تبليغاتX
معاونت آموزش و نوآوري
ارائه خدمات راهنمایی و مشاوره تحصیلی و تربیتی به مدارس راهنمایی و متوسطه و پیش دانشگاهی ارومیه
هنگامي كه در كلام الهي از انسان به عنوان اشرف مخلوقات و جانشين پروردگار روي زمين ياد مي‌شود و به فرشتگان براي سجده نمودن در مقابل اين موجود امر مي‌شود، اين همه نشان‌دهنده كرامت و جايگاه آدمي است. اين كرامت از يكسو به سبب دميدن نفخه الهي در روح انسان و از سوي ديگر بهره‌مندي او از عطيه‌اي الهي به نام عقل است. از نگاه شريعت اسلامي انسان مجموعه‌اي از استعدادهاي بالقوه است كه براي به فعليت در آوردن اين استعدادها و توانايي‌ها، نيازمند تعليم و تربيت است. آنچه هدف تعليم و تربيت اسلامي است حقيقت جويي و حصول رستگاري است و اين مساله جز از طريق تعلم و تعقل در كنار تزكيه حاصل نمي‌شود. از نگاه اسلام رشد عقلاني به موازات رشد اخلاقي صورت مي‌گيرد و به تعبيري اين دو لازم و ملزوم يكديگرند. همان‌گونه كه اخلاق منهاي علم، جهالتي بيش نيست، علم منهاي اخلاق نيز حماقتي بيش نخواهد بود. همواره در كتب ديني و اخلاقي ما علم و اخلاق در كنار هم ذكر شده و مكتبي كه بيشترين توجه را به فراگيري دانش نموده، هدف بعثت پيامبر خود را تكميل مكارم اخلاق ذكر كرده است.

بدون شك تعليم و تربيت اسلامي نظامي جامع و كامل است كه تمام ابعاد وجودي انسان را مورد توجه قرار داده است. در فرآيند تعليم و تربيت اسلامي جسم و روان، حيات دنيوي و اخروي، جامعه و فرد بايد به يك ميزان پرورش يابند و هيچ يك نبايد به بهاي ديگري ناديده گرفته شود.
همواره خرد و خرد ورزي از جايگاهي خاص در تعاليم اسلام برخوردار بوده است. بيان اهميت جايگاه خرد و خرد ورزي در قالب 300 آيه در قرآن خود دليلي آشكار بر اين مدعاست. مسلما چنين تاكيد و اهميتي در مكتب شيعه دوچندان مي‌شود هنگامي كه معتبرترين كتب حديثي اين مكتب همچون اصول كافي و بحارالانوار، باب‌هاي نخستين خود را به «باب‌العقل و الجهل» و«فضل العلم» اختصاص داده‌اند و سپس به بحث پيرامون اصول دين مي‌پردازند. بدون شك چنين تبويبي بي‌حكمت نبوده و به همين علت عالم بر عابد و تفكر بر تعبد همواره برتري داشته است. احاديث بسياري در اين باب نقل شده كه به عنوان نمونه مي‌توان به اين حديث اشاره كرد:

پيامبر اسلام‌ص‌ مي‌فرمايند: «فكره ساعه خير من عباده ستين سنه: ساعتي انديشيدن بهتر از شصت سال عبادت كردن است.» (پاينده،1374)‌

چه بسيار عبارات و كلمات از پيشوايان دين نقل شده است كه نشان مي‌دهد تعبد بدون پشتوانه عقلي فاقد ارزش است. چنان كه پيامبر در حديثي مي‌فرمايد: «هر چيز را پايه و ريشه‌اي است و پايه و ريشه كار مومن عقل است و ارزش و اعتبار او به اندازه عقل و قدرت تشخيص اوست.» (مجموعه نويسندگان،1360)‌

همان‌طور كه در متون ديني بيان‌شده، هدف از خلقت آدمي عبوديت پروردگار است: «ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون.»‌ (ذاريات آيه 56)‌.

در اين ميان برخي از مفسران بر اين عقيده‌اند كه واژه ليعبدون در واقع به معناي ليعرفون است و اين خود بدان معناست كه انسان بايد نسبت به پرودگار خود معرفت حاصل نمايد.

پس از بررسي جايگاه خرد و خردورزي در تعاليم اسلام، ذكر اين نكته ضروري است كه قرآن با نگاهي خاص و بديع به مساله اقسام خردورزي نظر مي‌افكند. قرآن با 3 مسلك حس‌گرايي محض، استدلال محض و تذكر محض سر نزاع دارد و مسير خود را از هر 3 مسلك جدا كرده است. نگاه مطلق‌گرانه در هر يك از اين 3 مسلك، عامل اصلي بي‌توجهي قرآن به آنهاست. از نگاه قرآن «شكوفايي انديشه و راهيابي آن به مقصود از طريق مواجهه حسي و نظري با جهان همراه با كنترل اهواء نفساني ميسر مي‌شود و هرگونه مطلق‌گرايي در يكي از طرق مزبور آفت تعقل است.» (جعفري،1360، ص 140)‌

از سوي ديگر يكي از اصول بنيادين راجع به خردورزي، توجه به اين نكته است كه آنچه بايد در فرآيند خردورزي مورد توجه قرار گيرد محتواي كلام (انديشه) است و نه ناقل و حامل كلام (انديشنده). چنان كه در روايتي از امام علي چنين آمده است كه «انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال.»

جايگاه علم و عالم در اسلام‌

به جرات مي‌توان چنين گفت كه در ميان اديان و فرق مختلف، هيچ كدام به اندازه اسلام بر اهميت جايگاه علم و عالم تاكيد نكرده است. تاكيد بر فراگيري علم تا بدانجا بوده است كه در فرآيند يادگيري و علم‌آموزي حسد ورزيدن و چاپلوسي كردن نيز مجاز شمرده شده است. در مكتب اسلام به همان مقدار كه جهل و جهالت مورد نكوهش واقع شده، علم و عالم بودن مورد تحسين و تاكيد قرار گرفته است. تعبير «الجهل موت» (آمدي،1378،ص 202) يكي از زيباترين تعابيري است كه حضرت علي در ذم جهل به كار برده‌اند. از نگاه ايشان فرد جاهل همچون مرده‌اي در ميان زندگان است. از سوي ديگر ايشان ريشه بسياري از دشمني‌ها را در فقدان آگاهي دانسته و مي‌فرمايند: «الناس اعداء ما جهلوا: مردم آنچه را نمي‌دانند با آن دشمنند» (همان منبع، ص202) و در جاي ديگر چنين مي‌فرمايند كه «دشمني نكنيد با آنچه نمي‌دانيد كه بيشترين دانش در همان است كه شما نمي‌دانيد.» (همان منبع، ص212) احاديث بسياري همچون «اطلب العلم من المهد الي اللحد » (پاينده،1374،ص 218)، «طلب العلم فريضه علي كل مسلم و مسلمه» (همان منبع،ص 557) و... همگي نشان از توجه خاص اسلام به مقوله علم و علم‌آموزي است.
اما در اين ميان احاديثي وجود دارد كه بايد با نگرشي عميق و دقيق‌تر بدان‌ها نظر افكند. در اينجا ما به تعدادي از آ نها اشاره و سپس نكاتي درخصوص آنها ذكر مي‌كنيم:

1- پيامبراكرم (ص): اطلبوا العلم و لو بالصين (همان منبع، ص 217)‌

2-‌ حضرت علي: الحكمه ضاله المومن فخذوها و لومن افواه المنافقين (آمدي،1378، ص285)

3- حضرت علي: فخذ الحكمه و لو من اهل النفاق (نهج البلاغه، قصارالحكم 80 )‌

4- حضرت علي: خذ الحكمه و لو من المشركين (فريد، 375، 1366)‌

5- حضرت علي: خذ الحكمه و لو من اهل الضلال (همان منبع)‌

ذكر چند نكته در مورد احاديث فوق‌

الف: مسلما يكي از نكات قابل تامل درباره احاديث فوق تاكيد بر آموختن علم و حكمت از غيرمسلمانان است. كثرت احاديثي شبيه احاديث فوق كه به زعم مرحوم مطهري تعداد آنها به 20 حديث مي‌رسد نشان مي‌دهد كه نبايد اين نكته را ناديده گرفت.

ب: تاكيد بر فرا گرفتن علم و حكمت از گمراهان، مشركان و منافقان دلالت بر اين امر مي‌كند كه آنچه مهم است، خود حقيقت است نه ناقل و حامل آن. از اين رو در اسلام بر اين نكته بسيار تاكيد شده است كه به سخنان افراد بدون در نظر گرفتن موقعيت و كسوت آنها گوش داده و بهترين آن را انتخاب نماييد: بشارت بده به آن بندگان من كه گفتار را مي‌شنوند و از احسن آن گفتار پيروي مي‌نمايند.» (زمر آيه 18)‌

ج: هرچند ميان علم و حكمت تفاوت وجود دارد و از حكمت به عنوان علم حاوي حقيقت تعبير شده است، ولي با در نظر گرفتن احاديث فوق مي‌توان چنين برداشت كرد كه علم و حكمت برخلاف آنچه بسياري گمان مي‌كنند در انحصار دين يا فرد خاصي نيست. اصل عدم انحصاري بودن علم و حكمت نشان از اين مساله دارد كه علم و حكمت را مي‌توان و بايد از افرادي چون گمراهان، مشركان و حتي منافقين نيز آموخت، منافقيني كه شديدترين كيفرها در قرآن براي آنها در نظر گرفته شده است.

د: در نهايت با اندك تاملي در باب احاديث فوق مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه نوع علمي كه در فرا گرفتن از گمراهان، مشركان و منافقان مورد تاكيد واقع شده بدون شك از جنس الهيات و علم دين نخواهد بود؛ بلكه آنچه اهميت دارد علم بما هو علم و حكمت بما هو حكمت است. به تعبير بزرگي، هنگامي كه پيامبر تاكيد مي‌كند در طلب علم باشيد هرچند آن علم در چين يافت شود، مسلما مقصود از آن علم، علم الهيات نبوده زيرا در آن زمان مدينه خود گنجينه معارف الهي بوده است. از سوي ديگر به تعبير مرحوم مطهري، اسلام هيچ‌گاه در فرا گرفتن علم، نوع و حدود آن را مشخص نكرده و بر آموختن يا نياموختن علمي اصرار و تاكيد نكرده است (مطهري،1377)‌.

در بررسي ديدگاه اسلام پيرامون علم و علم آموزي، دو نكته وجود دارد كه بيش از ساير نكات سزاوار تامل و دقت است:

الف: تاكيد بر علم عملي و نافع‌

ب: ذو مراتب بودن علم

تاكيد بر علم عملي و نافع: در اسلام، علم داراي جهت و هدف است. اين بدان معناست كه فرا گرفتن علم بايد موجب شناختن ابعاد دروني آدمي و حركت دادن وي بر مبناي فطرت و سرشت او شود. در معارف اسلامي، به مسلمانان توصيه شده است به علومي روي آورند كه منفعتي در آنها نهفته و به تعبير امروزي جنبه عملي و كاربردي داشته باشند. چنانكه پيامبر مي‌فرمايد: «دانشي كه از آن سود نبرند مثل گنجي است كه از آن خرج نكنند.» (پاينده، 1374، ص328)‌

در متون اسلامي در كنار بهره‌گيري از استدلال عقلي، نقش تجربه مهم توصيف شده است. همواره علم فاقد عمل مورد ذم واقع شده و چنين علمي به درختي فاقد ميوه تشبيه شده است «العلم بلاعمل كشجره بلاثمر». در عين حال راه گريز از سقوط و تباهي، بناي امور بر پايه تجربيات در نظر گرفته شده است، چنان كه حضرت علي مي‌فرمايد: «هر كس كه كار خود را بر پايه محكم تجربيات بنا نهد از سقوط و تباهي به سلامت مي‌ماند.» (آمدي، 1378، ص630 )‌

ذو مراتب بودن علم: هنگامي كه سخن از ذو مراتب بودن علم به ميان مي‌آيد مقصود اين است كه مي‌توان از حقيقت واحد درك‌هاي متفاوت داشت. شواهد بسياري براي تاييد اين مطلب وجود دارد. تعبير«اگر ابوذر مي‌دانست در دل سلمان چه مي‌گذرد سلمان را تكفير مي‌كرد يا سلمان را مستوجب قتل مي‌دانست.» (مجموعه نويسندگان،1360،ص 191 ) يا كلام حضرت علي، آن هنگام كه امام حسن و امام حسين را مورد خطاب قرار مي‌دهند و مي‌گويند: «جواهر علمي نزد من هست كه اگر من آنها را آشكار كنم به من خواهند گفت كه تو بت پرستي و كساني از مسلمانان ريختن خون مرا مباح خواهند شمرد و اين كار بسيار قبيح را پسنديده خواهند دانست.» (همان منبع، ص 192) همگي دلالت بر ذو مراتب بودن علم مي‌كند.

با توجه به مباحث مطرح شده مسلما از نگاه اسلام جايگاه عالم و دانشمند جايگاه خاص و ويژه‌اي است. اهميت جايگاه دانشمند تا آنجاست كه پيامبر مي‌فرمايد: «هر روز خود را به يكي از 4 صورت آغاز كن: عالم باش، يا دانش‌آموز، يا كسي كه به علم گوش فرا مي‌دهد يا آن كه دوستدار دانش است. از اين 4دسته بيرون مباش كه هلاك مي‌شوي.» (پاينده،1374، ص 226). اين اهميت هنگامي نمايان‌تر مي‌شود كه پيامبر در احاديثي به مقايسه عالم و عابد پرداخته و چنين مي‌فرمايند:

الف: «فضل العالم علي العابد كفضلي علي امتي: فضيلت عالم بر عابد همچون فضيلت من بر امتم است.» (همان منبع، ص589)‌

ب: «نوم العالم افضل من عباده العابد: خواب دانشمند از عبادت عابد بهتر است.» (همان منبع، ص 787)‌

ج: «اذا جاء الموت بطالب العلم مات و هو شهيد: وقتي مرگ طالب علم فرا مي‌رسد او شهيد مي‌ميرد.» (همان منبع، ص192)‌

اخلاق علمي

يكي از مباحثي كه شايد كمتر بدان پرداخته شده است، مساله اخلاق علمي در تعليم و تربيت اسلامي است. بدون شك فضاي بحث و مباحثه مستلزم رعايت اصول و قوانيني است كه در صورت عدم توجه به آنها، نتيجه مطلوب براي طرفين بحث حاصل نخواهد شد. براي درك چنين اصولي، بررسي منش رهبران و بزرگان دين در جلسات مناظره و مباحثه مي‌تواند راهنماي خوبي براي استنتاج اين اصول باشد. هر چند ذكر تمامي اين اصول كه تشكيل‌دهنده اخلاق علمي در مكتب اسلام هستند در چنين مقاله‌اي امكانپذير نيست. با وجود اين، ما به سه اصل بنيادين اشاره مي‌كنيم:

1-‌ اصل آزادي انديشه و بيان: بدون شك يكي از افتخارات مكتب اسلام ايجاد فضايي آزاد براي بيان انديشه و اعتقادات است. اهميت اين نكته تا بدانجاست كه مي‌توان گفت در ميان اديان مختلف، اسلام بيش از ساير اديان بر اين امر توصيه و تاكيد كرده است. مناظره و مباحثه ائمه با ملحدان و معاندان همگي حكايت از اين دارد كه در مكتب اسلام مخالفان و معاندان با رعايت تمام جوانب اخلاقي اين حق را دارند كه به بيان آراء و انديشه‌هاي خود بپردازند و نبايد هيچ كدام از مخالفان و معاندان به علت عدم اعتقاد به اسلام از اظهار نظر باز داشته شوند. در واقع اين اصل نه‌تنها در مورد مكتب اسلام، بلكه درباره همه مكاتب و مذاهبي صدق مي‌كند كه خواهان بقاي خود هستند، چنان كه مرحوم مطهري بيان مي‌‌كند: «هر كتبي كه به ايدئولوژي خود ايمان و اعتقاد دارد، ناچار بايد طرفدار آزادي انديشه و تفكر باشد.» (مطهري، 1368، ص 11)‌

يكي از نمونه‌هاي برجسته در تاريخ اسلام كه نشان از تحقق عملي ايده آزادي انديشه است نحوه برخورد حضرت علي با يكي از سرسخت‌ترين دشمنان خود يعني خوارج است. ايشان در زمان خلافت خود در حالي كه همه ابزار قدرت را در دست داشتند و مي‌توانستند به آساني دشمنان خود ازجمله خوارج را به بهانه ديدگاه‌هاي غلط و انحرافي سركوب كنند، فضايي به وجود آوردند كه خوارج در كمال امنيت و آسايش در جامعه اسلامي زندگي و به تبليغ آراء خود مي‌پرداختند. هرچند خوارج در نماز جماعت به علي اقتداء نمي‌كردند و او را كافر مي‌پنداشتند، ولي تا زماني كه آنها دست به شمشير نبردند، حضرت علي هيچ واكنش عملي نسبت به آنان نشان نداد. مرحوم مطهري در توصيف فضاي آن زمان چنين بيان مي‌كند كه: «اميرالمومنين با خوارج در منتهي درجه آزادي و دموكراسي رفتار كرد. او خليفه است و آنها رعيتش. هر گونه اعمال قدرت سياسي برايش مقدور بود. اما او زندانيشان نكرد. شلاقشان نزد و حتي سهميه آنها را از بيت المال قطع نكرد. با آنها همچون ساير افراد مي‌نگريست. آنها در همه جا در اظهار عقيده آزاد بودند و حضرت خودش و اصحابش با عقيده آزاد با آنان روبه‌رو مي‌شدند و صحبت مي‌كردند. طرفين استدلال مي‌كردند و استدلال يكديگر را جواب مي‌گفتند.» (مطهري، 1379، ص 143)‌

مرحوم مطهري همچنين درباره نگاه اسلام به آزادي انديشه چنين بيان مي‌كند كه «من به همه اين دوستان غيرمسلمان اعلام مي‌كنم از نظر اسلام تفكر آزاد است. شما هر جور كه مي‌خواهيد بنشينيد و بنويسيد. هر جور كه مي‌خواهيد عقيده خودتان را ابراز كنيد، به شرطي كه فكر واقعي خودتان باشد. ابراز كنيد و هر طور كه مي‌خواهيد بنويسيد، بنويسيد، هيچ كس ممانعتي نخواهد كرد.» (مطهري، 1368، ص 13)

ايشان نه‌تنها در مقام سخن بلكه در عمل نيز براي تحقق اين اصل تلاش نمود. مرحوم مطهري در سخنراني سال 57 خود در دانشكده الهيات چنين مي‌گويد: «من در همين دانشكده چند سال پيش نامه‌اي را نوشتم به شوراي دانشكده و در آن تذكر دادم يگانه دانشكده‌اي كه صلاحيت دارد يك كرسي را اختصاص دهد به ماركسيسم همين دانشكده الهيات است، ولي نه اين كه ماركسيسم را يك استاد مسلمان تدريس كند، بلكه استادي كه واقعا ماركسيسم را شناخته باشد و به آن مومن باشد و بخصوص به خدا اعتقاد نداشته باشد. مي‌بايد به هر قيمتي كه شده از چنان فردي دعوت كرد تا در اين دانشكده مسائل ماركسيسم را تدريس كند. بعد ما هم مي‌ياييم و حرف‌هايمان را مي‌زنيم. منطق خودمان را مي‌گوييم. نبايد اين گونه فكر كرد كه چون اينجا دانشكده الهيات است، نبايد در آن ماركسيسم تدريس شود. خير بايد ماركسيسم تدريس شود. آن هم توسط استادي كه معتقد به ماركسيسم است. فقط بايد جلوي دروغ و حقه‌بازي را گرفت يعني نبايد يك ماركسيست تمسك به آيه قرآن بكند و بگويد فلان آيه قرآن اشاره به فلان اصل ماركسيسم است. ما با اين شيوه مخالفيم، اين خيانت به قرآن است.» (همان منبع)‌

هرچند ايده ايجاد كرسي ماركسيسم در دانشكده الهيات تحقق نيافت، لكن پس از انقلاب برخي از روحانيون روشنفكر همچون دكتر بهشتي در عمل و منش خويش اصل آزادي انديشه و بيان را ارج نهادند. بدون شك تاريخ انقلاب اسلامي ايران هيچ گاه جلسات مناظره و گفتگوي دكتر بهشتي با گروهاي چپگرا و ماركسيست را فراموش نخواهد كرد. مرحوم بهشتي با اين كه خود يكي از مسوولين بلندپايه كشور بود، نه‌تنها در چنين جلساتي حاضر مي‌شد، بلكه از تداوم اين جلسات استقبال مي‌كرد. دكتر كيانوري از شركت‌كنندگان در اين جلسات و نماينده حزب توده در توصيف فضاي به وجود آمده چنين مي‌گويد: «حزب توده ايران جزو آن سازمان‌هايي است كه در دوران 40 ساله موجوديت خود خيلي كم از چنين امكاناتي برخوردار بوده و شايد از چنين امكاني برخوردار نبوده است.» (سايت بازتاب، 7 تير، 1384)‌

2-‌ اصل مدارا و عدم تعصب ورزي: يكي از الزامات ضروري در فضاي مباحثه و مناظره و به طور كلي در فرآيند تعليم و تربيت رعايت اصل مدارا از سوي طرفين است. مدارا كردن در واقع به معناي عدم تعصب‌ورزي است. پشتوانه تعصب بيش از آن كه منطق و استدلال باشد، جهل است و نتيجه آن بيش از آن كه ميمون و پرثمر باشد، ويرانگري و تخريب است. به همين سبب پيامبر اكرم امت خود را از اين صفت رذيله نهي نموده و مي‌فرمايد: «از ما نيست كسي كه به عصبيتي فراخواند و ازما نيست كسي كه در راه عصبيتي بجنگد و از ما نيست كسي كه با عصبيت بميرد.» (ري شهري،1386، ص 691)‌

در بسياري از احاديث، اساس حكمت مدارا كردن با مردم ذكر شده است. با اندك تورقي در تاريخ اديان بوضوح آشكار مي‌شود كه كارنامه بسياري از اديان در مواجهه با انديشه‌ها و آراء مخالفان خود چندان قابل قبول نيست. تعصب‌ورزي‌هاي كوركورانه در قرون وسطي كه ثمره آن تشكيل دادگاه‌هاي تفتيش عقايد و نابودي مخالفان به بدترين شكل ممكن بود، هنوز هم از نقاط سياه تاريخ بشري محسوب مي‌شود. با وجود اين در ميان اديان مختلف مي‌توان چنين گفت كه كارنامه اسلام در مواجهه با مخالفان خود كارنامه درخشاني است و اين مساله نه‌تنها با تورق در تاريخ اسلام قابل مشاهده است، بلكه حتي بسياري از محققان خارجي نيز بر اين امر صحه گذاشته‌اند چنان كه كنت گوبينو مي‌نويسد: «اگر اعتقاد مذهبي را از ضرورت سياسي جدا كنند، هيچ ديانتي تسامح جوي‌‌تر و شايد بي‌تعصب‌تر از اسلام وجود ندارد.» (زرين‌كوب، 1376، ص 25)‌

بدون شك تاكيد اسلام بر جايگاه علم و طالب آن از يك سو و وسعت ديد و فقدان تعصب‌ورزي مسلمانان در قرون اوليه از سوي ديگر، موجب ظهور نهضت ترجمه و آشنايي مسلمانان با آراء و انديشه‌هاي انديشمندان ديگر بلاد شد. در اوايل قرن دوم هجري مسلمانان با شور و اشتياقي خاص كتب مختلف علمي را كه در سرزمين‌هاي مختلف همچون ايران، روم، هند و يونان بود ترجمه و وارد جهان اسلام كردند. بيت‌الحكمه به عنوان نماد روشنفكري آن دوران در جهان اسلام و مركز توسعه علوم مختلف در نظر گرفته شد و اين در حالي بود كه تاسيس آن در عصر ائمه بهترين بهانه براي تحريك مردم عليه خلفاي عباسي بود، چنان كه مرحوم مطهري بيان مي‌كند: «بيت‌الحكمه كه تاسيس شد در دنياي زمان خودش نظير نداشت و بعدها هم كم برايش نظير پيدا كردند. هرچند خلفا ملعون و مطرود ائمه بوده‌اند، اما حتي يك حديث هم نمي‌بينيم كه اين كار خلفا (تاسيس بيت الحكمه) به عنوان يك بدعت تلقي شده باشد و بگويد يكي از چيزهايي كه اينها كار را خراب كردند اين بود كه علوم ملت‌هاي كافر را از يونان، روم، هند و ايران ترجمه كرده‌اند و وارد دنياي اسلام كردند و حال اين كه در ميان عوام بهترين وسيله براي كوبيدن آنها بود.» (مطهري، 1377، ص 278)‌

3- اصل نفي شخصيت‌پرستي: يكي از مهم‌ترين آفت‌هاي تعليم و تربيت وجود مساله‌اي به نام شخصيت‌پرستي است. تقريبا در همه نظام‌هاي تربيتي ملاك پذيرش يا عدم پذيرش سخن افراد، ارتباط مستقيمي با جايگاه و اقتدار آنها دارد. به عبارت ديگر اعتبار كلام از اعتبار جايگاه گوينده آن نشات مي‌گيرد. بدون ترديد چنين نگاهي بر خلاف اصول تعليم و تربيت اسلامي است. از نگاه تعليم و تربيت اسلامي حق و حقيقت به افراد اعتبار مي‌بخشند نه اين كه حق و حقيقت اعتبار خود را از افراد بگيرد. در تعليم و تربيت اسلامي آنچه بايد مورد محك قرار گيرد، محتواي كلام است نه ناقل كلام. در معارف اسلامي به كرات تاكيد شده است كه سخنان افراد را بدون در نظر گرفتن موقعيت و كسوت آنها بدقت گوش دهيد و سپس به تجزيه و تحليل آن بپردازيد.هنگامي كه قرآن چنين خطاب مي‌كند كه «بشارت بده به آن بندگان من كه گفتار را مي‌شنوند و از احسن آن گفتار پيروي مي‌نمايند.» (زمر، آيه 18)‌ مقصود صرف شنيدن (سماع)‌ نيست بلكه گوش دادن ( استماع)‌ است. قرآن به مسلمانان توصيه مي‌كند كه سخنان طرف مقابل خود را به دقت گوش دهيد و سپس تجزيه و تجليل كرده سره از ناسره را تشخيص دهيد. چنانچه پيش از اين ذكر شد تعبير حضرت علي «انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال» نيز ناظر بر همين امر است. آنچه اهميت دارد، محتواي انديشه است و نه گوينده آن انديشه. ممكن است سخن حقي از زبان اهل غيرحق جاري شود. اين مساله نبايد موجب شود كه فرد از پذيرش سخن حق امتناع ورزد. به همين سبب ملاك سنجش حق و باطل، شخصيت افراد نيست بلكه شخصيت افراد بايد با ترازوي حق و حقيقت سنجيده شود. نقل است مردي از صحابه اميرالمومنين در جنگ جمل دچار شك و ترديد شد. اين شك و ترديد از آنجا ناشي مي‌شد كه در يك سوي ميدان علي و اصحابش را مي‌ديد و در سوي ديگر عايشه همسر پيامبر و صحابه‌اي همچون طلحه و زبير را. چنين ترديدي موجب شد كه آن مرد از اميرالمومنين سوال كند كه آيا ممكن است عايشه، طلحه و زبير بر مسير باطل گام بردارند؟

حضرت علي پاسخي مي‌دهد كه مي‌توان آن را اصلي جهانشمول براي تمامي مكاتب تربيتي در نظر گرفت. ايشان خطاب به آن مرد چنين مي‌گويند: «حق و باطل را با ميدان قدر و شخصيت افراد نمي‌شود شناخت. اين صحيح نيست كه تو اول شخصيت‌ها را مقياس قرار دهي و بعد حق و باطل را با اين مقياس‌ها بسنجي... اشخاص نبايد مقياس حق و باطل قرار گيرند و اين حق و باطل است كه بايد مقياس اشخاص و شخصيت آنها باشد.» (مطهري، 1379، ص 125)
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 1:7  توسط حسینعلی آقایارلو- آ - پ -ناحیه یک ارومیه  | 


بررسي منابع مذهبي و اسناد تاريخي نشان مي دهد كه مشاوره نه به عنوان يك حرفه و شغل، بلكه به عنوان يك وظيفه مذهبي و اجتماعي از ديرباز در جوامع مختلف وجود داشته است.




فكر مشاوره و راهنمايي در ايران در كنفرانس تعليمات متوسطه مطرح و در سال 1377 اداره راهنمايي تحصيلي در اداره كل مطالعات و برنامه ريزي راهنمايي تحصيلي مأموريت يافت تا مقدمات كار و نحوه اجرايي برنامه راهنمايي در مدارس را فراهم كند، اما با توجه به فرامين قرآن و قدمت مشاوره در جهان، متأسفانه امر مشاوره در كشور ما در جايگاه واقعي خود قرار نگرفته است و جامعه هنوز آن را به عنوان يك بازوي كمكي و قوي نپذيرفته است.
* مشاوره با روان درماني متفاوت است
موسي رسولي از اولين مشاوران ايران در مورد مشاوره مي گويد: مشاوره گفتگوي سنجيده است كه از يك طرف مراجع است با ناراحتي ها، مشكلات، دلواپسي ها و از آن سو مشاور با تخصص، اطلاعات و يافته هايي كه در گفتگو منجر به رسيدن راهكاري مفيد خواهد شد و اگر راهي هم نباشد با تلاش طرفين راهي جديد ساخته و يا يافت خواهد شد.
وي مي افزايد: متأسفانه در كشور ايران جايگاه مشاوره به درستي جا باز نكرده است و هنوز به جايگاه مطلوب خود دست نيافته است و در حال حاضر برخي از مردم به خصوص آقايان مشاوره را با روان درماني اشتباه گرفته اند، به همين دليل از مراجعه به مشاوره ها خودداري مي كنند.
رسولي تصريح مي كند: اگر هر كاري را با مشورت آغاز كنيم نتيجه مطلوبتري حاصل خواهيم كرد. رسولي با اشاره به اينكه در حال حاضر وضعيت مراجعه به مراكز مشاوره در كشور نسبت به سابق بهتر شده است، افزود: هنوز مشاوره در كشور با اقبال عمومي مواجه نشده است و ميزان مراجعه به مراكز مشاوره بسيار كم است.
وي دليل استقبال نكردن از مراكز مشاوره را ناآگاهي مردم از عملكرد اين مراكز مي داند و مي افزايد: هنگامي كه مردم با مشاوره و كار آنها آشنايي نداشته باشند، مراجعه هم كم خواهد شد.رسولي اضافه كرد: اكنون مشاوران براي كار خود هيچ تبليغي نمي كنند كه اين امر بايد صورت مي پذيرفت تا مشاوره در جامعه شناخته شود و همه با فوايد آن آشنا شوند. از آن سو نقش اساسي رسانه ها در مورد ترويج مشاوره است كه متأسفانه رسانه ها به خصوص رسانه ملي به اين امر توجه نشان نداده است و از اين امر غافل شده است، در حالي كه رسانه ها با اطلاع رساني مفيد مي توانند در امر مشورت و كمك به اعتلاي و بهبود وضعيت زندگي و رفع مشكلات و حل بحرانها تلاش كنند.
وي از ديگر دلايل مراجعه نكردن مردم به مراكز مشاوره را هزينه هاي سنگين آن عنوان مي كند و مي افزايد: بايد براي امور مشاوره اي مانند امور پزشكي بيمه تعلق گيرد تا مراجعان بيشتري داشته باشيم و سازمان نظام روان شناسي و مشاوره ايران حدود چهار سال است كه طرحي را براي تحت پوشش بيمه قرار دادن مراكز مشاوره به مجلس ارايه كرده كه هنوز به تصويب نرسيده است و منتظر تصويب و ابلاغ آن است.
رسولي مي گويد: اكنون برخي ادارات و سازمانها مثل برخي بانكها خودشان اقدام به پرداخت هزينه هاي مشاوره براي كاركنانشان كرده اند كه اين گامي بسيار مؤثر است كه اميد داريم در همه سازمانها و ادارات كشور محقق شود.
* تأخير 40 ساله در مشاوره!
يك كارشناس آموزش خانواده در گفتگو با خبرنگار ما ابتدا به تفاوت بين راهنمايي و مشاوره اشاره مي كند و مي افزايد: راهنمايي زماني است كه براي فرد مشكل ايجاد نشده و فقط براي امور جنبه هدايت دارد، اما مشاوره هنگامي است كه فرد دچار مشكل مي شود و بايد مقوله راهنمايي و مشاوره را از هم جدا كرد تا عملكرد بهتري ارائه گردد.
زهرا مزيناني خاطرنشان مي كند: در حال حاضر مشاوره خانوادگي در جهان داراي قدمت طولاني است و مشاوره در كشورهاي غربي بسيار اوج پيدا كرده است و اين در حالي است كه در كشور ايران حدود چهل سال از جهانيان عقب تر هستيم و اكنون در تمام سريالهاي توليدي در كشورهاي غربي تمام اصول روان شناسي رعايت مي شود و اين از سازمان يافتگي و اهداف تربيتي نهفته شده در اين برنامه ها نشان مي دهد، اما متأسفانه در سريالهاي ايراني ما شاهد اين موارد نيستيم و بسياري از مسايل روان شناسي و تربيتي به وضوح در برنامه ها و ساخته هاي داخلي نقض مي شود و اشتباهات و برخي هنجارشكني ها به جامعه منتقل مي شود.
مزيناني اصول روانشناسي مورد استفاده در برنامه هاي تلويزيوني را چنين برمي شمارد: امر هدايت و راهنمايي را مي توان از طريق رسانه ملي انجام داد و اصول مشاوره اي و روانشناسي مثل روش بدون بازنده و گوش كردن است كه بايد در جامعه رواج پيدا كند، اما متأسفانه پخش برخي برنامه ها بسياري از معضلات همچنان در جامعه پابرجا خواهد ماند. مثلاً در اكثر سريالها ما شاهديم كه افراد به سخنان هم گوش نمي دهند و فقط مي خواهند در پاسخ به سخنان ديگران پيشي بگيرند و سخنان آنان بيشتر جنبه مجادله دارد تا پذيرش يكديگر و اين حاكي از فرهنگ گوش ندادن در ما مي باشد كه بايد در جامعه اصلاح شود.
مزيناني علت استقبال نكردن مردم از مراكز مشاوره را چنين عنوان مي كند: برخي افراد دقيقاً در آخرين مرحله به مشاور مراجعه مي كنند و نمي دانند كه مشاوره براي قبل از بروز مشكلات حاد و نقطه پايان است و اين گونه مراجعات در حداقل جلسات است و نتيجه اي در برنخواهد داشت و از ادامه آن خبري نيست.وي مي افزايد: افراد تحصيلكرده در جامعه كمتر از مشاوره مدد مي جويند و اين قشر از جامعه مي پندارند چون داراي تحصيلات عاليه هستند از همه موارد مطلعند، پس خودشان مي توانند بر مشكلاتشان فايق آيند و نياز به مراجعه به مشاوران ندارند.
اين كارشناس آموزش خانواده از ديگر علل بي توجهي مردم به مشاوره را آشنايي جامعه با مشكلاتشان مي داند و مي افزايد: مردم تصور مي كنند كه چون مشكل را مي شناسند و ارزشها را مي دانند، پس مي توانند مشكلات خود را برطرف سازند، در صورتي كه نحوه برخورد با مشكلات و حل آن بسته به نوع مشكل متفاوت است و اين كار فقط از عهده افراد متخصص در اين امر برمي آيد.
وي در مورد پذيرش مشاوره در افراد متفاوت مي گويد: همان طور كه اشاره شد اقشار تحصيل كرده كمتر مراجعه مي كنند، اما افرادي با تحصيلات پايين تر بيشتر به امر مشاوره احساس نياز مي كنند و بيشتر در زندگي از مشاوران مدد مي جويند و به آنان اعتقاد دارند و راهكارهاي آنان را در حل بحرانها به كار مي برند.
مزيناني مي افزايد: بزرگترين معضلي كه هنوز گريبانگير جامعه و امر مشاوره است بحث فالگيري در افراد ناآگاه است كه براي حل مشكلات خود از فالگيرها كمك مي خواهند.
وي مي گويد: همان طور كه متأسفانه خانمها بيشتر به مراكز فالگيري مراجعه مي كنند، از آن سو خانمها بيشترين مراجعان ما نيز هستند و آقايان كمتر به مراكز مراجعه مي كنند و بيشترين حدود سني بين 18 تا 30 سال است و افراد بزرگسال براي مشاوره هاي خانوادگي مراجعه مي كنند كه تعداد كمتري را شامل مي شود.
مزيناني خاطرنشان مي كند: مسأله اي كه نبايد از آن غافل شد بحث مشاوره بعد از ازدواج و بعد از طلاق است كه اكنون در جامعه ما مشاوره ها فقط به مشاوره قبل از ازدواج و طلاق خلاصه شده است. اين در حالي است كه اين دو مشاوره در زندگي افراد بسيار سرنوشت ساز است و اگر افراد در حل مشكلات خود از مشاوران مددجويند ديگر به مرحله طلاق نخواهند رسيد و يا اگر به تبعات طلاق بينديشد و از عواقب آن مطلع شوند ديگر تصميم به اين جداييها كه متأسفانه در كشور ما زياد شده، نخواهند گرفت.
مزيناني نكته حائز اهميت و جالب در مشاوره را مناطق شهري و كشور عنوان مي كند و مي افزايد: مردم مناطق كمتر برخوردار در شهرها و روستاها نسبت به مناطق برخوردار در شهرها بيشتر به امر مشاوره رغبت دارند و در كلاسهايي كه براي مشاوره با خانواده ها برگزار مي شد، در روستاها با استقبال شگفت زده اي روبرو مي شديم، اين در حالي است كه در كلاسهايي كه در مناطق شهري برگزار مي شود، افراد كمتري مراجعه مي كنند و اين نكته در شهرهاي كوچكتر نيز صادق است.
مركز مشاوره هاي مراكز استانها مراجعات فراواني از شهرهاي كوچك خود دارند كه يا در شهر خود مركز مشاوره ندارند و يا تمايل به حضور در مراكز مشاوره شهر خود را ندارند، زيرا از مطلع شدن افراد از مشكلاتشان هراس دارند.
وي در مورد ميزان مراجعه مردم به مراكز مشاوره اي مي گويد: در فصول مختلف و زمانهاي خاص تعداد مراجعان متفاوت است، مثلاً در فصل كنكور و انتخاب رشته تعداد مراجعان بيشتر مي شود و در برخي فصول نيز بيماريها و تنش ها بيشتر مي شود، مثل افسردگي كه براي اين فصول بايد بيشتر تلاش شود. هر چند وضعيت مشاوره بهتر شده است، اما هنوز تا رسيدن به نقطه مطلوب فاصله بسيار است كه بايد براي آن فرهنگ سازي شود.
مزيناني يكي ديگر از دلايل كمي مراجعان را مبالغ زياد مشاوره عنوان مي كند و مي افزايد: مراكز مشاوره چون مي بايست از چندين متخصص بهره ببرند و هزينه هاي آنان بسيار بالاست و هيچ يارانه اي نيز به مراكز مشاوره تعلق نمي گيرد، بايد خودشان هزينه هايشان را تقبل كنند كه اين امر منجر به بالا رفتن هزينه هاي مشاوره خواهد شد. البته هزينه ها توسط سازمان بهزيستي و سازمان نظام روانشناسي تعيين مي شود كه براي مشاوره با كارشناس ارشد 9 هزار تومان و براي مشاوره با دكتر روانپزشك 12 هزار تومان در نظر گرفته شده است كه اين مبالغ در برخي مراكز متفاوت است و اين ناشي از عدم پوشش بيمه مشاوره است.
* مشاوره با الگوهاي غربي
زينت خوارزمي كارشناس آموزش مشاوره و راهنمايي تحصيلي مسؤوليتها و وظايف مراكز مشاوره را چنين برمي شمارد و مي گويد: مشاوره فردي، گروهي، خانواده درماني، زوج درماني، تحصيلي، كودك، اختلالات يادگيري، مشاوره رواني و باليني و... است كه هر كدام از اين بخشها به اجزاي ريزتري تقسيم مي شوند.
وي مي افزايد: ابتدا متولي امور مشاوره در كشور سازمان ملي جوانان بود و پس از آن به سازمان بهزيستي محول شد و اكنون اين سازمان با همكاري سازمان و نظام روانشناسي به امور مربوط به مراكز مشاوره و مشاوران مي پردازند.
خوارزمي مي گويد: مراكز مشاوره بايد تفاوت راهنمايي تا مشاوره را درك كنند و هنگام مراجعه فرد به مركز رفتار مشاور جنبه نصيحت و راهنمايي نداشته باشد، در اين صورت فرد از مشاوره دلسرد شده و ديگر به هيچ مركزي مراجعه نخواهد كرد، از آن طرف هم بايد به مسأله مشاوره تلفني اشاره كرد. ما در سيستم مشاوره اي اين نوع مشاوره را نداريم و فرد كه تماس مي گيرد نمي تواند اطمينان حاصل كند كه در قبال وجهي كه مي پردازد آيا با كارشناسان مشاوره صحبت مي كند و يا افراد غيرمتخصص به او مشاوره مي دهند، علاوه بر آن مشاوره حضوري به مشاور اين آگاهي را مي دهد كه در صورت مشاهده حالات فرد بهتر بتواند بر مشكل او فايق آيد.خوارزمي مي افزايد: اكنون در برخي از مراكز مشاوره هنگام جذب نيرو فقط به مدرك توجه مي شود و تواناييهاي فرد ملاك عمل قرار نمي گيرد، مشاوران بايد داراي ويژگيهاي اخلاقي، خوش صحبتي، صبوري، قدرت درك و انتقال بالا و ايجاد ارتباط قوي و تخصص و تجربه باشند. در اين صورت است كه به اهداف مشاوره كه شامل ارائه اطلاعات تخصصي، كمك به تصميم گيري، كاهش فشار رواني، كشف قابليتهاي انساني است، دست خواهيم يافت.
وي تصريح مي كند اكنون عدم نيازسنجي مشاوره اي در كشور يك معضل در امر مشاوره كشور محسوب مي شود و ما بر حسب مناطق و ناحيه هاي كشوري بايد نيازسنجي كنيم چرا كه هر منطقه مشكلات خاص خود را دارد كه بايد براي رفع آنها تلاش شود. در مناطق خاصي از كشور كه داراي محيطهاي بسته اي هستند، بايد به استفاده كاربردي مشاوره پرداخت و فرهنگ مشاوره را براي همگان آشكار كرد.
خوارزمي مي افزايد: در كشور ما اكنون به هيچ عنوان به روانشناسي كودك كه زيربنايي ترين پايه تربيتي است توجه نشان نمي دهند و به اين دوره حساس زندگي آنان توجه نمي كنند.
كارشناس آموزش و مشاوره تحصيلي تأكيد مي كند: اهداف مشاوره در كشور ما تبيين نشده است. و بسياري نمي دانند كه اين مشاوره چه فوايدي دارد و از آن سو منطبق ساختن مباحث مشاوره در كشور ما با معيارها و روشهاي غربي است كه به هيچ عنوان با فرهنگ و مردم ايران و نوع مشكلاتي كه مردم ايران با ان روبرو هستند، مطابقت ندارد. ايران بايد الگوها و روشهاي منطبق با معيارهاي اسلامي و ايراني و نوع زندگي و محيط زيستي الگو طراحي كند تا به نتايج مطلوبي دست پيدا كنند.خوارزمي از ديدگاه مردم نسبت به مشاوره انتقاد كرد و افزود: ديدگاه مردم در امر مشاوره هنوز كمي منفي است و اين ديدگاه به يكباره به يك فكر و فرهنگ مثبت تغيير نخواهد يافت و مراكز مشاوره و رسانه ها بايد با اطلاع رساني اين ذهنيت را تغيير دهند. برخي افراد تصور مي كنند كه با يك بار مراجعه به مراكز مشاوره مي توانند بر همه مشكلات فايق آيند در صورتيكه بايد بدانند مشاوره بايد در چندين جلسه صورت پذيرد و در يك جلسه نمي توان معجزه كرد.
وي مي افزايد: مطلبي كه بسيار حائز اهميت است ارزشيابي مراكز مشاوره توسط ناظران سازمان است و سازمان مي بايست به درجه بندي مراكز مشاوره بپردازد و مراكز بايد بر حسب نوع ارائه خدمات وتوانمنديها در ميزان حل بحرانها و كمك به جامعه طبقه  بندي و درجه بندي شوند تا مردم نيز هنگام مراجعه توان انتخاب مراكز را داشته باشند.

بازار گرم مشاوره با بيمه
مشاوره در كشور ايران با توجه به قدمت طولاني آن، هنوز مورد توجه و شايد اعتماد مردم قرار نگرفته است و اين امر ناشي از ناآگاهي مردم از نحوه خدمات و نوع خدمات ارائه شده توسط اين مراكز است كه نياز به اطلاع رساني جامع و همگاني دارد.
از طرف ديگر هزينه هاي گزافي كه اين مراكز بر خانواده ها تحميل مي كند، افراد را از مراجعه به مراكز مشاوره منصرف مي سازد كه اين امر نيز بايد با تسريع در تصويب طرح بيمه توسط مجلس و پرداخت مبالغي از هزينه ها توسط دولت و سازمانها پوشش داده شود تا ما شاهد بازار گرم مشاوره در كشور باشيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 1:5  توسط حسینعلی آقایارلو- آ - پ -ناحیه یک ارومیه  | 

 

  اکنون که ضرورت بهره گيري از همه ظرفيتها و منابع براي تعميم فعاليتهاو اهداف پرورشي بيش از پيش آشکار شده است دراين يادداشت به چگونگي ايفاي نقش تربيتي معلم مي‏پردازيم. اگر قرار بود معلم به کار تربيتي بپردازد يک امر تفکيکي تلقي مي شد يعني بعد از فراغت ازکار آموزش، مقداري هم براي کار پرورشي وقت صرف کند!اين روش از يکطرف منجر به تلقي دوگانه از تعليم و تربيت مي‏شد و از طرفي ديگر به معني بي هدف و بي آرمان بودن فعاليتهاي آموزشي بود. تعبير «نقش تربيتي معلم» که در امتداد طرح تعميم فعاليتهاي پرورشي مطرح گرديده است مفهوم تلفيق را نيز در بطن خود بهمراه دارد. يعني معلم در همان ساعاتي که به فعاليت آموزشي اشتغال دارد به دليل رعايت برخي ملاحظات، نقش تربيتي نيز ايفا مي کند در اين صورت آن علمي که دانش آموز به کمک معلم به آن دست مي يابد تبديل به حجاب نمي شود و غرور و جهل مرکب را دامن نمي‏زند. (رب عالم قتله علمه) بلکه تبديل به نوري مي شود که در قلب و مرکز وجود دانش آموز قرار مي گيرد و او را از ظلمات جهل خارج مي سازد (العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء).ايفاي نقش تربيتي توسط معلم به «پيش نيازهايي» احتياج دارد که اگر مورد توجه قرار نگيرد نقش تربيتي ياد شده، موثر نخواهد بود .
 پيش نياز
1-معلم براي رسيدن به مقبوليت نزد دانش آموز تلاش مي کند.
2- با محبت، صداقت و شفقت نسبت به دانش آموز ، معلم به مقبوليت و محبوبيت مي رسد.
3- معلم مراقبت مي کند که به مقبوليتش آسيب وارد نشود.
4- معلم خود عامل بوده و ترجمان آموزه هاي ديني (خصوصا اگرمعلم ديني باشد) مي شود
5- معلم بايد ازمعرفت نسبي در مورد انسان‏شناسي و راههاي اقبال قلوب و ايجاد رغبت درمتعلم، برخوردار باشد و با مخاطب شناسي صحيح نسبت به خود اعتمادسازي نمايد.
6-  معلم به زمينه سازي براي ورزيدگي سمعي و بصري و افزايش دقت (در حواس عامل دريافت پيام ) دانش آموزان همت مي گمارد.

7-معلم به تک تک دانش آموزان اعتنا مي کند و به تشخص طلبي آنان و حفظ کرامتشان توجه دارد.
 راهبردها
1- درک صحيح معلم نسبت به فلسفه تعليم و تربيت و پرهيز ازحل فوري مسئله براي دانش آموز –( توليدعلم از طريق جهد وتلاش دانش آموز براي کشف مجهول حاصل مي شود نه عرضه معلومات معلم به متعلم.)
2-  فرصت سازي و فضاسازي براي رويش توانمنديهاي متعلم از طريق قراردادن وي در شرايط نياز و اضطرار و سپس تفکر – زحمت و تلاش براي گره گشايي و کشف مجهول (آب کم جو تشنگي آور بدست...)
راهکارها
1-تقليل روشهاي داراي مخاطب عام و بهره گيري از ارتباطات چهره به چهره با دانش آموزان
2- توجه به روشهاي غير مستقيم درارسال پيام براي دانش آموز مثل نگاه – رفتار و ساير روشهاي غيرگفتاري
3- بهره گيري از ظرفيت و  انرژي دانش آموزان براي پيشبرد دسته جمعي امور کلاس و درس
4-  تشکيل گروههاي مباحثه درسي و رعايت ملاحظات تربيتي در تعيين ترکيب گروههاي مذکور و بهره گيري از ارشدهاي مقبول دانش آموزان
5-  حرکت به سوي نقطه حيرت و شگفتي در آفرينش به تناسب موضوع هر يک از درسها و توقف و تامل و اعطاء مجال تفکر در نقطه حيرت، به دانش آموزان
6- تعيين چند دقيقه فرصت غيررسمي در هر يک از کلاسهاي درس براي اينکه ساعت رسمي را دانش آموزان جدي بگيرند و معلم نيز از ساعات رسمي بهره بيشتر ببرد.
7-  استفاده از روش طرح سئوال يا معرفي مجهول و تشويق دانش آموزان به تلاش و زحمت فردي و گروهي براي کشف مجهول يا تهيه پاسخ سئوال 8- بهره گيري از فرصتهاي بازديد ومشاهده توسط دانش آموزان و حضور آنها در محيطهاي مربوط به موضوع درس و تحقيقهاي کتابخانه‏اي يا ميداني، بطور  جمعي يا گروههاي مباحثه پيرامون درس.
9- لحاظ نمودن عنصر اختيار و انتخاب براي دانش آموزان در حد ميسور، پيرامون روند تحصيل و يا تحقيق مربوط به محتواي کتاب درس با هدف ايجاد رغبت و انگيزه براي يادگيري
10-  تکريم دانش آموز در مقابل سعي تحصيلي (و نه فقط نتيجه) و همچنين در قبال پيشرفتهاي علمي (و نه صرفا حفظ مطالب)
11-تغافل از برخي رفتارهاي دانش آموز که به اقتضاي سن او صورت مي گيرد و از نظر برخي بزرگسالان غيرمتعارف به نظر مي رسد.
12- ارائه فرصت ايفاي نقش معلمي به دانش آموزان برجسته علمي در کلاسهاي تقويتي يا کلاس پايه هاي پايين‏تر از پايه تحصيلي وي

آسيب شناسي (امور سلبي در ايفاي نقش تربيتي معلم)
1- مقايسه دانش آموز بادانش آموز غير همتراز
2-  ملامت و سرزنش دانش آموز در حضور ديگران 
3- توليد اضطراب و استرس در دانش آموز بخاطر امتحان يا نمره و...
4-تحقير دانش آموز
5- تبعيض در محبت به دانش آموزان
6- آموزش ونمره محوري محض درنگرش معلم و غفلت از ساير ظرفيتهاي وجودي موثر در شخصيت دانش آموز
7-آموزش و نمره محوري محض در نگرش مدير مدرسه در ارزيابي معلم
8- ياد بودن تعداد دانش آموزان کلاس و محروم شدن بعضي از دانش آموزان از توجه و اعتناي معلم
 9- فقدان وزانت و متانت در پوشش يا رفتار و کلام برخي معلمان10-  کم بودن آستانه تحمل برخي معلمان و واکنش شتابزده در برابر پاره‏اي رفتارهاي دانش آموز که به اقتضاي سن او صورت مي گيرد.

 چگونگي اقدام اجرايي الف – در کوتاه مدت
1-  آموزشهاي غير حضوري از طريق کتاب و جزوه آموزشي و يا بسته هاي سمعي و بصري
2- مسابقات کتابخواني تخصصي و پيش بيني عوامل تشويقي براي معلمان
 3-  بهره گيري از معلمان پيشکسوت براي آغاز همکاري و ترغيب ساير معلمان
4- برگزاري همايشهاي توجيهي براي نماينده معلمان
5-  بهره گيري از معلمان عضو بسيج فرهنگيان بعنوان نيروهاي پيشگام در طرح تعميم
6-  استفاده از ظرفيت رسانه ملي يا شبکه هاي استاني و برنامه سازي ويژه ايفاي نقش تربيتي معلمان و تهيه گزارشهاي مصور ازمعلمان موفق در اين زمينه
7-  تعريف آموزشهاي ضمن خدمت حضوري (بعنوان آخرين گزينه) با روش کارگاهي و مشاهده روشهاي موثر و موفق براي معلمان.
 ب – در دراز مدت
1- بازنگري در روش گزينش و انتخاب معلمان با هدف تعميم
 2- برنامه ريزي و اتخاذ تدابير مناسب براي لحاظ شدن برنامه ها و روشهاي تربيت معلم در مراکز تربيت معلم
3- تحول اساسي در سرفصلهاي آموزش دوره هاي تربيت معلم با هدف تعميم

 4- لحاظ نمودن شرايط ترجيحي فارغ التحصيلان دبيرستانهاي شبانه روزي در راهيابي به مراکز تربيت معلم و دراين صورت اتخاذ تدابير تربيتي ويژه از سال اول دبيرستان براي دانش آموزان دبيرستانهاي ياد شده
5- تجديد نظر اساسي در شاخصهاي ارزيابي معلمان بر اساس اهداف تعميم و تلفيق و ملاحظات تربيت ديني.
                                                                                                                                                                                              سيدباقرپيشنمازي        

معاون پرورشي و تربيت بدني

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 1:4  توسط حسینعلی آقایارلو- آ - پ -ناحیه یک ارومیه  | 



1- محبت و دگردوستی

2 - مسئولیت پذیری در قبال جامعه

3- راهنمایی و جلوگیری از خسران انسان

4- راهنمایی وسیله رشد و تکامل است

5- تفاوت فردی و ضرورت راهنمایی

6- تفاوت دنیای نوجوانان با بزرگسلان

فصل دوم: اصول راهنمایی

اصول راهنمایی در اسلام

1- اصل فطرات

2- اصل کرامت

الف) کرامت ذاتی

ب) کرامت اکتسابی

3- اصل اختیار

4- اصل تغییر پذیری

5- اصل مسئول بودن انسان

6- اصل کمال جویی انسان

7- اصل توجه به ابعاد وجودی انسان

8- اصل تفاوت های فردی

- 9- اصل مبتنی برهمکاری در راهنمایی

فصل سوم: هدف های راهنمایی

تعریف هدف

- هدف های راهنمایی

- ویژگی های هدف از دیدگاه اسلام

اهداف آنی وغایی در راهنمایی

- اهداف آنی و غایی راهنمایی از دیدگاه اسلام

- اهداف غایی

- هدایت و رشد

- طهارت و حیات طیبه

- تقوا

- قرب و رضوان

- عبادت و عبودیت

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 1:2  توسط حسینعلی آقایارلو- آ - پ -ناحیه یک ارومیه  | 


الٌحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ العالمين وَ الصلاه وَ السلام عَلى سَيد الانبياء وَ المُرسَلين ابِى القاسِم مُحَمَّد وَ الِهِ الطَيَّبين المَعْصومين المُنْتَجَبين
امام على(عليه السلام) خطاب به امام حسن(عليه السلام) فرمودند: إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْء قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ يَشْتَغِلَ لُبُّكَ لِتَسْتَقْبِلَ بِجِدِّ رَأْيِكَ مِنَ الْأَمْرِ مَا قَدْ كَفَاكَ أَهْلُ التَّجَارِبِ بُغْيَتَهُ وَ تَجْرِبَتَهُ فَتَكُونَ قَدْ كُفِيتَ مَئُونَةَ الطَّلَبِ وَ عُوفِيتَ مِنْ عِلَاجِ التَّجْرِبَةِ فَأَتَاكَ مِنْ ذَلِكَ مَا قَدْ كُنَّا نَأْتِيهِ وَ اسْتَبَانَ لَكَ مَا رُبَّمَا أَظْلَمَ عَلَيْنَا مِنْهُ.[2]
شناختن تمايلات طبيعى و تمنيات فطرى جوانان و ارضاى صحيح و معتدل هر يك از آن تمايلات، اساسى ترين پايه ى تربيت نسل جوان است. مربى لايق كسى است كه ابتدا، ساختمان طبيعى جوانان را مورد مطالعه ى دقيق قرار دهد و با بررسى كامل و همه جانبه، تمام خواهش هاى درون آنان را بشناسد و سپس هر كدام را در جاى خود و با اندازه گيرى صحيح و عاقلانه ارضا نمايد. چنين تربيتى هم آهنگ با نظام حكيمانه ى خلقت و بر وفق قانون آفرينش است. چنين تربيتى بهترين و پايدارترين تربيت ها است و مى تواند جوانان را به شايستگى بسازد و موجبات خوش بختى و سعادت آنان را فراهم سازد.[3]
در آيين مقدس اسلام، برنامه ى تربيت نسل جوان، بر اساس احياى تمام تمايلات فطرى، و هدايت همه ى خواهش هاى طبيعى استوار است.
به عقيده ى روان شناسان، دوران جوانى و بلوغ، دوره ى بروز احساسات مذهبى و شكفته شدن تمايلات ايمانى و اخلاقى است.
جوانان از هر ملت و نژادى، به طور فطرى، خواهان معرفت الهى و سجاياى اخلاقى اند. اين خواهش عميق طبيعى باعث شده است كه دانشمندان روان شناس، دوران بلوغ و جوانى را سنين ماوراى طبيعى بنامند و در مباحث «روان شناسى جوان» مستقلا درباره آن گفت و گو كنند. حتّى كودكانى كه در خانواده هاى دور از مذهب و ايمان پرورش يافته اند، در دوران بلوغ علاقه ى بيش ترى از خود نسبت به مسائل مذهبى نشان مى دهند; امّا متأسفانه از آن جا كه بشر به مصداق كلام گُهر بار امير مؤمنان على(عليه السلام): لَا تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرَّطاً، هميشه در برداشت ها و استنباط ها و در نتيجه در عمل كردها گرفتار افراط ها و تفريط ها يا تندروى ها و كند روى ها است، در اين وادى نيز بسيارى به خطا رفته اند.
دسته اى جوانان را يك سره قشرى جاهل، ناشى، نافهم، بى تجربه و اصولا غير قابل اعتماد مى دانند. اين عده جوانان را براى هيچ امرى از امور فردى و اجتماعى لايق و طرف مشاوره و... نمى دانند. به اعتقاد آن ها، جوان بايد هم چون موجودى صمٌ و بكم و چشم و گوش بسته به بزرگ ترها توجه كرده و مقلد بى چون و چراى آن ها باشد، و از طرف ديگر، گروهى نيز آن قدر دم از جوان و جوانى مى زنند و آن قدر تعابير عجيب و غريبى درباره ى آنان به كار مى برند كه گاه امر بر خود جوانان نيز مشوه و مشكوك مى نمايد.
اين جا است كه جوان در يك وادى حيران و سرگردانى، دُچار اوهام، تخيلات، سرگردانى و در نهايت بى هويتى و سرخوردگى و دل زدگى نسبت به تمام امور حتّى خود مى شود و هميشه از خود مى پرسد كه آيا به واقع من كيستم؟ در كجاى دايره ى هستى واقع شده ام؟ چه ارزشى دارم؟ چه آينده اى در انتظار من است؟ آيا كسى هست كه مرا درك كند؟ اگر موفق نشوم چه؟ اگر شكست بخورم چه خواهد شد؟ فرياد جوان مسلمان در اين هياهوى قرن اين است كه: هان!اى رهبران!اى متوليان امر دين!اى دل سوختگان،اى بزرگان و اساتيد حوزه و دانشگاه!اى كسانى كه داغ دين بر سينه داريد! مرا دريابيد! مرا، دينم را، انديشه ام را، تفكراتم را، گذشته ام را، آينده ام را، فرهنگم را، ارزش هايم را، ميراث پر بهاى اسلامى و ملى ام را و بالاخره من و تمام تعلقات پر ارزشم را دريابيد.
مگر نمى بيند كه چگونه عده اى تمام آن را به حراج ابتذال فرهنگى گذاشته و حاضرند آن را به ثمن بخس معامله كنند؟ مگر نمى بينيد كه چگونه دشمن براى همه ى اين ارزش ها دندان طمع تيز كرده است؟
مگر نه اين است كه ما جوانان مسلمان ايرانى، افتخار آفرينان روزهاى پرشكوه انقلاب 57 و هشت سال دفاع مقدس در دهه ى 60 بوده ايم؟ كام تشنه ى جوان، منتظر سيراب شدن توسط يك جواب قانع كننده ى مطابق با فطريات و طبيعيات اوست. پاسخى از سر صدق و صفا.
جوان در اين وادى، هميشه به سراغ كسى مى گردد كه خارج از هياهوى شعارى و بدون آن كه بخواهد از او كالايى بسازد و براى مواقعى خاص استفاده ببرد، بدون آن كه در پس پرده ى شعار حمايت از جوان و جوانان بر موج اين شعارها سوار و به اهداف شوم خود برسد، به واقع، او و تمايلات فطرى او و دردهاى نهفته ى در درون او و سؤالات پاسخ نگفته او و هزاران خواسته ى به حق و مشروع او را درك كند و او را بيابد تا مرهمى هر چند مختصر بر دردهاى كهنه اش بگذارد. و چه خوش گفت آن پير جوان دل و آن ره رو راه على و آن اميد دل تمام جوانان مسلمان ايران زمين كه: بى توجهى به دغدغه هاى واقعى جوانان و استفاده از آنان به عنوان كالايى كه تنها در مواقع خاص نظير انتخابات مورد استفاده دارد، امرى كاملا غلط و بى انصافى به جوانان است.[4]
او جوانان ايرانى مسلمان را، راد مردانى مى داند كه توانستند در دهه ى 50، سرنوشت يك ملت را تغيير داده و در آن هياهوى فساد و فحشاى حاكم بر جامعه ى آن روز ايران، معجزه ى انقلاب اسلامى را بيافرينند، و در دهه ى شصت، دشمن تا دندان مسلح و متكى به قدرت هاى بزرگ را با شجاعت و فداكارى به زانو در آورد و اكنون نيز نسل جوان ايران مى تواند در دهه ى 80 و 90 كارهاى بسيار بزرگى انجام دهد و خود را به عنوان الگوى جوانان جهان و افكار عمومى ملت ها معرفى نمايد.


[1] . از: حجت الاسلام والمسلمين طوسى.
[2] . نهج البلاغه، نامه ى 31.
[3] . گفتار فلسفى، ص 333.
[4] . گوشه اى از بيانات بسيار مهم مقام معظم رهبرى ـ حضرت آيت اللّه خامنه اى در جمع جوانان گيلان.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 1:1  توسط حسینعلی آقایارلو- آ - پ -ناحیه یک ارومیه  | 


بسم الله الرحمن الرحيم
مشاوره، تعاملي است بين مراجعه‎كننده و مشاور كه بدين وسيله به مراجعه كننده كمك مي‎شود تا پس از شناختن خويش، تصميمات معقول و مقبولي اتخاذ كند. به بيان ديگر، مشاوره جريان بحث و بررسي مشكلات و مسائلي است كه مراجعه‎كننده با آنها روبه روست، و علاقمند به طرح آن‎ها مي‎باشد. مُراجعه كننده از طريق بحث و گفت و گو درباره‎ي مشكلش با مشاوره در جريان رابطه مشاوره‎اي توأم با درك و تفاهم، به خودشناسي و كشف راه‎حل موفق مي‎گردد و سرانجام تصميم معقول و مناسبي اتخاذ مي‎كند.[2]
لذا مشاوره در لغت به معناي استخراج رأي صحيح است؛ يعني اين كه آدمي در مواقعي كه درباره كاري رأي صحيح از خود ندارد، به ديگري مراجعه كند و از او رأي صحيح بخواهد.
اهميّت مشاوره
با توجه به اهميّت مسئله مشاوره، در كتاب آسماني ما قرآن، چند جا به اين موضوع اختصاص يافته است: اي پيامبر! رحمت خدا تو را با خلق مهربان و خوش خوي گردانيد، و اگر تندخو و سخت دل بودي، مردم از گرد تو متفرق مي‎شدند پس چون امت به ناداني درباره تو بد كنند، از آنان درگذر و از خدا بر آن‎ها طلب آمرزش كن و در كارها با آنان مشورت كن.[3]
خداوند در سوره‎ي شوري پس از مسئله ايمان و نماز، شورا را قرار داده است كه اين خود دليل بر اهميّت مسئله است كه مؤمنان بايد در كارهاي‎شان با يكديگر مشاوره نمايند و اينكه در مكه نازل شده، و حكومت اسلامي در آنجا تشكيل نشده بود، استفاده مي‎شود كه لزوم مشاوره مخصوص حكومت و اداره مملكت نيست و همه امور اعم از فردي، اجتماعي، حكومتي و... را در برمي‎گيرد.[4]
اهميّت مشورت به قدري است كه پيامبر ـ صلي الله عَليهِ وَ اله و سَلَم ـ مي‎فرمايد:
هيچ پشتوانه‎اي با وثوق و استوارتر از مشورت كردن نيست.[5]
اهداف مشاوره:
درباره اهداف مشاوره بين متخصصان اين رشته، اتفاق نظر وجود ندارد و هر متخصصي با توجه به اعتقادات و ارزش‎ها و آموزش‎هاي پيشين خويش، و نگرش نسبت به ماهيت انسان، اهداف معيني را پيشنهاد مي‎كند. در عين حال تقريباً تمام مشاوران معتقدند كه: مشاوره بايد به تغيير مناسب در رفتار مراجع به منظور ايجاد زندگي مفيدتر و رضايت بخش‎تري بينجامد.
افزايش خودشناسي و رشد همه جانبه، آموزش شيوه‎هاي صحيح تصميم‎گيري و ارضاي نيازها و حل مسئله از اهداف مشاوره در آموزش به شمار مي‎آيند.
مشورت كردن هميشه دليل بر ناآگاهي نيست و در بسياري از موارد، مشورت به منظور كسب آگاهي بيش‎تر و يا به دست آوردن نظريه بهتر انجام مي‎شود.
نبي اكرم ـ صلي الله عَليهِ وَ اله و سَلَم ـ مي‎فرمايد: به راستي خدا و پيامبرش از مشورت نمودن بي‎نيازند؛ وليكن خدا آن را وسيله رحمت براي امت من قرار داد؛ زيرا كسي كه به شور بنشيند، به رشد و سعادت رسد و هر كه آن را ترك كند، گمراه گردد.[6]
و در حديثي ديگر مي‎فرمايد: كسي نيست كه با ديگران مشورت كند و به سوي رشد و كمال هدايت نشود.[7]
و حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي‎فرمايد: مشورت عين راه‎يابي است، آن كسي كه به فكر خود متكي گردد، خود را به مخاطره انداخته است.[8] و در سخني ديگر مي‎فرمايد:
هر كه با خردمندان مشورت كند با انوار خردهاي آنان روشني يابد و به راه راست و رستگاري فايز گردد.[9]
روش‎هاي مشاوره
هر رشته‌ي از علوم، متد و روش خاص به خود را دارد كه اگر درست و به جا به كار گرفته شود، نتايج مطلوبي به همراه خواهد داشت. راهنمايي و مشاوره نيز چنين است. براي آن كه بتوان استعدادهاي نهفته مراجعان را در جهت مطلوب شكوفا ساخت و آن‎ها را انسان‎هاي الهي و مفيد براي امت اسلام پرورش داد، لازم است كه مشاوران از روش‎هاي راهنمايي و مشاوره اسلامي بهره گيرند. در راهنمايي و مشاوره اسلامي با توجه به تفاوت‎هاي فردي و مقتضيات زمان از هر سه روش (مستقيم، غير مستقيم و انتخابي) استفاده شده است. با توجه به اين كه انسان موجودي پيچيده است، هيچ‎گاه نمي‎توان روش واحدي را براي همه مراجعان به كار گرفت. اسلام با توجه به تفاوت‎هاي فردي، مقتضيات زمان و بر مبناي نيازهاي مراجع از روش مناسب و خاص خودش استفاده مي‎كند.
روش‎هايي كه از منابع و متون اسلامي در راهنمايي و مشاوره برداشت مي‎شود به شرح زير است: موعظه و نصيحت، تلقين به نفس، اعطاي بينش، محاسبه‎ي نفس، اسوه‎ي حسنه، تزكيه، عبرت‎هاي تاريخي قصص، ضرب‎المثل‎ها، تبشير و انذار و ساير روش‎هاي ديگري كه ممكن است به كار رفته باشد؛ امّا پژوهش‎گر از آن بي‎اطلاع باشد كه از بين اين‎ها به توضيح چند روش مي‎پردازيم: 1. موعظه‎ي حسنه؛ 2. روش الگويي؛ 3. قصص و ضرب المثل‎ها.
ويژگي‎هاي مشاور:
1. عاقل بودن.
پيامبر ـ صلي الله عَليهِ وَ اله و سَلَم ـ مي‎فرمايند: از عاقل رهبري جوييد تا به راه راست برسيد و وي را نافرماني نكنيد كه پشيمان مي‎شويد.[10]
2. آزاد و متدين و خداترس بودن.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي‎فرمايد:
با افرادي كه از خدا مي‎ترسند، مشورت كن تا به حقيقت برسي.[11]
3. رازدار و امانت‎دار بودن.
علي ـ عليه السلام ـ مي‎فرمايد: الكتمانُ ملاكُ النَحْوي؛[12] رازداري پايه و زيربناي راز سپردن است (اگر مشاور راز نگه‎دار نباشد هيچ كسي براي مشاوره به او رجوع نخواهد كرد.)
4. دور انديش و عالم و اهل عمل بودن و تقوا و تواضع و صميميت از مهمترين ويژگي‎هاي مشاوره است.


[1] . حجة الاسلام محمدعلي پاپي‎زاده شاه‎آبادي.
[2] . عبدالله شفيع آبادي، فنون و روشهاي مشاوره، ص 30 ـ 32.
[3] . آل عمران (3) آيه 159.
[4] . شوري در قرآن و حديث، ص 45.
[5] . نور الثقلين، ج1، ص 404.
[6] . تفسير درّالمنثور، ج2، ص 90.
[7] . تفسير نمونه، ج2، ص 462؛ مجمع البيان، ج9، ص 33.
[8] . نهج البلاغه، عبده، كلمات قصار، ش 161.
[9] . غررالحكم، ج2، ص 670.
[10] . نهج الفصاحه، ص 275.
[11] . غرر و درر، ج4، ص 179.
[12] . ترجمه‎ي غرر و درر، ج1، ص 409.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 0:19  توسط حسینعلی آقایارلو- آ - پ -ناحیه یک ارومیه  | 

 

ارزش و اهميت والاى اصل مشورت و مشاوره از ديدگاه اسلام، اهميت ويژگيهاى شوراى مشاوره و مشاورين را در اسلام آشكار مى‏سازد، مشاور در حقيقت ركن اصلى نيل به حقائق و واقعيات و جلوگيرى از خطا واشتباه و تثبيت محور حركت انسانها به سوى نيازمندى‏هاى فردى واجتماعى و معنوى به شمار مى‏رود.

حال بايد ديد مشاور در اسلام چه كسى بايد باشد؟ و چه صفات و ويژگيهائى را بايد داشته باشد؟

مشاور از ديدگاه اسلام هر انسان عاقل و بصير و آگاهى است كه ديدگاه اسلامى داشته، با تقوا و خيرانديش بوده، داراى كمالات نفسانى و خالى از فساد اخلاق و مبرا از انحرافات فكرى و عقلى و عملى باشد پس مشاوره در اسلام داراى حدود و مقرراتى بوده، مبتنى بر اصول و معيارهائى مى‏باشد.

امام صادق‏عليه السلام فرمود:

«المشورة لا تكون الا بحدودها فمن عرفها بحدودها والا كانت مضرتها على المستشير اكثر من منفعتها».

مشورت بايد با حدود و مقررات و به شرائط خاص خودش انجام پذيرد و كسى كه اين حدود را بشناسد مشورت او منتهى به خير مى‏شود و كسى كه حدود و شرائط مشورت مفيد را نداند، زيان آن بر مشورت كننده بيشتر از منفعت آن مى‏باشد. (۱)

مطابق اين كبراى كلى مشاور متصف به يك سلسله از صفات بوده و يك سلسله از صفات را نيز بايد نداشته باشد. صفاتى كه مشاور از ديدگاه اسلام بايد آن‏ها را داشته باشد به قرار زير است:

۱ - مشاور بايد عاقل و صاحب راى و نظر باشد زيرا طبيعى است انسانى كه اطلاعات لازم و خبرگى كافى در مورد مشورت نداشته باشد، مشورت با او نه تنها مفيد نيست، بلكه ممكن است راهنمائى‏هاى ناشيانه او باعث انحراف بوده، زيان و ضرر به دنبال خود داشته باشد.

امام باقرعليه السلام از پيامبر گرامى اسلام‏صلى الل.ه عليه وآله نقل مى‏كند كه از او از معناى حزم واحتياط سئوال كردند در پاسخ آن فرمود: «مشاورة ذو الراي و اتباعهم‏»يعنى: حزم و احتياط در امور همان مشاوره با انسان‏هاى عاقل صاحب راى و نظر مى‏باشد. (۲)

اين نوع از مشورت داراى منافع كثير و حداقل موجب پشيمانى وندامت مشورت كننده نمى‏شود.

ابى جارود از امام باقرعليه السلام نقل مى‏كند كه فرمود: در كتاب تورات چهار جمله وارد شده است از جمله آنها اين است: «من لا يستشير يندم‏» (۳) كسى كه با صاحب فكر و نظر در امور خود مشورت نكند، پشيمان و نادم مى‏گردد. و همواره در مخاطرات و گرفتاريها واقع مى‏شود.

و در روايت ديگرى چنين نقل شده است: «خاطر بنفسه من استغنى برايه‏». (۴) كسى كه بدون مشورت به راى خود عمل كند و خود را بى‏نياز از مشورت با صاحب نظران بداند، در انجام امور خود را به مخاطره انداخته است.

و در روايات و احاديث وارده از ائمه‏عليهم‏السلام انسان عاقل به عنوان «قرين مرشد» تعبير آورده شده است چنانكه مفضل بن عمر از امام صادق‏عليه السلام نقل مى‏كند كه فرمود:

«...من لم يكن له قرين مرشد متمكن عدوه من عقبه‏». كسى كه براى او دوست نزديك ارشاد كننده افكار او نداشته باشد چه بسا دشمن او از پشت‏سر او قدرت حمله بر او را داشته باشد.

طبعا «قرين مرشد» انسان عاقل داراى ورع و تقوا مى‏باشد زيرا راهنماى باطنى ارشاد كننده به نام عقل را همراه خود دارد و اين راهنما او را به خير امر مى‏كند و او را از بديها و زشتيها باز مى‏دارد.

سليمان بن خالد مى‏گويد: از امام صادق‏عليه السلام شنيدم كه فرمود:

«استشر العاقل من الرجال الورع فانه لا يامر الا بالخير و اياك و الخلاف فان مخالفة الورع العاقل مفسدة في الدين والدنيا». (۵)

با مردان عاقل و با تقوا مشورت كن زيرا او جز به خير دستور نمى‏دهد و مواظبت داشته باشد واز مخالفت‏با راى مشاور عاقل و با تقوى بپرهيز زيرا اين كار باعث فساد در دين و دنياى انسان مى‏گردد.

بديهى است مشاور عاقل وباتقوا در مقام مشورت در موارد لازم و مقتضى، مشورت كننده را پند واندرز مى‏دهد و او را از انجام زشتيها و فسادها باز مى‏دارد و او را به انجام نيكى‏ها و خوبيها راهنمائى مى‏كند يعنى مشاور عاقل وباتقوا ناصح خوبى بوده و همين امر باعث رشد فكر مشورت كننده و باعث توفيق بيشتر او ميگردد.

منصور بن حازم از امام صادق‏عليه السلام واو نيز از پيامبر گرامى اسلام‏صلى الل.ه عليه وآله چنين نقل مى‏كند:

«مشاورة العاقل الناصح رشد و يمن و توفيق من الله فاذا اشار عليك‏الناصح العاقل و اياك والخلاف فان فى ذلك العطب‏». (۶)

مشاوره با انسان‏هاى عاقل نصيحت كننده(ناصح) حداقل سه فايده مهم دارد:

الف - باعث رشد فكر مشورت كننده مى‏باشد.

ب - باعث‏بركت در انجام كار مى‏باشد.

ج - سبب پيدايش توفيقات الهى مى‏باشد.

پس هنگامى كه ناصح عاقل براى انجام كارى تو را دعوت كرد، حتما از انجام آن كار مخالفت ننما زيرا مخالفت موجب سختى و رنج و مشقت مشورت كننده مى‏شود.

و در برخى از روايات وارد است كه عمل به دستور شخص عاقل ناصح داراى دين و تقوا باعث اين مى‏شود كه خداوند كار او را به خير مى‏انجامد و او را از خذلان و خوارى نجات مى‏دهد، بلكه مقام و منزلت او را نزد خدا بالا مى‏برد. (۷)

در غرر و درر آمدى از على‏عليه السلام نقل شده است: «خير ما مشاورت ذو النهى والعلم واولو التجارب الحزم‏»: بهترين مورد مشورت، مشورت با صاحبان عقل و علم و تجربه و داراى حزم واحتياط مى‏باشد. (۸)

شيخ طوسى در امالى خود از ابوهريره از رسول خداصلى الل.ه عليه وآله نقل مى‏كند: «استشردوا العاقل ولا تعصبوه فتندبوا»: با انسان‏هاى عاقل در امور خود مشورت كنيد و بدينطريق رشد كار خود را طلب كنيد و بعد از مشورت با نتيجه اين مشورت مخالفت ننمائيد و گرنه پشيمان و نادم مى‏شويد. (۹)

حلبى از امام صادق‏عليه السلام نقل مى‏كند كه مشورت مفيد و جامع، مشورت با كسانى است كه چهار صفت را داشته باشند از جمله اين صفات: «فاولها ان يكون الذي تشاوره عاقلا» يعنى اولين شرط لازم در مشاور اين است كه عاقل باشد.

جالب اين است كه امام معصوم به دنبال بيان اولين صفت لازم در مشاور، علت آن را اين‏گونه بيان مى‏كند:« فانه اذا كان عاقلا انتفعت‏بمشورته‏» هنگامى كه مشاوران عاقل باشند، مشورت او مفيد و ثمربخش واقع مى‏شود.

۲ - مشاور داراى خشيت و خوف الهى باشد

دومين ويژگى شخص مشاور و شوراى مشاوره اين است كه خوف الهى و خشيت پروردگار در دل و جا ن آنان جاى داده شده باشد زيرا قطعا چنين كسانى قابل اعتماد و اطمينان هستند، اينان هستند كه فكر خيانت‏به برادر دينى خود را در دل هرگز جاى نمى‏دهند و درنتيجه مشورت با آنان اطمينان‏بخش بوده، براى مشورت كننده امنيت‏خاطر قابل اعتماد ايجاد مى‏كند.

امام صادق‏عليه السلام ضمن بياناتى به معاوية بن وهب چنين فرمود:

«... واستشر فى امورك الذين يخشون ربهم‏»: (۱۰) با انسانهاى داراى خوف و خشيت الهى مشوت كن. اينها انسانهاى امين بوده فكر خيانت و افشاء سر برادر مؤمن را نزد ديگرى در دل خود هرگز جاى نمى‏دهند.

و در روايت ديگرى از امام صادق‏عليه السلام نقل شده است: «شاور فى حديثك الذين تخافون الله‏»: (۱۱) در امور خود با مشاورين داراى خوف الهى مشورت كن.

وهمين حالت‏خوف و خشيت الهى معيار امين بودن انسانهاى مشاور محسوب مى‏شود چنانكه در ضمن همان روايت‏بالا از امام صادق‏عليه السلام چنين نقل شده است: «الامين الذي يخشى الله‏». (۱۲)

۳ - مشاور بايد انسان حر و انسانهاى آزادمنش بوده، تحت تاثير برخى از عوامل ضعيف كننده و مضر قرار نگيرد.

چنانكه حلبى از امام صادق‏عليه السلام دومين شرط لازم در شخص مشاور را چنين بيان مى‏كند: «والثانية ان يكون حرا متدينا» شرط دوم لازم در مشاور اين است كه او آزادمنش بوده متدين باشد و سر و راز اينكه مشاور بايد چنين صفت و ويژگى را داشته باشد اين است كه امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:« اذا كان حرا متدينا اجهد نفسه فى النصيحة لك‏» (۱۳) : هنگامى كه مشاور انسان آزادمنش بوده متدين باشد، تمام هم و سعى خويش را در بهتر انجام دادن نصيحت و مشورت خويش به كار مى‏برد. (۱۴)

۴ - مشاور بايد انسان درستكار و صديق بوده، اصول برادرى را كاملا بداند و آن را در مقام عمل مراعات نمايد.

حلبى از امام صادق‏عليه السلام درباره اين ويژگى چنين نقل مى‏كند: «والثالثة ان يكن صديقا مواخيا»: سومين شرط لازم در مشاور اين است كه انسان باصفا بوده، واقعا صديق مشورت كننده باشد و اصول برادرى را درباره او مراعات نمايد.

۵ - اثر اين صفت لازم بالا در مشاور اين است كه سر و راز مشورت كننده را كاملا حفظ كند تا منافع او در مقابل دشمنانش به خطر نيفتد.

چنانكه امام صادق‏عليه السلام چنين فرمود: «اذا كان صديقا مواخيا كتم سرك اذا اطلعته على سرك فان عمله به كعلمك به تمت المشورة و كملت النصيحة.: هنگامى كه مشاور انسان صديق بوده، اصول برادرى را با مشورت كننده مراعات نمايد طبعا سر و راز مشورت كننده را هنگام اطلاع از آن مخفى نگاه مى‏دارد و نزد ديگرى آن را فاش و آشكار نمى‏سازد زيرا علم مشاور به راز مشورت كننده مثل علم خود مشورت كننده پس از خويش مى‏باشد(يعنى مشاور با احراز مقام مشورت به منزله خود مشورت كننده امين بوده، راز او را نزد ديگرى آشكار نمى‏سازد).

امام صادق‏عليه السلام در روايت ديگرى همان صفات و ويژگيهاى لازم در مشاور را به عبارت ديگرى بيان فرمود و نكته ديگرى نيز ضمن آن بيان مى‏فرمايد و آن روايت چنين است:

«شاور فى امورك مما يقتضى الذين فيه خمس خصال: عقل و علم و تجربة و نصح و تقوى فان لم تجد فاستعمل الخمسة و اعظم و توكل فان ذلك يؤديك الى الصواب.

در امور خود در مواردى كه دين و مذهب آن را اقتضا مى‏كند، مشورت كن با كسانى كه داراى پنج صفت هستند: داراى عقل و علم و تجربه و تقوى بوده، ناصح مى‏باشند و اگر چنين افراد داراى اين ويژگيها را نيافتى سعى كن در پيدا كردن آنها و اين عمل سعى را بزرگ بشمار و بعد از سعى و مشورت توكل بر خدا بكن كه قطعا توكل تو به خدا منتهى به عمل نيك و شايسته مى‏گردد. (۱۵)

تذكر اين نكته در اين‏جا لازم است كه لزوم مشورت با مشاورين عاقل و عالم و با تجربه و با تقوى منحصر به امور مربوط به دين نيست، بلكه حكم لزوم مشورت، در امور مربوط به دنيا نيز جريان دارد چنانكه مرحوم نورى در مستدرك الوسائل، ج‏۲، ص ۶۵ از مصباح الشريعة روايتى از امام صادق‏عليه السلام نظير روايت‏بالا را نقل مى‏كند و در ذيل آن از امام صادق‏عليه السلام چنين نقل مى‏نمايد: «... وما كان من امور الدنيا التي هي غير عايدة الى الدين فامضيها و لاتتفكر فيها» يعنى در امور مربوط به دنيا نيز مشورت با مشاورين عاقل و عالم و متقى و باتجربه لازم است و اين ويژگيها را در مقام مشاوره مراعات كن.

جالب اين است كه امام معصوم‏عليه السلام علت اين حكم را اين‏گونه بيان مى‏كند:« فانك اذا فعلت ذلك اصبت‏بركة العيش و حلاوة الطاعة و فى المشاورة اكتساب العلم والعاقل من يستفيد منها علما جديدا» : هنگامى كه تو با مشاورين عاقل و عالم و باتقوى در امور مربوط به دنيا مشورت كردى قطعا به بركات زندگى و شيرينى اطاعت الهى پى مى‏برى و در مشورت با چنين كسانى علم جديد براى شما حاصل مى‏شود و از علم مشاور عاقل عالم استفاده مى‏برى.

و مثل مشورت با انسانهاى عاقل و عالم مثل تفكر در علم خلقت و آفرينش آسمانها و زمين است و انسان هر اندازه در عجائب و ظرائف آفرينش آنها تلاش كند، در درياى نور معرفت الهى غرق مى‏شود و يقين و اعتقاد او نيز زيادتر مى‏شود.

آرى تنها شرط مشورت با چنين افرادى اين است كه تو عقل و علم و كمال و تقواى مشاور را براى انجام مشورت با او مناسب بدانى و آن را مورد تاييد قرار دهى و در غير اين صورت مشورت با او فايده و سودى براى مشورت كننده دربر ندارد. گرچه مشاور به عقل و ورع ميان مردم شهرت داشته باشد.

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«لا تشاور من لا يصدقه عقلك و ان كان مشهورا بالعقل و الورع و اذا شاورت من يصدقه قلبك فلا تخالفه فيما يشير به عليك‏». (۱۶)

با كسانى كه تو عقل و علم او را براى مشورت با او مناسب نمى‏دانى مشورت مكن گرچه آن فرد به عقل و ورع مشهور باشد زيرا هنگامى كه تو با كسانى كه آنان را براى مشورت صالح مى‏دانى بعد از مشورت،با او مخالفت نمى‏كنى و مورد مشورت را عمل مى‏نمائى ( واين ويژگى در مورد كسانى كه معتقد به صلاحيت علمى و عقلى براى مشورت نمى‏دانى وجود ندارد و چه بسا با آنها به مخالفت‏بر مى‏خيزى).

 

پى‏نوشتها:

۱) وسائل‏الشيعة، ج‏۲، ص ۲۰۷.

۲) وسائل الشيعة، ج‏۲، ص ۲۰۷.

۳)وسائل الشيعة، ج‏۲، ص ۲۰۷

۴) وسائل الشيعة، ج‏۲، ص ۲۰۷.

۵) وسائل الشيعة، ج‏۲، ص ۲۰۷.

۶) وسائل الشيعة، ج‏۲، ص ۲۰۷.

۷) وسائل الشيعة، ج‏۲، ص ۲۰۷.

۸) مستدرك الوسائل، ج‏۲، ص ۶۵.

۹) مستدرك الوسائل، ج‏۲، ص‏۶۵.

۱۰) وسائل الشيعة، ج‏۲، ص ۲۰۸. :

۱۱) وسائل الشيعة، ج‏۲، ص ۲۰۸. :

۱۲)وسائل الشيعة، ج‏۲، ص ۲۰۸.

۱۳) وسائل الشيعة، ج‏۲، ص ۲۰۷

۱۴) مدرك قبل.

۱۵) اثنى عشريه، ص ۲۱۰.

۱۶) مستدرك الوسائل، ج‏۲، ص ۶۵.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 0:17  توسط حسینعلی آقایارلو- آ - پ -ناحیه یک ارومیه  | 

 

افسردگی (Depression) حالتی احساسی است كه مشخصه‏اش اندوه، بی‏احساسی (apathy) ، بدبینی (Pessimism) و احساس تنهایی است . این بیماری كه امروزه از شیوع بالایی در میان مراجعه كنندگان به كلینیك‏های روانپزشكی برخوردار است، دارای تظاهرات متنوع و زیادی بوده كه از مهمترین آنها می‏توان به اختلالات خواب اشاره نمود . تحقیقات نشان می‏دهد 75 درصد از بیماران افسرده مشكلی در خواب (چه به صورت بی خوابی و چه پرخوابی) دارند و همچنین علایم این بیماران در هنگام صبح تشدید می‏شود . نكته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما این است كه در این بیماران چگالی (REM حركت‏سریع چشم) در نیمه اول خواب و همچنین كل زمان REM افزایش یافته و فاصله میان به خواب رفتن تا شروع اولین دوره REM یعنی ( latency - REM) كم شده و مرحله 4 خواب نیز كاهش می‏یابد . (1)
پس به عبارت ساده‏تر می‏توان گفت، افراد افسرده زمان بیشتری را در مرحله خواب REM به سر می‏برند . یعنی به میزان بیشتری نسبت‏به سایرین خواب می‏بینند .
حال ببینیم، این موضوع چه ارتباطی با نماز صبح دارد، یعنی نماز صبح چه اثر درمانی می‏تواند در این بیماران داشته باشد؟
به طور متوسط 20 - 15 دقیقه طول می‏كشد تا یك فرد معمولی به خواب رود . پس در عرض 45 دقیقه وارد مراحل 3و4 خواب شده كه این مراحل عمیقترین مراحل خواب‏اند . یعنی بیشترین تحریك برای بیدار كردن فرد در این مراحل لازم است . حدود 45 دقیقه پس از مرحله‏4 است كه نخستین دوره حركات سریع چشم (REM) فرا می‏رسید . هر چه از شب می‏گذرد، دوره‏های REM طولانی‏تر و مراحل 3و4 كوتاه‏تر می‏شود . بنابراین در اواخر شب، خواب شخص سبك‏تر شده و رؤیای بیشتری می‏بیند (یعنی خواب REM اش بیشتر می‏شود). پس قسمت اعظم خواب REM در ساعات نزدیك صبح بوقوع می‏پیوندد . و از طرفی دیدیم كه یكی از مشكلات مهم بیماران افسرده، افزایش یافتن طول خواب REM و خواب دیدن زیاد است . از این جهت‏یك مبنای مهم در تولید داروهای ضد افسردگی ایجاد داروهایی است كه كاهش دهنده مرحله REM خواب باشند (از جمله داروهای ضد افسردگی سه حلقه‏ای) .
علاوه بر این یك روش درمانی جدید برای بیماران افسرده، بیدار نگه داشتن آن‏ها برای كاهش میزان REM است، كه بهترین شكل آن نماز صبح است . (2) زمان نماز صبح كه مورد تاكید قرآن و همچنین بسیاری از روایات بوده، سبب كاهش قابل توجه میزان خواب REM در اشخاص می‏شود . زیرا شخص نمازگزار كه خود را ملزم به اقامه نماز صبح می‏داند و باید صبح گاه بیدار شود، پس در حقیقت جلوی ورود به مرحله قابل توجهی از REM را می‏گیرد . از این جهت‏بیداری صبحگاهی برای نماز خود به تنهایی می‏تواند یك عامل مهم بدون عارضه در پیشگیری از افسردگی مطرح باشد كه بر تمام روشهای درمانی دارویی و غیر دارویی ارجح است، چرا كه پیشگیری بر درمان مقدم است .
لازم به ذكر است آثار روحی و روانی ایمان به خدا و اقامه نماز بسیار زیاد است و نكات علمی بسیار شگرفی در اسرار سحر كه مورد تاكید فراوان اسلام نیز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه می‏كند;
اقم الصلوة لدلوك الشمس الی غسق الیل قرءان الفجر ان قرءان الفجر كان مشهودا (3)
نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریكی شب برپا دار و (نیز) نماز صبح را، زیرا نماز صبح همواره (مقرون با) حضور (فرشتگان) است .
Keep up prayer from the declining of the sun till the darkness of the night and the morning recitation; surely the morning recitation is witnessed. (The Israelites/78)

پی‏نوشت:

1 . روانپزشكی بالینی كاپلان، ترجمه دكتر مرسده سمیعی و دكتر حسن رفیعی، ص‏152 .
2 . 40 نكته پزشكی پیرامون نماز، دكتر مجید ملك محمدی، ص‏3 .
3 . الاسراء (17): 78 .

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 0:14  توسط حسینعلی آقایارلو- آ - پ -ناحیه یک ارومیه  | 

نمودار جديد تشكيلات ستادي وزارت آموزش و پرورش با تغييرات عمده همراه است. تغييراتي كه در بدنه اصلي، سازمان‌ها و مناطق آموزش و پرورش مشاهده مي‌شود. 

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، عليرضا علي‌احمدي به همراه مشاوران و كارشناسان مختلف به ايجاد تغييرات در ساختار تشكيلاتي وزارت آموزش و پرورش دست زد و در اين مسير چندين بار طرح تشكيلاتي وزارت آموزش و پرورش را مورد بازنگري قرار داد و تغييرات عمده در آن ايجاد كرد.

تغييراتي كه با حذف مديريت و ايجاد مديريت جديد همراه است . اين‌كه چقدر اين تغييرات بر اساس اصول كارشناسي انجام شده، موضوع ديگري است كه بعد از تكميل، ارائه و اجراي آن مي‌توان در مورد آن نظر داد.

تشكيلات جديد آموزش و پرورش طي هفته‌هاي دوم و سوم فروردين 87 داراي تغييرات عمده‌اي بود كه توسط خبرگزاري فارس مورد مقايسه قرار گفت.

در تشكيلات سازمان‌هاي آموزش و پرورش استان‌ها نيز تغييراتي وجود دارد كه يكي از نمودارهاي اين تغييرات در اين گزارش ارائه مي‌شود.

در اين نمودار كه در نيمه اول فروردين امسال طراحي شده است، رئيس هر سازمان آموزش و پرورش داراي 4 معاون شامل معاونت پرورشي و تربيت‌بدني، معاونت آموزشي و نوآوري، معاونت برنامه‌ريزي و امور شهرستان‌ها و معاونت پشتيباني است.

معاونت پرورشي و تربيت‌بدني شامل مديريت مشاوره و پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي، اداره‌ تربيت‌بدني، گروه امور اجتماعي، فرهنگي، هنري و فوق برنامه، گروه سلامت (تغذيه و بهداشت) و گروه گسترش فرهنگ نماز و فعاليت‌هاي قرآني است.

بر اساس اين گزارش، معاونت آموزشي و نوآوري شامل گروه آموزش و خلاقيت پيش ‌دبستاني و دبستان، گروه دوره راهنمايي تحصيلي و شغلي، گروه آموزش و پرورش نظري و پيش‌دانشگاهي، گروه آموزش فني و حرفه‌اي، كاردانش و آموزشكده‌ها و گروه ارتقاي حرفه‌اي فرهنگيان و تربيت معلم است.

معاونت برنامه‌ريزي و امور شهرستان‌ها شامل گروه هماهنگي شهرستان‌ها و شوراهاي آموزش و پرورش، گروه تحول اداري و فناوري اطلاعات، گروه مديريت آمار، برنامه‌ريزي و بودجه، گروه ارزيابي برنامه و گروه سنجش متربيان است.

معاونت پشتيباني شامل گروه حقوقي، املاك و حمايت قضايي كاركنان، گروه امور اداري و ارزشيابي كاركنان، گروه امور مالي و ذي‌حسابي، اداره كل تداركات و خدمات و امور رفاهي و اداره امور اقتصادي و درآمدزايي است.

بر اساس گزارش فارس، زير نظر رئيس سازمان آموزش و پرورش استان، هيئت رسيدگي به تخلفات اداري، مديريت بازرسي و رسيدگي به شكايات، مشاوران «اجرايي، امور جوانان و امور زنان»، مديريت حراست، روابط عمومي و همكاري‌هاي رسانه‌اي، ستاد اقامه نماز، امر به معروف و نهي از منكر و مديريت همكاري‌هاي فرا سازماني فعاليت مي‌كنند.

در نمودار تشكيلات مناطق آموزش و پرورش، رئيس هر منطقه داراي 3 معاونت شامل معاونت آموزش، خلاقيت و كارآفريني، معاونت پرورشي و تربيت‌بدني و معاونت پشتيباني است.

در اين نمودار معاونت آموزش، خلاقيت و كارآفريني شامل كارشناس آموزش و خلاقيت پيش‌دبستاني و دبستان، كارشناس دوره راهنمايي تحصيلي و شغلي، كارشناس آموزش و پرورش نظري و پيش ‌دانشگاهي، كارشناس آموزش فني و حرفه‌اي، كاردانش و آموزشكده‌ها، كارشناس ارتقاي حرفه‌اي فرهنگيان و تربيت معلم و كارشناس سنجش و ارزشيابي متربيان است.

معاونت پرورشي و تربيت‌بدني شامل كارشناس مشاوره (مراكز مشاوره دانش‌آموزي، مراكز آموزش خانواده و پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي)، كارشناس‌ تربيت‌بدني (اماكن ورزشي، ورزش دختران، ورزش پسران)، كارشناس امور اجتماعي، فرهنگي، هنري و فوق برنامه (كانون‌هاي تربيتي، فرهنگي، اردوگاه‌ها و فوق برنامه)، كارشناس تغذيه و بهداشت دانش‌آموزان و كارشناس گسترش فرهنگ نماز و فعاليت‌هاي قرآني (ائمه جماعات مدارس، دارالقرآن‌ها و نمازخانه‌ها) است.

بر اساس اين گزارش، معاونت پشتيباني شامل كارشناس امور اداري و ارزشيابي كاركنان، كارشناس امور مالي، كارشناسي تداركات و خدمات و امور رفاهي، كارشناسي امور اقتصادي و درآمدزايي و كارشناسي حقوقي، املاك و حمايت قضايي كاركنان است.

همچنين زير نظر رئيس منطقه آموزش و پرورش، كارشناس سنجش و ارزشيابي متربيان، كارشناس مدارس غيرانتفاعي و مشاركت‌ها، كارشناس آمار، برنامه‌ريزي و بودجه، كارشناس بازرسي و رسيدگي به شكايات، كارشناس حراست، كارشناس انجمن اوليا و مربيان، كارشناس روابط عمومي و كارشناس تحول اداري و فناوري اطلاعات فعاليت مي‌كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 18:21  توسط حسینعلی آقایارلو- آ - پ -ناحیه یک ارومیه  | 

View Full Size Image
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 18:38  توسط حسینعلی آقایارلو- آ - پ -ناحیه یک ارومیه  | 

زمستان نزدیک است هوشیار باشیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 9:47  توسط حسینعلی آقایارلو- آ - پ -ناحیه یک ارومیه  | 

موضوع اين رشته تحصيلي:
انسان قرن بيست و يکم با بشر اوليه تفاوت بسيار دارد و بايد براي برقراري ارتباط با او، بخصوص ارتباطي با نفوذ و پايدار که با حرفها و تجربه هاي تازه و ناگفته همراه باشد، به هنر و دانش پيچيده علوم ارتباطات اجتماعي مجهز بود. اين علم امروزه در دانشگاهها و موسسات آموزش عالي سراسر دنيا تدريس مي شود و در کشور ما نيز با دو گرايش روزنامه نگاري و روابط عمومي، يکي از رشته هاي گروه آزمايشي علوم انساني است.
گرايش روزنامه نگاري:
گرايش روزنامه نگاري نهال تنومندي است که از چشمه هاي هنر و ادبيات، فرهنگ و فلسفه، سياست و اقتصاد، صنعت و تکنولوژي، سيراب مي شود براي همين دانشجوي اين رشته دروس تئوري و نظري مانند مباني جمعيت شناسي، مباني روانشناسي، مباني فلسفه، مباني علم اقتصاد، نظريه هاي ارتباطات اجتماعي و انديشه هاي سياسي در قرن بيستم را مطالعه مي کند همچنين دروسي را که هم جنبه عملي و هم جنبه تئوري دارند مثل اصول و تکنيک هاي تهيه خبر، مصاحبه، گزارش، روش تحقيق، عکاسي خبري، صفحه آرايي و ويراستاري را آموزش مي بيند.
درس هاي اين رشته در طول تحصيل:
دروس مشترک بين گرايشهاي علوم ارتباطات:
مباني جامعه شناسي، مباني جمعيت شناسي، مباني روانشناسي - مفاهيم اساسي، مباني فلسفه، تاريخ و تفکر اجتماعي در اسلام، مباني تاريخ اجتماعي ايران، آمار مقدماتي، آمار در علوم اجتماعي، زبان تخصصي، اصول علم اقتصاد، روانشناسي اجتماعي، اصول علم سياست، کليات حقوق، حقوق اساسي، روش تحقيق نظري، روش تحقيق عملي، نظريه هاي جامعه شناسي، اصول سازمان و مديريت، سمينار مسائل سياسي و استراتژي معاصر، انديشه هاي سياسي در قرن بيستم، مباني ارتباطات جمعي، ارتباطات بين المللي، ارتباطات سياسي، ارتباطات انساني، روشهاي بررسي و تحليل پيامهاي ارتباطي، ارتباطات تصويري، نظريه هاي ارتباطات اجتماعي، گرافيک و صفحه آرايي در مطبوعات، فتوژورناليسم ( عکاسي خبري)، تکنولوژي چاپ و نشر، تجزيه و تحليل برنامه هاي راديو و تلويزيون، افکار عمومي و وسايل ارتباط جمعي، ارتباطات در جهان سوم، حقوق ارتباط جمعي، شيوه نگارش فارسي در مطبوعات.
دروس تخصصي گرايش روزنامه نگاري:
اصول روزنامه نگاري، روزنامه نگاري عملي، ويراستاري و مديريت اخبار، روزنامه نگاري تخصصي، تاريخ روزنامه نگاري، نقد، تفسير و مقاله در مطبوعات.
گرايش روابط عمومي:
کارشناس خوب روابط عمومي بر خلاف ذهنيت عامه مردم سعي در پنهان ساختن اخبار بد ندارد همچنين وظيفه اش در بسط اطلاعاتي که مستقيما از سطوح بالاتر سازمان مي گيرد، خلاصه نمي شود. بلکه کارشناس روابط عمومي يک مشاور است که جريان دو طرفه ارتباطي را بين شرکت و مخاطبان آن ميسر مي سازد و بر اين اعتقاد است که رمز موفقيت يک برنامه ي موثر روابط عمومي، قابليت انتقال پيام صحيح از راه صحيح، در زمان مطلوب و به فرد صحيح است. در واقع کارشناس روابط عمومي از يک سو وظيفه آگاه کردن، خبر دادن و مطلع کردن مردم از مقاصد مديريت سازمان را بر دوش دارد و از سوي ديگر مسووليت ارائه مشورتهاي کارشناسانه با مديريت موسسه در مورد طرز تفکر مردم و گروههاي مورد توجه آن حوزه و تجزيه و تحليل افکار عمومي و بررسي جامعه شناختي گرايشها و طرز تفکرهاي مردم بر عهده او مي باشد.
دروس تخصصي گرايش روابط عمومي:
اصول روابط عمومي، مديريت و روابط عمومي، روابط عمومي عملي، تکنيکهاي روابط عمومي، اقناع و تبليغ، ارتباط با مطبوعات، ارتباطات شفاهي.
توانايي هاي لازم:
دانشجوي روزنامه نگاري بايد داراي دوازده خصيصه باشد که اين خصايص عبارتند از:
-1 داشتن ذوق و استعداد نويسندگي
-2 کنجکاوي، تيزبيني و نکته سنجي
-3 داشتن ضريب هوشي بالاتر از متوسط جامعه
-4 توانايي جوشش با طبقات مختلف مردم
-5 صبر و حوصله زياد
-6 داشتن توانايي جسمي و رواني براي دوندگي هاي اضطراري
-7 قدرت تفکر سريع
-8 عشق به کار خبري
-9 مومن به رعايت اصول اخلاقي و داشتن تقوا
-10 نداشتن خودبيني، غرور و تکبر، انزواجويي، ساده لوحي، تعصب فکري، فضل فروشي، گزافه گويي و تندخويي
-11 داشتن توانايي هاي ارتباطي
-12 داشتن حافظه اي بيش از حافظه ي متوسط جامعه( براي مصاحبه)
البته به ندرت ممکن است فردي بتواند از تمامي اين خصايص برخوردار باشد و هدف از تجسم فردي با ويژگيهاي دوازده گانه فوق صرفا ترسيم تصويري ايده ال از آن خصايص است که بايد کوشش کرد تا حد امکان به آن دست يافت.
دانشجوي روابط عمومي نيز علاوه بر ويژگيهاي لازم براي يک روزنامه نگار بايد از توان تجزيه و تحليل بالا، قدرت ريسک، توان کارهاي اجرايي و قدرت سخنوري برخوردار باشد.
موقعيت شغلي در ايران:
آيا مي دانيد که تعداد فارغ التحصيلان رشته علوم ارتباطات از سال 1351 تا 1373 حدود يک هزار نفر برآورد شده است و از اين تعداد تنها 60 نفر در مطبوعات مشغول به کار هستند و 940 نفر بقيه به مشاغل غيرمطبوعاتي اشتغال دارند؟
بدون شک عوامل بسياري در اين مساله نقش داشته اند اما يکي از مهمترين دلايل اين است که تعدادي از دانشجويان در طي سالهاي فوق، رشته علوم ارتباطات را بدون شناخت لازم و از سرناچاري و يا به طور اتفاقي انتخاب کرده اند. در نتيجه آمادگي و توانايي لازم را براي حضور در مطبوعات نداشته اند از سوي ديگر وابستگي اکثر مطبوعات آن دوران به ارگانهاي دولتي و شرايط دشوار استخدام، عامل مهمي در عدم حضور فارغ التحصيلان اين رشته در شغلهاي مربوط بوده است.
البته در حال حاضر اکثر فارغ التحصيلان اين رشته جذب بازار کار مي شوند براي مثال قريب به اتفاق دانشجويان فارغ التحصيل سال 75 دانشگاه علامه طباطبايي وارد بازار کار مربوط به رشته تحصيلي خود چه در زمينه روزنامه نگاري و چه در زمينه روابط عمومي شده اند.
فرصت هاي شغلي فارغ التحصيلان روابط عمومي نيز در حال حاضر بهتر شده است چرا که زماني کار روابط عمومي سازمانهاي دولتي مساوي با شيريني دادن در جشنها و پلاکارد زدن و عرض تسليت دادن در زمان سوگواري ها بود اما امروزه مردم انتظار بسياري از روابط عمومي سازمانها دارند و مايلند آن ها را در جريان آخرين اطلاعات و اخبار درون سازماني قرار دهند و همچنين نظرات و ديدگاههايشان را به گوش مسوولين سارمانها برسانند. کاري تخصصي که از عهده هر فردي بر نمي آيد و به همين دليل سازمانها ترجيح مي دهند که از فارغ التحصيلان روابط عمومي براي کار در اين بخش مهم و حياتي بهره ببرند

وضوع اين رشته تحصيلي:
انسان قرن بيست و يکم با بشر اوليه تفاوت بسيار دارد و بايد براي برقراري ارتباط با او، بخصوص ارتباطي با نفوذ و پايدار که با حرفها و تجربه هاي تازه و ناگفته همراه باشد، به هنر و دانش پيچيده علوم ارتباطات اجتماعي مجهز بود. اين علم امروزه در دانشگاهها و موسسات آموزش عالي سراسر دنيا تدريس مي شود و در کشور ما نيز با دو گرايش روزنامه نگاري و روابط عمومي، يکي از رشته هاي گروه آزمايشي علوم انساني است.

گرايش روزنامه نگاري:
گرايش روزنامه نگاري نهال تنومندي است که از چشمه هاي هنر و ادبيات، فرهنگ و فلسفه، سياست و اقتصاد، صنعت و تکنولوژي، سيراب مي شود براي همين دانشجوي اين رشته دروس تئوري و نظري مانند مباني جمعيت شناسي، مباني روانشناسي، مباني فلسفه، مباني علم اقتصاد، نظريه هاي ارتباطات اجتماعي و انديشه هاي سياسي در قرن بيستم را مطالعه مي کند همچنين دروسي را که هم جنبه عملي و هم جنبه تئوري دارند مثل اصول و تکنيک هاي تهيه خبر، مصاحبه، گزارش، روش تحقيق، عکاسي خبري، صفحه آرايي و ويراستاري را آموزش مي بيند.
درس هاي اين رشته در طول تحصيل:
دروس مشترک بين گرايشهاي علوم ارتباطات:
مباني جامعه شناسي، مباني جمعيت شناسي، مباني روانشناسي - مفاهيم اساسي، مباني فلسفه، تاريخ و تفکر اجتماعي در اسلام، مباني تاريخ اجتماعي ايران، آمار مقدماتي، آمار در علوم اجتماعي، زبان تخصصي، اصول علم اقتصاد، روانشناسي اجتماعي، اصول علم سياست، کليات حقوق، حقوق اساسي، روش تحقيق نظري، روش تحقيق عملي، نظريه هاي جامعه شناسي، اصول سازمان و مديريت، سمينار مسائل سياسي و استراتژي معاصر، انديشه هاي سياسي در قرن بيستم، مباني ارتباطات جمعي، ارتباطات بين المللي، ارتباطات سياسي، ارتباطات انساني، روشهاي بررسي و تحليل پيامهاي ارتباطي، ارتباطات تصويري، نظريه هاي ارتباطات اجتماعي، گرافيک و صفحه آرايي در مطبوعات، فتوژورناليسم ( عکاسي خبري)، تکنولوژي چاپ و نشر، تجزيه و تحليل برنامه هاي راديو و تلويزيون، افکار عمومي و وسايل ارتباط جمعي، ارتباطات در جهان سوم، حقوق ارتباط جمعي، شيوه نگارش فارسي در مطبوعات.
دروس تخصصي گرايش روزنامه نگاري:
اصول روزنامه نگاري، روزنامه نگاري عملي، ويراستاري و مديريت اخبار، روزنامه نگاري تخصصي، تاريخ روزنامه نگاري، نقد، تفسير و مقاله در مطبوعات.

گرايش روابط عمومي:
کارشناس خوب روابط عمومي بر خلاف ذهنيت عامه مردم سعي در پنهان ساختن اخبار بد ندارد همچنين وظيفه اش در بسط اطلاعاتي که مستقيما از سطوح بالاتر سازمان مي گيرد، خلاصه نمي شود. بلکه کارشناس روابط عمومي يک مشاور است که جريان دو طرفه ارتباطي را بين شرکت و مخاطبان آن ميسر مي سازد و بر اين اعتقاد است که رمز موفقيت يک برنامه ي موثر روابط عمومي، قابليت انتقال پيام صحيح از راه صحيح، در زمان مطلوب و به فرد صحيح است. در واقع کارشناس روابط عمومي از يک سو وظيفه آگاه کردن، خبر دادن و مطلع کردن مردم از مقاصد مديريت سازمان را بر دوش دارد و از سوي ديگر مسووليت ارائه مشورتهاي کارشناسانه با مديريت موسسه در مورد طرز تفکر مردم و گروههاي مورد توجه آن حوزه و تجزيه و تحليل افکار عمومي و بررسي جامعه شناختي گرايشها و طرز تفکرهاي مردم بر عهده او مي باشد.
دروس تخصصي گرايش روابط عمومي:
اصول روابط عمومي، مديريت و روابط عمومي، روابط عمومي عملي، تکنيکهاي روابط عمومي، اقناع و تبليغ، ارتباط با مطبوعات، ارتباطات شفاهي.
توانايي هاي لازم:
دانشجوي روزنامه نگاري بايد داراي دوازده خصيصه باشد که اين خصايص عبارتند از:
-1 داشتن ذوق و استعداد نويسندگي
-2 کنجکاوي، تيزبيني و نکته سنجي
-3 داشتن ضريب هوشي بالاتر از متوسط جامعه
-4 توانايي جوشش با طبقات مختلف مردم
-5 صبر و حوصله زياد
-6 داشتن توانايي جسمي و رواني براي دوندگي هاي اضطراري
-7 قدرت تفکر سريع
-8 عشق به کار خبري
-9 مومن به رعايت اصول اخلاقي و داشتن تقوا
-10 نداشتن خودبيني، غرور و تکبر، انزواجويي، ساده لوحي، تعصب فکري، فضل فروشي، گزافه گويي و تندخويي
-11 داشتن توانايي هاي ارتباطي
-12 داشتن حافظه اي بيش از حافظه ي متوسط جامعه( براي مصاحبه)
البته به ندرت ممکن است فردي بتواند از تمامي اين خصايص برخوردار باشد و هدف از تجسم فردي با ويژگيهاي دوازده گانه فوق صرفا ترسيم تصويري ايده ال از آن خصايص است که بايد کوشش کرد تا حد امکان به آن دست يافت.
دانشجوي روابط عمومي نيز علاوه بر ويژگيهاي لازم براي يک روزنامه نگار بايد از توان تجزيه و تحليل بالا، قدرت ريسک، توان کارهاي اجرايي و قدرت سخنوري برخوردار باشد.
موقعيت شغلي در ايران:
آيا مي دانيد که تعداد فارغ التحصيلان رشته علوم ارتباطات از سال 1351 تا 1373 حدود يک هزار نفر برآورد شده است و از اين تعداد تنها 60 نفر در مطبوعات مشغول به کار هستند و 940 نفر بقيه به مشاغل غيرمطبوعاتي اشتغال دارند؟
بدون شک عوامل بسياري در اين مساله نقش داشته اند اما يکي از مهمترين دلايل اين است که تعدادي از دانشجويان در طي سالهاي فوق، رشته علوم ارتباطات را بدون شناخت لازم و از سرناچاري و يا به طور اتفاقي انتخاب کرده اند. در نتيجه آمادگي و توانايي لازم را براي حضور در مطبوعات نداشته اند از سوي ديگر وابستگي اکثر مطبوعات آن دوران به ارگانهاي دولتي و شرايط دشوار استخدام، عامل مهمي در عدم حضور فارغ التحصيلان اين رشته در شغلهاي مربوط بوده است.
البته در حال حاضر اکثر فارغ التحصيلان اين رشته جذب بازار کار مي شوند براي مثال قريب به اتفاق دانشجويان فارغ التحصيل سال 75 دانشگاه علامه طباطبايي وارد بازار کار مربوط به رشته تحصيلي خود چه در زمينه روزنامه نگاري و چه در زمينه روابط عمومي شده اند.
فرصت هاي شغلي فارغ التحصيلان روابط عمومي نيز در حال حاضر بهتر شده است چرا که زماني کار روابط عمومي سازمانهاي دولتي مساوي با شيريني دادن در جشنها و پلاکارد زدن و عرض تسليت دادن در زمان سوگواري ها بود اما امروزه مردم انتظار بسياري از روابط عمومي سازمانها دارند و مايلند آن ها را در جريان آخرين اطلاعات و اخبار درون سازماني قرار دهند و همچنين نظرات و ديدگاههايشان را به گوش مسوولين سارمانها برسانند. کاري تخصصي که از عهده هر فردي بر نمي آيد و به همين دليل سازمانها ترجيح مي دهند که از فارغ التحصيلان روابط عمومي براي کار در اين بخش مهم و حياتي بهره ببرند.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 2:28  توسط حسینعلی آقایارلو- آ - پ -ناحیه یک ارومیه  |