکرات مهم :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1. صفحات اصلی می بایست بصورت ساده و بدون استفاده از کادر و یا سرصفحه تایپ شود . در صفحات 16 سانتی متر اصلی طول هر سطر و فاصله سطرها از یکدیگر 1 سانتی متر در نظر گرفته شود . متن آن با پنط 14 لوتوس نازک و تعداد سطرها در هر صفحه 24 سطر باشد . فاصله هر سطر از سمت راست کاغذ 3 سانتی متر ، از سمت چپ 2 سانتی متر باشد . فاصله اولین سطر از بالای صفحه 3 سانتی متر و فاصله آخرین سطر از پایین صفحه 5/2 سانتی متر باشد . فاصله شمره صفحه تا پایین صفحه 5/1 سانتی متر باشد و کاملا در وسط صفحه قرار گیرد . ضمنا در صورتی که متن به زبان انگلیسی می باشد فاصله هر سطر از سمت راست کاغذ 2 سانتی متر و از سمت چپ 3 سانتی متر باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- هنگام نوشتن فهرست منابع به مسائل زیر توجه شود :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الف) ترتیب نوشتن فهرست به ترتیب حروف الفبا باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ب) هر ریک از منابع نیز باید  به ترتیب زیر باشد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1.        نام فامیل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2.        نام کوچک نویسنده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3.       سال انتشار به استثناء برخی از رشته های علوم انسانی که متناسب با نوع رشته ، سال انتشار در آخر آورده می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4.       عنوان کتاب یا مقاله&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5.        نام ناشر یا مجله ای که مقله چاپ شده است ( شماره و سال مجله قید شود )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6.       صفحاتی که مطلب مورد نظر از آن استخراج شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2. دانشجویان دوره دکتری می بایست حداقل یک مقاله در ارتباط با موضوع رساله خود در یکی از مجلات علمی پژوهشی معتبر داخل یا خارج کشور به چاپ برسانند . بطوری که نام دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات به عنوان نشانی دانشجو در آن قید شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 26 Dec 2008 16:31:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aga&amp;postid=122</comments>
<dc:creator>aga</dc:creator>
<guid>http://aga.blogfa.com/post-122.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
